کار دنیا را میبینی باباجون؟
منی که همیشه آرزویم بود ببینمت، حالا ایستاده ام و برای جسم تکه تکه ات نماز میخوانم.
تو بگو...
چه زمانی باب شد؟ که امام فدای ماموم شود؟
من آرزو داشتم یکبار هم شده تورا خارج از پنجره ای به نام تلوزیون تماشا کنم...
که نفست به من بخورد و حالم خوب شود.
تو چرا زحمت آمدن کشیدی عزیزم؟
به من بگو....
چرا اینگونه آمدی؟ خجالت دادی !
اَنیس نویس