هدایت شده از فانوس دریایی.
🌿-برای حمیده.
از طرف ریحانه.
آدم اجتماعیای هستی و راحت با بقیه دوست میشی. ولی فکر میکنم درعین حال درمورد دوستیهات محتاط هم هستی. بنظرم یه شوخطبعی خاصی داری که باحاله. همچنین به فکر رشد خودت هستی و دغدغهش رو داری.
فکر میکنم اگه لازم ببینی با یه جدیتی رفتار میکنی و خط و نشون میکشی که کسی جرئت نکنه برخورد بد قبلی رو باهات داشته باشه.
انگار تجربیاتت نشونت دادن که مهربون بودن یا نبودن چه تاثیری روی آدما میذاره و شاید برای همینه که دوست داری آدم امنی باشی.
درآخر فکر میکنم "دیونوسوس" باشی. یه انسان چندلایهای که شوخطبعه ولی با فکر، اجتماعیه ولی با مرز. چون هم قدرت تاریکی رو میشناسی و هم نور رو.
مجهولات
🌿-برای حمیده. از طرف ریحانه. آدم اجتماعیای هستی و راحت با بقیه دوست میشی. ولی فکر میکنم درعین حال
وای خیلی واضحه که وقت کافی برای شناخت گذاشتی و این واقعا خیلی ارزشمنده و بسیار متشکرم🥲✨
اسمشو نشنیده بودم، دربارش تحقیق میکنم🤍
رفتم خوندم. اگر جنسیتم مرد بود تا حدی درباره دارکسایدم صدق میکردم😂🤝
بزرگترین اشتباه تاکتیکی رو کردم
دوستامو اومدن برا عیادت و هر چی از دماغم محافظت کرده بودم و نخندیدم پودرررر شد😭🤣💔
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بقیه: براش کمپوت آناناس میبریم و سعی میکنیم نخندیم.
دوستای من😂:
جهت فرار از آشفتگیهای این چند روز دو قسمت "انولا هلمز" رو دیدم به پیشنهاد شما.
و برای من خیلی دوستداشتنی بود.
شاید بعدا کاملتر درباره دلايلش صحبت کردم
راستی اون بنده خدا که دیروز گفتم
کلاهبردار نبود
البته از لحاظ قیمت احتمالا چرا(هر چند توجیه خودش اینه که شرکت ما اصلشو واردات میکنه و اینا همه فیکه)
جوابمو کامل داد و حل شد
خواستم بگم از حالت آماده باش خارج شید🙏
امسال اربعین نمیتونم برم:)
و این یعنی باید از همین الان منتظر یکسال دیگه باشم:)
و بازهای که همه دارن میرن و طلب حلالیت و بعدم برمیگردن و فلان گوشی رو پرت کنم اونور که خون به جیگر نشم:)
و اونم امسالی که بیش از هر سالی دلتنگ بودم❤️🩹
قصد ندارم دیگه ادامه مطلب #رینوپلاستی رو بنویسم😊
خیلی خلاصه میگم.
کارای قبلش شامل یه آزمایش خون، نوار قلب و بررسی پزشک متخصص، و یه سری عکس بود.
عصر بستری شدم و مامانمم بعد از ساعت ملاقات باید میرفتن دیگه. اونجا افراد مختلفی رو دیدم و هم صحبت شدیم و یه دوست خوبی که پیدا کردم نسرین بود. شیعه نبود. ایرانی هم نبود. اهل نماز و حجاب هم نبود. دوسپسرم داشت. متفاوتترین دوستی بود که تا حالا داشتم🙂😂
خلاصه از ۱۲شب ناشتا شدم و صبح ساعت ۶ یه دهانشویه استریل آوردن شامل آب و نمک گفتن دهنتو بشور. بعد لباس اتاق عمل پوشیدم و رفتم. باید بدون هیچ لباس زیر یا زیورآلات و کلیپس و کش میبودی.
دکتر بیهوشی یه سری سوالات پرسید و وقتی از سطح هوشیاریم مطمئن شد، با گذاشتن ماسک هوا تو تنفس دوم دیگه چیزی نفهمیدم. تو ریکاوری يکبار به هوش اومدم. گلو و دهانم کاملا خشک بود جوری که نمیتونستم حرف بزنم. چون بینیم با تامپون بسته بود و از دهن نفس میکشیدم. يکبار دستمو بالا آوردم که پرستار دوباره اومد بهم چیزی تزریق کرد و دوباره خوابیدم. بار دوم که به هوش اومدم منتقل شدم بخش و مامانمم بودن. روز اول خیلی گیج بودم ولی درد نداشتم. تونستم سوپ بخورم و آبمیوه و..
جمعا ۱:۴۵ عملم طول کشید و ۳:۳۰ هم ریکاوری بودم.
از اثرات ملموس داروی بیهوشی این بود که ادرارم کمی با زور تخلیه میشد. رودههام تا ۴روز کار نکرد. دکتر گفت حتما سرفه کنم تا ریههام کاملا راهاندازی بشه. حالت سرگیجه رو هنوزم دارم و خوابای عجیب میبینم.
از همون نماز ظهر بعد از عمل، البته آخر وقت نمازامو نشسته و بدون خم شدن برای سجده خوندم با تیمم.
هفته اول کلا به این شیوه خوندم اما از بعد برداشتن آتل فعلا نماز کامل(فقط بدون خم شدن برای سجده) و با وضو جبیرهای+تیمم میخونم.
دردام از روز دوم شدت گرفت. بعلاوه تورم و کبودی. خیلی دردناکتر از تصورتونه. درد بینی اصلا ندارید، درد و عفونت زخمای گلو روزای اول آزاردهنده ترین چیزه. بعلاوه تورم چشم و سوزشش. دماغ اما کاملا خنثی است.
روز سوم که بیحسی رفت، وضعیت بسیار بسیار دردناکتر هم شد.
خواب نمیرفتم رسما و شاید نیم ساعت در روز، دیگه از هوش میرفتم و دوباره با درد شدید بیدار میشدم.
با برداشتن تامپونها و باز شدن راه نفسم کمی بهتر شدم، اما دردها و تورم همچنان اوج میگرفت. روزای واقعا واقعا واقعا سختی بود و حتی مسکن قویای مثل نوافن فقط ۳،۴ساعت آدمو آروم میکرد. در حدی که باید روزی یکی میخوردم ولی با کمتر از روزی ۲تا واقعا دووم نمیاوردم.
هر چند آدم یادش میره، ولی واقعا به نظرم اونقدر جدی هست که به هرکس دماغش مشکل جدی نداره، پیشنهاد کنم اصلا به عمل فکر نکنه.. واقعا این آسیب و درد رو به بدنتون سر یه هوس تحمیل نکنید...
آب کرفس، و نخوابیدن(کلا نشسته خوابیدم من هفته اول) به نظرم دو تا از مهم ترین عواملی بود که کبودیام از بروز تا رفع کاملش فقط ۵ روز طول کشید که واقعا خوب بود. الان صورتم تورم داره ولی کبود اصلا نیست.
نهایتا یکهفته بعدش یعنی امروز رفتم بخیههامو کشیدم و آتل رو برداشتم. خیلی دردناک بود این پروسه. بینیم مجدد خونریزی کرد و حتی یه حالتی ضعف کردم، ولی الان که ۱۲ ساعت حدودا گذشته کاملا روبراهم و فکر کنم دیگه درد جدی نخواهم داشت.
در نهایت از ظاهر فعلی بینیم علیرغم تمام ورمش(میگن الان ۲برابر حجم عادیه) خیلی راضیام. اگر بینیتون واقعا زشته و صورتتونو زشت کرده، به حرف هرکس میگه همینطورم قشنگی گوش نکنید واقعا. حس دیدن یه بینی نرمال تو صورتت واقعا لذتبخشه:)
من انتخابم مدل نچرال بود. واقعا ام الان هرکس منو جدید ببینه، اصلا مشخص نیست بینیم عمل شده! ولی هر کس از قدیم بشناسه قطعا برگاش میریزه چون خیلی ناز شده:)
داشتن پشتیبان روحی و پرستار دلسوز تو دوره نقاهت خیلی مهمه. اگر ندارید سمتشم نرید چون ملول و افسرده میشید...
این خلاصهترین و چلوندهترین حالتی بود که میتونستم تعریف کنم.
اگر کسی سوالی داشت درباره ریز مراقبتها و داروها و... بپرسه، پیوی یا ناشناس، همونجا جواب میدم. ناشناسارم بزنید رو خود لینک جوابمو براتون میاره.
نهایتا روایت کامل تجارب این چند روز واقعا پر از جزییات خاصه که حیف شد، ولی شاید یه مدت طولانی بگذره دوباره تعریف کنم. ولی ترجیحم اینه که تو یه دفترچه خاطرات برا خودم بنویسم 🤎
پایان.
هدایت شده از ناشناسای مجهولاتم
📪 پیام جدید
https://eitaa.com/mjholat/25631
حقیقتا یه جوری شدم از اون جهت که احساس می کنم کسی چیزی گفته که ناراحت شدی و این شد
#پاسخ
نه واقعا، جز همون یه بازخورد مثبت اصلا چیز دیگهای نبود🥲😂✨
ولی حقیقتش یه گرهی افتاده به کارم، که حس کردم شاید اینقدر زود با این جزئیات ازش جلو ۱۰۰نفر حرف زدن اثر خوبی نداشته باشه.. ممنون میشم برا حل اونم دعا کنید🤍