eitaa logo
مَطْویَّات
61 دنبال‌کننده
61 عکس
6 ویدیو
1 فایل
می‌نویسم؛ از جهاد، مبارزه، پایداری و زندگی...
مشاهده در ایتا
دانلود
بشکنه اون دهانی که از مذاکره حرف می‌زنه.
‌مسلماً فریادهای شما در میدان، بر نتیجۀ مذاکرات مؤثر است. -رهبر انقلاب
خدا صبور کند در مصیبتت ما را...
هدایت شده از تأملات | تولايى
در تک تک شلیک‌هایی که انجام دادیم، حضرت امام صادق علیه‌السلام سهم اساسی داشتند؛ سال‌های سال حاکمان این سرزمین به هیچ دشمنی نه نگفتند. این شاگردان مکتب امام صادق علیه‌السلام بودند که با قال الصادق ها به دهان استکبار مشت کوبیدند. نام مبارک حضرت در تک تک موج‌های وعده صادق، مستتر، بلکه ظاهر است! ✊🇮🇷@m_a_tavallaie
رابطه مردم و حکومت، رابطه موسی و خضر (ع) نیست.
هدایت شده از «کمــی کــافــر...»
دستِ برترِ جنگ -همه و تا همیشه- یدالله است؛ و این دست خداست که از دستان نامرئی تمام بازارها فراتر است. لیبرالیسم انسان‌ها را بدل به احمق می‌کند، و الّا مگر شما نوحه‌خوان اقتصاد دستوری نبودید؟! پس برای این اقتصاد دستوری ناوهای‌تان را کمی عقب‌تر ببرید و اجازه دهید تا بازار آزاد با نرخ‌گذاری آزادانه‌ی نفت -و هرچه که از خلیج‌فارس می‌گذرد- تنگه‌ی‌ ترامپ را بازتر کند! ارواح عمه‌ی آدام اسمیت! با شمایم آآی ای لات‌های عربده‌کش در کوچه‌های خلوت دهکده‌ی جهانی؛ دست درازتان را از جیب خالی اهل عالم بیرون بکشید، و پای‌تان را به اندازه‌ی گلیم خودتان دراز کنید. ایران حتی اسمش هم برای دهان گشاد شما گلوگیر است. خداوند شاهد ماست که ما هیچ‌گاه تکیه به آهن و تکنولوژی نداده‌ایم؛ سلاح ما آه است نه‌ آهن! عصر فناوری به غروب محکوم است؛ اما ما مردم صبح ایما‌نیم؛ مردم فجر انقلاب خمینی. ما امت انفجار نوریم و قادریم آب‌راه و آب را هم به آتش ‌بکشیم... آنی که در آتش نمی‌سوزد «ابراهیم» است، نه آبراهام لینکلن! اگر این دروغو که می‌گویید راست است، چند مایل نزدیک‌تر بیایید؛ «ما منتظریم؛ مرد این میدان ما هستیم برای شما...». آتش‌بس؟! نه ممنون. میان ما تنها یک چیز حکم خواهد کرد: آتش و بس! راستی ای اهالی جزیره‌ی بدنام و معاشران عشیره‌ی بدنامی شما انتخاب کنید: ما در آخرین پرده از این رویارویی تبر را روی عرشه‌ی ناوهای هواپیمابر بگذاریم یا بر دوش افسانه‌ای به اسم اف.۳۵؟! عضو شوید: (کمی کافر.../ شعر و گاه‌نوشت‌های مصعب یحیایی) 🟢@yahyaei_m
از مذاکره با شیطان دستاورد نسازید. دستاورد هر چه که هست حاصل فریادهای این امت مبعوث‌شده‌ در خیابان است.
آتش بس در ایران و مواضع جبهه مقاومت، پیش شرط ما برای مذاکره‌ای بود که به فرموده امام شهید نه سودی به ما رساند و نه ضرری از ما دفع کرد؛ کنترل تنگه هرمز اما از شرایط ده‌گانه ما بود که حالا از آن گذشتیم آن هم در ازای خلف وعده دشمن.
هدایت شده از «روزنه»
قسمت اول؛ استاد سرش را بالا گرفت و گفت همین خانم فلانی که دختر فلان شخص بزرگ و مشهورِ کشور است هم شاگرد ما بود! ادبیات فارسی می‌خواند. پشت همین میز و‌ صندلی‌هایی که شما نشسته‌اید. دفعه اولی که از یکی از اساتید این گزاره را شنیدم چشم‌هایم از ذوق و تعجب برق زد! یعنی همین جا؟ همین رشته؟ او هم همین‌جا از حافظ و سعدی خوانده؟ همین جا از قصه‌های دلاورانهٔ شاهنامه شنیده؟ این مشابهت و هم‌رشته بودن با او زیر زبانم مزه کرد و برایم جالب و لذت‌بخش بود. قسمت دوم؛ قرار بود اسم دانشکده را تغییر دهند. اسم قبلی روی دست نیروهای خدماتی از نردبان پایین می‌آمد و اسم جدید، حرف به حرف بالا می‌رفت. منتظر بودیم ببینیم در نهایت چه خواهد شد که اعلام کردند اسم دانشکده به دانشکدهٔ بشری تغییر کرده است. راستش را بخواهی کمی هم زد توی ذوقمان که این اسم‌های دخترانه به دبیرستان می‌آید نه دانشکده! اما خب‌. گذشت. عادت کردیم بگوییم ساختمان بشری. قسمت سوم؛ دخترِ شهیدِ امامِ شهید، دانشجوی ادبیات فارسی دانشگاه ما بود. همان کسی که استادها نامش را آورده بودند. همان کسی که ذوق کرده بودم در رشتهٔ ما درس خوانده. خودش بود. بشری ساداتِ حسینی خامنه‌ای‌. وقتی فهمیدم ذهنم پرکشید تا دانشکده. تصویر نام دانشکده قاب شد جلوی صورتم. دانشکدهٔ بشری. انگار خدا می‌دانست قرار است این قصه برسد به این نقطه و دانشجوی این دانشکده که از قضا فرزندِ امام ما بوده شهید شود و وجود نامش بر روی دانشکده معنای دیگری پیدا کند. خدا کار را آسان کرده بود. به دل تصمیم‌گیران انداخته بود اسم آن دانشکده بشری باشد که حالا هر وقت پای ما به آن ساختمان باز شود یاد او بیوفتیم. یاد بانوی شهیدی که همان‌جا واژه به واژه درس آموخته بود. حالا اینکه اسم دانشکدهٔ‌مان بشری‌ست را طور دیگری دوست دارم. کاش بشری خانم حسینی خامنه‌ای هم از آن بالاها نگاه ویژه‌ای به ما و این دانشکده بیاندازد‌. که سخت به دعای او و پدرش محتاجیم.
ما با مذاکره با شیطان راه به جایی نمی‌بریم‌؛ با مذاکره‌کنندگانی هم که بعد از مذاکره متوجه خطای راهبردی خودشان می‌شوند هم!
همان بهتر که نمایشگاه کتاب امسال مجازی شد و گرنه از یادآوری دوباره این خاطرات باید دق می‌کردیم و کتاب‌ها هم.