eitaa logo
◌اُتاقِ ذهن
33 دنبال‌کننده
80 عکس
18 ویدیو
0 فایل
اُتاقِ ذهن؛ برایِ چیزهایی که جایی جُز اینجا جا نمی‌شوند. حرفی چیزی: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_76rcsz5&btn=اُتاقِ.ذهن؛
مشاهده در ایتا
دانلود
دو تفنگدار-
◌اُتاقِ ذهن
قیافه‌‌ها رو🤣
کوروش اینجا به ایمان گفت چقدر تو گردتر شدی-🤣😭
هدایت شده از  اشتباه_
سلام و درود این پیام رو فور بزنید چنلتون و اینجا تشریف بیارید. تا منم براتون یه عکس عجیب و غریب که هم وایب چنلتونه + یه والپیر چهار خونه تقدیمتون کنم :) ظرفیت؟ تگ؟
سونای خونگی: دلم برای ایمان می‌سوزه-
ایمان با قیمتِ کلاهه برگاش ریخت، ۵۰۰۰ دلار، وای😃
-کمپ میریم این رو ببریم با خودمون، اینجوری خرسه... + اینجوری خرسه فکر می‌کنه از خودشیم، می‌فهمم.. می‌فهمم..
آخرین کومان بینی تابستونم رو انجام دادم
خب آقا امروز آخرین روز تابستونم بود خلاصه میگم، تابستون جالبی نبود، نیمه‌ی دومِ شهریور ماهم رو فقط دوست داشتم. با کلی آدم جدید آشنا شدم، البته به صورت مجازی و در بهخوان، نصف اونایی که باهاشون آشنا شده بودم رو از دست دادم. در عین حال خیلی توی دنیای واقعی آدمِ آدم‌گریزتری شدم(خیلی بده واقعا) هرچند توی بهخوان بودن هم چقد از یه جایی به بعد بهم استرس و اضطراب وارد کرد، چقدر از یه بهار تا تابستون بهخوان از این رو به اون رو شد کارای احمقانه زیاد کردم، یکبار دیگه درس‌های زندگی‌ای که تابستون پارسال یاد گرفته بودم رو امسال کامل و جامع‌تر دوره کردم(خیلی جدی) چقدر سرم کلاه رفت و چقدر نزدیک بود خودمو توی مخمصه بدی بندازم، چقدر به این نتیجه رسیدم بیخیال آدما شم(حتماااا-)، کلی سرم به آدم خورد ولی هنوز سنگ نشدم‌. چقدر این تابستون ذوقم رو از دست دادم، اصلا خودم رو به یه گل رز پر پر شده که قرار بود دست معشوق باشه ولی افتاده کف خیابون تشبیه می‌کردم. من مثل بقیه نمیگفتم قراره این تابستون رو بترکونم، ولی واقعا خودم ترکیدم تابستون بعدی هم قطعا قرار نیست بترکونم، ولی نمی‌ذارم خودم هم بترکم هرچند توی پائیز و زمستون بیشتر قراره بترکم، اما خب، ترجیح میدم از شدت درس بترکم تا کارای آدما 💔 امیدوارم که کمتر کارای احمقانه کنم و درس بگیرم واقعا همین دیگه تابستونم اینجوری بود: کتاب-بهخوان-ایتا-vpnدار شدن-تلگرام-پینترست-یوتوب-کلاس وردپرس-کلی تبریک تولد-خواب زیاد-شب‌بیداری‌های زیاد-سر و کله با داداش-گریه-طراحی-معتاد آهنگ بیشتر-سلامت روانِ نداشته‌تر-ارتباط‌گیری ضعیف‌تر-پیدا کردن کتابای موردعلاقه بیشتر-رواج بیشتر ابری به شکل انبه- isfpشدن-فهمیدن یه سری‌ چیزایی که نباید می‌فهمیدم و باید در خریت خود می‌ماندم-بوشهر-شیراز-اصفهان-گه‌گاهی آرایش و لاک زدن-گوش کردن به فریدون فروغی-فیلم ترسناک ساعت ۲ نصفه شب-شروعِ pdfخوانی-ترس و اضطراب-خوندن شب‌های روشن و نازنینِ معروف-احمق بودن-بعد مدت‌ها با دوستام پارک رفتن-قهقهه‌های معروف-قطع و وصل ارتباط با آدما-آف و آن شدن در شبکه‌های اجتماعی-پاشیدن همه‌چیز. خداحافظ تابستونِ ۱۴۰۵؛23:59
پائیز عزیز من خیلی منتظرت بودم لطفا پر از اتفاقاتِ خوب و دوست‌داشتنی باش. - از باران به پائیزِ ۱۴۰۵؛00:00
◌اُتاقِ ذهن
خب آقا امروز آخرین روز تابستونم بود خلاصه میگم، تابستون جالبی نبود، نیمه‌ی دومِ شهریور ماهم رو فقط د
این رو ممکنه هی ویرایش بزنم- امیدوارم تا سال دیگه چنل بنده سرجاش باشه به باد فنا ندمش