#امام_حسن_عسکری_ع_شهادت
لزره افتاده به دستم، پسرم! زود بیا
روشنی بخش دو چشمان ترم، زود بیا
تاکه سیراب کنی لعل لب خشک مرا
ای جگرگوشهی من! ای پسرم! زود بیا
تا نیایی دلم آرام نگیرد هرگز
گرد غم ریخته در دور و برم، زود بیا
زهر کاری شده و بر جگرم افتاده
تا نپاشیده به سینه جگرم، زود بیا
فرصت مختصری تا سَفَر من باقیست
لحظهی آخر قبل از سفرم، زود بیا
بر مصیبات تو اندیشم و هنگام وداع
غم تو زنده شده در نظرم، زود بیا
یاد آن طفل فتادم که دل شب میگفت
سوختم از غم هجران، پدرم! زود بیا
همره مرغ سحر، گفت «وفایی» شبِ هجر
با همه منتظران، منتظرم، زود بیا
✍ #سیدهاشم_وفایی
#امام_حسن_عسکری_ع_شهادت
اثر زهر به کل بدنت معلوم است
شدت درد تو و ضعف تنت معلوم است
گاه غش میکنی و گاه به خود میپیچی
خوب اوضاع تو با سوختنت معلوم است
حرف خود را به تکانْ دادن سر میگویی
حالت از گریه و طرز سخنت معلوم است
سعی داری که نبیند پسرت؛ اما حیف
باز خاکی شدن پیرهنت معلوم است
پادگان جای تو و اهل و عیال تو نبود
در نگاه تو غم دلشکنت معلوم است
کاسه نزدیک لبت میشود و میاُفتد
باهمین زاویه زخم دهنت معلوم است
قصدت اینست تو هم کرببلایی بشوی
این مواسات در عطشانشدنت معلوم است
فرقِ بسیار تو با جد غریبت آقا
وقت تشییع و کفنداشتنت معلوم است
ته گودال نرفتی، به سرت سنگ نخورد
شکر! این لحظهی آخر، بدنت معلوم است
✍ #سیدپوریا_هاشمی
#امام_حسن_عسکری_ع_شهادت
خورشید سوخت از غم و فردا یتیم شد
چشم و چراغِ نوح و مسیحا یتیم شد
زهری گرفت، از حسنِ عسکری نَفَس
صاحبعزایِ روضهٔ بابا یتیم شد
بالا سرش به گریه نشست و عزا گرفت
ماهِ ربیع، حضرتِ مولا یتیم شد
پشت و پناهِ منجیِ عالم شهید شد
تنها نه سامرا...، همهدنیا یتیم شد
ای جمکران! سیاه بپوش و به سر بزن
آمد خبر که مهدیِ زهرا یتیم شد
گریه کنان امامِ زمان بیکس و غریب
زد بیپناه خیمه به صحرا...، یتیم شد...
تنهاییاش شروع شد از پنج سالگی
آقایِ غایب از نظرِ ما یتیم شد!
✍ #مرضیه_عاطفی
.
🏴 #واحد_تند شهادت حضرت امام حسن #عسکری علیه السلام و توسل به امام زمان (عج)
#واحد_امام_عسکری_ع
#یاابالمهدی_یک_نگاهم_کن
🏴بند اول
یا ابالمهدی یک نگاهم کن
یک نگاهی به این روی سیاهم کن
یا ابالمهدی رو به راهم کن
یک نگاهی به این ناله و آهم کن
به فدای ناله های پسرت
به فدای پاره های جگرت
به فدای لحظه های آخرت
میگفتی پسرم
نور چشم ترم
مهدی تاج سرم
بیا نور دو عین
ای جان عالمین
منتقم حسین
《یا ابالمهدی_امام عسکری》
🏴بند دوم
یا ابالمهدی سامراییم کن
بعد سامرا بیا و کربلاییم کن
یا ابالمهدی دل به تو دادم
ای مسیحا دم بیا حاجت رواییم کن
به فدای قلب زهراییِ تو
به فدای خُلق مولاییِ تو
به فدای دم عیساییِ تو
تو شاهه کرمی
کریم عالمی
واسم محترمی
حجت داوری
گل پیغمبری
سیدی عسکری
《یا ابالمهدی_امام عسکری》
🏴بند سوم
حضرت مهدی تسلیت آقا
به فدای شال مشکیِ تو یا مولا
بقیت الله آجرک الله
فی مصیبت اَبوکَ یوسف زهرا
به فدای قلب محزونِ شما
به فدای دل پرخونِ شما
منقلب حال دگرگونِ شما
ای ماهِ شب تار
بی تو قلبمه زار
با تو میشه بهار
بیا صاحب ما
سرده بی تو هوا
سخته دوریت آقا
《العجل مولا_عزیز فاطمه》
#امام_عسکری
#شهادت_امام_عسکری
✍🎵کربلایی امیرحسین سلطانی
5cd82e792a4b751f3adfa089_-281295488420054337.mp3
1.93M
﷽
شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام)
شور🎙
🏴سبک میگذرد کاروان
🎤مجید طاهری
شعله ور است از دلم آتش زهر جفا
بر جگر پاره ام گریه کند سامرا
گریه کند بر غم و حال پریشان من
گریه کند روز و شب بر من و زندان من
خانه ام زندان و من اسیر
بودم در دست دشمن اسیر
وا غربتا......
حاصل زهر جفاست این تن لرزان من
کاسه ی آب میخورد بر لب و دندان من
آمده در خاطرم ماتم بزم یزید
داغ لب و خیزران راس حسین شهید
چوب کین بر لبها میزدند
قاری قرآن را میزدند
وا حسینا...
#شهادت_امام_حسن_عسکری_ع
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
26.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعدِ من مهدیِ من ، بی کس و تنها ماند
به غریبیِ یگانه پسرم گریه کنید...
🏴آجرک الله یا صاحبالزمان🏴
حالا وقتشِ اگه برای گریه بیقراری
حالا وقتشِ اگه تو دنیا دلخوشی نداری
مهدی تنهایی عزا گرفته این روزا
وقتشِ که سر روی شونه های اقا بزاری
همه یک سر ، با دل مهدی هم صدا میشیم ، امشب همه صاحب عزا میشیم ، مثِ شراره های اتیشیم ، گریه کنایِ سامراییم
یه دم خلوت ، نمیشه روضه ی اباالمهدی ، رسیده دیگه وقت هم عهدی ، چه شور و عشق و صولت و مجدی ، سینه زنایِ سامراییم
بند دوم
روضه ی حسن دلُ میکشونه سمت مدینه
یادمون میاره زخم پهلو و خس خسِ سینه
تازه میشه داغ کوچه وقتی یا حسن میخونیم
اصلا انگاری که اصل روضه های کوچه اینِ
چه شبهایی ، فاطمه بود و تب و بی خوابی ، حسن بود و گریه و بیتابی ، دیگه نیومد شبِ مهتابی ، خوشی برا حسن سرابِ
چقد سخته ، رختِ عزا رو تن کنی اما ، نتونی راحت بگی وا اُما ، استین دهن بگیری واویلا ، یتیمی بدترین عذابه
بند سوم
لحظه های اخرِ مهدی بالا سرِ باباشِ
دمِ اخر دم یا حسینِ که روی لباشِ
هی میگه وا عطشا با اینکه بالا سرش ابِ
به گمونم دمِ اخری تو فکرِ لب اربابِ
تهِ گودال ، ناله میزد هی جلوش اب خوردن ، چی به سرِ پیکرش اوردن ، پیرُهنُ عمامشو بردن ، سرش به روی نیزه ها بود
بمیرم از ، بی ابی حتی خشکِ رگهاشم ، میگن سیاه میدیده چشماشم ، میسوخت اقا حتی نفسهاشم ، تنش به زیر دست و پا بود
#خادم_زینب
#واحدسنگین (علیه السلام)
#شهادت_امام_حسن_عسکری (علیه السلام)
#هشت_ربیع