.
"من لامس يديك تُزهِرُ شرایینه..."
هر آن کسی که دستانت را لمس کند
رگهایش شکوفه میدهد. . .
میخواستم ظرفای شام و نشورم ولی تنبلی و گذاشتم کنار شستم مرتب کردم
چایی ریختم با مرد خونه چایی خوردیم با فسقلی کیک خوردیم
الحمدالله برای امروز که حالم خوب بود تونستم به شوهرم خودم بچم خونم برسم. .
امشب رفتم نامه هایی که برای پسربزرگه نوشته بودم و اوردم کوچولوهاشو گذاشتم پشت گوشیم یادش بخیر تند تند براش نامه مینوشتم. .
چندروزه فکرم مشغول رفتن از این خونست. .
تو این خونه روزای خوبی و گذروندیم خندیدیم گریه کردیم تجربه های جدید کسب کردیم خسته شدیم بلند شدیم بعضی وقتام جا زدیم . .
تو این خونه بهترین خبر که مادر شدنم بود و فهمیدم. .
تو این خونه فسقلی اومد پیشمون این خونه توش پراز خاطرات سه سالگی پسر کوچولومون هست. .
همه جای خونه پر از خاطرات بزرگ و کوچیکه. . .
وقتشه که این دفتر ببندم و دفتر جدیدی باز کنم
من عاشق تجربه کردن کارای جدید چیزای جدیدم ناراحت نیستم خوشحالم و همچنین منتظر. .
تا برم برای دیدن خونه زندگی پر هیجانی که منتظرمونه. .
#خونهامن
.
زعفران ِلب سرخ تو ببين كی گفتم ،
آخرش كار دهد دست خراسانیها . . .