eitaa logo
کانال متن روضه مجمع الذاکرین اهل بیت علیه السلام🎤
40.9هزار دنبال‌کننده
8.5هزار عکس
3.4هزار ویدیو
379 فایل
﷽ 💚مقدمتان را به کانال ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند مجمع الذاکرین گرامی میداریم💚 مدیریت 👇 @khadeem110 @majmazakerinee لینک کانال👆 https://eitaa.com/joinchat/272171029Cdda5575628 لینک گروه 👆 https://rubika.ir/maajmaozakerine کانال ما درروبیکا👆
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🏴سبک روضه ای وفات حضرت معصومه سلام الله علیها و روضه شام بلا 🏴بند اول بانوی شهر قم،یا حضرت کریمه یا بی بی معصومه،شان شما عظیمه ای حرمت برای،شیعه حریم زهرا یا بی بی معصومه،خواهر سلطان رضا روزیکه اومدی به قم،آوردی خیر و برکت وجود تو،برای ماست،نعمتی بی نهایت اخت الرضایی،زهرا نمایی 🏴بند دوم دل بیقرار بودی،بی کس و یار بودی افتادی تو بستر،چشم انتظار بودی مضطر و زار بودی،غمگین یار بودی از هجر دلدارت،به غم دچار بودی تو عاشق،برادرت،بودی شبیه زینب از دوریه،رضا اومد،جون تو بر روی لب آه از جدایی،رضا کجایی 🏴بند سوم گریز روضه ی تو،روضه ی شامه بی بی روضه ی زینب و اون،بزم حرامه بی بی مردم قم کجا و،مردم شامی کجا مردم قم با غیرت،مردم شام بی حیا تو اومدی و،گل بارون،شد محملت توی قم چی بگم از،خواهری که،سنگش زدن اون مردم جلو چش،یهودیا،بردنش از تو بازار با طعنه و،زخم زبون،زینب و دادن آزار ای وای امون از،دل تو زینب ۱۳۹۹/۹/۳ 🙏التماس دعای خیر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی .
. 🏴 یا وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها زبانحال و روضه ی اسارت 🏴بند اول بیا بالا سرم،این دم آخرم بیا که معصومه ی تو،داره جون میده نور چشم ترم،بیا که مضطرم بهار عمرم دیگه بوی خزون میده بسه دیگه فراق و دوری بیا که مُردم از صبوری دیگه بند اومده زبونم نمیده این اجل امونم تاب و قرارم رضا رضا دارو ندارم رضا رضا جون به لبم اومده بیا بیا کنارم رضا رضا (خدانگهدار داداش رضا) 🏴بند دوم بیا واست بگم،من از این شهر قم روزی که اومدم شنیدم،از این مردم سلام همشون اومدن،دسته دسته با گل از رو ناقه پایین آوردن،منو با احترام کسی نیمد با تازیونه نیاورد حمله وحشیونه کسی ضربه نزد به پهلوم نشده زخمی کنج ابروم دل بیقرارم رضا رضا ابر بهارم رضا رضا اومده مادر توام بیا بیا کنارم رضا رضا (خدانگهدار داداش رضا) 🏴بند سوم تو راهه ساوه از،ستم و از جفا جلو چشمام برادرامو،کشتن اون راهزنا دلم از این غم و،این مصیبت شکست یاد زینب کردم و یاد غم کربلا قِسمت من نشد اسارت به من اونجا نشد جسارت نشدم من خمیده قامت معجر من نرفت به غارت ورد زبونم رضا رضا تاب و توونم رضا رضا بیا کنارم این لحظه ها آروم جونم رضا رضا (خدانگهدار داداش رضا) 🙏التماس دعای خیر ✍♪کربلایی امیرحسین سلطانی
آمد نشست پای همان درب ساعتی زائر میان همهمه دنبال حاجتی ... حالا که دست داده به او خوش سعادتی پس می توان گذاشت زمین سر به راحتی قدری رواق آینه ها را مرور کرد دل را پر از حرارت آیات نور کرد با چشم های خیس از آنجا عبورکرد گم شد در ازدحام غم بی نهایتی سر داد با زبان دلش یا شفیع را پرواز کرد گنبد سبز رفیع را در امتداد آینه ها تا بقیع را طی کرد تا دلش به هوای شفاعتی ... انگار خوان حضرت زهرا گشود و عمری در آرزوی همین لحظه بود و هی اشک از شمایل گریان زدود و شوقی عجیب می بردش تا ضیافتی نامت کلید حل تمام سوال ها آرامش درونی آشفته حال ها یا فاطمه تجلی نام تو سال ها این گوشه کرده است به دل ها قیامتی برداشته به حرمت تو از سرش کلاه خورشید هم که می رسد اینجا ز گرد راه بوی بقیع می دهد این صحن و بارگاه حتماً که بوده از تو در اینجا علامتی جز در حریمتان بخدا ره نبرده ام جز از سبوی مهر شما می نخورده ام من سال ها به این هیجان دل سپرده ام جز این دل شکسته ندارم بضاعتی راهی که از حوالی این خانه می رود جز بر صراط عشق خدایا نمی رود زائر که دست خالی از اینجا نمی رور وقتی شما کریمه اهل سخاوتی نام تو واژه ایست به اندازه بهشت از نام تو بلند شده آوازه بهشت این که ضریح پاک تو دروازه بهشت نقل است از امام غریبان روایتی کم کم غروب خسته بامداد می رسد بوی تو را بغل زده و باد می رسد افتاده در کمینم و صیاد می رسد آهوی رو سیاه مرا کن ضمانتی
یک ستاره بی‌قرار ماه بود از مدینه تا خراسان راه بود تا که بعد هجر و داغی جان فزا فاطمه بیند گل روی رضا بعد عمری دوری و خون جگر عاقبت آماده شد بهر سفر نامه در دستش میان کاروان فاطمه با هیبت زهرا روان نامه‌اش بوی برادر می‌دهد راحتی بر جان خواهر می‌دهد سوی او با سینه‌ی غمدیده‌اش عکس و تصویر رضا در دیده‌اش دست تقدیر خدا در کار شد تا رسید او شهر قم، بیمار شد تا که خاک چادرش شد در فضا رشک جنت شد غبار کوچه‌ها کوچه‌های قم پر از احساس بود غرق بوی عود و عطر یاس بود آمد آن بانو سراپا احترام پیش او کردند مرد و زن قیام مرد و زن گفتند کوثر آمده دختر موسی بن جعفر آمده گل بیامد بر سرش از بام‌ها در پی‌اش بودند خاص و عام‌ها گرد شمع او همه پروانه‌اش خانه‌ی موسی شد آنجا خانه‌اش عاقبت روی برادر را ندید وقت مرگش در همان‌جا سر رسید روح پاکش شد جدا از پیکرش در جنان شد هم‌نشین مادرش تا که جسمش شد نهان در شهر قم قبر زهرا شد عیان در شهر قم آمد آن بانو ندید آزارها او کجا رفته سر بازارها خاک قم در رتبه‌ی افلاک بود چشم مردم پاک پاک پاک بود او کجا بازار شهر شامیان او کجا زینب کجا نامحرمان او کجا سیلی کجا معجر کجا آتش دامان یک دختر کجا او کجا راس برادر روی نی او کجا چشمان خواهر سوی نی سینه‌ی او گرچه پر درد و بلاست او خودش هم داغدار کربلاست
اي نور چشمان ترِ موسي بن جعفر هرگز نديدي غارت خلخال و معجر تو خواهر سلطاني و بس با كرامت هرجا گذر كردي ادا شد احترامت زينب مگر كه خواهر سلطان نبوده پس از چه رو حقش ادا اينسان نبوده اينجا كه مثل كوفه و شام بلا نيست در شهر قم ويرانه و طشت طلا نيست اينجا كسي بحث كنيزي را ندارد اينجا نگاهي قصد هيزي را ندارد اينجا شما را عالمانش هم غلامند از هر طرف بر تو درود و هم سلامند اينجا كسي دستش ندارد تازيانه غارت نگردد زيور آلات زنانه اينجا نداي غيرت ديني بلند است كِي پاسخِ ريش خضابي ، ريش خند است تو نهرِ حلق و ذبحِ حنجر را نديدي دستِ عدو ، موي برادر را نديدي تو پيكر با خاك يكسان ديدي آيا؟ جاي سُم مركب فراوان ديدي آيا؟ آيا دهاني پر سنان و تير ديدي يا كه امامي در غل و زنجير ديدي آري نديدي هر دم از بالاي محمل هجده سرِ بر نيزه را منزل به منزل تنها نصيب عمه شد درد اسيري اما پيامي داد با صبر و دليري تا پاي جان بايد ولايت را صَلا داد در هر زمان بايد نداي كربلا داد
از همان روزی که با ذکر تو دم در سینه رفت چونکه "یا معصومه" گفتم بازدم بیرون نرفت
- ناشناس.mp3
10.14M
قم شد مسیر آخرم الحمدلله...  روضه حضرت معصومه سلام الله علیها   با نوای استاد میرزا محمدی
ربات ایتایار (sender): یا فاطمه بنت موسی بن جعفر علیها السلام دیده بر راهم و با گریه کمی آرامم محتضر ،خسته ،از این بی کسی ایامم ازهمان کودکی ام روزی من هجران شد چهارده سال هم از وصل پدر ناکامم از تو یک نامه فقط مانده برایم چه کنم؟ شده تسکین به همین نامه کمی آلامم چقَدَر خوب شد اینجا سروکارم افتاد میهمانِ قم و این سلسلة خوش نامم چشم ناپاک نیفتاده سوی محمل من فکر آوارگی زینب و شهرِ شامم جز سلام ، از همه یک بی ادبی نشنیدم سرِبازار ندادست کسی دشنامم داغها دیدم اگر بی کس و تنها نشدم دست بسته سرِهر کوچه تماشا نشدم عزتم را نشکستند خیالت راحت غیرتم را نشکستند خیالت راحت پَرِ خاکی ننشسته است روی چادر من حرمتم را نشکستند خیالت راحت مثلِ کوفه وسط خطبة من کف نزدند صحبتم را نشکستند خیالت راحت دست بر سینه مودب همه ره وا کردند شوکتم را نشکستند خیالت راحت با لگد باز نکردند درِ بیت النور خلوتم را نشکستند خیالت راحت قم کجا شام کجا غربت سادات کجا سرِ بر نیزه و دروازة ساعات کجا دخترِ فاطمه ! بازار! خدارحم کند چادرِ پاره و انظار خدا رحم کند ما که از کوچه فقط خاطره بد داریم شود این حادثه تکرار خدارحم کند یک و زن و قافله و خنده نامحرم ها بر اسیران گرفتار خدا رحم کند یک شبه پیر شدی یا زتنور آمده ای یک سر و این همه آزار خدا رحم کند نیزه داران همه مستند نیفتی پایین حنجرت خوب نگه دار خدا رحم کند گیسویت کم شده و این جگرم میسوزد بر من و زلف ِ خم یار خدا رحم کند ظرفِ خاکسترِ یک عده هنوز آتش داشت شعله افتاد به گلزار خدا رحم کند دست انداخت یکی پرده محمل را کَند جلویِ چشم علمدار خدا رحم کند راهمان از گذرِ برده فروشان افتاد این همه چشمِ خریدار خدا رحم کند زنی از بام صدا زد که کدام است حسین نوبت من شده این بار خدارحم کند یک نفر گفت اگر بغض علی را داری سنگ با حوصله بردار خدا رحم کند
- ناشناس.mp3
9.77M
‍ ترکیب بند مرثیه حضرت معصومه سلام الله علیها خواهر شدن یعنی،بلا بر جان خریدن از کودکی نازِ برادر را کشیدن خواهر شدن یعنی جدائی از تو هرگز مرگ است یک شب روی دلبر را ندیدن خواهر شدن یعنی مدینه تا کنارت با پای دل صحرا به صحرا را دویدن خواهرشدن یعنی چو شمعی آب گشتن قطره به قطره پایِ دیدارت چکیدن خواهر شدن یعنی زهجران پیر گشتن درکمتر از یک سال دور از تو خمیدن مشتاق دیدارم رضا جانم کجایی ای کاش وقت احتضار من بیایی   قم شد مسیر ِ آخرم الحمدلله زخمی نشد بال و پرم الحمدلله قم احترامم حفظ کرده تا که دیده من دخترِ پیغمبرم،الحمدلله در کوچه ها راهِ عبورم را نبستند مانند زهرا مادرم الحمدلله باضربة سیلی میانِ کوچه ای تنگ خونی نشد چشم ترم الحمدلله بین در ودیوار با داغیِ مسمار زخمی نگشته پیکرم الحمدلله دعوا نشد،..برچادر من جایِ پا نیست خاکی نگشته معجرم الحمدلله ماخاطراتی تلخ از بازار داریم باز است هرسو معبرم الحمدلله تاچند منزل دورِ من نا محرمی نیست ساکت بُوَد دور و برم الحمدلله در کوچة تنگ یهودی ها نرفتم آتش نیفتاده سرم الحمدلله بالای نیزه قاریِ قرآن ندیدم محمل نگشته منبرم الحمدلله حرفِ سنان و شمر وخولی نیست اینجا دارم تمام ِ زیورم الحمدلله کنج خرابه آبرویم را نبُردند دشمن نگفته کافرم الحمدلله دور از مدینه تشییعِ من دیدنی شد قبرم همان دم شد حرم الحمدلله مثلِ رقیه بی کفن دفنم نکردند باشد تنِ من محترم الحمدلله غسل تنم کاری ندارد چو به پنجه مویم نپیچیده به هم الحمدلله تاصبح زینب دورِ پیکر گریه میکرد همراهِ سر از داغِ  دختر گریه میکرد @majmaozakeri
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا