هدایت شده از حال مرا دریاب حسین
هر زمان دلتنگِ زهرا می شوم، قم می روم
*سادات بهتر می فهمند،آخه كجا میری وقتی دلتنگِ مادرت میشی؟اونایی كه مدینه رفتن بهتر می فهمن...*
هر زمان دلتنگِ زهرا می شوم، قم می روم
میلِ مشهد می کنم، پا می شوم قم می روم
چند روزی هست تب دارد نگاهش بر در است
آنقدر غم خورده و غم خورده، خیلی لاغر است
دردِ دوری از تمامِ درد و غم ها بدتر است
باز هم یک فاطمه از دردِ بینِ بستر است
*چه مقایسه ای كردم،این فاطمه كجا و بی بیِ دوعالم فاطمه كجا؟ اولاً این خانم اگر تو بستر هم بوده دیگه بچه نداشته،همسر نداشته،آخه امیرالمؤمنین هر وقتی می اومد خونه یه نگاهی به بستر می كرد آه می كشید،خجالت زده می شد،سرش رو پایین می انداخت،علی رو حلال كن...*
این چه غوغایی ست یا رب که میان قم به پاست
این دم آخر به لب هایش رضا جانم رضاست
رفته بین هر بیابان در هوای دلبرش
روی ناقه بینِ محمل سایبان دارد سرش
شکر ! نامحرم ندیده هیچ کس دور و برش
یا نخندیده کسی بر خاکِ رویِ معجرش
دردِ پا دارد ولی دردش فراوان نیست نیست
پایِ بی بی، زخمی از خار مغیلان نیست نیست
در مسیرش غیر تکریم و ادب دیگر ندید
با لبِ تشنه رضایِ خویش را بی سر ندید
دُور تا دُور خودش چشمِ بدِ لشگر ندید
غارتِ چادر ندید و غارتِ معجر ندید
عمه اش زینب ولی زیر لگدها مانده بود
بین آن نامردهایِ پَست، تنها مانده بود
#شاعر سید پوریا هاشمی
*از مدینه تا خراسان خیلی راه طولانیِ،اما به عشقِ امامش،به عشقِ ولایتش راه افتاد این مسیر رو،اما خدا رو شكر نرسید خراسان،چرا؟ خدا رو شكر جون دادنِ امام رضا رو ندید...اون لحظه ای كه امام رضا فرش های حجره رو جمع كرد، این صورتش رو روی خاك میذاشت...خدا رو شكر این خانم نبوده،ندیده...اما دلها بسوزه برای اون خانومی كه....بگم از كجا تا كجا...چه فاصله كوچكی رو اومد؟...*
از حرم تا قتلگه زینب صدا می زد:حسین!
دست و پا می زد حسین،زینب صدا می زد:حسین!
*حالا نهایتاً اگر بی بی معصومه سلام الله علیها از مدینه می رفت خراسان، چه صحنه ای رو میدید؟ نهایتاً امام رضا رو در حال جون دادن می دید،سر امام رضا رو بغل می كرد،نوازش می كرد اون لحظه های آخر...اما قربون خانومی برم كه داره از بالای تل نگاه می كنه: یه عده دارن با نیزه میزنن،یه عده دارن با شمشیر میزنن...بزار برم جلوتر...همچین كه اومد،داره از بالای تل میدَوه...دست رو سر میذاره...یا جداه! صَلَّى عَلَیْكَ مَلِیكُ اَلسَّمَاءِ هَذَا حُسَیْنٌ بِالْعَرَاءِ مُرَمَّلٌ بِالدِّمَاءِ،مُقَطَّعُ اَلْأَعْضَاءِ ...*
فَبکِ عَلَی الحسین
یعنی برات گریه کنم
واسه غمات گریه کنم
یعنی كه هر شب واسه ی
مصیبتات گریه کنم...
مثل مادرِ جوان مُرده آقا
میشینم تو روضه هات زار میزنم
تا بفهمن تو رو تشنه کُشتنت
همه جا این روضه رو جار میزنم
ای بی کفن! با نیزه رو پهلوت زدند
دور از وطن! با پا رو سینه ات اومدن@majmaozakerine
سوگ حضرت معصومه
منزل به منزل رو بسویت رهسپارم
تا بینمت سر را بزانویت گذارم
یکسال شد هجران تو دلتنگ هستم
برده فراقت ای برادر اختیارم
افسوس خیل دشمنت سد رهم شد
کشتند یارانم، مریضی شد دچارم
بیمارم ودیگر توان رفتنم نیست
از دیدن تو ناامیدم ای قرارم
در انتظار دیدنت معصومه جان داد
بی تو رضاجان تلخ باشد روزگارم
ای کاش جانا بهر تدفینم بیایی
ای محرمم،محرم ندارم در کنارم
آمد به یادم کربلا وعمه زینب
خوش حال هستم قبل تو جان می سپارم
شاعر : اسماعیل تقوایی
.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مثنوی - شهادت #حضرت_معصومه سلام الله علیها
زهرای خاکِ کشورم بانوی شهرِ قم
معصومهیِ موسی تویی اُمّیدِ این مردم
ای حاجتِ بابالحوائج چشمهیِ پاکی
هرگز نشد بال و پرِ مرغِ حرم خاکی
غِبطه به احوالِ کبوترهای قم خوردم
هر جا که افتادم زمین نامِ تو را بردم
نامِ تو را بردم به دادِ من رسیده شاه
در بسترت میسوختی سلطان کشیده آه
در آتشِ هجرانِ دلدارت وجودت سوخت
آیا تو سیلی خوردهای؟! روی کبودت سوخت
آوارهیِ صحرا شدی دنبالِ سلطانی
آیا به روی ناقهیِ عریان پریشانی؟!
تب کردهای بی تابِ وصلِ روی دلداری
آیا اسیرِ طعنههای کوچه بازاری
شوریدهسَر رفتی سفر... دلبر کجا رفته؟!
آیا به سمتِ معجرِ تو چنگها رفته
در آتشِ هجران پرِ پروانه میسوزد
آیا دلت با دیدنِ ویرانه میسوزد؟!
بوی بهاران سهمِ تو رویِ گلت هرگز
آیا نگاهی رفته سوی محمِلت؟! هرگز
حتماً میانِ راه لبهای تو خشکیده
آیا لبِ خشکت رگِ صدپاره بوسیده؟!
در راه... لطفِ تو نصیبِ سائلان میشد
آیا بلای جانتان یک تکّهنان می شد؟!
رفتی سرِ بازار امّا با دو پای خویش
آیا شنیدی طعنه و زخمِ زبان و نیش؟!
در راه... دیدی بارشِ باران و صحرا را
آیا شنیدی نالهیِ گلهای زهرا را؟!
تو ندبهخوانی روضهخوانی شرحِ بارانی
آیا به یادِ خیزرانی که پریشانی؟!
#شهادت #قم #مدینه #کربلا
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#حسین_ایمانی
.
#حضرت_معصومه_س
دوباره آمده ام تا به من بها بدهی
مرا مریض کنی و مرا شفا بدهی
گره به کار من افتاده، ای کلید بهشت
خدا کند که به من فرصت دعا بدهی
من از زیارت قبلی خراب تر شده ام
خداکند به من بی پناه جا بدهی
#من_از_زبان_رضا_باتو_درد_دل_دارم
مگر که پاسخ این اشفعی لنا بدهی
توآمدی و مقام رضا مشخص شد
تو خواستی که کلیدی به دست ما بدهی
دلم برای محرم چه زود تنگ شده
مگر که باز تو امضای کربلا بدهی
هزار عید فدای دو روز ماتم تو
اگر اشاره کنی٫رخصت عزا بدهی...
تمام سال برای تو روضه می گیریم
هزار مرتبه هم در عزات می میریم
#مجید_تال
.
.
#اشعار_غزلیات_و_مدایح_اهل_بیت_علیهم_السّلام
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
شعر وفات #حضرت_معصومه(س) -( دور تو عالمان فقه و اصول )
ای به قم آفتاب قلب جهان
دخت موسی سلاله ی قرآن
عمه و دخت خواهر سه امام
مادر کل عالم امکان
تو به چشم ائمه زهرایی
بعد زهرا به قدر و عزت و شان
زینب دوم بنی الزهرا
عمه ی چار حجت یزدان
هم وجودت کریمه ی عترت
هم ولایت حقیقت ایمان
فیض فیضیه از کرامت تو است
شهر قم از تو گشته مهد امان
حریم یازده ولی خدا
حرم تو است ای سپهر مکان
مدح تو ای ملیکه ی هستی
وصف تو ای یگانه ای دوران
نه توان با هزار دست نوشت
نه توان گفت با هزار زبان
صحن تو مسجد الرسول همه
حرم امن توانست کعبه ی جان
پدر و مادرم به قربانت
نه، همه جان عالمت قربان
کوثر کوثر رسول خدا
عصمت عصمت الله منان
قم جلال مدینه پیدا کرد
گشت روز ورود تو در قم
روز عید کرامت و احسان
روز عید نزول رحمت ها
روز عفو و عنایت و غفران
اهل قم از برای استقبال
همه با دسته گل شدند روان
مرد و زن دور محملت گشتند
اشک شوق همه ز دیده روان
قم دل از گلشن بهشت گرفت
محملت بسکه گشت گل باران
همه گفتند فاطمه در حشر
پای بنهاده ای گنه کاران
حرمت شیعیان قم ز تو کرد
ستم اهل شام را جبران
کاش زینب به قم سفر می کرد
تا نمی دید آن همه طغیان
اهل قم کی برند مهمان را
گه به بزم شراب و گه زندان
جای تو بیت موسی خزرج
جای زینب به گوشه ی ویران
#دور_تو_عالمان_فقه_و_اصول
دور او ابن سعد و شمر و سنان
دور تو دسته های گل در دست
دور او سنگ بود و زخم زبان
.
Shahadat_Hazrat-Masoomeh_Mirdamad_1398.mp3
11.98M
کریمی،میرداماد
.
#فاطمیه
#سینه_زنی #زمینه ویژۀ ایام فاطمیه و شهادت حضرت صدیقۀ طاهره زهرایِ مرضیه سلام الله علیها با نوایِ گرم کربلایی #محمد_حسین_پویانفر
وای وای وای
یارالیخانوم،یارالیخانوم...
یارالی خانوم ، گُلِ یاسِ ارغَوُونی
یارالی خانوم ، بمیرم که نیمه جُونی
یارالی خانوم ، بخدا هنوز جَوُونی
یارالی خانوم
یارالی خانوم ، پشت در چه بی بهونه
یارالی خانوم ، زدنت با تازیونه
یارالی خانوم ، جای دستِ رویِ گونه
یارالیخانوم
کوچه ، غوغا ، مادر ، تنها
نامرد ، دستش ، می رفت ، بالا
یارالی ننه ، یارالی ننه
وای وای وای ...
___
یارالی خانوم ، چرا قامتت خمیده
یارلی خانوم ، نَفَسِت چرا بُریده
یارالی خانوم ، کی زده به تو کشیده
یارالیخانوم
یارالی خانوم ، میری با یه قلب خسته
یارالی خانوم ، بسترت به خون نشسته
یارالی خانوم ، همه دنده هات شکسته
یارالیخانوم
بستر ، پُرخون ، صورت ، گُلگون
زهرا ، لیلا ، حیدر ، مجنون
یارالی ننه ، یار
الی ننه
وای وای وای ...
یارالی حسین ، بدنت زخمیِ تیره
یارالی حسین ، موهاتو داره میگیره
یارالی حسین ، مادرت برات بمیره
یارالی حسین
یارالی حسین ، زدنت با سنگ و با مشت
یارالی حسین ، نداری عقیق و انگشت
یارالی حسین ، سَرِتُ بریدن از پشت
یارالی حسین
گودال ، جنجال ، پیکر ، پامال
خواهر ، رویِ ، تل رفت ، از حال
یارالی حسین ، یارالی حسین
وای وای وای
.
#سینه_زنی به ساحت مقدس کریمۀ اهلِ بیت حضرت معصومه سلام الله علیها _ کربلایی حسین #طاهری
∞═┄༻↷↭↶༺┄═∞
نه که تنها محضرت سائل فراوان آمده
تاجری دل خسته هم از سبزه میدان آمده
دسته ای از سینه زن های اصیل اردبیل
چارپایه خوانی از بازار تهران آمده
مادرِ دلداده ای از پایِ دار قالی اش
دختری از بینِ شالی های گیلان آمده
با نگاه مهربانِ حضرت شاهچراغ
هرکسی که رد شد از دروازه قرآن آمده
زائرِ آواره ای از ارگِ بم آوار تر
با هزاران آرزو از سویِ کرمان آمده
تا بشوید سنگ فرش صحن ها را عاشقی
با گلاب قمصر سوغات کاشان آمده
شهر مشکی پوشِ داغت شد از این رو باز هم
منبری بر پا شدست و مرثیه خوان آمده
کربلا هم عطرِ صحنت را ندارد عمه جان
کربلا هم رفته ای از مرزِ مهران آمده
عطر و بوی آستانِ قدس دارد با خودش
هر که از سمت شمال شرق ایران آمده
فرق دارد با همه نزد تو ای بانویِ مهر
هرکه با امضایِ آقای خراسان آمده
ضامن آهو خودش من را سفارش کرده است
سر پناهم باش آهوی بیابان آمده
پیرمردی هم که دکتر ها جوابش کرده اند
با امیدی در پی دارو و درمان آمده
دختر باب الحوائج عمه باب المراد
مستمندی پا برهنه دل پریشان آمده
زشت و زیبا خوب و بد از مستمند و از فقیر
ای کریمه باز کن در را که مهمان آمده
شاعر: علیرضا خاکساری
شیخ می آید حرم، گمراه می آید حرم
با تمام زائرانش راه می آید حرم
هيچ فرقی نيست بين زائرانش چونکه هم
بنده می آيد حرم ،هم شاه می آيد حرم
لحظه ای خالی نمی ماند اگر دقت کنیم
روزها خورشيد وشب ها ماه می آيد حرم
«شیخ می آید حرم، گمراه می آید حرم
با تمام زائرانش راه می آید حرم»
خوش به حال شاعری که ساکنِ شهر قم است
گاه می آيد حرم ، بیگاه می آيد حرم
جمله ها بر عکس دنیا می دهد اینجا جواب
کوه از شوق زیارت کاه می آید حرم
«شیخ می آید حرم، گمراه می آید حرم
با تمام زائرانش راه می آید حرم»
گرچه در ظاهر بدی قصد زيارت کرده است
در حقيقت عارف باالله می آيد حرم
هرکه می خواهد ببیند قطعه ای از عرش را
راه خود را می کند کوتاه می آيد حرم
«شیخ می آید حرم، گمراه می آید حرم
با تمام زائرانش راه می آید حرم»
شاعر : مجتبی خرسندی
ــــــــــــــــــ
#حضرت_معصومه
#کربلایی_حسین_طاهری
#روضه_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
4_5875155286834022289.mp3
2.83M
|⇦•نه که تنها محضرت سائل..
#سینه_زنی به ساحت مقدس کریمۀ اهلِ بیت حضرت معصومه سلام الله علیها _ کربلایی حسین طاهری