eitaa logo
مرقومات/علی ریاحی پور
1.9هزار دنبال‌کننده
563 عکس
621 ویدیو
61 فایل
کارشناس ارشد علوم سیاسی محقق و پژوهشگر انقلاب اسلامی 📲 ارتباط با ادمین ایتا: @Aliriahipoor
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻پازل حمله هماهنگ به سعید جلیلی برای احیای بت بزرگ مذاکره/ وقتی پیروزی ملت بر «فرعون زمان»، معبد ۴۰ ساله غرب‌گرایان را ویران می‌کند 🔹چرا یک تمثیل قرآنی تا این حد یک جریان سیاسی را به هم ریخت و زنجیره‌ای از واکنش‌های عصبی را از منتهی‌الیه چپ تا بخشی از اصولگرایان برانگیخت؟ برای پاسخ به این سوال، نباید در سطح یک توهین یا کنایه سیاسی متوقف ماند. پازل حمله هماهنگ به سعید جلیلی را باید در یک قاب بزرگ‌تر و تاریخی تحلیل کرد: فروپاشی یک گفتمان ۴۰ ساله و تلاش مذبوحانه حامیان آن برای جلوگیری از مرگ قطعی‌اش. 🔹برای چهار دهه یک جریان فکری مشخص در ایران، نسخه‌ای واحد برای حکمرانی و سیاست خارجی پیچیده است. هسته مرکزی این تفکر، یک «بت‌واره» بزرگ به نام «مذاکره با آمریکا» بود. این جریان، درست مانند فرعون که خود را خدای مردم مصر می‌دانست و آن‌ها را به اطاعت وامی‌داشت، یک «کدخدا» به نام آمریکا ترسیم کرد و ملت ایران را از غضب آن ترساند. منطق آن‌ها ساده و فریبکارانه بود: «یا از این کدخدا اطاعت کنید و پای میز مذاکره با او بنشینید، یا کشور را به ورطه جنگ و نابودی می‌کشانید.» 🔹این فرعون‌مآبی مدرن، مردم را بین دو گزینه «تسلیم» یا «جنگ» مخیر می‌کرد و راه سومی به نام «مقاومت و پیروزی» را انکار می‌نمود. تمام سرمایه سیاسی و رسانه‌ای این جریان، بر پایه همین ترساندن و تقدیس «بت» بنا شده بود. 🔹نقطه عطف تاریخ معاصر و لحظه شکست این گفتمان، زمانی بود که جنگی که ۴۰ سال از آن می‌ترساندند، رخ داد. حمله مستقیم رژیم صهیونیستی و متعاقبا آمریکا به ایران و پاسخ قاطع و تاریخی جمهوری اسلامی در ۱۲ روز، تمام معادلات را بر هم زد. این اتفاق چند حقیقت بزرگ را آشکار کرد: اولاً، «بت مذاکره» نتوانست مانع جنگ شود؛ دشمن در عین حال که درحال مذاکره با ایران بود، حمله نظامی مستقیم انجام داد. ثانیاً، ملت ایران نه تنها در جنگ نابود نشد، بلکه بر «فرعون زمانه» غلبه کرد و یک بازدارندگی بی‌سابقه و تاریخی به دست آورد. ثالثاً، مشخص شد راه سوم، یعنی «مقاومت قدرتمند»، نه تنها ممکن، بلکه تنها مسیر عزت و امنیت است. 🔹درست در این نقطه، گفتمان ۴۰ ساله غرب‌گرایی با یک بحران وجودی مواجه شد. بتی که می‌پرستیدند، شکسته بود و مردمی که می‌ترساندند، طعم پیروزی را چشیده بودند. 🔹با این وجود، پس از پیروزی بزرگ ملت در جنگ ۱۲ روزه، باز هم برخی از مسئولین از مذاکره سخن گفتند؛ در حالی که افکار عمومی حالا بیش از هر زمان دیگری به خسارت‌بار بودن اعتماد به آمریکا پی برده است. 🔹در چنین شرایطی، دکتر جلیلی با تمثیل «گوساله سامری» دقیقا به قلب این بت‌خانه شلیک کرد. او به جامعه یادآوری کرد که چگونه قومی پس از دیدن معجزه شکافتن دریا و غلبه بر فرعون (پیروزی مقاومت)، فریب سامری را خوردند و به پرستش یک گوساله بازگشتند. 🔹این تمثیل از آن جهت ویرانگر بود که دقیقاً نقطه حساس و محل شکست گفتمانی آن‌ها را هدف گرفت و مردم پیروز را از اطاعت دوباره از سامری‌ها بر حذر داشت. 🔹وقتی یک گفتمان در عرصه منطق و واقعیت شکست می‌خورد، تنها راه باقی‌مانده برای حامیانش، «ترور شخصیت» منتقد و «حاشیه‌سازی» است. از این منظر، پازل حمله به جلیلی کاملاً روشن می‌شود. این یک واکنش عصبی از سوی کاهنان معبدی است که ویران شده و می‌بینند مردم دیگر فریب آن‌ها را نمی‌خورند. 🔹ائتلاف نانوشته از «اصلاح‌طلبان تندرو» تا «بخشی از اصولگرایان» همه در یک نقطه مشترکند: حیات سیاسی آن‌ها به زنده نگه‌داشتن «بت مذاکره» گره خورده است. 🔹بنابراین، حمله به جلیلی نه یک اختلاف نظر سیاسی ساده، بلکه تلاشی برای «احیای یک گفتمان مرده» است. آن‌ها با توهین و برچسب‌زنی، می‌کوشند صدای منتقدی را خاموش کنند که با یک تمثیل هوشمندانه، عریانی و ورشکستگی ۴۰ سال بت‌پرستی سیاسی آن‌ها را در برابر چشم همگان قرار داده است. اما این جنجال‌ها، نه نشانه قدرت، بلکه فریادهای احتضار تفکری است که تاریخ انقضای آن با پیروزی ملت ایران فرا رسیده است. @marghoomat
🔻عملیات هماهنگ علیه نقد «بت مذاکره»/ چرا تمثیل «گوساله سامری» غرب‌گرایان را عصبانی کرد؟ 🔹در پی سخنان اخیر دکتر سعید جلیلی و تمثیل هوشمندانه او از داستان «گوساله سامری» برای نقد رویکردهای شکست‌خورده در سیاست خارجی، موجی از واکنش‌های عصبی و هماهنگ در میان جریان غرب‌گرا و حامیان دولت برانگیخته شد. این واکنش‌ها که در قالب توییت‌ها و اظهارنظرهای شتاب‌زده از سوی چهره‌هایی چون یوسف پزشکیان (فرزند رئیس‌جمهور)، محمدجواد آذری جهرمی و سید محمود رضوی (مشاور قالیباف) خود را نشان داد، بیش از آنکه پاسخی منطقی به اصل بحث باشد، یک عملیات روانی برای «حاشیه‌سازی، تحریف پیام و فرار از پاسخگویی» به یک نقد راهبردی بود. 🔹برای فهم عمق ماجرا، باید ابتدا منظور دکتر جلیلی را به درستی درک کرد. او با اشاره به فرازی از تاریخ قرآنی، یادآور شد که قوم بنی‌اسرائیل پس از نجات از ظلم فرعون و کسب یک «پیروزی بزرگ» به رهبری حضرت موسی (ع)، در غیاب چهل روزه پیامبرشان فریب سامری را خوردند و به پرستش گوساله‌ای بازگشتند که نماد ارتجاع و بازگشت به بت‌پرستی بود. دکتر جلیلی با استفاده از این تمثیل، وضعیت امروز ایران را ترسیم کرد: ملت ایران پس از تحمل فشار حداکثری و مشاهده «حمله نظامی دشمن در عین مذاکره»، به یک پیروزی و بازدارندگی راهبردی دست یافت. اکنون عده‌ای درست پس از این پیروزی، مجدداً دم از بازگشت به همان مسیر مذاکره‌ای می‌زنند که پیشتر شکست خورده و حتی نتوانسته جلوی حمله نظامی را بگیرد. 🔹نکته کلیدی در کلام جلیلی، نقد «جهت‌گیری» است؛ یعنی نقد تفکری که راه‌حل مشکلات را نه در تکیه بر قدرت داخلی و دستاوردهای میدانی، بلکه در بازگشت به مسیری می‌داند که انتهای آن وابستگی و پذیرش شرایط دشمن است. 🔹جریان مقابل اما به جای پرداختن به اصل این نقد، با یک عملیات روانی هماهنگ، تلاش کرد پیام را تحریف کند. آن‌ها با یک مغالطه آشکار، چنین القا کردند که گویا جلیلی، رهبر انقلاب را به حضرت موسی تشبیه کرده که به کوه طور رفته و در غیاب او، مردم گوساله‌پرست شده‌اند. این در حالی است که اولاً، رهبر انقلاب به لطف الهی در میدان مدیریت کشور حضور دارند و ثانیاً، منظور جلیلی نه شخص، بلکه «غیبت تفکر انقلابی و مقاومت» از عرصه تصمیم‌سازی و بازگشت تفکر سازشکارانه است. این نقد دقیقاً به فراموشی «عبرت بزرگ» دولت روحانی اشاره دارد؛ تجربه‌ای که رهبر معظم انقلاب آن را چراغ راه آیندگان خواندند و فرمودند: «در این دولت معلوم شد که اعتماد به غرب جواب نمیدهد؛ به ما کمک نمیکنند و هر جا بتوانند ضربه میزنند». با این حال، تنها چهارسال پس از آن تجربه تلخ هشت‌ساله، دولتی بر سر کار آمده که نه‌تنها این عبرت را نادیده گرفته، بلکه حتی در میانه جنگ و پس از مشاهده حمله مستقیم دشمن، دست از «بت مذاکره» برنمی‌دارد و راه‌حل را در بازگشت به همان مسیر می‌بیند. 🔹از سوی دیگر، واکنش آذری جهرمی از همه جالب‌تر بود؛ او با کنایه به جلیلی نوشت: «اگر اعجاز موسایی دارید، تعلل نکنید در غیر این‌صورت، به رفتار هارون تأسی کنید و در میان جامعه اختلاف ایجاد نکنید». این سخن یک اعتراف ناخواسته است. او عملاً می‌گوید بگذارید ما به مسیر گوساله‌پرستی خود ادامه دهیم و شما مانند هارون که در برابر گوساله‌پرستان سکوت کرد، ساکت باشید! 🔹دلیل اصلی این حجم از عصبانیت و حاشیه‌سازی، دقیق بودن و بُرندگی همین تمثیل تاریخی-قرآنی است. این قیاس، ماهیت تفکر غرب‌گرا را به روشنی افشا می‌کند؛ تفکری که پیروزی‌های نظامی و ایجاد بازدارندگی را نادیده گرفته و راه‌حل را در مذاکره با همان دشمنی می‌بیند که در میانه مذاکرات به کشور حمله کرده است. این جریان همان تفکری است که زمانی معتقد بود با یک «سلام و علیک» در راهروهای سازمان ملل مشکلات حل می‌شود و امروز با وجود اثبات ناکارآمدی آن، همچنان بر همان مسیر پافشاری می‌کند. هنگامی که یک جریان سیاسی در برابر نقد منطقی و راهبردی پاسخی ندارد، به حاشیه‌سازی و حمله به شخص گوینده روی می‌آورد تا اصل بحث به فراموشی سپرده شود. 🔹در نهایت، جنجال اخیر نه بر سر یک مقایسه تاریخی، بلکه بر سر یک حقیقت تلخ برای جریان غرب‌گراست. آنها نمی‌خواهند بپذیرند که مسیر پیشنهادی‌شان، بازگشتی به گذشته‌ای است که ملت ایران از آن عبور کرده و طعم پیروزی مبتنی بر مقاومت را چشیده است. به همین دلیل، به جای پاسخ به این پرسش که «چرا باید به مسیر شکست‌خورده بازگشت؟»، ترجیح می‌دهند فریاد بزنند که چرا از تمثیل گوساله سامری استفاده کرده‌اید. @marghoomat
هدایت شده از دکتر سعید جلیلی
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ | انگار نه انگار که ملت ما پیروز شده است! 🔹قوم بنی‌اسرائیل پس از پیروزی بر دشمن فرعونی و غلبه بر آن‌ها، وقتی ۴۰ روز پیامبرشان برای دریافت تورات از میان آن‌ها رفت، به گوساله پرستی روی آورندند؛ عده‌ای نیز امروز پس از اینکه دشمن در وسط مذاکره به ما حمله کرد و ملت ایران پیروز شد، از ادامه‌ی مسیر خسارت بار گذشته دم می‌زنند! انگار نه انگار... ✅ @saeedjalily
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ پناهیان: امیرالمومنین فرمودند سامری امت من ابوموسی اشعری است/ همان ابوموسی که شعارش نه به جنگ بود، باعث وقوع کربلا شد 🔹ابوموسی اشعری با شعار نه به جنگ، مذاکره را به امیرالمومنین تحمیل کردند و پس از آن امیرالمومنین او را در قنوت نمازش نفرین می‌کرد. 🔹همان ابوموسی که شعارش نه به جنگ بود، باعث وقوع کربلا شد. آن‌هایی که شعار نه به جنگ را سر می‌دهند بیشترین جنگ‌‌ها را تحمیل می‌کنند. @marghoomat
💠 وفاق فقط با ما! 🔹در ایام سالگرد روی کار آمدن دولت چهاردهم هستيم. دولتی که از همان دوران تبليغات بسیاری از دلسوزان پیش بینی می‌کردند دولتی ضعیف، بی برنامه‌، ناکارآمد و بی هويت و ائتلافی باشد. دولتی که فقط با دو ميليون اختلاف آرا از رقیبش روی کار آمد و به کم اقبال ترین دولت پسا انقلاب اسلامی شهره گشت، دولت پزشکیان با کسب فقط 27 درصد از کل آرای مأخوذه تشکیل شد. 🔹یکی از شعار های اصلی دولت چهاردهم شعار وفاق بود. شعاری که هنوز هم هرکسی فهمی متفاوت و متنوع از آن دارد و هیچ مانیفست مشخص و چهارچوب بندی شده ای درباره آن بیان و یا نگارش نشده است. مفهومی شلخته، مغشوش و پریشان. اما یک معنا عموما از طرف نزدیکان دولت و شخص رئیس جمهور نسبت به آن استخدام می‌شود و آن هم این گزاره است که باید به همه سلایق سیاسی احترام گذاشت و به همه دست دوستی داد و الان دیگر وقت چنگ کشیدن به صورت یکدیگر نیست و قس علی هذا. 🔹این شعار در فضای سیاسی عملا یک خفگی و استبداد سیاسی را حاصل کرد. اتمسفر سیاسی چنان سنگین شد که هر کسی در هر موضوعی قرائت و نظر متفاوتی با جریانات حاکم در قدرت بیان می‌کرد به انواع و اقسام برچسب ها و فحش های سیاسی مزین می‌شد. نقد اقدامات و نظرات دولتی ها و بخش های دیگری از ساخت قدرت مساوی با وحدت شکنی و دشمن انسجام اجتماعی و خوارج و ضدیت با ولایت فقیه بودن بود. به تعبیری می‌توان گفت وفاق تبدیل به اسم رمزی شد برای بستن دهان هرگونه اراده مستقل سیاسی، محملی برای سرکوب فکر، اندیشه و بیان صریح آرمان‌های انقلاب اسلامی. 🔹از روز اول مشخص بود که وفاق نه یک ایده حکمرانی که یک چماقی بود برای سرکوب و لجن مال کردن رقيبان سیاسی. وفاق تا آنجایی خوب بود که فقط منجر به مدح و ثناگویی آقایان می‌شد. وفاق به مثابه چتری بود که فقط باید برای باندهای قدرت و ثروت باز می‌شد و نه برای عموم مردم. وفاق قبایل سیاسی با یکدیگر بود. وفاق و ائتلاف جناح هایی از قدرت اصول‌گرایی و نواصولگرایی با اصلاح طلبان و اعتدالی ها بود. روز به روز که به جلو آمدیم کوس رسوایی این وفاق بلندتر به گوش می رسد. 🔹در این وفاق نظر و تشخیص 14 ميليون ایرانی هیچ جایی ندارد. 14 میلیونی که در سهمگین ترین شرایط هجمه رسانه ای و سیاسی نظرشان سعید جلیلی بود. انگار که نه انگار اینان هم بخشی از جامعه ای هستند که آقایان برایش نسخه وفاق می چینند! کار به جایی رسیده است که رسما سخنگوی دولت به نظر این 14 میلیون توهین کرده و سعيد جلیلی را متهم به عدم درک صحیح از جامعه می‌کند. مشق وفاق امضا می‌کنند. محمد مهاجری عضو شورای اطلاع رسانی دولت نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی را تعبیر به نخودی می‌کند و دم از وفاق می‌زنند! هر چند انگار نسبت دادن این تعبیر زشت و زننده به رئیس جناب مهاجری به واقعیت نزدیک تر باشد. آن دیگری هم در روزنامه فرهیختگان جلیلی را عامل داخلی رژيم صهيونيستی معرفی می‌کند! 🔹در وفاقی که حاصل ائتلاف پنج گانه قالیباف، روحانی،خاتمی، لاریجانی و پزشکیان است نباید هم صدای 14 میلیون نظر متفاوت شنیده شود! چنان کينه ای از این مردم دارند که همه رسانه هایشان را بخط کرده اند که روز به روز نسبت به فضای سیاسی کشور نااميدترشان کنند و البته‌ پشیمان. جرم آن 14 میلیون فقط و فقط یک چیز بوده و آنهم انتخاب سعید جلیلی. این رفتارها البته‌ کاملا طبیعی است. دولتی که در یکسالگی اش تنها دستاوردش برای مردم به قول خانم سخنگو عذرخواهی کردن دولت از مردم بوده است باید هم دست به رقیب هراسی و تخریب رقبای سیاسی اش بزند! جز این چاره ای ندارند، زیرا چیزی برای عرضه ندارند. @marghoomat
🔻تمثیل «گوساله سامری» چگونه پرده از ذات «وفاق اصولگرایانه» برداشت؟ 🔹در یک عملیات هماهنگ و تأمل‌برانگیز، چند رسانه منتسب به جریان نواصولگرایی به توئیت اخیر سعید جلیلی و تمثیل قرآنی «گوساله سامری» تاختند. فصل مشترک این حملات، بازتولید یک اتهام و تحریف ناشیانه بود: «جلیلی به ملت توهین کرده و آنان را گوساله‌پرست خوانده است». این خط تخریبی اما بیش از آنکه نقدی بر جلیلی باشد، یک فرافکنی آشکار است که نشان می‌دهد آدرس هشدار «گوساله سامری»، بسیار دقیق به هدف خورده و سامری‌های زمانه را به شدت عصبانی کرده است. 🔹جریان مهاجم، جلیلی را یک «رادیکال» ضد مذاکره معرفی می‌کند که حتی به تصمیمات نظام و رهبری نیز پایبند نیست. این دروغ بزرگ در حالی تکرار می‌شود که حافظه تاریخ ضعیف نیست. همین چند ماه پیش و قبل از حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا، وقتی در یک جلسه پرسش و پاسخ، خانمی مذاکره را «بیعت با یزید زمانه» خواند، این سعید جلیلی بود که قاطعانه به او پاسخ داد: «این حرف غلط است. شما دارید جمهوری اسلامی را متهم به بیعت با یزید می‌کنید. چه کسی با ترامپ بیعت کرده است؟» 🔹سوال کلیدی اینجاست: چه اتفاقی افتاده که همان فردی که با همه‌انتقادهایش به مذاکره با آمریکا، «اصل مذاکره» در چارچوب نظام را مطرود نمی‌دانست، امروز با چنین تمثیل تکان‌دهنده‌ای نسبت به آن هشدار می‌دهد؟ آیا جلیلی تغییر کرده یا شرایط؟ پاسخ روشن است: دشمن در میانه همین مذاکرات، با چراغ سبز آمریکا، به خاک ایران حمله کرد. هشدار جلیلی، نه یک افراطی‌گری ایدئولوژیک، بلکه یک واکنش راهبردی و برخاسته از بطن واقعیات میدانی است؛ واقعیاتی که به نظر می‌رسد برخی یا آن را نمی‌بینند یا نمی‌خواهند ببینند. 🔹برخلاف اتهام توهین، سعید جلیلی دقیقاً به همین بصیرت و هوشیاری ملی اشاره دارد. او چند شب قبل و در برنامه خرمشهر بیان کرد: «ملت ایران به این فهم مشترک رسیده‌اند که پیشرفت و امنیت باید با اتکا به توانمندی‌های خودشان به دست بیاید نه دیگران». این همان ملتی است که به تعبیر جلیلی «بدون ترس و با قدرت جوانان خود، مقابل [کدخدای جهان] ایستاده است». 🔹این نگاه دقیقاً منطبق بر حقیقتی است که مرکز افکارسنجی «متا» پس از جنگ ۱۲ روزه، آن را به تصویر کشید: ۱. حدود ۷۸٪ از ایرانیان، مذاکرات را «عملیات فریب» برای زمینه‌سازی حمله اسرائیل به ایران ارزیابی کرده‌اند. ۲. میزان موافقت عمومی با مذاکره با آمریکا، طی کمتر از سه ماه سقوط ۳۰ درصدی را تجربه کرده و از ۷۵٪ به حدود ۴۵٪ رسیده است. 🔹این آمارها یک حقیقت را فریاد می‌زنند: ملت ایران با بصیرت، از «بت مذاکره» عبور کرده است. پس اگر ملت، بنی‌اسرائیلِ پیروز و هوشیار است، «سامری» کیست؟ «سامری‌های زمانه» دقیقاً همان جریاناتی هستند که این بصیرت ملی را نادیده می‌گیرند و در حالی که هنوز خون فرماندهان شهید و مردم بی‌گناه خشک نشده، مذبوحانه تلاش می‌کنند «گوساله زرین مذاکره» را بازسازی کرده و آن را به عنوان تنها راه نجات به ملتی بفروشند که طعم پیروزی با مقاومت را چشیده است. 🔹تراژدی ماجرا آنجاست که این صدای اصرار بر مذاکره با قاتلان، از رسانه‌هایی بلند می‌شود که هویتشان را از «مقاومت» وام گرفته‌اند. 🔹شگفت‌آور نیست که رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران، که هنوز داغدار خون فرماندهانش در میدان نبرد با همین دشمن است، چنین بی‌تابانه برای بازگشت به میز مذاکره با قاتلینشان قلم می‌زنند؟ 🔹اما وقیحانه‌تر از همه، رفتار ارگان رسانه‌ای دانشگاه آزاد است. آیا روزنامه فرهیختگان که با بودجه بیت‌المال اداره می‌شود، پس از شهادت رئیس خود (شهید طهرانچی) اینچنین افسارگسیخته شده است که به نماینده رهبری در شورایعالی امنیت ملی، با ادبیاتی سخیف برچسب «عامل داخلی اسرائیل» می‌زند؟ این سطح از سقوط اخلاقی و سیاسی جای پرسش ندارد؟ 🔹عجیب آنکه این جماعت، به مردی درس انقلابی‌گری و تبعیت از نظام می‌دهند که ۱۷ سال نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی بوده و یکی از وظایف مصرح در حکم انتصاب او از سوی فرمانده کل قوا، «تبادل نظر مستمر» با ایشان است. گویا فراموش کرده‌اند که مخاطب درس‌هایشان، فردی است که در بالاترین سطح، در بطن مباحثات راهبردی نظام قرار دارد. 🔹این عملیات روانی، بیش از هرچیز، پرده از ذات «وفاق اصولگرایانه» برداشت؛ جریانی که با پوشیدن پوستین اصولگرایی اما با قلبی لیبرال، عملاً به ستون پنجم غرب‌گرایان در جبهه خودی تبدیل شده است. آنها نشان دادند که در بزنگاه‌های تاریخی، نه تنها فاقد تحلیل راهبردی، که حتی در تاکتیک‌های رسانه‌ای نیز مقلد دست چندم رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب هستند. @marghoomat
استاد حسن رحیم پور ازغدی1297.mp3
زمان: حجم: 32.5M
🔰اربعين یک چله نشینی تا رهایی جهان 🔺سخنرانی شنیدنی استاد رحیم پور ازغدی درباره ابعاد منحصر به فرد پدیده پیاده روی اربعين @marghoomat
🔻ابقای معنادار جلیلی در شورای عالی امنیت ملی/ تداوم اعتماد ۱۷ ساله و پایان رویاپردازی رقبا 🔹در حالی که فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور، به‌خصوص در میان جریان‌های رقیب، مملو از گمانه‌زنی‌ها و رویاپردازی‌ها برای کنار گذاشته شدن دکتر سعید جلیلی از ترکیب شورای عالی امنیت ملی بود، حکم جدید رهبر انقلاب اسلامی خط بطلانی بر تمام این تحلیل‌های سطحی و آرزومحور کشید. تغییر یکی از نمایندگان رهبری در شورا (انتصاب علی لاریجانی به جای علی اکبر احمدیان) و در عین حال، ابقای سعید جلیلی، یک پیام روشن و دو وجهی داشت: از یک سو، نشان از تداوم اعتماد کامل و خدشه‌ناپذیر به جایگاه راهبردی دکتر جلیلی و از سوی دیگر، ناکامی پروژه تخریب و حذف او را به نمایش گذاشت. 🔹سعید جلیلی از سال ۱۳۸۷ با حکم رهبر انقلاب به عنوان نماینده ایشان در مهم‌ترین و راهبردی‌ترین شورای تصمیم‌گیری کشور منصوب شد. این ابقاء پس از ۱۷ سال، خود به تنهایی یک نشانه معنادار است. برای درک اهمیت این موضوع، کافی است به تغییرات دیگر نماینده رهبری نگاه کنیم: سال ۱۳۹۲: علی شمخانی جایگزین حسن روحانی شد. سال ۱۴۰۲: علی‌اکبر احمدیان جایگزین علی شمخانی شد. سال ۱۴۰۴: علی لاریجانی جایگزین علی‌اکبر احمدیان شد. 🔹در تمام این ۱۷ سال و در میان این سه تغییر مهم، سعید جلیلی همواره به عنوان یک عضو ثابت و نماینده رهبری در شورا حضور داشته است. این ثبات، اتفاقی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده رضایت و اعتماد کامل به عملکرد، تحلیل‌ها و مواضعی است که ایشان در طول این سال‌های پرفراز و نشیب در شورا اتخاذ کرده‌اند. 🔹برای فهم عمیق‌تر جایگاه دکتر جلیلی، باید به متن اولین حکم انتصاب ایشان در سال ۱۳۸۷ بازگشت. در آن حکم، رهبر انقلاب پس از انتصاب، این عبارت کلیدی را به کار می‌برند: «انتظار می‌رود که با توجه به نقش برجسته و ممتاز تصمیمات آن شورا در تحقق استقلال و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، بتوانید با شرکت فعالانه در آن و تبادل نظر مستمر با اینجانب، به اقتدار و استقلال نظام متعالی اسلامی کمک نمایید.» 🔹این عبارت یک دستورالعمل ساده اداری نیست، بلکه یک مأموریت ویژه و نشان‌دهنده یک رابطه کاری بسیار نزدیک است. این بند به صراحت نشان می‌دهد که سعید جلیلی در ۱۷ سال گذشته، صرفاً یک عضو در شورا نبوده، بلکه یکی از نزدیک‌ترین و مستمرترین مشاوران امنیتی و سیاسی رهبر انقلاب بوده است. وظیفه «تبادل نظر مستمر» به معنای آن است که او نه تنها گزارش‌دهنده و مجری سیاست‌ها، بلکه طرف مشورت مستقیم در شکل‌گیری و تدوین راهبردهای کلان امنیتی و سیاست خارجی نظام بوده است. 🔹ابقای جلیلی در این جایگاه حساس، بیش از هر چیز، شکست پروژه سیاسی-رسانه‌ای بود که سال‌ها برای تخریب و منزوی کردن او تلاش کرده است. جریانی که سعی داشت او را چهره‌ای تک‌رو، غیرقابل‌انعطاف و فاقد جایگاه در ساختار عالی نظام معرفی کند، امروز با این واقعیت غیرقابل‌انکار روبرو شده است که یکی از معتمدترین و ثابت‌قدم‌ترین چهره‌ها نزد رهبری، همین شخصیتی است که آن‌ها برای حذفش رویاپردازی می‌کردند. @marghoomat
آیت الله سید علی خامنه ای. 24 اسفند 1352. مشهد مسجد امام حسن مجتبی(علیه السلام)زیارت اربعین (1).mp3
زمان: حجم: 4M
🔺تحلیل چهل و پنج سال پیش آیت الله خامنه ای از پیاده روی اربعین؛ اربعین به مثابه یک کنگرۀ جهانی 🔹 گزیده‌ای از سخنرانی در مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام مشهد در تاریخ 24 اسفند 1352 مصادف با جمعه بیستم صفر 1394 هجری قمری @marghoomat
⭕️ اربعینی برای تشویش اذهان عمومی! 🔹حج در تمام تاریخ اسلام، گردهمایی رسمی دستگاه حاکم بوده است، برخلاف کربلا که محل گردهمایی اپوزیسیون و معترضین به دستگاه حاکم بود. تمام حاکمان وقت و عمله‌های ظلم و جور، حج را تبلیغ و ترویج می‌کردند. بعد از پیامبر هیچ خلیفه و سلسله‌ای را نمی‌بینید که حج را ممنوع کرده باشد، همین ترویج حکومتی‌اش باعث شد تبدیل به این مناسک بی روح و بی‌خطر بشود. 🔺مسلمانان همه حج می‌رفتند اما کربلا فقط برای مجاهدها، مبارزها و شکنجه شده‌ها در سیاه چال های بنی امیه و بنی عباس و باقی ماندگان کشتار عاشورا بود. یعنی همه کسانیکه در فکر انتقام از دستگاه ظالم حاکم بودند. راهپیمایی اعتراضی به کربلا پیام داشت. وقتی مسعودی در مروج الذهب گفته در دوران متوکل عباسی هرکس داوطلب زیارت کربلا می‌شد تاوان بریدن دست راست برایش گذاشته بودند یعنی بنی امیه و بنی عباس که حج را تبلیغ می‌کردند همزمان راه نجف به کربلا را می‌بستند و راهپیمایان را بعنوان زندانی سیاسی بازداشت و شکنجه می‌کردند. 🔺در دوران معاصر هم از صدام و بعثی‌های سکولار که در مسیر پیاده روی طریق العلما (نخلستان) قناص می‌گذاشتند تا رسانه های وابسته و کذابی چون من و تو و اینترنشنال که صبح تا شب در حال لجن پراکنی سیاسی و پراکندن تخم تفرقه میان ایرانی ها و عراقی ها هستند تا همین تکفیری های جانی و خون خوار که با زور و زحمت خودشان را به کمربند امنیتی مسیر می‌رسانند تا منفجر کنند، تا رسانه‌های دنیا که تجمع گاوپرستان هند را پوشش چند هفته‌ای می‌دهند ولی اربعین را بایکوت می‌کنند، ظاهرا تمام عمله های ظلم و حاکمان تاریخ، پیام راهپیمایی اعتراضی اربعین را کاملا سیاسی درک می‌کنند. 🔺طبق معمول فقط دو قشر "شبه روشنفکرها و لیبرال‌های وطنی" و "متحجرین حجتیه مسلک" هستند که از تحلیل این پدیده اجتماعی عاجزند، و شعار می دهند "اربعین را سیاسی نکنید". مگر می شود حرکت به سوی آقایی که با صدای بلند داد می زد: «أَمّا حَقَّ الضُّعَفاءِ فَضَیَّعتُم ، وأمّا حَقَّکُم بِزَعمِکُم فَطَلَبتُم» سیاسی نباشد؟ مگر می شود سه یا چهار شبانه روز پای پیاده به سوی آقایی حرکت کنی که هدف قیام خویش را «طَلَبِ الاِصْلاحِ فی أُمَّةِ جَدّی» و «أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ» معرفی می کند و این حرکتت سیاسی نباشد؟ 🔺آری برهم زنندگان نظم منحط، طاغوتی و ظالمانه جهانی در اربعین جمع اند. جماعتی قریب به 20 میلیون که آمده اند اذهان عمومی را مشوش کنند. اینان پیرو همان آقایی هستند که نخبگان و علمای دینی جهان اسلام را به صريح و تند و بی پروا نقد می‌کند و می‌فرماید شما با سکوت و محافظه‌کاری‌تان ضعیفان و فقرا و زمین‌گیر شدگان را تسلیم ظالمان و روابط ظالمانه کرده‌اید، شما بزرگترین مصیبت و بدبختی جوامع‌تان هستید ولی نمی‌فهمید. 🔺اربعین زنهار می دهد! اربعین می‌خواهد عالمیان را از این عادات سخیف روزمره برهاند، اربعین فریاد بیداری و حریت و کرامت‌ انسانی است. کرامتی که توسط اربابان زر و زور و تزویر جهانی هر روز پایمال می شود و مردمان هم در خوابی خرگوشی فرو رفته اند. اگر صدای اربعین به عالم برسد یقین بدانید که امنیت طاغوتها بهم می ریزد و ستون های بلند و برافراشته کاخ های پوشالی شان به لرزه می افتد و دقیقا از همین روست که باید اربعین بایکوت و یا تحریف شود. 🔺آری همیشه نفع پوزیسیون در آن است که صدای اپوزيسيون شنیده نشود، اپوزیسیونی که آمده تشویش اذهان عمومی کند و نقاب کفر و شرک را برانداز و حسین را معرفی کند، حسینی که اتفاقا او هم تشویش کننده اذهان عمومی بود و به همین جرم به گودال فتاد و سر از تن خویش جدا دید! 🔺عاشورا پژواک فریاد مردی بود که می‌فرمود: "ألا و إن الدعی ابن الدعی قد رکزنی اثنتین بین السلة والذلة و هیهات منا الذلة"»، اربعین هم گرامیداشت همین عاشوراست. اسلام مناسک میان‌تهی، کلمات و آیین‌ها را از معنا تهی کرده؛ وگرنه جامانده‌ی اربعین کسی است که از اقدام متناسب با این فریاد بازمانده باشد. جامانده اربعین اگر گفتمان اربعینی ها را فهم و دنبال کند او هم جزئی از این لشکریان بی شمار برهم زنندگان اذهان و مناسبات طاغوتی و ظالمانه اصحاب کفر و شرک و نفاق خواهد بود. اگر بخواهد. @marghoomat