eitaa logo
مخمور.
31 دنبال‌کننده
397 عکس
172 ویدیو
1 فایل
آن زمان تو نبودی ولی اگر بودی ، مطمئنم خدا سوره‌ای را با آیهِ "و قسم به چشمان تو" آغاز می‌کرد. - شاخهٔ هم‌خونِ جـ ـدا ماندهٔ او. - ما جاودانه‌ایم، بر این می‌توان گریست. - یه ته مونده از خاك. - برای "Sh"
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی پارانویا داری و حتی به صمیمی ترین رفیقاتم شک داری:
رد پای جنون را در خود حس می‌کنم، مثلا وقت‌هایی که حتی در صد فرسخی من هم نیستی، بوی عطرت در مشامم می‌پیچد. مثلاً لا به لای فرمول های فیزیک و صفحات ریاضی هم تو را می‌بینم که باز داری به من می‌خندی. تو را توی مدرسه، لا به لای گل‌های رز کاشته شده در حیاط می‌بینم که ایستاده ای و شاخه ای از آنها را کنده‌ای و به سمت من گرفته‌ای و می‌گویی: تقدیم به شما. حتی وقت‌هایی که در این شهر نیستی هم تو را می‌بینم که داری منت به سر قالی اتاقم می‌گذاری و روی آن قدم می‌زنی و موهایت را رو به روی آینه‌ام پیچ‌وتاب می‌دهی. رد پای جنون را در روح زخمی‌ام می‌بینم که دستت را می‌گیرم و همراهت با آهنگ مورد علاقه‌ات می‌رقصم. جنون را در خودم حس می‌کنم هنگامی که در خیالم موهایم را از روی صورتم کنار می‌زنی و می‌گویی: عاشق مدل و رنگ موهاتم! آری... من رسماً مرز جنون را رد کرده‌ام و در آن سوی مرزهای دیوانگی در حال زیستنم... اما این مهم نیست، مهم این است که حتی آن سوی مرزها هم باز به یاد تو هستم :)
منو اون امروز با همدیگه ست بودیم.
مخمور.
بچها امروز خیلی سینگلی بهم فشار آورده بود تصمیم گرفتم برم حرم، تا وارد شدم یهو یه خانومه ای اومد جلو
دوباره امروز رفتم و یه عروس دامادی بودن که یه نفر هم داشت ازشون عکس می‌گرفت ، حالا هرجا من میرفتم فرار کنم تا نبینمشون اون کسی که ازشون عکس می‌گرفت اینجوری بود که: بچها حالا بیاین اینجا. و من فرار می‌کردم. باز میومدن اونجایی که من میرفتم و دختره می‌گفت: بچها بیاین اینور🦖🦖🦖
من، دو ساعت مونده به امتحان ریاضی:
اون دختری که چشم کل پسرای فامیل و پسرای دوروبرش روشه، دیوونه‌ی یه پسر دیوونه‌تر از خودش شده...
داو کامرونت بشم دامیانو دیویدم میشی؟
آخرش یا من تموم میشم یا جزوه ریاضی.