✨🌷
#لاله_های_زینبی
🌹هنگام اعزام به سوریه همه مایحتاج منزل به غیر از خرما را خریده بود،گفتم: حسن آقا فقط خرما نخریدید که آن را خودم تهیه میکنم،با هم خداحافظی کردیم و رفت،اما چنددقیقه بعد بازگشت، دو جعبه خرما خریده بود،گفت:فاطمه خانم،این هم آخرین خرید من برای شما و بچههایم.
📿قرآن آوردم و گفتم:حالا که بازگشتید، از زیر قرآن رد شوید،گفت:اول شما و بچهها رد شوید،رد شدیم،گفتم:حالا نوبت شماست،گفت:می ترسم نکند خداوند حاجت دل من را ندهد،گفتم:به خاطر دل من از زیر قرآن رد شوید،از زیر قرآن ردشان کردم و همسفر زندگیام را به خداوند سپردم و گفتم:خدایا هرچه خیر است،برای من بفرست.
🌷همیشه میگفت:دوست دارم با زبان روزه و تشنهلب مثل آقا اباعبدالله(ع) شهیدشوم،همان شدکه ایشان میخواست، در ماه رمضان اعزام و با زبان روزه و بر اثر اصابت ترکش خمپاره شهید شد.
✍به نقل از:همسر شهید
#تخریبچی_مدافع_حرم
#شهید_حسن_غفاری
#شهدا۰۱۲۰
✦࿐჻ᭂ🦋✨🦋჻ᭂ࿐✦
🥀🕊#لاله_های_زینبی
💐ایشون قبل از ازدواج هم یکبار دیگه به سوریه اعزام شده بودند وبه مدت سه ماه افتخار نوکری بی بی جان را داشتند.
🌾بعداز گذشت مدتی از برگشت ایشون، بایکی از دوستانشون دیدار داشتند. میگفتند:من از ایشون که سید بوده اند خواستم دعاکنن تادوباره من برای دفاع ازحرم عمه جان سادات اعزام بشم.
🥀دوست ایشان درجواب گفتند:دعا
نمیکنم که بری دعا میکنم محرم بی بی جان بشی تاطعم شیرین دفاع رواونجا درک کنی بعدبری.شهید به من گفتند: دعای ایشان مستجاب شد ومحرم عمه جان سادات شدم والان بااااید برم.و شروع کردند به خواندن نوحه خوانی حاج آقای سیدرضا نریمانی"منم باید برم آره برم سرم بره نزارم هیچ حرومی طرف حرم بره..."
🍃از این قضیه گذشت تا اینکه این دفعه اعزام شدند.از بعد از ازدواجمون اولین بار بودکه اعزام شدند و رفتند. بعد از اعزام یه روز که با من تماس گرفتند، گفتند این دفعه چقدر دفاع از حرمین داره بهم میچسبه.خیییلی خوشحال بود. گفت:چقدر خوبه که این دفعه محرم عمه جان ساداتم.
✏️راوی:(همسر شهید)
🥀#تخریبچی_مدافع_حرم
#شهید_حسین_هریری
#سالروز_شهادت🕊