طرح امین دبیرستان شهید میثمی۲
به وقت رمان📔 دکل(زنگاول) #پارت ششم روی آنتن کلاس در سکوت معناداری فرو رفت. همین طور که دستم
به وقت رمان📔
دکل(زنگاول)
#پارت هفتم
صعود تیم ملی⚽️
کف دستهایم را محکم به هم زدم👏 و گفتم: خب، رفقای با صفای من🤩! کمربندها را سفت ببندید. می خواهیم راه بیفتیم.
به این سؤال من خوب دقت کنید؛
اگر من آخوند یا یک محصل و یا هر فرد دیگری نسبت به مسئولین این نظام، انتقاد شدید دارد، آیا معنایش این است که این نظام و انقلاب به هیچ وجه به درد نمی خورد و باید بیخیالش شویم و دشمن نظام خود باشیم😡؟
آیا باید درش🚪 را تخته کنیم؟
آیا می توانیم نتیجه بگیریم که من باید دشمن انقلاب و نظام باشم و نباید هیچ میل و علاقه ای به کشور و مملکتم داشته باشم؟
صدای آن چند نفر انقلابي کلاس، فضا را پر کرد که ((نه). سرها😶 به طرفشان برگشت.
گفتم: بگذارید یک مثال ساده بزنم؛
اگر تیم ملی فوتبال⚽️ کشورمان دارد برای مقدماتی جام جهانی آماده می شود، اما من به عنوان کسی که به عملکرد مربی یا برخی بازیکنان تیم ملی انتقاد شدید دارم، آیا آرزوی شکست تیم ملی را می کنم؟
آیا هنگامی که تیم ملی دارد بازی مهمی انجام می دهد، با این که دل خوشی از کادر تیم ملی ندارم، علاقه و عرق ملی من باعث نمی شود داخل استادیوم یا پای تلویزیون، تیم ملی را تشویق کرده و برای پیروزی اش دعا کنم؟
آیا موقع بازی، حرص نمیخورم؟
آیا با صعود تیم ملی به جام جهانی به وجد نمی آیم 🙆♂و اشک شوق😭 نمی ریزم؟
تعداد زیادی سر خود را به نشانه تأیید تکان دادند.
گفتم: سرنوشت تیم ملی برای همه ی ما مهم است. خب، حالا ملاحظه کنید اگر من نوعی،به عملکرد برخی مسئولین این نظام إن قلت دارم، آیا می توانم نتیجه بگیرم پس سرنوشت و سرانجام نظام و کشورم برایم مهم نیست و با پیروزی یا شکست کشورم در عرصه های مختلف جهانی، رگ غرور وغیرتمتکان نمی خورد؟
کلاس بدجور خاموش شده بود⬛️،
در چشمان چند نفر خیره شدم👀.
صدایم را بالاتر بردم🗣 و پرسیدم:
آیا منتقد بودنِ من، معنایش این است که دشمن و معاند نظام هستم؟
جواب بدهید! این را قبول دارید یا نه؟
چند نفر از بچه ها به نوبت اظهار نظر کردند و خلاصه ی حرفشان این بود که «حق با شماست. ما اگر انتقادی هم داریم، اما علاقه و حب وطن🇮🇷 هم داریم و دشمن انقلاب و نظام👹 نیستیم».
این اقرار و اعتراف، به عنوان زیربنای مرحله ی بعدی بحثمان، خیلی لازم بود. لذا با تأکید فراوان پرسیدم:
آیا در این مطلبی که دوستانتان اشاره کردند، نظر مخالفی دارید یا نه؟
بچه ها متفق القول گفتند: نه حاج آقا! ما همگی بالاتفاق، کشور و وطنمان را دوست داریم💓؛ اگرچه به برخی سیاست هایش انتقاد جدی داریم.
نگاهی به مبصر کلاس انداختم و گفتم: خب، آقا! خوشبختانه در مرحله ی اول مذاکرات پنج به اضافه یک، بدون این که به سر وكله ی هم بزنیم و گیس و گیس کشی راه بیاندازیم و یقه ی همدیگر را پاره کنیم، به نقطه ی اشتراک خوبی دست یافتیم.
لبخندی کوتاه زدم🙂 و گفتم: بنده، خصلت و دأبم این است که به هر نقطه ی مشترکی رسیدیم، آن را روی تخته سیاهه🔳 میکنم تا بعدا کسی دبه نکند. به امید خدا پله پله و گام به گام👣 می رویم جلو تا ببینیم سر از کجا در می آوریم. شيرفهم شد؟👎
پاسخ «
بله» را از بچه ها گرفتم و چرخیدم به سمت تخته. ماژیک🖍 را برداشتم و گفتم: پس بگذارید مطلب اول توافق شده را اینجا بنویسیم. نوشتم:
مطلب اول1⃣۔ اگرچه ما به عملکرد برخی مسئولین انتقاد داریم، اما به کشور و انقلاب خود علاقه مندیم و طرفدار آن هستیم.
- بچه ها! پیشنهادم این است که از همین اول بسم الله و شروع کار، مطالبی را که روی تخته درج می شود، داخل دفترتان📖 بنویسید. قرار است در آینده اتفاق خیلی خوبی بیفتد. منتها فعلا ترجیح می دهم این اتفاق مبارک، مکتوم و پوشیده بماند تا انگیزه ی نوشتن داشته باشید. فقط سربسته بگویم، آنهایی که نمی نویسند مطمئنا در آینده تأسف😔 خواهند خورد.
خیلی ها با این حرفم دفتر 📖و قلمشان✏️ را در آوردند و به حالت آماده باش نشستند.
#ادامه_دارد....
✍راهکار جالب یک نوجوان شهید برای رفتن به مدرسه
🌹به گوش دانشآموزان برسانید
#متن_خاطره
نمیدونستم هر وقت میخواد بره مدرسه ، وضو میگیره . چند بار دیدم که تویِ حیاط مشغولِ وضو گرفتنه... بهش گفتم: مگه الان وقتِ نمازه که داری وضو میگیری؟ گفت: مادر جون! مدرسه عبادتگاهه ، بهتره انسان هر وقت می خواد بره به مدرسه وضو داشته باشه...
🌷خاطره ای از زندگی نوجوان شهید رضا عامری
📚منبع: کتاب دوران طلائی ، صفحه ۵۴
طرح امین دبیرستان شهید میثمی۲
✍راهکار جالب یک نوجوان شهید برای رفتن به مدرسه 🌹به گوش دانشآموزان برسانید #متن_خاطره نمیدونستم ه
#سیره_شهدا🥀
#مدرسه🌿
#محل_درس_خواندن_یا_تفریح_یا...🤔
🍃هر کسی به نسبت فهم ودرک و نگاهش نسبت به #مدرسه تعریفی دارد .
♻️تعریف شما و فهم شما از مدرسه چیست⁉️
🔹بعضی #مدرسه را محل تفریح و وقت گذرانی می دانند.
🔸بعضی هم محلی برای علم آموزی و کسب اطلاعات بیشتر و در واقع با سواد شدن.
🔷کسانی هم که #مدرسه را محل علم آموزی می دانند هم دو گروه هستند.
🔺عده ای برای رسیدن به #شهرت و #پست و مقام درس می خوانند.
🔻عده ای هم برای #خدمت_کردن به مخلوقات حضرت حق در پی علم هستند.
🔶از نظر گروه دوم #مدرسه_عبادتگاه محسوب میشود .
و کار #عبادتگاه #بنده_پروری است.
بندگانی که #عالم_رامحضرخدامیدانند، و مراقب اعمال خود هستند و لیاقت مهمانی حضرت دوست را پیدا می کنند.
✅یکی از این افراد🥀 #شهیدرضاعامری است.
....๑ღ🌸@Fadaii🌸ღ๑....
✍#فدایی_مولا
🔴 صدام مقرر کرده بود متجاوزین عراقی روز اول در خرمشهر، سپس اهواز و روز هفتم در تهران باشند اما با سدی به نام #تکاوران_دریایی_بوشهر روبرو شدند؛ سدی که تمامی معادلات جنگی عراق را بهم زد و 34 روز آنها را پشت دروازه های خرمشهر زمین گیر کرد.
🌹 پاسداشت هفتهی دفاع مقدس و زنده نگه داشتن یاد و خاطرهی شهدا، کمترین وظیفهایست که بر گردن ماست
روحتان شاد و راهتان پررهرو
#سلام_امام_زمانم
دست مرا بگیر ببین ورشکسته ام
آب از سرم گذشته و من دست بسته ام
کار مرا حواله نده دست دیگری
محتاجم و فقط به تو امید بسته ام
#نوای_دلتنگی💔
#فرج_مولاصلوات
✨🖤✨🖤
⚫️ بارزترین خصوصیت اخلاقی امام رضا علیه السلام، رأفت ایشون هست.😇
⚫️ از علامه طباطبایی پرسیدند: همه ائمه رئوف بودن، پس چرا میگن امام رضا علیه السلام از همه رئوفتر هستند⁉️
فرمودند: چون رأفت امام رضا علیه السلام حس کردنی هست 😇
⚫️ رأفت امام رضا علیه السلام دو نوع هست👇🏻
1⃣ رأفت عمومیه: که شامل همه ی افراد میشود.☺️
2⃣ رأفت خصوصیه : که برای رُفقای آقاست😇
⚫️ آیت الله وحید میگفتن: در مشهد خدمت آیت الله گلپایگانی رفتم ، خودم دیدم که دستشون رو به هر مریضی میزدن شفا پیدا میکرد، حتی مریض های ناعلاج😳
سوال کردم چطور اینطوری شدید⁉️
پاسخ داد: من مریض شدم، بسیار حالم خراب بود، دم مرگ بودم 😣
دم دم های آخر رو کردم به سمت امام رضا علیه السلام، گفتم من ۴۰ سال گدای شما بودم ، می آمدم با سجاده پشت در های حرم نماز شب میخوندم تا وقتی در رو باز میکنن من اولین زائر شما باشم 😓 ۴۰ سال در تابستان و زمستان آمدم😔 این کاری بود که از دست من بر می آمد.
حالا شما برای من چه می کنید⁉️
این را که گفتم اتاق بیمارستان، گلستان شد، و دیدم امام روی تخت نشسته، و با لبخند به من نگاه میکنند. و گفتند جلو بروم.
جلو رفتم و آقا یک 🌹 گل کَندند به من دادند. و من با دست راست گرفتم.
به محض گرفتن 🌹گل ،دوباره خودم رو در اتاق بیمارستان یافتم😔
⚫️ اولین کسی که فهمید دستم کیمیا شده، خودم بودم.
چون بدنم خیلی درد داشت😢 دستم به بدنم خورد و دیدم دردم به کلی از بین رفت.
🥀 ما امام رضا علیه السلام رو نشناختیم😭
دستی خورد به گلی در دست امام ، نه به خود دست امام، و شد کیمیا.😭
پس چطوری ما نمی تونیم از آقا چیزی بگیریم 😭😭😭
دست بخشنده ایشون زود راه میندازه ، فقط درخواست کنید😭
🤲🏻 اللهم الرزقنا عواقب امورنا خیرا🤲🏻
💠به مناسبت هفته #دفاع_مقدس
🔰 بازخوانی#وصیتنامه اول شهید همت:
🔸مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی میکشد و حکومتهای طاغوت مکملهای این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سردرگم و سردر لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام، تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است.
...#مادر_جان؛ من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت؛ و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمیدانند برای چه زندگی میکنند و چه هدفی دارند و اصلا چه میگویند، بسیارند.
ای کاش به خود میآمدند. از طرف من به جوانان بگویید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید! نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمیشود؛
نه شرقی – نه غربی؛
...ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود میآمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک میمالیدند.
#مادر_جان؛ جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول میکشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را میشناختند و نه برایش زحمت و رنجی متحمل شدهاند؛ از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد.
پدر و مادر؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلودهاش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم؛ علی وار زیستن و علی وار شهید شدن، حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست میدارم. شهادت در قاموس اسلام کاریترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور، شرک و الحاد میزند و خواهد زد.
ببین ما به چه روزی افتادهایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چارهای نیست، اینها سد راه انقلاب اسلامیند؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شوند تا راه تکامل طی شود. مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛
#محمد_ابراهیم_همت
به تاریخ ۵۹/۱۰/۱۹ شمسی