eitaa logo
شـاید‌ نویسنده:)
544 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
375 ویدیو
9 فایل
[این منم بخشی از خودم که اینجا نشونش میدم☁️⚽️] _شیعه علی ابن ابیطالب:) کپی متون؟ از دل برآمده را کجایش میبرید؟ جوانه زدن؟دوم سومین ماه پاییز هزار چهارصد دو ناشناس:https://abzarek.ir/service-p/msg/4038341
مشاهده در ایتا
دانلود
به قول معلم ما شاگرد اول بودن به اینه که: اول شخصیت داشته باشی دوم ادب سوم نمره📚
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مشکل ما از آنجا شروع شد که تو گمان کردی، تمام داراییم هستی اما بی خبر بودی که کتاب هایم بیشتر از تو من را نجات داده اند🌿📚 '۲۱۳نوشت'
۱۳_وصف بیا باهم در باب وصف سخن بگوییم؛ مگر میشود که من تورا ندانم اما تو در خیالم سرشار باشی؟ عجایب را به دنبال خود کشان کشان میاورد! بیا در باب هم سخن بگوییم اما راستش را بخواهی من از تو چیز خاص ندانم که بخواهم بر زبان بیاورم فقط وصف حالم را در گه گاهی که میبینمت را میتوانم برایت وصف کنم تا اندکی متوجه افکار اشفته ام در وصف خود بشوی؛ تو ،تو برایم شبه لحظه سال تحویل میمانی همان دقیقه ای که همه ارزو میکنند و من رویا تو را میبینم و ارزویت میکنم... شبه اولین گریستن میغ در اولین روز تقویم سال همان موقع که باران بر شیشه اتاقت برخورد میکند وتق تق صدا میکند، شبه رایحه چای اتشی تازه دم در هوای سرد زمستان، هندوانه تازه شکسته ای را که پدر از حوض قدیمی پشت خانه دراورده، مثل همان درخت تازه نفس خرمالو کنار خانه بابابزرگ مانند زمانی که به ارزوی چندین چندساله ات میرسی یا زمانی که وسط گریستن خنده را مهمان میکنی شبیه ان شکلات سرخ های قدیمی خانه عزیز، مثل زمانی که از خنده رو زمین میوفتی و زمین را چنگ میزنی؛ شبیه ان ستاره ای که از پنجره کوچک اتاقم هرشب  چشمک میزند شبیه ظرف های گل سرخی که در پاییز برروی ایوان مینشینیم و مادر برایمان انار دون میکند و گلپر میزند مثل بوی خاک بارون خورده یا زمانی که از کنار شیرینی فروشی گذر میکنی و رایحه اش تا چند فرسخی به مشام میرسد شبیه رایحه نرگس در هنگامی که عروس بله را میگوید و تو مانند خویشی... من برای تو به چی چیز تشبیه ام؟ _سیده ۲۱۳🌱
(… قال اولم تؤمن قال بلی…) 'گفت:ایمان نیاوردید؟! گفت: بله تا دلم آرامش یابد' _ایه ۲۶۰ سوره بقره
از زیبای این نقاشی بگم؟
سلام
هدایت شده از خانم ۲۱۳
نام کتاب: پاستیل های بنفش🍬 نویسنده:کاترین اپلگیت ژانر:تخیلی،خانوادگی رده سنی:۱۰+ ... بخشی از کتاب: دستم را انداختم دور کمرش و زور زدم. انگار شیری را بغل کرده بودم؛ یک تُن وزن داشت. کرنشا پنجه‌هایش را فرو کرده بود توی لحافی که بچگی‌ها، عمه بزرگه‌ام، ترودی، برایم بافته بود. ناامید شدم و ولش کردم. کرنشا پنجه‌هایش را کشید بیرون و گفت: 'ببین من نمی‌تونم تا وقتی کمکت نکردم، برم، دست من نیست که!' "پس دست کیه؟" کرنشا با همان چشم‌های تیله‌ای و سبزش به من خیره شد، پنجه‌هایش را گذاشت روی شانم بوی کف صابون و نعنا می‌داد. گفت: ' تو جکسون...دست توئه' ... موضوع:راجب پسرکی به اسم جکسون که خانوادش وضع مالی مناسبی ندارند و او داستان هایی را به همراه دوست خیالی اش میاورد. ... نقد: کتاب بسیار جالبیه! امید به زندگی به ادم میده به طوری که ادم میفهمه تو مواقع سخت هم میشه زندگی کرد... در کل کتاب زیبایی هست پیشنهاد خوندن:) ... پ.ن:عکس توسط ۲۱۳ گرفته شده است...
تو هنوز سبزی🍃 به پا خشکت نکنن درختی که خشک بشه میشه کبریت میشه دسته تبر و چهار چوب در... _رهایم کن