مشکل تو اینه که هنوز نفهمیدی که خودم و آرزوهامو زیر پات له کردی. من که دووم آوردم ولی از تو یکی نمیگذرم چون حتی یک بارم پشیمونیتو ندیدم
اگه تو اتاقم میز و صندلی و تخت داشتم مطمئنا زندگیم خیلی راحت تر بود
کمر برام نمونده
″میم.ب″
اگه تو اتاقم میز و صندلی و تخت داشتم مطمئنا زندگیم خیلی راحت تر بود کمر برام نمونده
معصومه باور کن اگه میز و صندلی داشته باشی مطلقا هیچ استفاده ای ازش نمیکنی.
من تو این پنج شیش سال گذشته شاید ده دفعه هم پشت میزم نشستم
اما تخت واقعا لازمه
″میم.ب″
معصومه باور کن اگه میز و صندلی داشته باشی مطلقا هیچ استفاده ای ازش نمیکنی. من تو این پنج شیش سال گذ
نه نرگس من واقعا بعد از دوازده سال درس خوندن رو زمین فهمیدم صد رحمت به میز صندلیای مدرسه آدم روی زمین صاف میشه واقعا😭😭😭😭😭😭
″میم.ب″
نه نرگس من واقعا بعد از دوازده سال درس خوندن رو زمین فهمیدم صد رحمت به میز صندلیای مدرسه آدم روی زمی
من که کل سال کنکور رو تخت درس خوندم
″میم.ب″
—
همین الان متوجه شدم فقط دو هفته از ۱۸ سالگیِ دوست داشتنیم مونده. همیشه توی بچگی میگفتم منتظر این سنم و از خودم ممنونم که این سن رو نقطه ی عطف زندگیم قرار دادم. نمیگم در همه چیز از خودم راضی ام اما خیلی بهتر از چیزی که فکرشو میکردم عمل کردم.
درسته که ناراحتم و صادقانه میترسم از بزرگ شدن اما از خودم ممنونم که سعی کردم فکر و عملم رو یکی کنم و امیدوارم که از حالا به بعد نا امیدیِ ۱۹ سالگی و به اصطلاح ترس از بزرگتر شدن و تغییر کردن، بهم غلبه نکنه و بتونم فصل جدید زندگیم رو با امید، شور و شوق ادامه بدم.
و در نهایت در این آینده ی نامعلوم از خودم انتظار دارم خوددوستی و خدادوستی بیشتری رو به زندگیم وارد کنم چون امسال کاملا تاثیر جفتشون رو به وضوح روی زندگیم حس کردم.
کتابایی که هفته ی پیش،
دقت کنید هفته ی پیش میخواستم بخرم از چهار میلیون شده شیش میلیون :))))))
بسه زندگی اینجا بس.