eitaa logo
مرکز فقهی امام محمدباقر علیه‌السلام
567 دنبال‌کننده
444 عکس
53 ویدیو
4 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🌟نکات و اشارات🌟 🔰علت اعتماد مرحوم شیخ انصاری به قول لغوی در تعریف بیع آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی: 🔹در خیلی از جاها شیخ ادله‌ای که قوم به آن استدلال کرده‌اند را مخدوش می‌داند و به مشهورات و ادعاهای اجماع اشکال کرده و همه را ردّ می‌نماید. مثلاً در بیع الصبی ایشان اعتبار بلوغ برای صحت عقد صبی را رد می‌کند، ولی بعد می‌فرماید که مسئله همین است که بلوغ معتبر است. ما از ایشان سؤال می‌کنیم که شما از کجا می‌گویید که مسئله همین است، در حالی که خودتان ادله مسئله را رد نموده‌اید؟ 🔸حلش این است که ایشان در بحث رسائل، حجیت شهرت و اجماع منقول را به عنوان ظن خاص انکار کرده است، ولی بر خلاف آقایان کفایه و بعد از ایشان که قائل به انسداد نبوده‌اند، عقیده بنده این است که شیخ انسدادی بوده است. ولی به این جهت که قائلین به انسداد مانند میرزای قمی و امثال ایشان کم بوده‌اند و اکثر علماء قائل به انسداد نبوده‌اند، مرحوم شیخ نخواسته است که وارد این دعواها بشود. اگر کسی در کلمات شیخ دقت بکند، می‌تواند بفهمد که شیخ انسدادی بوده است. 🔹قسمت انسداد کتاب رسائل از مباحث مفصل و مشکل اصولی است و معمولاً هم آقایان نمی‎‌خوانند، ولی خیلی طولانی است و مطالب علمی مهمی دارد. ایشان می‌گوید که انسداد مقدماتی دارد؛ مقدمه اول این است که بگوییم به وسیله ادله حجیت خبر واحد، آنقدر حجت به دست ما نمی‌آید که اگر به مقطوعاتمان ضمیمه کنیم، مشکل فقه ما حل بشود. ایشان این مطلب را می‌فرمایند و خیلی هم به آن اهتمام قائل شده‌اند. ایشان می‌فرماید که عمده بحث انسداد همینجاست و همه دقت‌ها باید اینجا باشد. حتی بعضی‌ها گفته‌اند که (تنها دلیل انسداد) همین یک دانه است. (البته این سؤال مطرح است که) چطور باید به همین یک مسئله اهتمام ورزید؟ خود شیخ در اینجا بحث نمی‌‎کند! این اصول مفصلی که ایشان بحث کرده است، آیا این مقدار در اینجا کافی است؟! 🔸اینکه شیخ هیچ چیز نمی‌گوید به این جهت است که خود ایشان در شرط حجیت خبر واحد با دیگران متفاوت است، زیرا ایشان صرف عادل بودن راوی خبر را کافی نمی‌داند و قائل به این است که از نظر ادله شرعیه و بنای عقلاء و جهات دیگر، خبری حجت است که اطمینان آور باشد. آقایان دیگر اطمینان را شرط ندانسته‌اند و گفته‌اند که خبر واحد به صرف عادل بودن راوی حجت است و انسدادی در کار نیست؛ بر خلاف مرحوم شیخ که به نحو اشعار می‌توان فهمید که مختار ایشان با توجه به شرط اطمینان در حجیت خبر، انسداد است. 🔹ایشان به صراحت به این نظر اشاره نکرده است، اما در اواسط بحث انسداد به یک جایی می‌رسد که می‌فرماید بودن شرط حصول اطمینان در خبرهای واحد در زمان ما در غایت ندرت است؛ «فی زماننا هذا فی غایة الندرة». خوب یک چیزی که در غایت ندرت است و وجداناً هم همینجور است، چطور ایشان حکم بکند که این خبرهای واحد جوابگوی فقه است؟! 🔸پس ایشان در این عبارت قائل به یک چیز وسیعی شده‎اند، منتهی نخواسته‎اند به آن تصریح کنند. بر همین اساس می‌گوییم که شیخ انسدادی است و آن کسی که در اصول، حجیت شهرت، قول لغوی و اجماع منقول را به عنوان ظنون خاصه انکار کرده است، به عنوان ظن مطلق آنها را حجت می‌داند. در صورتی که قول لغوی قدری معتبر باشد، ایشان می‌پذیرد و به عنوان ظن مطلق از باب انسداد آن را معتبر می‌داند. ▪️ آیت‌الله شبیری زنجانی، کتاب البیع، جلسه ۳ ___ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
❇️توثیق روایات علی بن حمزه بطائنی آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی: 🔹علی بن ابی‌حمزه با اینکه جزء ائمه‌ی ضلال است و اصلا وقف را او تأسیس کرده است، ولی ظن متاخم بالعلم است که تا قبل از اینکه مسائل مالی برایش پیش بیاید جزء موثقین و مورد قبول اشخاص بوده و وکیل حضرت و مورد اعتماد عموم بوده است و بعدا مسائل مالی سبب انحرافش شد. ولی قبل از وقف مورد قبول بوده و علی بن حکم روایات را یا از خود او در موقع استقامتش و یا از کتابش که مسلّم الانتساب بوده و در حال استقامت نوشته بوده است، اخذ کرده است. 🔸لذا به نظر من روایاتی که علی بن ابی حمزه در آنها واقع شده، به ظنّ قوی در ایام استقامت از او اخذ شده است و باید اینها را صحیحه تعبیر کرد و اینکه روایات علی بن ابی حمزه و امثال این اشخاص را موثّقه تعبیر می‌کنند، صحیح نیست. چون اعتبار روایت را باید بر اساس ایام اخذ حساب کرد که آیا آن وقت منحرف بوده‌اند یا نه و اگر ثابت شد که بعد از انحرافش اخذ شده است، اگر قائل به وثاقتش شدیم، روایت موثقه می‌شود. 🔹حاجی نوری می‌گوید ممکن است بعد از انحراف، از او اخذ کرده باشند و حداقل نسبت به نقل برخی از رواة از او مدعی چنین مطلبی است. ولی برای ما این مطلب ثابت نیست و به احتمال بسیار قوی همه اینها قبل از انحراف از او اخذ کرده‌اند؛ چون فاصله‌ی بین واقفیه و امامیه به قدری شدید بوده است که امکان نداشته است که امامیه پیش چنین افرادی بروند و شاگردی کنند. 🔸نتیجه اینکه اظهر این است که این روایت را صحیحه بدانیم و لذا اگر کسی ایمان را جزء شرائط اخذ حدیث بداند، همانطور که بعضی‌ها معتبر دانسته‌اند، می‌تواند به این احادیث اخذ کند؛ همچنین اگر کسی در مقام تعارض، مابین روایت امامی و غیرامامی قول امامی را مقدم بداند، همانطور که شیخ گفته است، روایت علی بن ابی حمزه جزء روایت‌های امامی محسوب می‌شود، چون زمان اخذ حدیث از او را باید حساب کرد. 🔹دلیل وثاقت علی بن حمزه نیز وکالت مالی از جانب حضرت نیست. آن وکالت مربوط به امین بودن از جهت مالی است و وثاقت در احادیث و امثال آن برای وکیل لازم نیست؛ بلکه کافی است که راجع به مسائل مالی مورد اطمینان باشد. دلیل توثیق او این است که شیعه او را قبول کرده بوده و خیلی مورد اعتبار بوده است. اینکه عده کثیری او راقبول کردند نشانه وثاقت اوست. او با مسئله وقف خطر عظیمی ایجاد کرد و چنین خطر عظیمی را یک آدم معمولی متعارف دروغگو که مردم به وثاقت نمی‌شناسند احداث نمی‌کند؛ بزنطی و امثال او، همگی جزء واقفیة شدند و حضرت رضا بعدا آنها را قانع کرد و عده‌ای که واقفیه شده بودند برگشتند. ▪️ آیت‌الله شبیری زنجانی، کتاب الحج، ص۳۳۶ ___ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
🌷زی طلبگی 🔷تفاوت ادب و فهم آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی: 🔸این قضیه حکایتی است از بزرگواری اعلام قم که باید ثبت و محفوظ بماند: 🔹آقای آسید محمد حسین علوی-داماد آقای بروجردی- نقل می‌کرد: مرحوم آقای بروجردی به آقای آسید صدرالدین صدر خیلی احترام می‌گذاشت. در آقای صدر هم علاوه بر علم و تقوایش، ویژگی‌هایی جمع بود که جلب احترام می‌کرد. عقلش، درایتش، اخلاقش، بزرگواریش به حدّی بود که هرکس با وی مواجه می‌شد، قهرا مجذوب می‌شد. 🔸یک روز آقای صدر خدمت آقای بروجردی تشریف ‌آورد. شیخ فضولی هم آنجا بود. تعبیر «فضول» در کلام آقای علوی نبود و تعبیر از من است. آقای علوی نام آن شیخ را ذکر کرد، ولی من نام او را ذکر نمی‌کنم. آقای صدر به آقای بروجردی گفت: امسال تابستان از بروجرد من را دعوت کرده‌اند. دلم می‌خواهد در خدمت آقا آنجا برویم. آقای بروجردی فرمود: بله؛ آنجا هوای خوبی دارد و برای استراحت مناسب است. انشاالله اگر تشریف بردید امیدوارم به شما خوش بگذرد. آقای صدر گفت: دلم می‌خواهد در خدمت آقا آنجا بروم. آقای بروجردی فرمود: من متأسفانه از این فیض محروم هستم و برای من مشکل است که آنجا بیایم ولی اگر آقا تشریف ببرند، خیال می‌کنم به آقا خوش بگذرد. 🔹وقتی آقای صدر می‌خواست برود، مجدّدا برای رعایت ادب و احترام از آقای بروجردی استجازه کرد و گفت: پس آقا اجازه می‌فرمایید که امسال بروجرد بروم؟ آن شیخ فضول گفت: نه، آقا اجازه نمی‌فرمایند که شما بروید و آنجا را تصاحب کنید! آقای صدر گفت: آشیخ! ما هر کجا هستیم رعیت آقا هستیم! تفاوت ادب و فهم را ملاحظه کنید. ▪️جرعه‌ای از دریا، ج ۳، ص ۴۶۹ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
🌟نکات و اشارات🌟 🔰رابطه هدف بیان و معنا آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی: 🔹در روايات معصومين عليهم السلام و همچنين كلمات غير معصومين بايد ملاحظه نمود كه هدف و محور بيان كلام، چه چيزى است؟ مثلا در كلماتى كه در پاسخ سؤال وارد شده، بايد ملاحظه نمود كه هدف سؤال چه بوده و اين كلام در پاسخ آن سؤال، چه چيزى را- خواه به صورت اثبات و خواه به صورت نفى- مى‌رساند؟ 🔸براى مثال گاهى سؤال مى‌شود كه فلان عمل آيا لازم است يا لازم نيست؟ حال اگر در جواب به صورت خبرى، اثبات آن را بگويند اين كلام رساننده معناى لزوم آن عمل مى‌باشد و اگر به صورت سلبى جواب دهند رساننده معناى نفى اللزوم است. مثلا شخصی نماز را بدون بعضى از شرايط آن خواند و بعد از نماز سؤال نمود كه نماز را بدين صورت خوانده است آيا اعاده لازم است؟ اگر در جواب گفته شد «يعيد» معناى آن لزوم الاعاده است و اگر گفته شد «لا تعاد الصلاة الامن خمس» معناى آن عدم وجوب اعاده مى‌شود؛ البته این بیان، مخالفتی با استحباب اعاده ندارد. 🔹اما گاهى جواز و عدم جواز، هدف سؤال سائل است كه اثبات در جواب، رساننده اثبات الجواز و نفى آن، رساننده تحريم مى‌باشد. مثلا اگر به صورت خبرى گفت از احرام كه بيرون آمد صيد مى‌كند، رساننده آن است كه «يجوز الصيد بعد الخروج عن الاحرام»؛ ولى اگر گفته شده بود «لا يصيد»، مى‌رساند كه صيد در چنين حالتى حرام است. ▪️كتاب نكاح (نرم افزار نور)، ج۲۰، ص ۶۵۴۳ ___ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
🔰 یادداشت محقق 🔆رابطه وجوب دفع مال با رفع حجر - بخش اول ✳️مرحوم آقای خمینی از تناسب حکم و موضوع و خصوصاً اقتران فراز «وَ ابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى...» به «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ» چنین استظهار کرده است که وجوب دفع اموال به یتامی، نفسی نیست تا اطلاق آیه إقتضا کند که دفع مال به بالغ رشید مطلقا لازم است، حتی اگر به بقاء‌ مال در دست ولیّ إذن بدهد. بلکه وجوب دفع در آیه، معلول رفع حجر یتیم است،‌ مانند وجوب إکرام در خطاب «أکرم زیداً لأنه عالم» که وجوب إکرام معلول عالم بودن است؛ چرا که متعارف مردم در صورت عدم حجر راضی به بقاء مالشان در دست دیگری نیستند و خودشان خواهان استفاده از آن هستند و کسی نمی تواند بدون رضایت آنان در مالشان تصرف کند،‌ حال اگر در چنین محیطی، عرف با خطاب «اموال یتیم را بعد از رفع حجر به وی تسلیم کنید» مواجه شود، وجوب دفع مال را بر صورت متعارف بین خودشان تنزیل می کنند که این شخص از الآن برای گرفتن اموالش مانعی ندارد و مستقل است. 🔸البته چنان‌چه قائل به وجوب نفسی وجوب دفع شویم به جهت وقوع أمر «دفع» عقیب الحظر، «ادفعوا» بر بیش از ترخیص دلالت ندارد و باید وجوب دفع را از جای دیگر استفاده کنیم،‌ در حالی‌که بر اساس استظهار علیت رفع حجر برای وجوب دفع، «إدفعوا» ظهور در وجوب دارد؛ زیرا با حصول دو شرط بلوغ و رشد معلوم می‌شود که شخص دیگر محجور نیست و کسی حق ندارد که مال دیگری را بدون اجازه‌ی او نگه دارد و قهراً دفع مال به مالک واجب و لازم می‌شود. 🔹صاحب جواهر هم رابطه بین وجوب دفع و رفع حجر را لازم و ملزومی دانسته است،‌ بدین بیان که وجوب دفع کنایه از رفع حجر است، یعنی شارع درصدد بیان این است که بالغ رشید محجور نیست. ✳️مناقشه در این نظریه به نظر می‌رسد کلام مرحوم آقای خمینی نسبت به غیر رشید تمام باشد، ولی نسبت به رشید غیربالغ تمام نباشد. توضیح اینکه مدلول مطابقی آیه شریفه این نیست که در صورت انتفای بلوغ یا رشد حجر ثابت است، بلکه مدلول مطابقی آن، دفع و عدم دفع مال به یتیم است، لذا باید دید با تناسب حکم و موضوع و قرائن دیگر می توان حجر را در صورت انتفای بلوغ یا رشد اثبات کرد یا خیر؟ 🔹به نظر می‌رسد متفاهم عرفی از وجه اعتبار رشد برای دفع مال به صبی این است که چون صبی غیر رشید، نفع و ضرر خود را درک نمی‌کند شارع برای حفظ مال وی، معاملاتش را نافذ نکرده است، و به جهت این علت مشترک به صورتی که اموال در دست ولیّ است تعدّی و از جمود بی‌جا پرهیز می‌شود. 🔸این مطلب از «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ» هم قابل استفاده است که سفیه چون درکی از مصلحت خود در معاملات ندارد. شارع معاملاتش را مطلقا تنفیذ نکرده است تا اموالش از بین نرود. 🔹اما وجه اعتبار بلوغ در دفع مال به صبی رشید طبق فهم متعارف سه وجه می‌تواند باشد: 🔸وجه اول: تعمیم حکمت جعل حکم سفیه نسبت به غیر بالغ 🔹وجه دوم: ضعف اراده غیر بالغ 🔸وجه سوم: عجز صبی از دفع مزاحم 👈 تفصیل این وجوه را اینجا بخوانید: https://bit.ly/30vPnZO ___ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمد باقر علیه‌السلام @mfeqhi
☀️ زنان و مردان چه تفاوت‌هایی در احکام شرعی دارند؟ 📋برخی از این اختلافات در «کتاب الصلوة» عبارتند از: 🔹منها: أنّه یکره للنساء الصلوة بلا حُلی‌ّ؛ و أما للرجال فلا. 🔸و منها: یستحبّ مع وحدة المکان أن یصلّی الرجل اوّلا ثمّ المرأة. 🔹و منها: أنّه یستحبّ للرجل أن یصلّی فریضته فی المسجد و أمّا المرأة ففی بیتها. 🔸و منها: أنّه یصحّ ائتمام المرأة بالرجل و أمّا العکس فلا. ▪️منبع: الهدی الی الفرق بین الرجال و النساء، تألیف مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید احمد زنجانی، ص ۵۱ و۵۲ 👈موارد کامل اختلافات مردان و زنان در احکام شرعی را در این کتاب بخوانید. ⏺این اثر گرانقدر برای نخستین بار توسط انتشارات امام محمد باقر (علیه السلام) منتشر شده است. 🔰مرکز پخش: کتابفروشی طه؛ قم، خ معلم، مجتمع ناشران، واحد 314 (تلفن: 02537848326 ) ✳️فروش اینترنتی: http://dinook.ir ____ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
🌷زی طلبگی 🔷درس اخلاق ویژه شیخ انصاری آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی: 🔸از ملا حسینقلی (همدانی) نقل کرده‌اند که ایشان می‌فرموده است: من وقتی به نجف پای درس شیخ مرتضی انصاری رفتم، دیدم که سید پیرمردی در درس شیخ حاضر می‌شود و خیلی مورد عنایت شیخ است. من به ذهنم می‌آمد که این مرد شاید به ملاحظه سیادت و پیرمردی‌اش و یا اینکه چون همشهری شیخ است و سوابق همشهری‌گری دارند، از این جهت است که شیخ برای وی احترام خاصی قائل است. صحبتی هم نمی‌شد و خیال فضل هم درباره او نمی‌شد. 🔹بعد من متوجه شدم که شیخ هفته‌ای یک ساعت مرتّب به منزل شاگردش می‌رود، گویا روزهای چهارشنبه. این حس کنجکاوی، مرا وادار کرد که ببینم شیخ به کجا می‌رود؛ او که بی حساب به جایی نمی‌رود. به بهانه استخاره یا کار دیگری رفتم در منزل آقا سید علی را زدم. گفتند بفرمایید داخل. رفتم دیدم که شیخ نشسته و آقا سید علی مشغول موعظه است. من خیلی شیفته شدم. وقتی که شیخ می‌خواستند تشریف ببرند، آقا سید علی ایشان را بدرقه کرد و من بعد از تشریف بردن شیخ، خواهش کردم که اجازه بدهد من هم در این جلسات شرکت کنم. فرمودند: آقا رئیس هستند و وقت دیگری برای تشریف آوردن ندارند، ولی شما هر وقت که بخواهید می‌توانید بیایید. بعد من رفتم دیدم که ایشان شاگردانی دارند. ▪️جرعه‌ای از دریا، ج۱، ص ۷۳ و ۷۴ __ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
📚کتابشناسی 📝قاموس الرجال - بخش اول 🔹صاحب قاموس الرجال در اثر احاطه‌ای که در علم رجال داشته‌اند، گاهی مطلب دور از ذهنی را از یک مطلب شعری یا یک مطلب تاریخی برای موضوع رجالی کشف کرده‌اند و برای مطالب رجالی به کار برده‌اند. این کار ابتکاری است که کمتر کسی دارد. با بعضی از دوستان صحبت این بود که ممکن است شخص از استعداد و نبوغ بی‌نظیری برخوردار باشد، ولی اگر سنین متمادی کار نکرده باشد، نمی‌تواند بعضی از مشکلات و جهات مخفی را به دست بیاورد؛ مثلا فرض کنید اگر کسی در باب حدود و دیات به روایتی برخورد کند که آن روایت متضمّن یک نکته‌ای باشد که آن نکته مناسب باب طهارت باشد، این مورد را فقط شخص فقیهی که به فقه احاطه دارد، می‌تواند بگوید که از این روایت برای فلان مطلب می‌توان سود جست؛ چون نقاط تاریک مسائل فقهی را می‌داند و می‌تواند بگوید که این روایت در غیر بابش ذکر شده و آن نقطه و نکته تاریک را می‌تواند روشن کند. 🔸ایشان چون در رجال سیر کرده و جهات تاریک و مبهم رجال را می‌داند، یک وقت در شعری مطلبی می‌یابد که متنبّه می‌شود که این شعر آن نقطه تاریک را روشن می‌کند. اگر کسی احاطه به رجال نداشته باشد، هر مقدار هم استعداد داشته باشد، از کجا می‌داند که فلان شعر، مناسب فلان مسأله رجالی است؟ و باید از اول تمام رجال را در نظر داشته باشد. ایشان علاوه بر احاطه بسیار، فهم فوق العالده‌ای نیز دارند و از این احاطه و فهم هم استفاده‌های بسیار زیادی کرده‌اند. 🔹یکی از خصوصیاتی که ایشان دارند، توجه به تصحیفات نسخه‌هاست. به این معنا که در فلان نسخه این کلمه تصحیف شده و علّت تصحیف چیست و چگونه این لفظ بدین گونه درآمده است؟ برای مثال در جایی به نظر می‌رسد که مناسبت ندارد این کلمه اینجا اضافه شده باشد، ایشان علل اضافه نبودن آن را ذکر می‌کند و نشان می‌دهد که این مطلب عادی و طبیعی است؛ حال آنکه قبل از بیان مناسبت هیچ به نظر طبیعی نمی‌رسیده است و در این زمینه قدرت و ذوق فوق العاده‌ای از خود نشان داده‌اند. ▪️جرعه‌ای از دریا، ج۱، ص ۷۵ ____ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
🔰 یادداشت محقق 🔆رابطه وجوب دفع مال با رفع حجر - بخش دوم در قسمت اول این مقاله اشاره شد که درباره آیه پنجم و ششم سوره نساء مرحوم آقای خمینی از تناسب حکم و موضوع و خصوصا اقتران فراز «وَ ابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّی...» به «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ» چنین استظهار کرده است که وجوب دفع اموال به یتامی، نفسی نیست تا اطلاق آیه إقتضا کند که دفع مال به بالغ رشید مطلقا لازم باشد. همچنین اشاره شد که ایشان بر این برداشت از آیه سه امر را متفرّع نموده‌اند. در ادامه این بحث به بررسی امر سوم از امور سه گانه یعنی «حرمت دفع مال قبل از حصول بلوغ یا رشد» می‌پردازیم: 🔹بررسی أمر سوم ممکن است به این تفریع اشکال شود آنچه در رفع محجوریت واقعی دخالت دارد خود رشد است و تشخیص ولیّ طریق به آن است، و چون در آیه برای دفع مال ایناس رشد یعنی معیار اثباتی ذکر شده است در صورت عدم تشخیص رشد،‌ محجوریت صبی احراز نمی شود. لذا باید بحث شود که آیا در این فرض بنابر محجوریت شخص گذاشته می‌شود یا خیر؟ ‌ولی این توهم باطل است؛ زیرا آنچه موضوع رفع حجر قرار داده شده است فردی از رشد است که جلیّ باشد و متعارف مردم آن را درک کنند، لذا تشخیص ولیّ خصوصیتی ندارد و نگاه عرفی متعارف معتبر است. لذا اگر رشد به این معنا تشخیص داده نشود، سلب حجر صبی احراز می‌شود و دفع مال به او حرام است. بنابر این طبق استظهار وجوب غیری دفع مال، نیازی به این بحث نیست که آیا با انتفای رشد یا بلوغ، دفع مال به صبی حرام است یا خیر؟ 🔸توضیح اشکال: مقتضای قضیه شرطیه در آیه شریفه این است که اگر خصوصیات مذکور در صبی باشد محجور نیست و به مقتضای مفهوم آن، اگر این خصوصیات نباشد، محجور است. منتهی یکی از خصوصیاتی که در آیه بدان اشاره شده است تشخیص رشد است نه خود رشد؛ لذا باید بررسی شود آیا تشخیص رشد در مقام ثبوت دخیل است یا خود رشد و تشخیص از آن جهت که طریق به رشد است در آیه ذکر گردیده است؟ 🔹اگر تشخیص رشد در مقام ثبوت دخالت داشته باشد شخصی که واقعا بالغ و رشید باشد، لکن ولیّ، رشد او را احراز نکرده باشد به مقتضای مفهوم قضیه شرطیه محجور است و دفع مال به او بدون نیاز به بحث دیگری حرام است، ولی اگر خود رشد در مقام ثبوت دخیل باشد در صورت عدم تشخیص رشد،‌ محجوریت صبی احراز نمی‌شود، لذا حکم دفع مال را باید از جای دیگر استفاده کرد، مثلاً با تمسک به قاعده مقتضی و مانع دفع مال به مالک را لازم دانست یا بر اساس استصحاب بقای حجر دفع مال را حرام دانست یا گفته شود مسأله از قبیل دوران أمر بین استصحاب حکم مخصص و تمسک به عموم عام است؛ چرا که عمومات دفع مال به مالک را لازم می داند و بعضی از محجورین استثناءً خارج شده‌اند، لذا در مواردی که شک شود حجر باقی است تا جزو استثناء‌ها باشد یا باقی نیست تا عموم شاملش شود، بحث تمسک به استصحاب در حکم مخصص یا تمسک به عموم عام مطرح می شود. 🔸به حسب متفاهم عرفی در غالب موارد، علم طریق به ثبوت است و خودش موضوعیت ندارد. بنابراین همان‌طور که ولیّ باید بلوغ را درک کند رشد را هم باید درک کند و در مواردی که یتیم بالغ رشید شده باشد، اما ولیّ نتوانسته رشد او را تشخیص دهد، -هر چند ولیّ باید طبق تشخیص و علم خود عمل کند و خود را ملزم به دفع اموال نداند- اما عرف متعارف ممنوعیت از تصرف را در عالم واقع به شارع مقدس استناد نمی‌دهد. 🔹بنابراین آیه شریفه در مقام بیان وظیفه‌ی ظاهریه ولیّ است که اگر بلوغ و رشد صبی را درک کرد، وظیفه دارد که مال را به او دفع کند،‌ ولی اگر یکی از این دو قید یا هیچ‌کدام را احراز نکرد وظیفه‌اش را باید بر اساس ادله دیگر تعیین کرد؛‌ چراکه عدم تشخیص او به معنای احراز عدم محجوریت نیست تا دفع اموال به صبی حرام باشد. 🔺ولی می‌توان از این اشکال پاسخ داد... 👈 پاسخ اشکال و متن کامل بخش دوم مقاله را اینجا بخوانید: https://bit.ly/2PsosNs ___ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمد باقر علیه‌السلام @mfeqhi
☀️ زنان و مردان چه تفاوت‌هایی در احکام شرعی دارند؟ 📋برخی از این اختلافات در «کتاب الصیام» عبارتند از: 🔹منها: أنّه یکره للمرأة حال الصیام أن تجلس فی الماء و أمّا للرجال فلا. 🔸و منها: أنّه یجب علی الرجال من أولیاء المیّت قضاء ما فات من الصوم و الصلاة عن المیّت و أمّا علی النساء فلا. 🔹و منها: أنّه لو أکره الرجل زوجته علی الجماع حال الصیام فی شهر رمضان فعلیه کفارتان و أمّا لو أکرهت المرأة زوجها کذلک فعلیها کفّارة واحدة. 🔸و منها: أنّ الرجال یثبت بشهادتهم الهلال و أمّا النساء فلا. ▪️منبع: الهدی الی الفرق بین الرجال و النساء، تألیف مرحوم آیت‌الله العظمی حاج سید احمد زنجانی، ص۵۳ و ۵۴. 👈موارد کامل اختلافات مردان و زنان در احکام شرعی را در این کتاب بخوانید. ⏺این اثر گرانقدر برای نخستین بار توسط انتشارات امام محمد باقر (علیه السلام) منتشر شده است. 🔰مرکز پخش: کتابفروشی طه؛ قم، خ معلم، مجتمع ناشران، واحد 314 (تلفن: 02537848326 ) ✳️فروش اینترنتی: http://dinook.ir ____ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
🌷زی طلبگی 🔷 ریاست دنیا و قصر آخرت آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی: 🔸از آقای حاج میرزا هاشم آملی شنیدم که می‌گفت: کسی در خواب قصر شیخ انصاری و آخوند ملا لطف الله مازندرانی را می‌بیند. آخوند که در طبقه شاگردان شیخ و با میرزای شیرازی معاصر و از علمای درجه اول بوده است، می‌بیند که قصر شیخ کوتاه‌تر از قصر آخوند ملا لطف الله است و عظمت آن را ندارد. 🔹تعجّب می‌کند که چرا قصر شیخ با آن مقام و تقوا و زهد کوتاه‌تر است؟ همان جا سؤال می‌کند یا به او الهام می‌شود که چون ریاست در عالم دنیا نصیب شیخ شد، در اینجا کسرش گذاشتند ولی آخوند ملا لطف الله فاقد آن بود و به او کامل دادند. ▪️جرعه‌ای از دریا، ج1، ص 508 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi
📚کتابشناسی 📝قاموس الرجال - بخش دوم 🔸(صاحب قاموس الرجال) راجع به اشتباهات مؤلفین غیر از تصحیفاتی که واقع می‌شود- مثلا فرض کنید، شیخ در فهرست در عنوان اسحاق بن عمار تصریح کرده به ساباطی و فطحی بودن او؛ شیخ اشتباده کرده، زیرا اسحاق نه ساباطی بوده است و نه فطحی- ایشان در توجه به اشتباه و بیان علت اشتباه، و اینکه این اشتباه از کجا واقع شده است، ید طولایی دارد و در این جهت بسیار استاد است. 🔹در همین مسأله اسحاق بن عمار ساباطی، ایشان بر خلاف همه رجالیین دیگر، مطلبی دارد که از ابتکارات خودشان است و این را با مقایسه با دیگران می‌توان به دست آورد. 🔸عبدالله بن محمد اسدی یکی از آن اشخاص است که به نام ابوبصیر معرفی شده است، هم در رجال کشی هست و هم در فهرست شیخ و همچنین در کتب دیگر. ایشان باب بیاناتی اثبات می‌کند که اساسا این شخص وجود خارجی ندارد و اشتباه نسخه اوّلیه، سبب شده که شخصی به نام عبدالله بن محمد اسدی وجود پیدا کرده است. در این زمینه هم ایشان مهار کامل دارند. 🔹البته این فوق العادگی و مؤسس بودن ایشان لازمه‌اش این نیست که تمام مطالبی که ایشان نوشته‌اند، جملگی درست باشند و اشتباه نداشته باشند؛ بلکه گاهی می‌توان به مطلب ایشان حاشیه زد و شاید اگر کسی بخواهد حاشیه بزند، بیش از همین کتاب قاموس الرجال که ایشان نوشته‌اند می‌توان حاشیه زد، ولی این از ارزش و اهمیت خود کتاب نمی‌کاهد. ▪️جرعه‌ای از دریا، ج۱، ص ۷۶ ____ 🌐کانال مرکز فقهی امام محمدباقر علیه السلام 👉@mfeqhi