حنآی ِمزرعه .
آره عزیزدلم همه ميدونن که ، تو دست هم نداشته باشی ، عباسی ((:
ما تو تاریکی ِدنیا ،
با ابألفضل روبهراهیم ..
و از تو دربارهی عباسع میپرسند ،
بگو ؛
او امانیست که ترسیدگان به
آن پناه میبرند : )
هدایت شده از بانوی ِاو .
نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت . .
دیوانه شد از طرز نگاهت ، قلم انداخت : )