به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان روی زیبای ته وینم
_بابا طاهر
زخم ها واسه هیچکس جز صاحبش درد ندارن درست!
ولی من زخم هام رو هم دوست دارم:)
أَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمَٰنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا وَلَا يُنْقِذُونِ.
آیا من به جای آن خدای آفریننده یکتا خدایانی را معبود خود گیرم که اگر آن خدای رحمن بخواهد به من رنج و زیانی رسد هیچ شفاعت آن خدایان از من دفع زیان نکرده و نجاتم نتوانند داد؟
_سوره یاسین/ایه ۲۳
#پاراگراف
۱۸_دستهایی برای تو
دستهایم هیچگاه شبیه دخترهای هم سن و سالم نبوده است و هیچگاه دستهایی به سفیدی ابر و ظرافت لطیفی گل و ناخن ها انگشت های کشیده نبود...
دست هایم لطیف نیست اما
در گذرا که کنار دستانت ارام میگرفت را دوست داشتم
لحظه ای را که پیراهن چهارخانه سبز را اتویشان میکردم تا تو با لبخندی از سر ذوق بر تن ستون تن کنی و لبخندی نثار روح پژمرده ام بدهی،
میفهمیدم که دست تلاش های فراوانی برای قلب بی روح کرده است
دست هایی که حالا
وقتی نگاهشان میکنم
به یاد میبرم زحماتش را اما
به یاد می اورم که بخشی از این زحمات را
بر تن روی تو نثار کرد
تا زیبایی لبخندت را ببینم
اما مگر دست هایم مهم نبود؟
که زیباییش را به رخ نمیدیدم؟
و منتظر چهره زیبای تو بودم!
دست های قلب بی روحم را بر سر تو میکشیدم
که روحت ارام بگیرد
تا با لبخندت من نیز ارام شوم
اما نمیدانم
ایا ارام میگرفت ؟!
حالا دست هایم یاداوراند
یاداور زحماتی که کشیدم برایت و قدر ندانستی
اه
از یاد بردم که من هیچگاه سر و گردن تو را به دست نوازش نسپردم
چون من هیچگاه تورا در کنارم ندیدم
این خاطرات را ساختم تا فراموشت کنم
اما هر بار باز از یاد میبرم
که تو تا همیشه در ذهنم محفوظ مانده ای
اینها همه خیال نبودنت در کنارم است
تا بفهمم
که چرا با من نبودی!
_سیده ۲۱۳🌱
هدایت شده از Dayno`
📪 پیام جدید
من نیاز به این اسپری ندارم
من همین الانشم بی رنگم
گاهی وقتا به خودم رنگ میدم که مردم بخندن،امید بگیرن و دوباره بی رنگ میشم برای همینه هیچکس حال بدم رو ندیده!
#شاید_نویسنده
#دایگو
من زبونم بند میاد جلو کسایی مثه شماها راحت حرف بزنم
ولی بیا بغلم🥲🫂