❇️علی جان حکم درجه ات اومد
🌷اما در اصل حکم اصلی را تو از صاحب منجی عالم گرفتی برات شهادت که هردو برازنده ات بود.🌷
💐مبارکت باشه مادر
💐ولادت: ١٠ / ۰۷/ ١٣٦٩
🕊شهادت: ٢٣ / ۱۰ / ١٣٩٤
🌹#پاسدار_مدافـع_حـرم
#سرگردشهید_علی_آقاعبداللهی
#ابـوامـیر
#شـیرخانـطـومان🕊
🥀🕊#لاله_های_زینبی
🌾همسر شهید نقل میکنند:زندگیمان را خیلی ساده شروع کردیم؛ساده اما پُر از عشقی خالص؛خالص از این جهت که هیچوقت بیش از آنچه بودیم،از هم توقع نداشتیم.
💐شهید حمید به شدت معتقد به مسائل معنوی بود و در ایام محرم و صفر خودش را وقفِ هیئت میکرد.سرشار از معرفت و جوانمردی بود و در سنّ کم دست خیرش بیش از بیش بود.
🌷آقا نادر ید طولایی در دستگیری از مردم داشت و حتی در روزهایی که شاید از پیش برای تفریح بچهها قرار می گذاشتیم اما موردی پیش میآمد،ابتدا به مردم کمک میکرد، این عمل او به منظور بیتوجهی به من و فرزندانم نبود بلکه واقعاً با اعتقاد به دستگیری از برادران و خواهران دینیاش این کار را انجام میداد و بعد با شرح واقعه من را آرام میکرد.
🌷رنج فـراق هـست و
امید وصـــال نیست
این « هـست و نیست »
ڪاش ڪہ زیر و زبر شود . . .🌷
🌹#پاسدار_مدافع_حرم
#شهید_نادر_حمید
#سالروز_شهـادت🕊
🌷🕊#لاله_های_زینبی
🌴پدر شهید نقل میکند:در یکی از عملیات های مهم برای مقابله با تروریست ها اگر ستّار حضور نداشت، بدون تردید یکی از حسّاسترین شهرهای سوریه سقوط میکرد و تبعات آن بسیار سنگین میبود.
🌾یکی دیگر از کارهای شهید عباسی این است که یکی از ژنرالهای عراق به او میگوید«شما به ما بپیوندید و هر مقام و درجه و پولی بخواهید،به شما میدهیم که پیش ما باشید و به بچههای ما آموزش دهید»!
💐ستّار هم با بصیرتی عمیق در قبال این پیشنهاد میگوید«اگر تمام جهان را به من بدهید،یک وجب از خاک ایران را به تمام جهان نمیدهم؛در ضمن من سرباز آقای خامنهای هستم و جز در این لباس نمی توانم خدمت کنم؛چرا که همهی ایمان و توانایی من در سربازی برای ولایت فقیه است.»
🌷سردار شهید قاسم سلیمانی هم که این را میشنود،ستّار را میبوسد و با شوخی میپرسد«چرا نرفتی؟»ستّار میگوید:«چطور بروم؟من ایرانی هستم، سرباز ولایت و رهبر هستم.»سردار نیز ستّار را تشویق میکند.
🌹#پاسدار_مدافع_حرم
#شهـید_ستار_عباسی
#سالروز_شهــادت🕊
💟#سیره_شهدا
💐پدر بزرگوار شهید همه ساله،شب نیمه ماه رجب،مصادف باشهادت حضرت زینب (س)برای عزاداران عمه سادات،سفره طعام پهن می کند. ایشان می گوید:در شب بیست و پنجم ماه رجب،مصادف با شهادت موسی بن جعفر(ع) و پس از گذشت ده روز از شهادت حضرت زینب(س)، بی بی زینب را در خواب دیدم که به من فرمود: # امانتی روز یازدهم محرم را باید تحویل بدهی!!!از خواب که برخاستم به فکر فرو رفتم.یادم آمد علی اصغر روز یازدهم بدنیا آمد.چند روزی گذشت.سرکار بودم که خبر دادند حال خانواده خوب نیست و سریع به منزل حرکت کن.
🌷با خود گفتم:این بهانه ای بیش نیست وخبری دیگر مطرح است.وقتی به منزل رسیدم،فهمیدم که امانتم را تحویل دادم. در همان شبی که این خواب را دیدم،روح سیدعلی اصغر هم پرواز کرده بود.آنهم در جوار حرم حضرت زینب(س).
✍راوی:پدر شهید
🌷#پاسـدار_مدافع_حـرم
#شهید_سیدعلی اصغر_شنایی🕊
🎊#تولدت_مبارڪ_مردآسمانی💟
❇️#سیره_شهدا
♻️احترام به پدر و مادر
💐یکی از خصوصیّات آقا مهدی این بود که در هر حالیکه توی خونه بود، پدر و مادر که وارد منزل میشدند، مهدی به پا شون بلند میشد.چه در حال استراحت چه وقتی که مشغول کار مهمی بود،حتی یادمه آقامهدی یکبار توی چتربازی پاش آسیب شدید دیده بود،برای هر کاری با عصا جابهجا میشد.حتی توی اون حال هم به پای پدر و مادر بلند میشد♥️
✍راوے:برادر شهید
🎀🎈امروز روز تولد توست
و ما هر روز بیش از پیش
به این راز پی می بریم
ڪہ تــو خلـق شـــده ای
تا راه آسمان را به ما نشان دهی ...💎
🌺#پاسدار_مدافع_حرم
#شهید_مهدی_بختیاری🌺
🎊#تولدت_مبارڪ_مردآسمانی💟
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹
🥀🕊#لاله_های_زینبی
✍هر وقت حمید آقا از هیئت برمےگشت من و مادرش میگفتیم ڪمـتر سینه بزن سینه ات درد میگیره.
💐ولی به مامانش لبخند میزد و مےگفت آخه مامان سینه زنی خیلی خوبه.
🏴بعد ڪه میرفتیم منزل به من میگفتن شما نگو سینه نزن!من بهت قول میدم این سینه ڪه براے اباعبدالله سینه زده روی آتیش جهنم رو نمیبینه.
🌷بعد شهادت وقتی رفتم معراج شهدا تعجب ڪردم.
🌹آقا حمید دست ها و پاهاش و شکمش و سمت چپ صورتش پر بود از ترکش های ریز و درشت ڪه باعث شده بود مثل حضرت ابالفضل العباس(ع) به شهادت برسه.
🕊ولی تنهـا جایی که سالم بود سینه اش بود.وقتی دیدم یاد حرفش افتادم دستم رو روی سینه اش گذاشتم ببینم قلبش میزنه،ولی💔
🥀قفسه سینه اش سالم سالم بود در حالی ڪه ڪل بدنش دچار جـراحـت هاے شدید بود.اربا اربا بود.
✍راوی:همسر شهید
🌹#پاســدار_مدافـع_حـرم
#شهید_حمید_سیاهڪالی_مرادی
#سالروز_شهـــادت🕊
🌷🕊#لاله_های_زینبی
💐من وشهیدذکریا خیلی باهم صمیمی بودیم به خاطرهمین اگه میخواستیم جایی بریم باهم میرفتیم.پدر یکی از همکارامون که خونشون تویکی از روستاهاے شهرستان الموت بود فوت کرده بود وسنگ قبر پدرشو تو قزوین سفارش داده بود.همکارمون بخاطر اینکه شهیدذکریا وانت داشت،به ذکریا گفته بود که سنگ قبرو ببره.قرار بر این شد که من وذکریا باهم سنگ قبرو ببریم این شهیدبزرگوار به قدری به دوستان و همکاراش ارزش قائل بود که باوجود اصرار همکارمون بخاطرحمل سنگ قبر حتی کوچکترین هزینه اےقبول نکرد و گفت رفاقت به درد همین روزا میخوره.
🥀موقع برگشتن باشهید ذکریا کنار درختی که بین مسیرمون بود نگه داشتیم براےاستراحت،من از ذکریا پرسیدم که آیا دوست دارےشهید بشی، براےچندمین بار بود که میپرسیدم شهید ذکریادرجوابم گفت:مگه میشه دوست نداشته باشم،کی ازشهادت بدش میاد، من آرزومه که شهید بشم،اماشهادت دل میخواد،لیاقت میخواد.بعداز شهادتش ثابت کرد که هم دل داشت هم لیاقت و به آرزوش که شهادت بود رسید.
✍به نقل از:دوست شهید
🌹#پاسدار_مدافع_حرم
#شهید_ذکریا_شیری
#سالروز_شهادت🕊
🥀🕊#لاله_های_زینبی
🍃بسیار اهل بازےکردن با بچهها بود؛ دخترمان فاطمه وابستگی زیادےبه پدرش داشت وزمانی که همسرم به شهادت رسید،۹ساله بود.
🌾در عین حال اگر اشتباه بچهها را میدید براحتی از آن نمیگذشت؛مثلا یکبار بچهها چیزےاز پدرشان خواستند اما ایشان قبول نکرد وبا اینکه خودش هم ناراحت بود ولی اینکار را به صلاح بچهها میدانست،محبتش به بچهها باعث نمیشد از خطاهاےآنان براحتی بگذرد و این از ویژگیهای خوب اخلاقی اش بود.
🎋خصوصیت دیگرش دل بزرگ،صاف و سادهاش بود؛همکارانش میگویند نماز اول وقتش رابه هیچ عنوان ترک نمیکرد.
📿سرنماز حالت خاصی داشت ودر قنوت دستش را طورےبالا میآورد که به شوخی میگفتم همه چیز را برای خودتان میخواهید!!میگفت خدا فرموده همه چیز را از من بخواهید.
🌷روے بیتالمال خیلی حساس بود؛مدتی در محل کار مسئول خرید شدهبود؛ جالب اینجاست براےخرید وسایل سرکار همه تلاشش را میکرد که کمترین پول بیتالمال را خرج کند اما برای وسایل منزل اینطور حساس نبود.
✏️راوی:همسر شهید
🌹#پاسدار_مدافع_حرم
#شهید_جاویدالاثر_الیاس_چگینی
#سالروز_شهـادت🕊
خنده هـايت...
آنچنان جادو كند جانِ مرا
هر چه غـم آيد سرم
هرگــــز نبينم آفتى ..!
#پاسـدار_مدافـع_حـرم
#شهید_مهدی_لطفی_نیاسر
🔸 در محضـــر شهیـــد...
✍داداش مهدی خیلی دلداده امام رضا(ع) بود. یه روز ڪه عازم مشهدالرضا (ع) بودیم بهم گفت: می دونی چطوری باید زیارت کنی و از آقا حاجت طلب کنی؟ گفتم: چطور؟
🌼گفت: باید دو زانو روبه روی ضریح بشینی و سرت رو کج کنی، خیلی به آقا التماس کنی تا حاجتت رو بده، زود بلند نشی بری.
🌼فکر میکنم برات شهادتش رو هم همینجوری از امام رضا (ع) گرفت؛ چون قبل از آخرین سفر به سوریه، رفته بود پابوس امام رضا(ع).
#شهید_مهدی_لطفی_نیاسر
#راوی:خواهر شهید
#خاطره
🏵 شهید مدافع حرم محمدمهدی لطفی نیاسر
🔺تولد: 8 #دی 1361 / قم
♦️مسئولیت: رزمنده هوافضای سپاه
🔻شهادت: 20 #فروردین 1397/پایگاه هوایی T4 سوریه/ بدست رژیم صهیونیستی
#سالروزشهادت.....🕊🕊🌹🌹