eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
. روضه و توسل ویژۀ ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شبِ سوم ماهِ محرم سال 1398 به نفسِ حاج حسن خلج •┄┅═══••↭••═══┅┄• نیمۀ شب شده و خوابِ پریشان دارم همره خون به لبم، ذکرِ پدر جان دارم داغِ پی در پی و اندوهِ فراوان دارم خواب دیدم که سری را روی دامان دارم دیدم آن سر،سر باباست خدا رحم کند غرق خون غنچۀ لب هاست خدا رحم کند شام هرچند پر از سایۀ اهریمن بود تا که از خواب پریدم همه جا روشن بود سَرِ نورانیِ بابا به رویِ دامن بود چشم هایِ پدرم خیره به چَشمِ من بود *توی هر فرهنگی بری بگردی، تو هر طایفه ای نگاه کنی، بین هر قوم و عشیره ای بری پرس و جو کنی، وقتی یه دختر بچۀ یتیم بهانۀبابا بگیره... معمولی ترین کاری که میکنن آغوش میگیرن،نوازش می کنند...سعی میکنن با یه چیزی حواس بچه رو پرت کنن، مردم شام تنها جماعتی هستند که سَرِ بریدۀ بابا رو گذاشتن جلویِ بچۀ یتیم...حسین...* تا که چشمم به سر افتاد زبانم وا شد لیلۀ قَدرم چقدر زیبا شد "يا أبَتاهُ! مَنْ ذَا الَّذي أَيتمني علي صِغَر سِنّي...؟"تربیت شده ی دامانِ زینبِ، این خانوم، خانوم خانومای عالمِ...سه ساله است، ولی آینه ی تمام نمایِ مادرش زهراست... همون جوری که مادرش تو خونه از علی رو گرفت، این خانوم متوجه امامشِ،همه حواسش به حجت خداست ...* راضیم اینکه نگیری به بغل دختر را شاهدم خصم جدا کرده سر و پیکر را بُرده حتی ز تو پیراهن و انگشتر را می تکانم ز سر سوخته خاکستر را چقدر رویِ کبود تو به زهرا رفته بس که چوب از لب و دندان تو بالا رفته غریب مادرم حسین ...... *عرض کرد: آقای من! مولای من! اون غمی که شما فرمودید اگه اشک چشمم تموم بشه براش خون گریه میکنم کدوم غمِ ؟ غم شهادت عمو جانِ شما،علی اصغرِ؟ فرمود: نه این غم، غمِ بزرگ تری است... عمو جانم علی اصغر هم اگر بود، برایِ این غم گریه میکرد... عرض کرد: آقا جان! غم شهادت عمو جانتون عباسِ؟ فرمود عباسم برایِ این غم گریه میکنه ...فرمود: آقا جان! شهادت جدِّ شما ابی عبدالله است... فرمود: حسینم برایِ این غم گریه میکنه...این چه غمیِ؟ فرمود: شهادت ها حق ماست...شهادت ها ارث ماست، اما قرار نبود زیر این آسمون کسی دستِ عمه هایِ منو ببنده...* تا که با عمه ی خود وارد بازار شدم موردِ مرحمتِ خنده ی اغیار شدم هر کجایی که پدر، سخت گرفتار شدم متوسّل به عمو جانِ علمدار شدم من نگویم که چه ها بر سر من آوردند چادری را که تو برایم خریدی بُردند *نیمه های دل شب از خواب پرید، جیغ میزنه، داد میزنه ،وای بابا... خانم های خرابه،دورش جمع شدند، هر کاری میکنند آروم نمیشه، این دست های کوچولو رو مشت میکنه هی تو دهن میکوبه... وای بابا!... آقا زین العابدین دید سه ساله دهنش غرق خونه... دوید خواهر رو بغل گرفت به سینه چسبوند... عزیز دلم چرا اینجور میکنی؟ گفت: الان خواب مجلس شام رو دیدم هی با چوب به لب و دهن بابام می زدند....حسین...* ┄•┄┅═══••↭••═══┅┄
. روضه و توسل ویژۀ ایام شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها اجرا شده شبِ سوم ماهِ محرم سال 1398 به نفسِ حاج سید مهدی میرداماد خرابه تاریکِ، تو روشنش کردی *امشب خسته نشو اگه داد میزنی،گریه ی شما با این سه ساله یه فرقش اینه که شماها که گریه می کنید کنار دستیت آرومت میکنه،هی بهت آب میده،هی حواسش هست حالت بد نشه...اصلاً بالاتر از این...حضرت زهرا سلام الله علیها ایستاده کنارت هی اشکات رو پاک میکنه...اما امام سجاد علیه السلام می فرمایند: ما گریه می کردیم با تَهِ نیزه میزدن،ما گریه می کردیم لگد میزدن....اما تو امشب راحت داد بزن...امشب هرکی صداش گرفت بدونه یه ذره شکل رقیه شده...* خرابه تاریکِ، تو روشنش کردی *تا خرابه روشن شد یه صحنه ای رو دید...* تو هم لبت زخمِ، تو هم پُر از دردی *بابا من که چشام درست نمی بینه،تو منو نگاه کن....* نگام کن که چجوری پیرم کردن بی عمو...منو زمین گیرم کردن نگام کن بابا! زندگیمُ دادم ولی بابا! عشقتُ نه گهواره رو دادم ولی غمِ اصغرُ نه سنگارو میدیم ولی بابا! عمه رو نه گوشواره ام رو دادم ولی بابا! معجرُ نه *سر رو انداختن جلوش،تا سر رو انداختن،عقیله ی بنی هاشم و بقیه ی مُخدرات دویدن جلویِ رقیه...شاید سر رو نبینه...میخواستن یه کاری کنن حواسش پرت بشه..اما این بچه از همون اول فهمید چه خبر شده...* برید کنار میخوام سَرُ ببینم زخمایِ روزِ آخرُ ببینم جلوی چشمام رو نگیرید که میخوام پارگی هایِ حنجرُ ببینم *سر رو بغل کرد...* مَنْ ذَا الَّذي أَيتَمَني ...بابایی دیگه تو آغوشِ منی...بابایی این همه جا رفتی دلت نیومد به دخترت سر نزنی...بابایی زندگیمُ دادم ولی بابا! عشقتُ نه گهواره رو دادم ولی غمِ اصغرُ نه سنگارو میدیم ولی بابا! عمه رو نه گوشواره ام رو دادم ولی بابا! معجرُ نه *حالا حرفای در گوشی...دختر دارها میدونن...یه حرف هایی رو دخترها جلو همه میزنن...اما یه وقتایی بعضی حرفها،حرفهای درگوشیِ...عمه نباید بشنوهِ...* کاشکی میشد بازم برام بخندی پلکای زخمیتُ دیگه نبندی خیلی تنم درد میکنه،بابایی! از شبی که پرت شدم از بلندی ببین لبم داره عجب شکافی نمیشه مویِ سوختَه رو ببافی هر دفعه گفتم که بابامُ میخوام بهم زدن یه سیلیِ حسابی از کوچه ها نگو راستی خبر نداری از عمو بگو اگر دیدیش سَرِ رقیه سوخته مو به مو از مجلس شراب چیزی بهش نگو *بابا چیزی بهش نگو...چی بهش نگم؟...بهش نگو تو جمعیت بودم...دیدم یه نامحرم داره خواهرم رو نشون میده...بابا تا حالا اسمِ کنیز رو نشنیده بودم...بابا دیدم نامحرما به ما بد نگاه میکنن...بابا به عمو چیزی نگو...عموم غیرتُ اللهِ...بهش نگو ریختن رو سَرِ عمه ام...خودش رو انداخت رو بچه ها تا بچه ها رو نزنن...با کعبِ نی و تازیانه و نیزه...حسین... بابا بهش نگو از بالای ناقه افتادم...بهش نگو موهام رو کشیدن...بهش نگو پابرهنه رو خارها دویدم...بهش نگو لگد خوردم...* زندگیمُ دادم ولی بابا! عشقتُ نه گهواره رو دادم ولی غمِ اصغرُ نه سنگارو میدیم ولی بابا! عمه رو نه گوشواره ام رو دادم ولی بابا! معجرُ نه *بیار دستت رو بالا،به رقیه...کلیدِ اربعین دستِ رقیه است...روزیِ اربعین دستِ رقیه است...باب الحسین رقیه است...هر کاری میخوای تو دستگاهِ ابی عبدالله بکنی دستِ رقیه است...ظهور امام زمان دستِ رقیه است...شفا دستِ رقیه است...بلند بگو:یا حسین....* ┄•┄┅═══••↭••═══┅┄•
. سینه زنی زمینه زیبا ویژۀ ایام پیاده روی اربعینِ حضرت سیدالشهدا علیه السلام به نفسِ حاج امیر عباسی •┄┅═══••↭••═══┅┄• دارم میام به سمت کربلایِ تو دارم میام ، بمیرم از غمایِ تو دارم میام ، شبیه بچه هایِ تو دارم میام ... فصلِ پرکشیدنِ ، فصلِ کوچِ عاشقا از سراسرِ زمین ، سمتِ شهرِ کربلا .. پرستویِ مهاجرِ حسینی ام تو راهِ آسمونِ سرخِ کربلام تنم فدایِ خستگیِ زینبت سرم فدایِ داغِ شاهِ سر جدا دارم میام ، به سمت کربلایِ تو دارم میام ، بمیرم از غمایِ تو دارم میام ، شبیه بچه هایِ تو دارم میام ... حرمتِ تو واجبِ ، مثلِ خونۀ خدا با عنایتِ توِ ، استجابتِ دعا به جز مسیرِ روشنِ تو یا حسین قدم تو راهِ دیگه ای نمیزارم تو اینقدر برایِ من مقدسی که هرکی عاشقِ توِ دوسش دارم دارم میام ، به سمتِ تو قدم قدم دارم میام ، با عشق و شور و ذکر و دم دارم میام ، تا عشقمُ نشون بدم دارم میام ... دارم میام ، به سمت کربلایِ تو دارم میام ، بمیرم از غمایِ تو دارم میام ، شبیه بچه هایِ تو دارم میام .. اشک و شورِ روضه ها اوجِ لذتِ برام نوکری برایِ تو ، عینِ عزتِ برام تا روزی که خدا خدایی میکنه شکوهِ و سربلندیِ تو باقیِ زمین نمیخوره خدایی پرچمت تا وقتی بیرقِ تو دستِ ساقیِ دارم میام ، به اذنِ ساقیِ حرم دارم میام ، بیوفته زیرِ پات سرم دارم میام ، که از جوونیم بگذرم دارم میام .. دارم میام به سمت کربلایِ تو دارم میام ، بمیرم از غمایِ تو دارم میام ، شبیه بچه هایِ تو دارم میام ... ┄┅═✧❁۞══۞❁✧═
سلام🌷 صبحتون بخیر صبحتون پراز انرژی🌷 آرزومیکنم درهای خوشبختی ،عشق🌷 مهربانی و موفقیت ، همیشه به روی شما باز باشه💞 🔴کانال مجمع الذاکرین
‍ 💠 متون شب سوم محرم الحرام ۹۵ 🎤 حاج حسین سیب سرخی بابا بابا بیا که بهترین بابای دنیایی بابا بیا میترسه دخترت ز تنهایی غرق گریه ام من رقیه ام دل منو دوباره با صفا کردی توی دلم بازم روضه به پا کردی درسته خاطراتش واسه من سخته ولی خرابه رو کربلا کردی غرق گریه ام من رقیه ام بابا بابا خوش اومدی به این خرابه مهمونی بابا بابا ولی بگو چرا با یه سر خونی غرق گریه ام من رقیه ام
🔘🔘9⃣2⃣4⃣🔘🔘 ☑️بنداول چشمت روشن حسین دادن به من حسین«ع» اینجا دشنام چشمت روشن حسین من و بردن حسین «ع» تو اون ازدحام به هم ریختم به هم ریختم به هم ریختم نبودی تو شام به هم ریختم به هم ریختم به هم ریختم سنگ از روی بام سرم ریختن سرم ریختن سرم ریختن غریب مادر عزیزخواهر •┈┈┈┈••✦•••✿•••✦••┈┈┈┈┈• ☑️بنددوم شد حال من خراب مثل حاله رباب با قلبی خون قران خوندی و داد با خیزرون جواب پست ملعون حال دلم رو نفهمیدن نفهمیدن نفهمیدن به اشک چشمام می خندیدن می خندین می خندیدن کنار رأست می رقصیدن می رقصیدن می رقصیدن غریب مادر عزیزخواهر •┈┈┈┈••✦•••✿•••✦••┈┈┈┈┈• ☑️بندسوم سخت تر از کربلا بودش شام بلا ای وای ای وای دادن مارو عذاب دور از چشمت بابا ای وای ای وای قومه بی فرجام مارو بردن مارو بردن مارو بردن تو ملا عام مارو بردن مارو بردن مارو بردن تو بازار شام مارو بردن ماروبردن مارو بردن غریب مادر عزیزخواهر 💠💠💠9⃣2⃣4⃣💠💠💠 نشرواستفاده ازکلیہ آثاراین کانال نه تنها حرام نیست بلکہ ثواب جاریہ دارد. باذڪر(صلوات) @majmaozakerine
اى به فداى جان تو، جان جهان رقيه جان در دل كوچك تو غم، در فوران رقيه جان  تو غنچه اى تو سبزه اى، تو يك بهشت لاله اى تو مهرى و ستاره اى، تو ماهى و تو هاله اى  تو از قبيله سخا، تو جود را سلاله اى در آشيانه حرم، كبوتر سه ساله اى  ما همه يك تن و توئى، روح و روان رقيه جان رقيه جان رقيه جان رقيه جان رقيه جان فرشتگان آسمان، دور سر تو مى پرند عطر تو را به كهكشان، دست به دست مى برند ناز تو نازنين بدن، به اشك ديده مى خرند به خاطر تو غنچه ها، جامه خويش مى درند نام مقدست بود، ورد زبان رقيه جان رقيه جان رقيه جان رقيه جان رقيه جان لب تو كوثر على، رخ تو ماه فاطمه سرشته در وجود تو، جلال و جاه فاطمه قسم به ناله هاى تو، به اشك و آه فاطمه نهان به گوشه چشم تو، بود نگاه فاطمه قد تو مثل فاطمه، بود كمان رقيه جان رقيه جان رقيه جان رقيه جان رقيه جان