سبک واحد مناجات باخدا در شب قدر..
- به سبک کنار قدم های جابر..
شب قدر و اشک و مناجات
شب آه و سوز و گدازه
بیآد هرکی داره گناهی
در ِ بخشش و توبه بازه
دلایی که امشب شکسته
خریدارشه حق تعالی
دلای شکسته ندارند
دگر قیمتی توی دنیا
(الهی الهی ببین روسیاهم
به قدرِ شب قدر بده تو پناهم)(2)
منی که گناهام زیاده
با چه رویی پیش تو آیم
صدات می زنم از تَه دل
که کاری کنی تو برایم
امیدوار به لطف تو هستم
امیدم نا امّید نمی شه
خودم شاهدم که گرفتی
تو دستای من رو همیشه
الهی الهی منم کوه عصیان
ولی در مقابل تویی اهل غفران
(الهی الهی ببین روسیاهم
به قدرِ شب قدر بده تو پناهم)(2)
تو رحمانی و تو رحیمی
که احسان شده عادت تو
ندیده کسی بسته باشه
یه لحظه در ِ رحمت تو
درِ رحمت حق تعالی
بدونید که باب الحسینه
دخیل حسین و اباالفضل
باشه هرکسی زیر دینه
الهی الهی به آقام اباالفضل
تو عفوم بفرما مرا از سر فضل
(الهی الهی ببین روسیاهم
به قدرِ شب قدر بده تو پناهم)(2)
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
#واحد_شب_قدر
سبک زمینه، شور امیرالمومنین علی (علیه السلام)
السلام ای جوانمردِ عالم علی
السلام ای به هر زخمی مرهم علی
بعد از تو، یتیم نوازی ها فراموش شد
سیلی ها، سهم یتیم ها جای آغوش شد
فقط تویی که قدر ایتام رو میدونی
فقط تویی براشون آرامش جونی
فدای دست مِهر تو
فدای نور تو قمر
فدای بازی کردنت
با بچه های بی پدر
تو که خودت یتیم داری
قدر یتیم رو میدونی
شب ها براشون تا سحر
آب و غذا می رسونی
غریب عالم علی(۴)
السلام ای نگاه تو درمان علی
یک نگاه کن به دنیا آقا جان علی
می بینی، که شیعه هات چقد گرفتارند
تو چنگه، یک عده وهابیِ خون خوارند
ببین چقد یتیم و آواره شدن شیعه
به جرم حُب تو آقا سر میزنن شیعه
با اینکه تو بَد نبودی
چرا بَدی شد به شما
دعایی کن مهدی بیاد
که شیعه مظلومِ آقا
ببین تو شام و تو یمن
باز شیعه هارو میزنند
انگاری دنیا مدینه ست
دارند زهرا رو میزنند
غریب عالم علی(۴)
السلام ای مقاوم به سختی علی
باکی نیستش ما داریم تا وقتی علی
یامولا، امید ما اینه تو رو داریم
از عشقت، ما هیچ موقع دس بر نمی داریم
اگر چه از یهود و وهابی ما زخم خوردیم
ولی ما مثل کربلا با مرگمون بُردیم
الهی به حق علی
منتقم زهرا بیاد
الهی به حق حسین
وارث عاشورا بیاد
شیعه زِ غم رها بشه
راهی کربلا بشه
با ذوالفقار حیدری
راه مدینه وا بشه
غريب عالم بيا(۴)
#مجتبی_دسترنج_ملتمس
#زمینه_مولا_علی_ع
🔷 دوبند شور مولا امیرالمومنین علیه السلام
🛑بند اول
صلی الله علیک یا امین الله فی ارضه
یک ذره محبتت به همه دنیا می ارزه
مولا مولا مولا علی
آیینه ی خدا علی
ای ذکر لب های رسول
در سجده علی یا علی
مولا مولا مولا مولا مولا مولا مولا مولا علییییی
ایمان علیه
اون که اعمالش شد میزان علیه
کاتب و مفسر قرآن علیه
دشمنش هلاک جاویدان علیه
🛑بند دوم
لافتی الا حیدر لاسیف الا ذوالفقار
در میان دستانت گردش لیل و النهار
مولا مولا مولا علی
آرامش دریا علی
قبله ی عشاقت نجف
حضرت شاهنشاه علی
مولا مولا مولا مولا مولا مولا مولا مولا علییییی
سلطان علیه
من کویر خشکم باران علیه
اون که داده پدرم را نان علیه
میده بر این دل مرده جان علیه
📝شعروسبک : یوسف کیانی
محمدرضا مصطفوی
#شور
#طوفانی
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین
📋 لحظات آخر امیرالمومنین (ع) به روایت اصبغ ابن نباته
#روضه_امام_علی (ع)
#متن_روضه / *بخش اول*
#گریز_به_روضه_حضرت_زهرا(س)
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اصبَغ ابن نُباته انقدر پشت در خونهی مولا موند، امام حسن در رو باز کرد؛
_چی میگی اسبق؟!
_ اومدم امیرالمومنین رو ببینم.
گفت نمیشه، راهش نداد، در رو بست رفت.
دوباره در زد، دوباره امام حسن در رو باز کرد: مگه نگفتم برو اصبغ. بابام اصلا حالش خوب نیست؛
میگه دوباره در زدم، دوباره در رو باز کرد. امیرالمومنین صدام زد:
_حسن جان کیه پشت در؟!
_آقا اصبغه.
_چی میخواد؟!
_ میگه جایی نمیرم در و باز کن میخوام مولامو ببینم. هرچی هم بهش میگم برو بابام نمیتونه کسی رو ببینه و زیارت کنه و اصلا حالش خوب نیست، یه جملهای گفته بابا منو بیچاره کرده
_چی میگه؟!
_سرش و به دیوار گذاشته هی داره میگه یا حسن تو رو خدا در و باز کن من جای دیگه رو ندارم برم...
یکی دو روزه این مولا توو بستر بوده. همچین که در و باز کردن وارد حجره شدم دیدم اینقدر رنگ این آقا زرد شده، دستمال زردی که به سر بسته با رنگ صورت یکی شده.
تازه مَرده، پهلوونه، یه ضربه خورده، گرچه کاریام بوده اما دو سه روزه توو بستره همه رو بیچاره کرده...
قربون اون خانمی برم که سه ماه توو بستر بود هی این پهلو به اون پهلو میشد هی صدا میزد علی علی علی...
#شب_بیستم
📋 خونی شده بال و پرت ای همسر زهرا
#سبک_روضه / *بخش دوم*
#روضه_امام_علی (ع)
#گریز_به_روضه_حضرت_زهرا (س)
#گریز_به_روضه_امام_حسین (ع)
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خونی شده بال و پرت ای همسر زهرا
فرق تو شکسته ست شبیه پر زهرا
تشبیه عجیبی ست مراعات قریبی ست
سجادهی خونی تو و بستر زهرا
امروز سرت تیغ نمیخورد ، اگر که…
دیروز نمیخورد به آن در سر زهرا
داغ جگرت روضهی مکشوف مدینه ست
از آتش و از شعله و از معجر زهرا
یک زخم تو را از نفس انداخت سه روزه
ای وای! نود روز چه شد پیکر زهرا
اما نمک روضه حسین است یقینأ
چشم تر تو شاهد و چشم تر زهرا
ای شمر! تو بیرون برو از مقتل آقا
بیرون برو ای فتنه زِ دور و بر زهرا
بالای همان تل بنشین یا برو خیمه
گودال شلوغ است … نیا دختر زهرا
*شاعر: #علیرضا_وفایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📋 #روضه_امام_علی (ع)
#متن_روضه / *بخش سوم متن*
#گریز_به_روضه_حضرت_زهرا (س)
#گریز_به_روضه_امام_حسین (س)
با نوای کربلایی سیدرضا نریمانی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همچین که بیبی زینب کبری اومد غذایی بده به امیرالمومنین (ع)، به ابن ملجم گفت: ایشالله بابام خوب میشه توأم رسوا میشی.
ابن ملجم یه نیشخندی زد، گفت: من میدونم چی کار کردم؛ اینقدر به این شمشیر زهر دادم که کار بابات یکسره بشه، تموم بشه...
انقدر بیبی گریه کرد، همچین که گفت دیگه بابات موندنی نیست...
(میدونی یاد چی افتادم؟!)
یاد اون روزی که زنای مدینه اومدن عیادت مادرش، از در که میخواستن بیرون برن، زینب گوش میداد چی دارن به همدیگه میگن. دید هی دارن بهم میگن زهرا دیگه زنده نمیمونه.
اینقدر گریه کرد، ناله زد، مادر مادر گفت...
اینجا هیچکس نذاشت این خانم چیزی ببینه. فقط بهش گفتن دیگه بابات زنده نمیمونه، بهم ریخت، گریه میکرد.
دلا بسوزه برا اون لحظهای که بالای تل ایستاده، داره نگاه میکنه...
یه عده دور حسینشو گرفتن، گردوخاکا بالا رفت، دیگه چیزی ندیده. اما یه مرتبه از تل سریع اومد سمت گودال، یه نگاه به این بدن کرد؛
"هَذَا حُسَيْنٌ بِالْعَرَاء مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ مُقَطَّعُ اَلْأَعْضَاءِ..."
یه کاری کرده دوست و دشمن گریه کردن؛ دست برد زیر این بدن، بدنو بلند کرد اینقدر بدن کوچیک شده بود، نحیف شده بود، بدن و به سمت آسمان بلند کرد: ای خدا این قربانی رو از ما قبول کن.
همچین که بدنو زمین گذاشت یه مرتبه همه دیدن خم شد این لباش و گذاشت به رگهای بریدهی حسین. دیگه قامت زینب راست نشد...
حسین...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#شب_بیستم
#کانال_نوحه_مجمع_الذاکرین