شـاید نویسنده:)
واقعاچطور دلتنگ خونه نمیشید؟:)
من حتی دلم واسه پتو خودم تنگ شده،
واسه ترک دیوار اتاقم که بالا سرمه،
واسه نوشته های روی کمدم
واسه همچی.
شـاید نویسنده:)
واقعاچطور دلتنگ خونه نمیشید؟:)
و اما عزیز من،
آنها که دلتنگ خانه نمیشوند ریشه ندارند؛
و الی تو کدام درختی را دیدی که از زمینش دل بِکَّنَد؟
شـاید نویسنده:)
اینم کیف من، حدیث خانم🌟
فقط باشگاه و کلاس زبان کیف میبرم؛
در غیر اینصورت همچی یا تو جیب جا میکنم،
یا توی کیف بقیه!*
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[ماه اول هجده سالگی خیلی جالب گذشت،
از جمله مشهد،مسابقه،تمرین،درس،زبان و یه سری تجربه دیگه که
تجربیات جالبی رو برام رقم زد؛
راستش مدت زمان زیادیه که باهات حرف نمیزنم،
شاید چون زیادی درگیر روزمره ام شدم.
روزمره هایی که گاه لبخند به لبم میارن و گاه ... البته باید بگم میون همین روزمره آرامش نسبی خودم رو رعایت میکنم و یاد گرفتم هرچی هم که بشه این آرامش هست که مهمه!
تو از خودت بگو
دنیات چطور میگذره؟!
دوست دار تو : زهرا.]
-چهل و چهارمین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-
هدایت شده از مُـحِـبُـنـا
هزار مرتبه از ریشه ریشه کن شدهام
اگر که خم نشدم چون تو استخوان منی.