🌱🍁🌱
از باد پاییزی تنم لرزید و یخ کردم
یک فصل از تنهایی و عریانی ام جا ماند
یادت سکوت باغ را یکباره برهم زد
بغضم شکست ارامش پنهانی ام جا ماند
امواج اشفته تو را از من ربودند و
پشت سرت ردی از این حیرانی ام جا ماند
مثل ستاره می درخشیدی و تصویرت
سو سو کنان در خاطر کیهانی ام جا ماند
بر روی شن ها مینوشتی دوستت دارم
این دست خط... بر صخره ی مرجانی ام جا ماند
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
🌱🍁🌱
هوای بخت سیاهش به درد آذین بود
چه تلخ در پی درمان درد و تسکین بود
چقدر گم شده در لابه لای چرخ زمان
چه بد که روز و شبانش همیشه غمگین بود
کسیی که قلب و نگاهش به اسمان بخشید
و سهم حنجره اش بغض های سنگین بود
همیشه رنگ نگاهش فروغ را کم داشت
زنی شکسته بزیر هزار تمکین بود
تمام روح و تنش زخم خورده ی تقدیر
زمان دفن امید و زمان تلقین بود
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
🍃🌸
چه تلخ از شب دلگیر بی صدا رفتم
دلم کنار تو ماند و خودم جدا رفتم
نگو که حافظه ی کوله بار ما خالی ست
نگو که شرط پریدن فقط سبک بالی ست
ببین که خاطره هایم هنوز جان دارند
برای همسفری با دلم توان دارند ..
من و خیال و شب و آه،، همسفریم
چه عاشقانه از این کوی و شهر در گذریم
چرا میان من و تو همیشه فاصله بود
چرا زبان و دل ما مدام در گله بود
ببین که بین من و تو کمی شباهت هست
برای وصل دوباره هنوز فرصت هست...
هزار دسته شکوفه به شهر میبارد
بر این اریکه کنون عشق سلطنت دارد
بیا دوباره بشینیم امتحان بدهیم
برای بودن با هم به شوق جان بدهیم
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
🍃🌸🍃
امشب به میهمانی اندوه دعوتم
ای بغض سرد گرم شدی روی صورتم
عمری اسیر چرخه تکرار روز و شب
آه ای زمان،، خسته از این حس عادتم
دستم نمیرسد به بلندای زندگی
بیهوده نیست تلخی این بهت و حیرتم
وقتی دوباره عقربه ها کند می زند
درگیر نبض ثانیه شد... آه ساعتم
فصل جدیدی از قلم وفکر وداستان
این قصه باز بخت من است و حکایتم
در لابه لای حوصله شان صرف میشود
نقل هزار مجلس مردم ..روایتم
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
🍃🌸
باز در گیر روزمره شدن
هدف و ارزو نمی فهمد
آینه نیز غرق تکرار است:
پشت سر ..روبه رو نمی فهمد!
تار تارش تنیده با غم ها
پاره میشد کلاف زندگی اش
باز صد ها گره به کارش بود
تن زخمی رفو نمیفهمد...
هستی اما هزار تعبیر است
سربلندی و سر بزیری ها
بازی ِ روزگار و تنهایی
نکته را مو به مو نمی فهمد
غصه ها بر قلم که جاری شد
پرده برداشت از شب و روزش
ضجه زد قلب و آه کشید
درد که گفتگو نمی فهمد!
اشک ! اما تو سخت راحت باش
سهم تو روی صورتت باقیست
تشت رسواییت زمین خورده؟
عشق هم آبرو نمی فهمد
زجر دارد که در خودت باشی
هیچکس مثل تو نخواهد بود
دیگر اینجا مجال صحبت نیست
دردها را نگو..... نمیفهمد
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
رفتی ..گذشتی ...از من اما باز برگرد
شعری بخوان با شور و با آواز برگرد
آه ای رسول عشق کفر است این جدایی
ای چشم هایت ایه اعجاز برگرد
در سینه ام اوار تنهایی نشسته
امشب پراز حرفم بیا.. همراز برگرد
دارد به پایان می رسد عمر نفس هام
باتو دوباره می شوم آغاز برگرد
من با تو شاعر میشوم ..یک شاعر مست
اه ای شراب کهنه ی شیراز برگرد
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
🍃🌸
اقا سلام....بغض گلو وا نمیشود
این حجم درد در دل من جا نمیشود
میسوزد استخوان و پر از درد شد دلم
دردم فراق توست مداوا نمیشود
امشب میان هق هق دل گفته ام حسین
خون جگر به گریه تسلا نمیشود
تنها مسیر عشق فقط سمت کربلاست
شب،،، جمعه،،، بی حضور تو مولا نمیشود
قامت ببند تا که به تو اقتدا کنم
اصلا نماز عشق فرادا نمیشود
این نامه را برای شما مینویسم و.....
امضا!!کسی که بی تو دلش وا نمیشود
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
🍃🌸🍃
مرا ای ناخدا با خود مبر تا ساحل دریا
که دریا میپسندد ضجه های تلخ طوفان را
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
🍃🌸
گریه ی ماه و لبخند خورشید
انتظاری پر از حس تردید
دست هایی که لرزش گرفته
مثل اشکی که از چشم جوشید
قبل تر.....تا نگاه من و تو
نی نی چشم های سیاهت
من ولی مات مژگان زیبات
شبنم اشک چشمت درخشید
قبل اما.. چقدر ساده بودیم
مثل سنجاقک و قاصدک ها
رنگ رویای ما هم سفید و
سر پر از شور عشق است و امید...
بعد اما ...خیال پریدن
حس پرواز و بال شکسته
هق زدن روی دلتنگی ابر
گم شدن در خیابان تبعید
روزها یک به یک رفت و تنها
خاطراتم کمی زیر و رو شد
آنچه جا مانده در پیش رویم
گریه ماه لبخند خورشید
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
🍃🌸
برخیز ماه علقمه چون مادر امده
شاید طواف دست توپیغمبر امده
بردار تیر از وسط چشم های خویش
از آسمان بخاطر تو حیدر امده
پیش فرات از عطش یاس ها نگو...
بی ابروست اب به چشم تر امده
ای دست قطعه قطعه شده یاری اش کنید
زهرا به جای ام بنین از در امده
تا بود در کنار برادر غمی نبود
سرداربی بدیل که چون لشکر آمده
ای زخم های تشنه ی اب منتظر شوید
خورشید در مدار زمین بی سرامده
انجا خدا به سوگ حسینش نشسته و
خواهر به پیشواز چنین پیکر امده
این روضه پیشکش به تو یا صاحب الزمان
شاهی بزیر اسب... مگر" محشر امده!؟
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0
در سر خیال وصل تو هست و اجازه نیست
دنیا برید ه نقطه ی این اتصال ها
#معصومه_مشایخی
#سماواتی
#فردای_بدون_من
@massima0