eitaa logo
مرقومات/علی ریاحی پور
2هزار دنبال‌کننده
646 عکس
683 ویدیو
63 فایل
دانش آموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران محقق و پژوهشگر انقلاب اسلامی 📲 ارتباط با ادمین ایتا: @Aliriahipoor
مشاهده در ایتا
دانلود
چهل روز از شهادت مردی گذشت که مذاکره‌ با آمریکا را غیرشرافتمندانه غیرهوشمندانه غیر عاقلانه ضرر محض خسارت محض و می‌دانست و ما همچنان... @marghoomat
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ این صحبت تاریخی و بیان صریح رهبری شهیدمان درباره "فرمول سیاسی آمریکایی ها" را هیچ موقع فراموش نمیکنم. به دو‌جهت؛ اولا توفیق داشتم که در این جلسه حاضر باشم و ثانيا در این بخش از سخنانشان فکر میکنم برای اولين بار بود که دانشجویان رشته های سیاسی را هم خطاب می‌کنند. ❇️ بعد از این سخنان و با توجه به اینکه به واسطه رشته تحصیلی ام خود را مخاطب خاص سخنان ایشان می‌دیدم مفصلا وقت گذاشتم و تاریخچه مذاکرات ايران و آمریکا را بازخوانی کردم و‌ بیش از گذشته‌ به عمق نگاه راهبردی و دقیق آیت الله خامنه‌ای پی بردم. آری به تعبیر ايشان مذاکره ابزاری در دست او‌ برای اعمال دشمنی است. @marghoomat
maktabolhosein291140013.mp3
زمان: حجم: 3.3M
🎙مونده روی زمين پیکر تو رها ◾️اول صبح شهادت رهبر شهید انقلاب وقتی رسیدم به میدان انقلاب آقا نریمان مشغول خوندن بود. یکی از ماندگارترین لحظات تاریخی عمرم بود. به این سبک ماندگار که رسید کل میدون انقلاب داشت منفجر می‌شد از صدای ضجه و ناله و گریه. همه با تمام وجود برای آقای مظلوم شان گریه می‌کردند... @marghoomat
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️کنایه تاریخی و مهم رهبر شهید انقلاب به کسانی که فکر می‌کردند از طریق مذاکره می‌توانند رفع تحریم و‌ رفع تهدید نظامی کنند را می‌بینید. 🔹مذاکراتی که خروجی اش دومین جنگ تحميلی علیه ملت ایران شد. جنگ تحمیلی سوم هم در دل مذاکراتی آغاز شد که خروجی اش شهادت رهبر انقلاب‌ بود و دیگر وقت نشد که ایشان برای صدمين بار این واقعيت را به مسئولان و ملت ایران گوشزد کند که از طریق مذاکره نمی‌توان منافع ملی ایران را تامین کرد؛ حقيقتا وقتی برخی حماقت ها را در لباس تزویر برخی ملون سیرتان می‌بینیم باید گفت: " يا دهر افّ‌ لک من خلیل‌" @marghoomat
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️عمر دوبایست در این روزگار تا به یکی تجربه اندوختن با دگری تجربه بردن به کار ⭕️ سخنان معنادار چندی قبل نماينده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی: طرف مقابل در یک‌سال اخیر راهبردی را شروع کرد مبتنی بر آنکه اول تهدید به جنگ می‌کند و بعد جنگی را شروع می‌کند و بعد آتش بس و بعد دوباره جنگ. ⭕️ طرف مقابل باید به نقطه‌ای برسد که بداند جنگ برای او پرهزینه، خسارت بار و‌غیر قابل جبران‌ خواهد بود. چه تضمینی هست که او بعد از آنکه گفت جنگ را متوقف میکنم دوباره جنگ را آغاز نکند؟ @marghoomat
⭕️ تاریخ باز هم قضاوت‌ خواهد کرد 🔹باری دیگر انتخاب هسته اصلی نيروهای سیاسی حاکم بر امورات کشور به سمت مذاکره با آمریکا رفت و بناست دوباره‌ تجربه‌ ای به تجارب ملت ایران اضافه‌ شود‌. آیا واقعا هنوز هم کسانی هستند که فکر می‌کنند از طریق مذاکره‌ می‌توان رفع تهدید و لغو‌ تحريم را حاصل کرد؟! امیدوارم کسانی که مجددا ایده مذاکره‌ را پخت و‌ پز کردند و آن را در دستور کار قرار دادند نسبت به هر آنچه اتفاق خواهد افتاد مسئولیت پذیری سیاسی داشته‌ و پاسخگوی هر آن خروجی و تبعاتی باشند که از مذاکره‌ با آمریکا حاصل می‌شود. این مذاکرات و نتیجه اش می‌تواند مبنای خوبی برای قضاوت‌ میزان واقع بینی و تحلیل دقیق داشتن‌ از صحنه کسانی باشد که در این مدت ایده مذاکره‌ را دنبال کردند و اعتقاد داشته و دارند که از طريق مذاکره می‌توانند منافع ملی را تأمین کنند. عیار تحلیلی و میزان واقع بینی برخی اشخاص و‌نحله‌های سیاسی باز هم مشخص خواهد شد و محل قضاوت‌ ملت مبعوث شده ایران خواهند بود. 🔹از منظر نگارنده مذاکره بما هو‌ مذاکره هيچ گونه موضوعیتی و اصالتی ندارد. مذاکره یک ابزار است،وقتی یک ابزار ناکارآمد، بلاکارکرد و‌ بلاوجه شود و نتواند منافع ملی را تأمین کند حتما باید آن را کنار گذاشت. تجربه بیش از ۲۰ سال اخیر مذاکراتی ما این مهم را ثابت می‌کند که ابزاری به عنوان مذاکره‌ نه باعث لغو تحریم ها می‌شود و نه باعث رفع تهدیدها. در سال‌های ۸۲ الی ۸۴ و در سال‌های ۹۲ الی ۱۴۰۰ مذاکرات طاقت فرسایی شکل گرفت مبتنی بر ایده لغو‌ تحریم ها از طریق مذاکره، خروجی تمام آن مذاکرات افزایش چندبرابری تحريم های آمریکایی ها،قطعنامه های سازمان ملل و‌ شورای حکام بود. پس از روی کارآمدن دولت پزشکیان، بعد از شهادت شهید هنیه به اذعان خود رئيس جمهور حدودا دوماهی مذاکراتی صورت گرفت با آمریکایی ها که آنان در این مذاکرات وعده آتش بس می‌دادند اما مشخص شد که همه آن وعده ها دروغ بوده است و در نهایت خروجی آن تعلل و‌ميوه آن مذاکرات با آمریکایی ها شد ترور شهید سید حسن نصرالله. 🔹چند ماهی نگذشت که دوباره زمزمه مذاکره‌ با آمریکا با هدف جلوگيری از جنگ نزج گرفت و دوباره شاهد هفته ها نشست و برخاست بین مذاکره کنندگان ایرانی و آمریکایی بودیم که در نهایت خروجی این مذاکرات هم چیزی نبود جز تحمیل جنگ بر ملت ایران و شهادت هزاران نفر از شهروندان،دانشمندان و فرماندهان نظامی این سرزمين. این مذاکرات بعدها در سخنان رهبر شهید انقلاب به کنایه از آن یاد شد و فرمودند حتی آنهایی که فکر می‌کردند راه حل مشکلات کشور مذاکره است دیدند که در آن لحظاتی که دولت ایران مشغول مذاکره‌ بود، دولت آمریکا در پشت صحنه در حال آماده کردن نقشه جنگ بوده است. باز هم چند ماهی نگذشت و عده ای حرف از مطرح کردن این ایده بی کارکرد و غیرکارآمد زدند و دوباره برای رفع تهدیدها به پشت میزهای مذاکره‌ رفتند و باز هم در وسط میز مذاکره‌ چیزی ندیدند جز موشک! مذاکراتی که حاصلی نداشت جز ریخته شدن خون هزاران نفر از عزیزان این کشور و در راس همه آنان رهبر شهید انقلاب‌. 🔹مذاکره اساسا اهرمی در دست آمریکایی ها برای فشار،تحمیل و فریب ایران بوده و هست. طرف مقابل به چیزی کمتر از تضعيف مؤلفه های اقتدار ملی ایران فکر نمی‌کند، این مهم را روزی با مذاکره پی میگیرد و‌ روزی ديگر با تهدید و تحریم. در مقابل این رویکرد طرف مقابل بزرگترين اشتباه انتخاب راهبرد تنش زدایی به جای تهدید زدایی است. تجربه‌ زیسته سیاسی ما بارها ثابت کرده است که تنش زدایی و تن دادن به مذاکرات بی حاصل باعث افزایش تنش می‌شود. تمام حرف بسیاری از دلسوزان که خاصتا از دوره برجام تاکنون‌ تمام پیش بینی هايشان از صحنه به واقعیت پیوسته است این بوده که اساسا ابزاری به عنوان مذاکره تامین کننده منافع ملی نخواهد بود و‌ نشستن پای میز مذاکره‌ نه تنها منافعی را تأمین نمی‌کند بلکه منجر به ضررهای هنگفتی نیز خواهد شد. رهبر انقلاب در‌ سخنرانی معروف مهرماه ۱۴۰۴ خود بحثی مفصل درباره ماهيت ابزاری به اسم مذاکره آن‌هم با آمریکایی ها را مطرح می‌کنند که در آنجا ايشان تعبیر صریح و‌ تاریخی ضرر محض و بن بست محض بودن ابزاری به نام‌ مذاکره را بدون قید و‌ شرط به کار می‌برند. 🔹واقعیت‌های حاکم بر روابط بین‌الملل فقط بر پایه قدرت شکل می‌گیرد. هيچ تضمین دیپلماتیکی در حقوق بین الملل برای عدم تکرار جنگ وجود ندارد. تنها تضمین واقعی در روابط بین الملل قدرت است. با آمریکایی که فقط امسال دوبار وسط مذاکره به ما حمله کرده است اتمام حجت دیپلماتیک هیچ تضمینی را نمی‌سازد، تضمین را باید روی زمين ايجاد کرد. برای تحقق منافع ملی نیازی به مذاکره و گفتگوهای بی سرانجام نیست. برای هر منفعت ملی می بایست معادله قدرت واقعی در میدان تعریف شود. ما چاره‌ای نداریم جز ساختن یک معادله قدرت عینی و نه وقت تلفی های دیپلماتیک. @marghoomat
423_92364392198804.mp3
زمان: حجم: 36M
مروری اجمالی بر آنچه که بر سر ایران بزرگ از حدود ۳۰۰ سال پیش تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آمد. اقتدار امروز ایران بلاشک مدیون معماری معمار بزرگ امنیت ملی ایران یعنی آیت الله خامنه‌ای است. پ.ن: این ارائه رو چند شب قبل در جمع مخاطبین عزیز موکب فرهنگی هیأت محبان فاطمه زهرا اهواز ایراد کردم. @marghoomat
♻️ مگر اتفاق جدیدی رخ داده است؟ 🔹بعد از اعلام آتش بس و شروع دور جدیدی از مذاکرات با آمریکایی ها توسط شعام، بخشی از مردم و کارشناسان مبتنی بر تجربه تاریخی مذاکرات قبلی با آمریکایی ها و از طرفی غیرکارآمد دانستن ماهوی ابزاری به نام مذاکره‌ نقدهایی را متوجه‌ این تصميم کردند. نقدهای اصولی و استدلالی که عموما توسط جريان رسانه‌ ای حامی مذاکره با آمریکا با این جواب مواجهه می‌شد که زیاده گویی نکنید چرا که این مذاکرات با مجوز رهبری در حال برگزاری است. گزاره ای که اساسا محل بحث جریان انتقادی مذاکرات نبوده و نیست. این انگاره اظهر من الشمس بوده و هست که مطابق قانون مصوبات شعام باید به تایید رهبری برسد و اساسا امکان ندارد اتفاقی در این سطح در حال پیگیری توسط مسئولین باشد و ایشان از آن یا بی اطلاع باشند و یا مجوزی برای پیش برد این رویداد نداده باشند! 🔹حال سوالی که مطرح می‌شود آن است که اساسا مگر مقطع مذاکراتی بوده است که مذاکراتی بدون مجوز رهبری دنبال شده باشد؟ در تمام مقاطع مذاکرات، هم رهبری مطلع بوده اند و هم مجوز داده اند، اما آیا صدور مجوز توسط ایشان به معنای آن است که ما در مقاطع مختلف مذاکراتی توانسته ایم منافع ملی را تأمین کنيم؟ آيا در ماجرای قرارداد الجزایر که بر سر حل بحران گروگان های آمریکایی توسط بهزاد نبوی انجام شد، منافع ملی ما تأمین گشت؟ آیا کسی می‌تواند از نتيجه آن مذاکرات دفاع کند؟ مذاکراتی که با اطلاع امام در حال انجام بود! آیا مذاکرات منتهی به قبول قطعنامه ۵۹۸ به سرکردگی ظریف و ولایتی با اطلاع امام نبود؟ آیا ما در قطعنامه ۵۹۸ توانستيم حقوق ملت ایران مبتنی بر تعیین متجاوز و لزوم پرداخت غرامت را استیفا کنیم؟ آيا کسانی که همان ایام جز منتقدين متن قرارداد الجزایر و قطعنامه ۵۹۸ بودند را می‌توان ضد ولایت نامید؟ 🔹در دوران سازندگی، بعد از اولین مذاکرات بین ایران و آمریکا در قرارداد الجزایر، دومین مذاکرات بین دو کشور در ارتباط با ماجرای گروگان های آمریکایی در لبنان شکل گرفت. مذاکراتی که اینبار هم با اطلاع رهبری در حال انجام بود اما با شکست مواجهه شد، طرف ايرانی به تمام قول هایی که داده بود عمل کرد اما طرف آمریکایی در دوران ریاست‌جمهوری بوش پدر به هیچ کدام از وعده هایی که مطرح کرد عامل نشد! در این مصداق هم باز پیش بینی های منتقدین آن روز مذاکرات درست از آب درآمد. در دوران اصلاحات شاهد برگزاری مذاکرات پاریس، بروکسل و سعدآباد در سال‌های ۸۲ الی ۸۴ با مسئولیت حسن روحانی و جواد ظریف و با اطلاع و اجازه‌ رهبری بودیم. مذاکراتی که منتقدين جدی داشت. خروجی این مذاکرات هم مثل مذاکرات قبلی بود. به تعبیر حسن روحانی در نامه‌ به البرادعی؛ تقريبا هیچ. 🔹گل سرسبد مذاکرات بین ایران و آمریکا برجام است. مذاکراتی که باز هم با مجوز و اطلاع رهبری همراه بود اما ذره ای نتوانست منافع ملی را تأمین کند. نه تنها برجام باعث لغو تحريم ها و رفع تهدیدها نشد بلکه تحريم ها چند برابر افزایش یافت و تهدیداتی کشور در دوران پسا برجام به خود دید که در هیچ دوره ای نديده بود. در تمام دوران برجام منتقدين نکاتی را درباره ضعف های بزرگ متن برجام مطرح می‌کردند. در نهایت برجام به سند رسوایی جریان سازش تبديل شد و این همه در شرایطی بود که هم رهبری از مذاکرات مطلع و هم مجوز مذاکرات را صادر کرده بودند! آیا می‌توان گفت چون رهبری از مذاکرات مطلع بوده اند پس تمام نکاتی که منتقدين به درستی آن ايام بیان می‌داشتند و امروز حقانيت آن پیش بینی ها بر همگان ثابت شده است غلط بوده است‌؟ دوستانی که این روزها منتقدين مذاکره‌ را منکوب می‌کنند چگونه این معادله به ظاهر متناقض فهم کرده و چه پاسخی دارند؟ 🔹و در نهایت دو مذاکره اخیری که میان ما و طرف آمریکایی انجام شد که نتایجش مقابل چشمان ما قرار دارد. مذاکراتی که حاصلی نداشت جز دو جنگ تحمیلی علیه ملت ایران. مذاکراتی که این‌بار هم با مجوز رهبری انجام می‌شد و بنا بود آقایان با مذاکره‌ سایه جنگ را از سر کشور بردارند! در تمام دورانی که برخی با تحلیلی غلط در پی تنش زدایی با دشمن بودند باز هم منتقدين دلسوزی بودند که هشدار می‌دادند این مذاکرات تأمین کننده منافع ملی نخواهد بود و دقیقا همان شد که دلسوزان بارها فریاد زدند و هر بار با انواع و اقسام تخریب ها و فحاشی ها و برچسب‌ها مواجهه‌ شدند! 🔹حال امروز هم همان فرمول همیشگی پابرجاست و جریانی با مطرح کردن این گزاره بدیهی که مذاکرات با اطلاع و اجازه‌ رهبری انجام می‌شود در پی آن است که دهان منتقدين دلسوز و عموم مردم نگران را ببندد. این جریان به جای آنکه پاسخی منطقی به ابهامات و سوالات کارشناسی و دقیق منتقدين مذاکره با آمریکا بدهد، دنبال فرار رو به جلو بوده و در این تنگنای گفتمانی راهی جز این نمی‌بیند که پشت گزاره تکراری و فريبنده همه چی با رهبری هماهنگ است پنهان شود! @marghoomat
12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ تصمیم‌گیری در بزنگاه‌های حساس با چه کسی است؟ ▪️از ترور شهید فخری‌زاده تا حمله به کنسولگری ایران در دمشق. ▪️از برجام تا ترور شهید سلیمانی. ▪️از همکاری ایران با آمریکا بعد از یازده سپتامبر تا وعده صادق ۱ و ۲. 🔺در همه‌ی این موقعیت‌ها این سوال شکل می‌گیرد که در حوادث امنیتی-نظامی چه کسی تصمیم آخر را می‌گیرد؟ 🔻زمان و مکان پاسخ به تهدیدات و خرابکاری‌ها را چه کسی مشخص می‌کند؟ ▪️آیا یک شخص به تنهایی تصمیم می‌گیرد یا یک جمع؟ ▪️رهبری تصمیم می‌گیرد یا ستاد کل؟ ▪️رئیس‌جمهور یا سپاه یا ارتش؟ ▪️این تصمیم در کجا گرفته می‌شود؟ 🔍برای فهمیدن پاسخ این سؤالات، این مستند کوتاه را ببینید و به دیگران هم نشان دهید. @marghoomat
⭕️ فرآیند تصمیم‌گیری در کشور آنقدرها هم پيچيده نیست! 🔹برخی از افراد دلسوز و نگران منافع ملی کشور فکر می‌کنند فرآیند تصمیم گیری در حاکمیت امری پيچيده و مبتنی بر متغیرهای غيرقابل فهم برای افکار عمومی است و معمولا در بزنگاه‌های مهم تصمیم گیری با این سوال مواجهه‌ می‌شوند که چرا حاکميت فلان تصمیم را گرفت؟ چگونه به این تصميم رسید؟ این تصميم که معلوم است هیچ فايده ای برای منافع ملی ندارد پس چرا فلان جايگاه مهم به آن تن داده یا همراه آن است؟ پاسخ به این سؤالات برای کسانی که اندکی از ساختار تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور اطلاع داشته‌ باشند و فرآیندهای اتخاذ یک تصمیم را بشناسند سخت و غامض نیست. 🔹افرادی که در کشور در جايگاه تصمیم گیری قرار دارند بر اساس دهها نظر کارشناسی مختلف به یک تصمیم می‌رسند. نظرات کارشناسی که بعضا ۱۸۰ درجه و برخی اوقات ۹۰ درجه و یا ۵۰ درجه و... با هم تفاوت های ماهوی یا تاکتیکی دارند. این امر اساسا مقوله‌ پيچيده ای نیست. کاملا طبیعی است که حول یک موضوع نظرات و تشخيص های کارشناسی مختلفی وجود داشته‌ باشد. مثلا درباره همین موضوع مذاکره، کارشناسانی هم در لباس اصولگرایی و هم در لباس اصلاح طلبی به جد از این ایده دفاع کرده اند و می‌کنند که ما پشت میز مذاکره با آمریکایی ها می‌توانیم منافع ملی را تأمین کنيم و در مقابل جریان کارشناسی دیگری قاطعانه معتقد است که از دل نشستن با آمریکایی ها هيچ چیزی نصیب ما نخواهد شد و اساسا راهبرد تنش زدایی غلط بوده و هست. حال می‌خواهید اسم مذاکره و تنش زدایی را نوعی مبارزه گذاشته و یا نوعی عقلانيت، تفاوتی در ماهيت ماجرا ایجاد نمی‌کند و فقط رنگ و لعاب قصه تغییر می‌کند. 🔹در اينجا مهم ترین جايگاه را نه نهادها و اشخاص تصمیم گیر بلکه افراد و مجموعه های تصمیم ساز دارند. نقطه‌ای که در آن تصميمی گرفته‌ می‌شود نشان دهنده‌ تفوق و پیروزی آن طیفی از کارشناسان تصمیم ساز است که آن نظر و تصميم را پخت و پز کرده اند. مجموعه‌ های تصمیم ساز در دوره های مختلف دارای قدرت های گوناگونی هستند. مهم ترین عامل در پیش رفتن و یا پیش نرفتن ايده های مجموعه های تصمیم ساز ترکیب هیأت حاکمه موجود در کشور است. در دوره های مختلف به واسطه آنکه چه کسانی و با چه عقبه های فکری و جریانی در مصادر امور قرار گرفته اند قدرت آن مجموعه‌ های تصمیم ساز هم کم و زیاد می‌شود. 🔹پر واضح است وقتی کسانی ترکیب هیأت حاکمه فعلی جمهوری اسلامی را شکل دهند که معتقد هستند مذاکره با آمریکا یک راه حل است و می‌توان به این راه حل امید داشت، نظرات لایه کارشناسی متمايل به این طیف چیرگی بیشتری پیدا می‌کند. در ماجرای برجام و یا همین مذاکرات اخیر در لایه کارشناسی و حتی حاکميتی مخالفین جدی وجود داشتند که معتقد بودند از دل مذاکره‌ با آمریکا منافع ملی ما نه تنها تأمین نشده بلکه حتما تالی فاسدهایی هم بر آن مترتب می‌شود. اما نظر این جریان کارشناسی چیرگی نداشت. چرا؟ چون هیات حاکمه فعلی و جريان اکثری کارگزاران فعلی کشور چنین باوری نداشتند و هنوز هم فکر می‌کنند مذاکره‌ با آمریکا یک راه حل است! البته تاريخ بارها قضاوت‌ کرده و این‌بار هم قضاوت کرد که سخن کدام نگاه کارشناسی واقع بينانه تر و دقیق تر بوده است‌! 🔹این قاعده از جايگاه رهبری هم مستثنی نبوده و نخواهد بود. ایشان هم مبتنی بر نظرات افراد و نهادهای تصمیم ساز مثل شورای عالی امنیت ملی تصميم می‌گیرند. نشانه مهم این قاعده خود را در مقاطع زمانی گوناگونی نشان می‌دهد که ما شاهد وجود ترکیب های مختلف در شعام بوده ایم که این ترکیب های مختلف منجر به تصمیماتی با تفاوت‌های ۱۸۰ درجه ای شده است. در روزگاری مثل دوران دولت های نهم و دهم و به واسطه ترکیب خاص آن مقطع شعام مثل دبیری سعید جلیلی و ریاست‌جمهوری احمدی نژاد یک دست فرمان در نوع نگاه ما به مذاکره با آمریکا و حفظ حقوق هسته ای کشور دنبال می‌شود و در روزگار‌ ديگری مثل دوران دبیری روحانی و ریاست‌جمهوری خاتمی و یا دوران ریاست‌جمهوری روحانی و دبیری شمخانی دست فرمان دیگری در ماجرای هسته‌ای دنبال می‌شود. دقیقا دو تصمیم مختلف در چند مقطع زمانی نزدیک به هم. در هر کدام از این تصمیم ها، هم رهبری نظام مطلع بوده اند و‌ هم موافقت لازم را داشته اند. 🔹نتیجه آنکه فرآیند تصمیم‌گیری در کشور را اینقدر فضایی و تخیلی تحلیل نکنيم و واقعيت ها و متغیرهای حاکم در تصمیم گیری که مهم ترین آن نقش هیأت حاکمه مستقر، کارگزاران نشسته بر مناصب و عقبه های کارشناسی و تصمیم ساز متصل به آنان هست را ببینیم. متاسفانه برخی افراد در تحلیل تصمیمات نظام دچار نوعی نگاه کاریکاتوری و سطحی از امر حکمرانی شده اند و هیچ توجه ای به کانسپت و موقعيت عمومی که در آن قرار دارند نداشته‌ و دچار فهمی موقعیتی از صحنه سیاسی شده اند. @marghoomat