شـاید نویسنده:)
همان بار اولی که تورا دیدم کافی بود برای یک عمر در انتظار تو بودن:)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمیدونم چرا
تو کوچیکیام هروقت میخواستم
تنها بازی کنم،
میشدم خواهر جنگ زده بدبختی که
مجبوره خواهر چند ماهش رو بدون پدر و مادر بزرگ کنه
و موقع جنگ جانباز میشه و از خواهر کوچیکترش دور میوفته و بعد سالها
وقتی رو ویلچره و نمیتونه تکون بخوره، خواهر کوچیکش رو ملاقات میکنه!
جالبیش اینه روزایی که واقعی گریه میکردم،
یعنی فوق العاده بازی حال میداد!
" این زندگی یه مغز و عقل بهم بدهکاره😔✨"
شـاید نویسنده:)
واقعاچطور دلتنگ خونه نمیشید؟:)
من حتی دلم واسه پتو خودم تنگ شده،
واسه ترک دیوار اتاقم که بالا سرمه،
واسه نوشته های روی کمدم
واسه همچی.
شـاید نویسنده:)
واقعاچطور دلتنگ خونه نمیشید؟:)
و اما عزیز من،
آنها که دلتنگ خانه نمیشوند ریشه ندارند؛
و الی تو کدام درختی را دیدی که از زمینش دل بِکَّنَد؟
شـاید نویسنده:)
اینم کیف من، حدیث خانم🌟
فقط باشگاه و کلاس زبان کیف میبرم؛
در غیر اینصورت همچی یا تو جیب جا میکنم،
یا توی کیف بقیه!*