eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
|⇦•هرچند غیر ناله... به حضرت خدیجه سلام الله علیه اجراشده ماه مبارک رمضان سال ۱۴۰۱به نفس کربلایی حنیف طاهری •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ دیروز یا امروز تو بستر بیماری مادر حرفاش رو با دختر میزنه، از رفتار فاطمه با پیغمبر معلومه سفارش پیغمبر رو به فاطمه کرد. حواست به بابات باشه، بابات غریبه... لذا بعضی موقع ها که پیغمبر از جنگ برمیگشت پرستارِ پیغمبر فاطمه بود. سر و صورت پیغمبر رو می شست... امیرالمؤمنین در جنگ اُحد نود زخم کاری بر داشت... پیغمبر بعد از جنگ اُحد یه پرستار برای امیرالمؤمنین در نظر گرفت که زخم‌های امیرالمؤمنین رو التیام ببخشه و مولا در یک خانه ای ساکن شد... پرستار پرسید چرا نمیری خونه ات؟ مولا گفت: فاطمه من‌ رو با این‌حال ببینه اذیت میشه... تو همین ماه رمضان، چند روز دیگه فرق اميرالمؤمنين شکافته میشه لذا شاید به امام حسن علیه السلام وصیت کرد که : ببند آن گونه فرقم را که در قبر نببیند فاطمه زخمِ سرم را *وصیت کرد خدیجه اون دم آخر به فاطمه اش که حواست به بابات باشه... روزای آخر هم فاطمه تو بستر بیماری زینب روصدا زد، دخترم!..* هر چند غیر ناله به بستر نداشتم دردی به غیرِ غربتِ حیدر نداشتم زینب! دیگر برای ماندن مادر دعا مکن من هم عروس گشتم و مادر نداشتم مادر نداشتم که زدم فضّه را صدا نزدیک تر از او به پَسِ در نداشتم *اما...* اكنون دو سرو قد، دو برادر كنار توست من پشتوانه ای ز برادر نداشتم "صَل اللهُ عَلیک یا ابا عَبدالله" این برادرا کجا بودن صبح یازدهم؟ دستاش رو زد زیر بغلش...* چون چاره نیست میروم و میگذارمت ای پاره پاره تن به خدا میسپارمت @majmaozakerine
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📃 ما هم نشین شدیم به افطار این و آن 🎙 از 🗓 📍 "ع" 🏷 (عج) ما هم‌نشین شدیم به افطار این و آن چون غافلیم از تو؛ گرفتار این و آن ما شکل روزه‌داریمان، فرق می‌کند الگو گرفته‌ایم ز رفتار این و آن تکلیفمان، اطاعت از سیره‌ی شماست امّا شدیم تابع کردار این و آن دلتنگ دیدن تو نگشتیم، درعوض رفتیم عاشقانه به دیدار این و آن کاری که خواستی تو، زمینش گذاشتیم رفتیم با بهانه، پی کار این و آن ما جای دستگیری و وا کردن گره تفریحمان شده فقط آزار این و آن شرط قبول هر عمل، اخلاص بود و ما یک‌عدّه خیّریم در انظار این و آن با معصیت ز چشم تو افتاده درعوض قیمت گرفته‌ایم به بازار این و آن قرآن میان خانه‌ی ما، خاک می‌خورد دل داده‌ایم بس‌که به گفتار این و آن آقا! خلاصه، بندگی ما درست نیست ما تکیه داده‌ایم به دیوار این و آن اثبات کرده مادرتان؛ هرکسی نشد یار امام خویش، شود بار این و آن امّا قسم به چادر خاکی مادرت ما دست رد زدیم به اصرار این و آن هرکس‌که شد غبار عبای ابوتراب رو هم نمی‌کند سوی دربار این و آن باید شبیه مادرتان لحظه‌ی هجوم سینه سپر کنیم به مسمار این و آن ▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📃 زانوی خسته‌اش تکان می‌خورد 🎙 از 🗓 📍 "ع" 🏷 (علیه‌السلام) زانوی خسته‌اش، تکان می‌خورد پیکرش را کشان‌کشان می‌برد چندباری میان راه افتاد گفت: یا فاطمه؛ به راه افتاد هردو دستش به پهلویش دارد عرق سرد بر رویش دارد تا که لرزه به پیکرش افتاد وای! عمّامه از سرش افتاد تار می‌دید دیدگان ترش گوییا ریخته بهم جگرش با لب آستین، چنان زهرا پاک می‌کرد خون لب‌ها را برزمین می‌کشید پایش را جمع می‌کرد هی عبایش را یک نگاهی به دور و بر انداخت اشکی از دیدگان تر انداخت تا که بر آستان حجره رسید جگرش پاره بود، ناله کشید کاسه‌ی صبر عالمین شکست همه درهای حجره را تا بست زیر لب گفت: آه! أین جواد؟ سر پا بود؛ ناگهان افتاد فرش‌ها را یکی‌یکی، تازد تا گلویش لباس، بالا زد سینه‌اش را به خاک سرد گذاشت یک‌ مزاحم به روی سینه نداشت گرد و خاکی به‌پاست در حجره صحنه‌ی کربلاست در حجره دست و پا می‌زد و کنار تنش نیزه، جا وا نکرد در دهنش کربلا؛ جدّ او، عجب جان داد وسط نیزه‌دارها افتاد یک‌نفر زد لگد به پهلویش یک‌نفر پا گذاشت بر رویش یک‌نفر آستین خود، تا زد گوشه‌های رداش، بالا زد روی کرسی عرش، زانو زد پنجه، اوّل میان گیسو زد خنجرش را گذاشت زیر گلو وحده لا اله الّا هو این گلو، جای بوسه‌ی نبی است حرز آن، اشک‌های زینبی است هرچه خنجرکشید و باز کشید جای لب‌های خواهرش، نبرید روضه را تا کنار عرش کشاند وای! جسم حسین برگرداند حالت حنجری بهم می‌ریخت گیسوی مادری بهم می‌ریخت کار بالا گرفت؛ ای مردم وای از ضربه‌ی دوازدهم شکل رگ ها که نامرتب شد این سخن دلخوریِ زینب شد کاش در بین تان مسلمان بود ذبحِ از پشتِ سر حلال نبود شاعر: ▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
@MAHMOUDKARIMMI_SHAB_11_RAMAZAN_1401_HARAM_EMAM_REZA_AUDIO_04.mp3
18.26M
📌 مناجات شب‌ یازدهــم رمضان ۱٤٤٣ 🎙 بامــــدّاحی: 🕌 حــرم مطهر امام رضا (علیه‌السّلام) @majmaozakerine
🔸🔸سی شب مناجات ماه مبارک رمضان ۱۴۴۳ _ شب یازدهم 📆 زمان: 👈 سه شنبه ٢٣ فروردین ماه ۱۴۰۱ 🔷 با سخنرانی: 👈 حجت الاسلام محمودی 🔷 با مداحی: 👈 کربلایی سید رضا نریمانی 🚩مکان: 👈 اصفهان، چهارراه عسگریه، امامزاده شاه میرحمزه علیه السلام 🔊 حجت الاسلام محمودی 🔊 بخش اول | برتن بی جان من، ای جان من جانی ببخش 🔊 بخش دوم 🔊 بخش سوم و ادامه 🔊بخش چهارم | هرچه شد بین در و دیوار شد 🔊 بخش پنجم | اول یار دین تویی و بس