eitaa logo
مَطْویَّات
61 دنبال‌کننده
61 عکس
6 ویدیو
1 فایل
می‌نویسم؛ از جهاد، مبارزه، پایداری و زندگی...
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از «روزنه»
قسمت اول؛ استاد سرش را بالا گرفت و گفت همین خانم فلانی که دختر فلان شخص بزرگ و مشهورِ کشور است هم شاگرد ما بود! ادبیات فارسی می‌خواند. پشت همین میز و‌ صندلی‌هایی که شما نشسته‌اید. دفعه اولی که از یکی از اساتید این گزاره را شنیدم چشم‌هایم از ذوق و تعجب برق زد! یعنی همین جا؟ همین رشته؟ او هم همین‌جا از حافظ و سعدی خوانده؟ همین جا از قصه‌های دلاورانهٔ شاهنامه شنیده؟ این مشابهت و هم‌رشته بودن با او زیر زبانم مزه کرد و برایم جالب و لذت‌بخش بود. قسمت دوم؛ قرار بود اسم دانشکده را تغییر دهند. اسم قبلی روی دست نیروهای خدماتی از نردبان پایین می‌آمد و اسم جدید، حرف به حرف بالا می‌رفت. منتظر بودیم ببینیم در نهایت چه خواهد شد که اعلام کردند اسم دانشکده به دانشکدهٔ بشری تغییر کرده است. راستش را بخواهی کمی هم زد توی ذوقمان که این اسم‌های دخترانه به دبیرستان می‌آید نه دانشکده! اما خب‌. گذشت. عادت کردیم بگوییم ساختمان بشری. قسمت سوم؛ دخترِ شهیدِ امامِ شهید، دانشجوی ادبیات فارسی دانشگاه ما بود. همان کسی که استادها نامش را آورده بودند. همان کسی که ذوق کرده بودم در رشتهٔ ما درس خوانده. خودش بود. بشری ساداتِ حسینی خامنه‌ای‌. وقتی فهمیدم ذهنم پرکشید تا دانشکده. تصویر نام دانشکده قاب شد جلوی صورتم. دانشکدهٔ بشری. انگار خدا می‌دانست قرار است این قصه برسد به این نقطه و دانشجوی این دانشکده که از قضا فرزندِ امام ما بوده شهید شود و وجود نامش بر روی دانشکده معنای دیگری پیدا کند. خدا کار را آسان کرده بود. به دل تصمیم‌گیران انداخته بود اسم آن دانشکده بشری باشد که حالا هر وقت پای ما به آن ساختمان باز شود یاد او بیوفتیم. یاد بانوی شهیدی که همان‌جا واژه به واژه درس آموخته بود. حالا اینکه اسم دانشکدهٔ‌مان بشری‌ست را طور دیگری دوست دارم. کاش بشری خانم حسینی خامنه‌ای هم از آن بالاها نگاه ویژه‌ای به ما و این دانشکده بیاندازد‌. که سخت به دعای او و پدرش محتاجیم.
ما با مذاکره با شیطان راه به جایی نمی‌بریم‌؛ با مذاکره‌کنندگانی هم که بعد از مذاکره متوجه خطای راهبردی خودشان می‌شوند هم!
همان بهتر که نمایشگاه کتاب امسال مجازی شد و گرنه از یادآوری دوباره این خاطرات باید دق می‌کردیم و کتاب‌ها هم.
از «همه‌چی با رهبری هماهنگه» تا «این مطالبات شبیه لوبیای سحرآمیزه» چقدر طول کشید؟
هدایت شده از مأوا🌱
خدایا برای همه‌ی اون نشدن‌هایی که عین خیر و صلاحمون بود و نمیدونستیم شکر:).
حمایت ما از تیم مذاکره کننده مطلق نیست؛ مشروط به رعایت شروط رهبر انقلاب است.
این شرایط فرسایشی نه جنگ، نه صلح غایت آمال دشمن بود تا بدون قبول شکست کناره بگیرد و سایه تهدید را نیز بر سر ما نگه دارد.
ای پناه ما، پناه مادران و پدران ما، پناه بزرگان ما، پناه سرزمین ما، پناه روز‌هاس طوفانی‌ما، دشواری‌ها و بدحالی ما، تو که تفسیر واژه پناهی، ما را در پناه خودت بپذیر؛ ایران، ایران توست. ایران امام رضا (علیه السلام)
سلام بر هر کسی خدا مقدر کرده است نوشته مرا بخواند « گفتنی اما تلخ » در تمام طول عمر رهبری، حتی یک بار ( تاکید می‌کنم حتی یک بار) اظهار نظر مثبت درباره مذاکره با آمریکا نداشتند و تمام فرمایشات ایشان در مخالفت با مذاکره بود! اگر به تاریخ سخنرانی های ایشان و زمان برگزاری جلسات مذاکرات مراجعه کنید، خواهید دید به تکرار این اتفاق می‌افتاد که دقیقا در همان هفته‌ای که ایشان علیه مذاکرات سخنرانی داشتند جلسات مذاکره برگزار می‌شد. طبیعتا هیچ مذاکره کننده‌ای بدون اجازه ایشان این کار را نمی‌کرد! چگونه این اتفاق می افتد؟ برخی می‌گویند: برای اتمام حجت! معنای این سخن آن است که کلام و نظر ایشان برای اغلب مردم ما اتمام حجت نمی‌کرد به همین خاطر باید تجربه برای مردم حجت را تمام می‌کرد. اگر کلام ایشان حجت را تمام می‌کرد لازم نبود تجربه اتمام حجت کند. حقیقت تلخ آن است که ایشان بسیار گسترده در جامعه ما محبوب بودند و مقبول؛ اما عمق این محبوبیت و مقبولیت آنقدر نبود که اظهار نظر ایشان در زمینه رد مذاکره با آمریکا، حیات و زندگی جریان مذاکره با آمریکا را در ذهن و قلب عموم مردم ما پایان ببخشد. اینگونه است که می‌‌بینیم با وجود علمی قطعی همه جامعه ما به مخالفت ایشان با مذاکره، آن جریانی که طرفدار مذاکره با آمریکا بود می‌آورد. 🔺راستش را بخواهید بنده الان هم مطمئن نیستم زندگی با آمریکا در قلب و ذهن همه مردم ما برای همیشه یا مدت طولانی تمام شده باشد! _ حالا ماییم و تجربه رفتار جامعه با ولی قبلی. _ ماییم و ده شرط رسمی قطعی اعلام شده توسط رهبری. _ ماییم و مخالفت قطعی رهبر فعلی با موضوع مذاکره کردن بحث هسته‌ای _ ماییم و نظر قطعی رهبری با تغییر اوضاع تنگه هرمز _ ماییم و نظر قطعی ایشان بر حتمی بودن پرداخت غرامت جنگ توسط آمریکا و اخراج نیروهایشان از منطقه بیایید به گونه‌ای باشیم که هیچ‌ جریانی حتی در کنج ذهن خود فکر نکند می‌شود این خطوط را نادیده گرفت! عکس‌العمل مردم آنقدرها هم که نشان می‌دهند خطرناک نیست. فعلا که در شدن نظرات رهبری هم مانده‌ایم … ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ شیخ اسماعیل رمضانی
الان که این را می‌نویسم بیشتر از دو ماه از شهادت آقا گذشته است و من هنوز هم باورم نمی‌شود که دو ماه است او را از دست داده‌ایم از روزهای اول تا مدت زیادی هیچ تصویر و فیلم و صوت و حتی نقل قولی را نمی‌توانستم ببینم و بشنوم و بخوانم؛ سخت بود خیلی سخت؛ انگار قلبم را پاره پاره می‌کردند. الان که چند وقت گذشته می‌توانم فیلم‌ها، صوت‌ها و پیام‌ها را مرور کنم؛ گاهی باید چیزی بنویسم، گاهی باید ارجاع بدهم. تنها چیزی که هنوز هیچ جوری نمی‌توانم تماشایش کنم آن دیدار جشن فرشته‌هاست. آن غلیان احساسات پاک کودکانه در مواجهه با جلالت یک انسان الهی. آن شوق درک شدنی وصف ناشدنی آن مهر پدرانه و شفقت بزرگوارانه آن قاب‌ها، آن تصاویر احساسی دارد که هنوز تازه‌ است هنوز زنده است انگار هنوز در جریان است.
حجم و شدت وا‌کنش‌ها نسبت به سخنان امام جمعه رشت و اظهارات عباس عبدی نشان می‌دهد که رسانه می‌تواند حب و بغض آدم‌ها را تعیین کند نه حقیقت.