⭕️ دو توجه!!
1⃣ ترکیب هیئت ایرانی حاضر در اسلامآباد نشان از تنوع و تکثر دارد. پیشاپیش [بهعنوان یک شهروند معمولی] از تمام عزیزان میخواهیم مسئولیت همهی آنچه پیش میآید را بپذیرند و در صورتی که بخشی از کار مورد پسند و سلیقهی آنها نبود، پس از مذاکرات احتمالی، در ایران و در میان هواداران خود فاز اینکه "من همانجا هم مخالف بودم" برندارند.
2⃣ از ترکیب هیئت مذاکرهکننده بهدست میآید که احتمال دست برداشتن از گزینههایی مانند غنیسازی وجود دارد. نخبگان داخلی و متخصصان فن باید نسبت میان حرکت کلی مبتنی بر استقلال با این نوع عقبنشینیهای احتمالی را توضیح دهند تا مردم از روی آگاهی کامل بدانند شبها چه فریادی بزنند!
@Masihane
نواف سلام، نخستوزیر لبنان گفته:
جنوب دیگر تنها نخواهد ماند تا با ویرانی و نابودی روبرو شود و حفاظت از آن تنها از طریق یک دولت واحد، قوی و عادل امکانپذیر است. هر کسی که به حمایت خارجی متوسل شده و خود را در دام بازی بزرگتر از خودش گرفتار دیده، اشتباه کرده است.
خواستم یادآوری کنم که حزبالله سرافراز ۱۵ماه به این دولت فشل و کابینهی مچل فرصت داد که عُرضهی خودش را در تأمین امنیت مردم لبنان و شیعیان جنوب نشان دهد و دیدیم چیزی بهدست نیامد جز ۴۰۰ ترور منجر به شهادت و سپس تخریب و آوارگی مردم. حزبالله اکنون مجبور است بازدارندگی بسازد چون حرفهای این وادادهها صرفا باد هواست.
کاش جهان اسلام از شرّ این حکام بیهمهچیز خلاصی مییافت!
#حزب_الله #لبنان
@Masihane
یادم هست در جنگ ۱۲روزه خیلی از این سلبریتیها و افراد مشهور طوری فاز جانفدایی برداشته بودند که یکیشان میگفت من خلبانم و حاضرم برای وطن پرواز بیبرگشت انجام دهم و دیگری میگفت منم حاضرم بروم پای لانچر و...
اما در این جنگ تقریبا خبری و اثری از آنها نیست تا جایی که مدتی موج مطالبههای رسانهای شکل داد.
این رخداد بهشکلهای مختلف قابل تحلیل است اما بیایید به این فکر کنیم که ما همیشه در معرض آزمایش و ابتلائیم. مخصوصا آنگاه که ادعایمان گوش فلک را پاره میکند. اگر وطندوستی امروز ما هم تظاهر و ریایی بیش نباشد، بهزودی با یک آزمون الهی، به دیوار سفت واقعیت نفسانی خودمان میخوریم.
@Masihane
🔴 توضیحی بر یک "آنچه گذشت.."
حرفوحدیثهایی مطرح است از مذاکرهی مجدد. بدیهی است که دستاوردهای نظامی را باید در میدان سیاسی با ابزارهایی مانند دیپلماسی نقد و تثبیت کرد. اما نمیدانم چرا غیرقابل مذاکره بودن برخی چیزها میان ایران و آمریکا، بدیهی شمرده نمیشود؟ آن هم با این سابقهی عیان از برخورد دو کشور!
آنچه که ما اسمش را میگذاریم "استقلال"، درواقع نافی "قدرتی" است که برای ایالات متحده "ثروت" تولید میکند. یعنی آمریکا کالایی دارد بس ارزشمند بهنام: ساخت نظم و ایجاد انتظام جهانی. بابت همین کالا سالها وقت و انرژی صرف و میلیاردها دلار هزینه کرده (و حتی بابتش خون داده) و چیزی که آمریکا را از سایر کشورهای اروپایی و آسیایی پیش میاندازد همین است. حالا چطور میتواند مخاطرهی یک کشوری مثل ایران را برای چنین کالای ممتازی بپذیرد؟
پذیرفتن استقلال ایران یعنی آمریکا یک قدرت جهانی در کنار سایر کشورهاست نه یک پدرخواندهی ابرقدرت و تنها تعیینکنندهی نظم؛ و این یعنی افول! لذا بسیاری معتقدند این یک درگیری تمدنی است که البته اکنون بیشتر درگیر خودش هستیم تا اسمش.
از سوی دیگر ایران هم از استقلال خود کوتاهبیا نیست. چون برای خود رسالتی متصور است فراتر از چیزی که حکام سایر کشورهای اسلامی با آن ارضاء میشوند و حتی برایش مشتاقانه دست همکاری با کفار میدهند. رسالتی که جریان شبهروشنفکری داخلی هم هرگز آن را نفهمیده و وقتی به آن فکر میکنند، عظمتش آنها را به وحشت میاندازد.
در چنین شرایطی، مذاکرهی طرفین یعنی گفتگو بر سر امور مذاکرهناپذیر! آنچه که برای ایران کورسوی امید میسازد و آنچه که شیطان بزرگ را به طمع وامیدارد، اقدام برای مذاکره بر سر همین چیزهاست درحالیکه هر دو طرف میدانند هرگونه توافق یعنی تسلیم! نظر اعضای هیئت مذاکره کننده ایرانی در تحلیل علت بینتیجه ماندن گفتگوهای اسلامآباد نیز همین بود: آمریکا تسلیم میخواهد نه توافق!
حالیا.. پذیرفتن مذاکره در سطوح بالا بر سر امور مذاکرهناپذیر، این گمانه را پدید میآورد که بالاخره بناست یکی به نفع دیگری کوتاه بیاید. آمریکا که مشخص بود طالب به دست آوردن آن "پیروزی"ای است که در میدان نظامی کسب نکرده. میماند ایران! نگرانی مردم انقلابی هم اینجا رخ عیان کرد. لذا در همان لحظات اعزام هیئت ایرانی نوشتم احتمال عقبنشینی از حق غنیسازی وجود دارد. مخصوصا با حضور افرادی در هیئت اعزامی که غنیسازی را صرفا ابزار فشار میفهمند نه یک حق مسلم در نسبت با استقلال کشور.
شاید [بخوانید قطعا] اگر حضور و ارادهی ملت در خیابان نبود، این افراد جسارت بیشتری برای پیشبرد تئوریهای خود به خرج میدادند. این حرف البته بهمعنای خارج شدن فرمان از دست رهبر انقلاب نیست. ما باید بعد از ۳۷سال نحوهی مدیریت امامِ شهیدمان، فرآیند جمع دو نیرو را خوب بفهمیم. جمع بین "باز بودن دست نیروهای مختلف سیاسی ضمن چارچوبها برای محک زدن کارآمدی راهکارها" و "نیروی ارادهی مردم انقلابی" که اکنون در خیابان متجلی و نمایان است.
اما کاری که نیروی نخبگانی صاحب تریبون نمیکند و جای آن خالی است، تبیین نسبت میان هرنوع سیاستی (مثل مذاکره و حتی عقبنشینی از حق غنیسازی) با آرمان "استقلال" است. این امر مهم بر زمین مانده و تریبونها و رسانهها چیزی جز کلیات ابوالبقاء ندارند. لذا مردم همچنان میدانند که باید "اللهاکبر" خود را حفظ کنند اما کسی نیست این شعار را در موقعیت کنونی تفسیر کند.
#مرگ_بر_آمریکا #مذاکره
@Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
🔴 توضیحی بر یک "آنچه گذشت.." حرفوحدیثهایی مطرح است از مذاکرهی مجدد. بدیهی است که دستاوردهای نظام
وقتی از ضرورت سخن گفتن پیرامون نسبت هر نوع سیاستی (مثل مذاکره و یا عقبنشینیهای احتمالی از حقوق مسلم مثل هستهای) با استقلال کشور میگم، منظور از نسبت این نیست که کسی بیاد وادادگی رو توجیه و تئوریزه کنه. منظور اینه بگه ایران کجا عقبنشینی کنه تاکتیکی حساب میشه و کجا عقب بشینه استقلال کشور رو خدشهدار کرده. این توضیح نیاز بود چون برای برخی دوستان سوال پیش اومده و سوتفاهم ساخته بود.
امام صادق(علیهالسلام) فرمود من زندگیم را بر چهار ستون بنا کردم:
۱- تلاش
۲- حیا
۳- آرامش
۴- مرگآگاهی
تلاش: چون فهمیدم کسی به جای من کار نمیکند، تلاش کردم.
حیا: چون فهمیدم خدا از همه احوال من مطلع هست، حیا به خرج دادم.
آرامش: چون فهمیدم کسی رزق مرا نمیخورد، آرام گرفتم.
مرگآگاهی: چون فهميدم آخر کار مرگ مرا به آغوش میکشد، برای آن آماده شدم.
📚 بحار الانوار: ج75، ص228.
#امام_صادق
#شهادت_امام_جعفر_صادق
@Masihane
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شجاعیزند خیلی محترمانه و غیرمستقیم، سکوت جامعهشناسان را نقد میکند و به آنها پیشنهاد میدهد از جامعهی ایرانی داده بردارند.
اما عمدهی جامعهشناسان ما انگیزهای ندارند. راستش را بخواهید توانی هم ندارند. جامعه در نگاه این افراد همیشه بهمثابهی یک متن مطالعه میشد. متن هم قابلیت تفسیر دارد. اگر این جماعت، تا حد زیادی قائل باشند به نظریهی مرگ مؤلف رولان بارت، آنوقت ناتوانی آنها عیانتر میشود. چطور؟
بارت نظریهپردازی فرانسوی بود که در مقاله «مرگ مؤلف» (1967) استدلال کرد معنای یک متن به نیت مؤلف وابسته نیست، بلکه توسط خواننده و زمینههای فرهنگی او شکل میگیرد. به عبارت دیگر، متن پس از آفرینش از مؤلف خود مستقل میشود و خواننده بهعنـوان خـالق جدیـد معنـا عمل میکند. این ایده مقابل رویکردهای تفسیری سنتی و ساختارگرا بود که نیت و انگیزه مؤلف را در فهم و تفسیر متن مؤثر میدانست.
با این توضیح، جامعهی ایرانی و به تعبیر بهتر "ملت مبعوث" و مردم برانگیخته، متنی نیست که بتوان از مؤلف تفکیکش کرد و نیت و انگیزهی آحاد را در تفسیرش دخالت نداد. زمینههای فرهنگی خواننده[جامعهشناس] هم تاب این میزان از درک اعجاز را ندارد. اصلا بابت همین هرجا گفته میشد مردم ایران مؤمن و دیندار هستند، بلافاصله جامعهشناسانی موضع میگرفتند و گوینده را به ندیدن واقعیت و انکار آن متهم مینمودند. درحالیکه در حقیقت خودشان منکر امری به نام "ایمان" بودند. حالا ایمانِ انکار شدهی مردم، به تعبیر فوکویی مکانمند شده و در بافت خیابان متعین گشته. بُهت ناشی از این اعجاز، حالاحالاها ادامه دارد.
#ملت_مبعوث
@Masihane
💢ترامپ قصهگو و تغییر ژانر
🔷 من سواد نظامی ندارم که دربارهی احتمال افزایش یا کاهش تنش، براساس حجم تسلیحات و تحرکات نظامی آمریکا حرفی بزنم. ولی علاقمند به روایتم و یکجورهایی دیوانهی قصه. بهنظرم ترامپ یک قصهگوست. شبیه بیشتر تاجرها و جنسآبکنها. صحبتهای این مدت ترامپ را که کنار هم میچینم، برداشتم این است که او تاحدودی ژانر قصهی تقابلش با ایران را تغییر داده؛ تغییر از یک ژانر جنگی به یک ژانر پلیسی.
🔶 یادتان هست وقتی حادثهی ۱۱سپتامبر رخ داد، عدهای ماجرا را صرفا تصمیم گروهکی تروریستی قلمداد میکردند تا با این نحوه از روایت حادثه، ماجرا را پلیسی کنند و مانع تهاجم نظامی سنگین و پرهزینه آمریکا به خاورمیانه شوند؟! اما دیدیم ترجیح بوش بهعنوان رئیسجمهور وقت، ارائهی یک روایت جنگی بود تا به آمریکاییها بگوید این سرآغاز اقداماتی جنگطلبانه علیه آمریکاست و با ردّ روایتهای پلیسی، خط بطلانی کشید بر جستجوهای کارآگاهی و اینگونه زمینه را برای یک ماجراجویی نفعطلبانه و نفتطلبانه و جنگی سهمگین فراهم ساخت.
🔷 اما دربارهی ترامپ!! تا اینجا که بهوضوح ناکام مانده و سر خر ماجرا را با روایتِ ترامپی کج کرده به سوی روایتتراپی و قصهدرمانی. با تنگتر شدن تنگنای تنگه، قصههایش دیگر ژانر جنگی ندارد و انگار پلیسی است. مثلا راهبرد خود را برده سمت محاصره دریایی و در پستی ابتدا میگوید: "نیروی دریایی ایران در کف دریا قرار دارد، کاملاً نابود شده؛ ۱۵۸ کشتی." فحوای کلام اینکه دیگر نیرویی وجود ندارد که ما بخواهیم با آن در سطح یک جنگ درافتیم. دیگر جنگی در کار نیست. زینپس هرچه هست خردهعملیاتهایی است علیه تعداد کمی قایق تندرو که آنها را هم با شیوههای پلیسی معدوم میکنیم. مثل کاری که با قاچاقچیها کردیم و سپس از آن گزارش هم میدهد: "ضمناً ۹۸.۲٪ از مواد مخدر وارد شده به آمریکا از طریق اقیانوس یا دریا متوقف شده است".
🔺نمیدانم این حرفها برای مصرف داخلی آمریکاست و در میدان بهزودی جنگ را شروع میکند یا اینکه واقعا این مردک دیوانه دیگر تمایلی به پیگیری جنگ ندارد! ولی حس میکنم ژانر قصهی ترامپ تغییر کرده است. گفتم با شما هم درمیان بگذارم. بهقول ترامپ: از توجه شما سپاسگزارم!
#مرگ_بر_آمریکا
#قصه #روایت
@Masihane
مَفْشُو| سیدمیثم میرتاجالدینی
اینجا👆 از نخبگانی گفتم که بر اساس ذهنیات خود طوری حرف میزدند که گویا درحال وساطت هستند. یکی از این
‼️ سهکلام حرف در ادامهی قبلیها
1⃣ همان ذهنی که معتقد است نظام، راهبرد تعیین میکند و مردم باید در خیابان با فریادهای حماسی آن را تأیید کنند، امروز مطالبهی مردم را به "فشار بر مسئولان" تفسیر میکند و از مردم میخواهد: "اعتماد کنید"! [این ذهن و ذهنیت، به مصداق مورد نظر آن متن پیشین اختصاص ندارد و شامل حال بسیاری دیگر نیز میشود.]
2⃣ باید آنوقتی که کلیدواژهی "ملت مبعوث" را دستمالی میکردند و صبحتاشب در همهجا از دهان ریز و درشت فورواردش میکردند، به این نتیجه میرسیدیم که منظورشان این است: مردم مبعوث نشدهاند که مسئولان از آنها خط بگیرند. بلکه مبعوث شدهاند برای مُهر تأیید زدن بر شیرین بودن آنچه خسروان میکنند!
3⃣ من یکی باور ندارم که مسئولان درحال خیانتاند و فرمان هم از دست رهبر انقلاب خارج شده. همچنان که باور ندارم باید حضرات استیجسوار راهبرد را تعیین کنند و ملت نیز مبعوث شدهاند برای آنکه از پایین استیج و پای منبر بگویند: صحیح است! صحیح است!
حقیر با اجازه بزرگترها قائلم به رفتوبرگشت میان "خواست مردم" و "دادههای واقعی و عینی مسئولان". به نزدیکسازی آرمان و واقعیت. بهشرط آنکه باهم حرف بزنند و طبقهی نخبگانی نقش میانجی را ایفاء کند. نه ادای مراد و مرشد و استاد اخلاق دربیاورد!
#ملت_مبعوث #بعثت_مردم
@Masihane
▪️کانال ۱۲ عبری: برآوردها در اسرائیل: آتشبس با لبنان ظرف دو روز آینده خواهد بود و ارتش برای احتمال درخواست توقف فعالیتهای نظامی در لبنان آماده میشود.
🔺العربی الجدید قطر: اگر نخستوزیر نتانیاهو از تفاهمها عقبنشینی نکند، به نظر میرسد ساعاتی دیگر آتشبس در لبنان بهمدت یک هفته با امکان تمدید آغاز شود.
❤️ قلب گرم ما مایل بود ایران در حمایت از حزبالله به اسرائیل موشک بزنه ولی عقل سرد تصمیمگیران تحمیل آتشبس به اسرائیل رو مفیدتر میدونست و معتقد بود ارزشش رو داره که فرصت بده و شانسش رو امتحان کنه.
پاورقی: البته سربسته بگم آمریکا میدونه ایران در فضای داخلی خودش چقدر نیازمند یک موفقیت با ابزار دیپلماسیه.
#مرگ_بر_آمریکا
#حزب_الله #آتش_بس
@Masihane
این رژههای نظامیطور دخترانه، یهجوری نیست؟ من نمیفهمم که بخوام تجزیهتحلیلش کنم. ولی حسم میگه خیلی لایتچسبکه!
البته حق با شماست: به ما ربطی نداره! علف باید به دهن بزی شیرین بیاد که گویا میاد. کاش فقط یکی توضیحش بده.
@Masihane
0⃣ بیایید ببینیم ما در میدان واقعیت چه داریم؟ یک آتشبس و یک بازگشایی تنگه و یک محاصره دریایی. اما هرکس سعی بر ساختن روایت خود و خنثی کردن روایت دیگری دارد. پس دور، دور جنگ روایتهاست. مرور کردنش خالی از لطف نیست:
1⃣ در صحنهی نبرد، اسرائیل مجبور به پذیرفتن آتشبس شده و دیگر نمیتواند لبنان را بکوبد. اما نتانیاهو و تاحدی دولت لبنان تلاش کردند با روایتسازی، آتشبس را نه بابت فشار ایران از طریق آمریکا، که به انتخاب دو رژیم صهیونی و دولت لبنان مرتبط سازند.
2⃣ در عرصهی واقعیت، ایران عبور از تنگه هرمز را با رعایت شرایط، اجازه داده. عراقچی هم رسما اعلام کرده. احتمالا کمترین دستاورد این اعلام رسمی، خنثی کردن روایت نتانیاهو از آتشبس است. چون اینطور این روایت را تأیید میکند که فشار ایران جواب داده و چون آمریکا به تعهد خود درباره آتشبس لبنان عمل کرده و ما نیز متقابلا به تعهد خود یعنی بازگشایی تنگه عمل میکنیم.
3⃣ در میدان، آمریکا همچنان محاصره را ادامه میدهد و اینگونه روایتی میسازد که ایران تحت فشار محاصرهی دریایی مجبور به باز کردن تنگه هرمز شد و لذا سیاست محاصره جواب داد. به دیگر سخن، ترامپ میگوید: دیدید بستن چیزی که بسته است، میتواند بازش کند؟! [اشاره به توئیت سفارتخانهی ایران]
#مرگ_بر_آمریکا
@Masihane