دومین باریه که اومدن خونمون، پارسال هم همین حدودا بود.. یکی از بزرگترین خوبیای خونمون همینه که به خاطر مسافت کم و نزدیک به حرم، میتونیم راحت بهونه کنیم و آشناهای شهرستانیمونو دعوت کنیم بیان اینجا. پسر کوچولوشون به محض اومدن دستش رو دراز کرد بهم دست بده و اینجوری بودم که چه بزرگ شدی)) بچه کوچولو تره هم گوگولی😭
خیلی جدی همیشه از بچهها بدم میومده و هنوزم بدم میاد ولی خب جدیدا به یک تعدادشون خیلی علاقهمند شدم و رابطهای خوب باهاشون برقرارمیکنم (که خیلی عجیبه)
حقیقتش تا همین چند ساعت پیش خیلی حالم گرفته شده بود به خاطر این زندگیه از دست رفته و دنیای کثیف و آدمای حروم لقمه و غیرقابل وصفش. دنیایی که واقعا نمیدونم دلمون به چیش خوشه.. و اگه دینمون یا امام هامون رو نداشتیم چجوری قرار بود تحمل کنیم و سر کنیم(؟). واقعا زندگی و دنیای کثیفیه کاش بتونیم حداقل یک سنگ از راه ظهور رو برداریم و موجب نزدیکی ظهور باشیم. بدون ظهور امام زمان واقعا هیچ ایده ای ندارم این جهنم دره تا کی قراره ادامه داشته باشه..