11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی کتاب «شکست پنجه های عقاب» در برنامه صبح بخیر ایران شبکه یک سیما (قسمت اول)
🗓 صبح بخیر ایران روز دوشنبه مورخ ۱۴٠۵/۲/۷
با حضور
👤 دکتر محمد جواد اخوان، نویسنده کتاب
@mjakhavan
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی کتاب «شکست پنجه های عقاب» در برنامه صبح بخیر ایران شبکه یک سیما (قسمت دوم)
🗓 صبح بخیر ایران روز دوشنبه مورخ ۱۴٠۵/۲/۷
با حضور
👤 دکتر محمد جواد اخوان، نویسنده کتاب
@mjakhavan
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی کتاب «شکست پنجه های عقاب» در برنامه صبح بخیر ایران شبکه یک سیما (قسمت سوم)
🗓 صبح بخیر ایران روز دوشنبه مورخ ۱۴٠۵/۲/۷
با حضور
👤 دکتر محمد جواد اخوان، نویسنده کتاب
@mjakhavan
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معرفی کتاب «شکست پنجه های عقاب» در برنامه صبح بخیر ایران شبکه یک سیما (قسمت چهارم)
🗓 صبح بخیر ایران روز دوشنبه مورخ ۱۴٠۵/۲/۷
با حضور
👤 دکتر محمد جواد اخوان، نویسنده کتاب
@mjakhavan
هدایت شده از روزنامه جوان
38.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بررسی کتاب «شکست پنجههای عقاب» در شبکه یک سیما با حضور دکتر محمدجواد اخوان
📱 گفتنی است کتاب «شکست پنجههای عقاب؛ بازخوانی عملیات نظامی نافرجام نیروهای دلتا در صحرای طبس براساس اسناد امنیت ملی امریکا» به قلم دکتر محمدجواد اخوان از سوی انتشارات «بینشمند» روانه بازار نشر شده است.
🇮🇷 @NewsJavan
ترامپ میگوید من از کردها راضی نیستم. کردها سلاحها را آنطور که قرار بود، [به تجزیهطلبان ایران] تحویل ندادند.
ماجرا ازاینقرار بود که دولت امریکا در پوشش تجهیز برخی یگانهای امنیتی، تسلیحاتی را به فرودگاه سلیمانیه منتقل کرده بود تا در اقلیم کردستان در اختیار گروههای تجزیهطلب قومی برای عملیات در ایران قرار گیرد. نیروهای امنیتی ایران از این محموله مطلع شدند و این اخطار به اربیل داده شد که در صورت تسلیح تجزیهطلبان، کلیت حاکمیت اقلیم هدف مشروع تلقی خواهد شد. بارزانیها عقب نشستند و از دستور ترامپ استنکاف کردند که اکنون او چنین عصبانی است.
@mjakhavan
تحولات دکترینال جنگ ۴۰روزه
#سرمقاله #روزنامه_جوان
✍ محمدجواد اخوان
«سومین جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران» نهتنها یک نبرد متعارف، که ساحتی برای بلوغ و ظهور دکترین نوین دفاعی- امنیتی ج.ا بود. هرچند از دو دهه قبل آمادگیهای بسیاری برای دفاع میهنی در برابر تهاجم قدرتهای فرامنطقهای فراهم شده بود، تجربه جنگ ۱۲روزه کمک شایانی به بازطراحی ابعاد دکترین دفاعی کشور کرد و رهاوردهای تحول را در دستاوردهای جنگ ۴۰روزه میتوان مشاهده کرد.
۱- گذار از «دفاع بازدارنده»: حضور مستقیم و رسمی امریکا بهعنوان سردمدار جنگ، اگرچه در ظاهر بار تهدید را سنگینتر میکرد، راهبردی متحولشده را در برابر ایران گشود: «بازدارندگی از طریق آفند بیامان». امریکاییها تصور میکردند دست ایران برای کنش، محدود خواهد شد، اما نقطه ثقل محاسباتی دشمن، یعنی شبکه یکپارچه پدافندی- اطلاعاتی سنتکام در جنوب خلیجفارس، هدف حملات برقآسا و ناهمگرای ایران قرار گرفت. این پایگاهها که با هزینه کشورهای عربی اداره میشدند، حکم چشمها و گوشهای راهبردی رژیمصهیونیستی را داشتند. راهبرد عملیاتی ایران، نه صرفاً انهدام تجهیزات که «کور کردن راهبردی» دشمن بود. نتیجه این حمله قاطع، ایجاد شکافی مهلک در سپر دفاعی رژیمصهیونیستی بود؛ شکافی که امکان نفوذ پهپادهای ایرانی، حتی از سادهترین انواع، را تا روز پایانی جنگ به آسمان سرزمینهای اشغالی فراهم ساخت و فروپاشی دکترین پدافندی دشمن را رقم زد. پس از این هم حتی اگر رژیمصهیونی ظاهراً بهتنهایی سودای احیای جنگ را در سر داشته باشد، منافع امریکاییها نیز آماج حمله خواهد بود.
۲- «بازدارندگی تهاجمی»: دکترین پیشین ایران در «کنترل تنش در زیر سطح جنگ» تعریف میشد، اما جنگ چهلروزه نقطه عزیمت به «بازدارندگی از طریق گسترش جغرافیای بحران» بود. با انسداد راهبردی تنگه هرمز، ج.ا. قواعد بازی را که دشمن برای جنگی محدود و تحت فرمان خود طراحی کرده بود، درهم شکست. این اقدام، یکباره ابتکار عمل اطلاعاتی و راهبردی را از واشینگتن و تلآویو گرفت. محاسبات دشمن که بر پایه مهار بحران در مرزهای ایران و حفظ امنیت خطوط مواصلاتی انرژی بنا شده بود، با یک ضربه دکترینی از هم گسست و نبرد به مستأصلترین وضعیت برای مهاجمان، در منطقهای به وسعت اراده ایران، کشیده شد.
۳- «ابهام فعال»: اگر در نبرد ۱۲روزه بذر «دکترین ابهام» پاشیده شد، در جنگ چهلروزه درخت آن به ثمر نشست و به «راهبرد ابهام فعال» تکامل یافت. دستگاه محاسباتی و برآورد اطلاعاتی ایالاتمتحده در تشخیص الگوی تصمیمگیری ایران کاملاً فلج شد. اعتراف مکرر مقامات عالیرتبه امریکا مبنی بر نشناختن مرکز ثقل و سازوکار توزیع قدرت در ایران، ثمره طراحی هوشمندانه ایران برای مخدوشسازی کامل میدان شناختی دشمن بود. دشمن در فضایی از عدم قطعیت کامل، توان پیشدستی راهبردی خود را از کف داد و در موضع واکنشی و انفعال قرار گرفت.
۴- «تابآوری موزاییکی» در برابر شوک ترور: شهادت جمعی از فرماندهان ارشد در ساعات نخستین جنگ، به دلیل گذار از فرماندهمحوری به ساختارمحوری یا همان «دفاع موزاییکی» بیاثر بود. در این دکترین که شبکهای از یگانهای عملیاتی مستقل و برخوردار از اختیار عمل کامل است، شوک ناشی از حذف فیزیکی کارگزاران، به اختلال در کارکرد ساختار نمیانجامد. پاسخ ایران نهتنها با تأخیر یا سردرگمی مواجه نشد، بلکه با واکنشی فوری، تمامعیار و راهبردی، افسانه فروپاشی سلسلهمراتب فرماندهی را نقش بر آب کرد. این بزرگترین شکست اطلاعاتی و عملیاتی دشمن بود که فهمید با ساختاری روبهروست که مرگ فرماندهان، آن را متوقف نمیکند، بلکه به چرخدندههای جنگیاش شتابی انتقامجویانه میبخشد.
۵- نظام جانشینپروری: مشاهده شد که از روز نخست تا چهلم، نهتنها خلأ قدرت پدید نیامد، بلکه نظام سیاسی- نظامی در کمال اقتدار میدان را مدیریت کرد. این امر، گواه موفقیت برنامهریزی بلندمدت در «نظام جانشینپروری راهبردی» است. طراحی ساختار نیروهای مسلح ج.ا. بهگونهای تکاملیافته که بهجای اتکا به افراد، بر فرآیندی خودترمیمشونده تکیه دارد. کارگزاران در دل این ساختار، اگرچه ارزشمند و نمادین هستند، اما ضامن بقای نظام فرماندهی نیستند. این اطمینانبخشی ساختاری بود که تصور دشمن از ایجاد فروپاشی روانی- فرماندهی با شوک ابتدایی را به سراب بدل ساخت.
جنگ چهلروزه را میتوان نقطه عطف تحولی دکترینال در راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی ایران دانست. تلفیق «بازدارندگی آفندی»، «ابهام فعال»، «تابآوری موزاییکی» و «جانشینپروری ساختاری»، موازنه قدرت را درسطح منطقه برای همیشه دگرگون کرد وعصر جدیدی از دکترین امنیتی ایران را رقم زد که در آن، ابتکار عمل و غافلگیری راهبردی برای همیشه در اختیار تهران خواهد بود. اگرجنگی هم باز در پیش باشد از رهاوردهای این تحول شگرف متأثر خواهد شد.
💠@mjakhavan
خطای محاسباتی دشمن و درس بازدارندگی اتحاد مقدس
#سرمقاله #روزنامه_جوان
✍ محمدجواد اخوان
اخیراً روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی فاش کرد که پیش از جنگ ۴۰ روزه تیم بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیمصهیونیستی، ایران را چنان ضعیف میپنداشتند که گمان میکردند در یک جنگ احتمالی توان کنترل تنگه هرمز را ندارد. هنگامیکه خبرنگار شبکه CBS همین مسئله را از نتانیاهو پرسید، او پاسخ قابلتأملی داد: «محاسبه این موضوع بسیار دشوار بود و ما تازه در میانه جنگ، مشکل تنگه هرمز را درک کردیم». بهعبارتدیگر، آنها تصور نمیکردند که ایران بتواند تنگه هرمز را مسدود یا کنترل کند.
حال پرسش این است که چه عاملی باعث شد ترامپ، نتانیاهو و در مجموع نظام سلطه دچار این محاسبه شوند و باور کنند که ایران توان بستن تنگه هرمز را ندارد؟ اهمیت این پرسش در آن است که این محاسبه و برداشت، در تصمیمگیری آنها برای حمله به ایران و شروع جنگ ۴۰ روزه مؤثر بود. چهبسا اگر به این نتیجه میرسیدند که آغاز جنگ با ایران بهمنزله بسته شدن تنگه هرمز و تحمیل هزینههای گزاف و شکست احتمالیشان خواهد بود، هرگز مرتکب این اشتباه بزرگ نمیشدند و نوعی بازدارندگی شکل میگرفت.
پس دلیل این خطای محاسباتی چه بود؟ به نظر میرسد اسرائیلیها از توان دفاعی ایران، از جمله توان موشکی، پهپادی و دریایی، اطلاعات کافی داشتند و طعم تلخ بخش معظمی از آن را در جنگ ۱۲ روزه چشیده بودند. واقعیت این است که سلاحهایی که ایران در این جنگ به کار گرفت – چه در حمله به رژیمصهیونیستی، چه در حمله به پایگاههای امریکا و چه در کنترل تنگه هرمز – همان سلاحهایی بود که پیشتر از آنها رونمایی کرده بود و سلاح چندان جدیدی به نمایش نگذاشت. شاید در نهایت خطای محاسباتی آنها به میزان ذخایر، زرادخانه و تابآوری ایران در جنگ مربوط میشد.
اما آنچه به نظر میرسد بیش از هر چیز آنها را دچار اشتباه محاسباتی کرد، نه بعد نظامی، بلکه بعد سیاسی و اجتماعی، بهویژه ناظر به مسائل داخلی ایران بود. تصور آنها این بود که ایران بهویژه پس از حوادث تلخ دیماه دچار شکافهای داخلی شده و اختلافات بروزیافته در جامعه به تضعیف داخلی انجامیده است. بر این اساس، هرچند بهزعم آنان، ایران از قدرت نظامی لازم برخوردار بود، اما به دلیل ضعف داخلی امکان استفاده از آن را نداشت و تابآوری سیاسی و اجتماعیاش کاهشیافته و در جنگ شکست میخورد. در کنار این، باید اشاره کرد که تصویری که برخی فارسیزبانان خارج از کشور، بهویژه حامیان جریان سلطنتطلب، از جامعه ایران تولید و القا میکردند نیز در شکلگیری این خطای محاسباتی برای غربیها بیتأثیر نبود.
خطای محاسباتی ترامپ و نتانیاهو، مصداق بارز این گزاره راهبردی است که «قدرت ملی، بیش از آنکه یک امر عینی باشد، یک برساخته ادراکی است». دشمنان ایران، غرق در دادههای اقتصادی و تصاویر اغتشاشات خیابانی، از دیدن عزم ملی، عمق راهبردی و ظرفیتهای نامتقارن بازماندند و این کوری تحلیلی، آنان را به ورطه جنگی کشاند که در آن، برخلاف تصور اولیه، توان بستن تنگه هرمز بهسادگی برای ایران اثبات شد.
بنابراین، بهطور خلاصه باید گفت آنچه اسرائیلیها و امریکاییها را به حمله به ایران ترغیب کرد و به پیروزی خود امیدوار ساخت، تصویری بود که از وضعیت داخلی ایران و شکافها و اختلافات درونی داشتند. درس بزرگ این واقعه آن است که بازدارندگی واقعی، پیش از آنکه در زرادخانهها و یگانهای رزمی ساخته شود، در «ذهن دشمن» شکل میگیرد؛ و کلید شکلگیری این بازدارندگی ذهنی، «وحدت ملی» و «مدیریت هوشمندانه ادراک» است.
کشوری که بتواند انسجام درونی خود را در بزنگاهها بهطور معتبر به نمایش بگذارد و روایت قدرت و پایداری را بر ذهن دشمن تحمیل کند، پیش از هر شلیکی پیروز نبرد محاسبات شده و جنگ را در نطفه خفه خواهد کرد. به همین دلیل است که امام شهید ما همواره بر موضوع وحدت تأکید میکردند و بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه بر «اتحاد مقدس» تأکید مؤکد داشتند. بر همین اساس است که رهبر معظم انقلاب نیز اکنون بر همین نکته پای میفشارند. رمز بازدارندگی ما وحدت و همین اتحاد مقدس است. تا زمانی که این اتحاد در جامعه ما مستحکم باشد و به رخ دشمن کشیده شود، دشمن محاسبات خود را بر اساس آن تنظیم میکند و مخاطرات گزاف حمله به ایران و تبعات آن را نخواهد پذیرفت، اما اگر به وجود تفرقه و ضعف داخلی امیدوار شود، ممکن است بار دیگر دچار خطای محاسباتی شود.
💠 @mjakhavan