هدایت شده از مُـحِـبُـنـا
ولی من برگه هایی که از گوشه دفترم میکنم تا سر کلاس با دوستام حرف بزنم رو خیلی دوست دارم:)))
هدایت شده از تلخی قهوه
به خودم تسلیت میگم
اینجا هم وارد این چرخه که" خب الان اینو بگم که چی" شدم
چهار تا پیام طولانی نوشته بودم، هیچ کدومو نفرستادم
حتی همینم دو بار نوشتم نمیخاستم بفرستم
شـاید نویسنده:)
به خودم تسلیت میگم اینجا هم وارد این چرخه که" خب الان اینو بگم که چی" شدم چهار تا پیام طولانی نوشته
داداشم
غمت نباشه
منم دچارشم😂🤌🏼
خیلی وقتهههه🤝
هدایت شده از آبی.
https://eitaa.com/maybe_writer
«شیخ بهایی»
دختر شیخالاسلام اصفهان بودید.
پدر شما و پدر بهاءالدین محمد باهم مرتبط بودن و رفت و آمد داشتید. در نهایت این رفت و آمد به وصلت شما و شیخ بهاءالدین محمد انجامید.
شما بانویی فرهیخته، عالم و دانشمند بودید و پس از فوت پدر کتابخانه چهارهزار جلدی او رو به ارث بردید.
بهاءالدین اوقات زیادی به تنهایی در سفر بود و دور. این جداییها و نداشتن فرزند قلب شما رو پر از اندوه میکرد.
قطعا نامههایی که میفرستاد و شعرهایی که میگفت براتون برای دلجویی کافی نبود اما خب قشنگ بودن(:
تازه گردید از نسیم صبحگاهی، جان من
شب، مگر بودش گذر بر منزل جانان من
بس که شد گل گل تنم از داغهای آتشین
میکند کار سمندر، بلبل بستان من
طفل ابجد خوان عشقم، با وجود آنکه هست
صد چو فرهاد و چو مجنون، طفل ابجد خوان من
گفتمش: از کاو کاو سینهام، مقصود چیست؟
گفت: میترسم که بگذارد در آن پیکان من
بس که بردم آبروی خود به سالوسی و زرق
ننگ میدارند اهل کفر، از ایمان من
با خیالت دوش، بزمی داشتم، راحت فزا
از برای مصلحت بود اینهمه افغان من
رفتم و پیش سگ کویت، سپردم جان و دل
ای خوش آن روزی که پیشت، جان سپارد جان من
از دل خود، دارم این محنت، نه از ابنای دهر
کاش بودی این دل سرگشته در فرمان من
چون بهائی، صدهزاران درد دارم جانگداز
صدهزاران، درد دیگر هست سرگردان من
امیدوارم از این تقدیمی لذت برده باشید و ایامتون به کام باشه ✨
شـاید نویسنده:)
https://eitaa.com/maybe_writer «شیخ بهایی» دختر شیخالاسلام اصفهان بودید. پدر شما و پدر بهاءالد
زیبا
خیلی زیبا
تشکر:)))
میدونستید تولد بنده، روز بزرگداشت شیخ بهایی هست؟!
با دیدنش شگفت زده شدم.
شـاید نویسنده:)
تاریکی مطلق در متن توی آبی تقدیم به شما!🌚
زیبا:)
و ممنون
تاریکی مطلق..
واقعا؟:)
rangorango_-_onaro_mibini_aghaye_rango.mp3
زمان:
حجم:
987.1K
فقط یادتون نره ها:)
امید دوباره میاد🌿
شـاید نویسنده:)
فقط یادتون نره ها:) امید دوباره میاد🌿
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[.امید مثل یه گلدون سبز میمونه
سبزه سبزه ولی یهو زرد میشه
خشک میشه
ولی اگه نور بهش بدن
آب بهش بدن دوباره جوونه میزنه
از نظرم امید نیاز به یه دست دیگه داره
یعنی یکی باید بیاد که کمکت کنه تا امیدت برگرده
گاهی این دست،
دست خانواده است،
گاهی رفیق
گاهی خودت
و خیلی جاها خدا:)]
- سی و چهارمین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-
هدایت شده از متنِسبز!
شاید منِ عزیز... من خیلی وقته که عضو کانالتون هستم و همهی متناتون رو هم میخونم🥲
میدونی چرا بهتون تاریکی منطلق رو دادم؟ چون قبلا خیلی آشفته بودی ولی الان نه... الان انگار یه دختر دریا توی زندگیتونه و... حالتون بهتره:)
میشه کاملت از تغیراتی که توی کانال دادین متوجهش شد!
شاید اون دختر دریا؛ توی وجودتونه. شاید خودتونید!🌝
قرار نیست که فقط مادربزرگ درون داشته باشین؛ شاید اون دختر دریا هم خیلی وقته گوشهی قلبتون نشسته و منتظره نگاهش کنید!👀