#اقتصاد
#تغییرات_اقتصادی
#اصلاحات_اقتصادی
#مفهوم_عدالت_اقتصادی
قبل از آنکه وارد اصل موضوع شویم به این نکته باید بخوبی دقت کنیم که بر خلاف تصور ، عدالت از یک مفهوم نسبی برخوردار میباشد و نه مطلق ، در اغلب مواقع یک تلاشی از سوی مرتجعین وجود دارد که چنین تلقین کنند که عدالت جنبه عام و مطلق دارد و عموم مردم بطور متساوی و برابر در این امر سهیم میباشند در حالیکه قبل از هر چیز عدالت واجد یک مفهوم طبقاتی و نسبی است و نه فراطبقاتی و عمومی!؟
در حال حاضر اکثریت بزرگی از مردم کشور و البته با درجات مختلف از احساس بی عدالتی و ظلم نسبت به خود رنج میبرند در حالیکه یک اقلیت بسیار کوچک از شرایط موجود دچار رضایت هستند و اوضاع را بر وفق مراد خود میبینند.
در موضوع کار و سرمایه ، دو طرف آن یعنی کارگران و سرمایه داران از دو احساس کاملا متفاوت و حتی متضاد برخوردار هستند:
از یک طرف سرمایه داران بدنبال حداکثر سود سرمایه خود هستند و کاهش دستمزد کارگران را بعنوان یکی از راههای رسیدن به کسب حداکثر سود خود میبینند و این امر را عین " عدالت" میخوانند ، از طرف دیگر کارگران دستمزد خود را جوابگوی حداقل نیازهای خود و خانواده خود نمیدانند و خواهان افزایش دستمزد خود هستند و این امر را مطابق با " عدالت" ارزیابی مینمایند ، یعنی دو خواست و دو مطالبه کاملا متضاد را با یک واژه مشترک یعنی " عدالت" مطرح میکنند که گویای مفهوم نسبی و طبقاتی "عدالت" میباشد!؟
در جهان معاصر و بویژه در کشور ما سه درک کاملا متفاوت و حتی متضاد از مفهوم " عدالت" وجود دارد که بر اساس این ادراک سه مطالبه متفاوت در برقراری عدالت در رابطه با شرایط نامناسب موجود را بعنوان " اصلاحات" دنبال میکنند که همین ادراکات متفاوت مربوط میشود به سه مکتب متفاوت زیر:
1⃣ لیبرالیسم ، همانطور که قبلا اشاره شد از منظر حاکمیت شرایط اقتصادی، شکل غالب روابط تولید و مبادله در کشور مبتنی بر اقتصاد لیبرالیستی بوده و یکی از بدترین شکل اقتصاد لیبرالی در جهان همین اقتصاد موجود در کشور ما میباشد و اصولا چنین مکتبی منظورش از تعدیل و عدالت چیزی بجز رسیدن سریع به کسب حداکثر سود نمیباشد و سردمدار چنین امری در کشور ما برمیگردد به دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی که با مطرح نمودن موضوع تعدیل و عدالت ، اوضاع را بنفع سرمایه داری لیبرال ، بنحو عجیبی تغییر داد و با حذف نظام چند نرخی ارز ، ناگهان یک تورم چندصد درصدی را به جامعه تزریق و تحمیل نمود و بدینوسیل با " خلق پول" ناگهان شاهد پیدایش میلیاردرها و مولتی میلیاردرهای یک شبه در جامعه شدیم و اختلاف طبقاتی عمیقا مشهود شد و پدیده های وابسته به همین اختلاف طبقاتی نظیر مدارس غیرانتفاعی و امثالهم ظهور یافتند که بخوبی ناشی از درک طبقاتی مفهوم عدالت لیبرالی میباشد.
2⃣ عدالت دیگری که عامه مردم یعنی اکثریت جامعه ، کارگران و سایر اقشار و طبقات مستضعف ، بدنبال آن هستند و بعنوان مطالبات آگاهانه و یا حتی بشدت ناآگاهانه از دولت دارند ، همانطور که قبلا اشاره شد در واقع مطالبات سوسیالیستی میباشد که بر اساس "اقتصاد سوسیالیستی" بدلیل آنکه ابزارهای تولیدی بخودی خود و هرچقدر متکامل تر و پیشترفته تر هم باشند بازهم بدون کار کارگر تولید امکان پذیر نمیباشد ، بنابراین باید ابزار تولید در مالکیت جمعی طبقه کارگر قرار بگیرد و از طرفی شکل و نوع کار کارگر بگونه ای است که جهت تامین سلامت و رفع نیازهای بشدت ضروری کارگران ، میبایست بالاترین درآمد فردی به این طبقه تخصیص یابد که نه تنها از این منظر بالاترین دستمزد متعلق به کارگران باید باشد ، بلکه بعلت مالکیت جمعی بر ابزارهای تولیدی ، سود واحدهای تولیدی نیز باید در بین کارگران تقسیم گردد و علاوه بر آن بهره مندی از خدمات حداکثری تامین اجتماعی نیز پیگیرانه مورد مطالبه قرار میگیرد ، به همه این شرایط میگویند " عدالت سوسیالیستی"
👇👇👇👇👇