eitaa logo
مدافعان ظهور
384 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
4.6هزار ویدیو
75 فایل
ارتباط با خادم کانال @alishh.. با به اشتراک گذاشتن لینک کانال مدافعان ظهور،در ثواب راه اندازی آن و نشر مطالب شریک باشید ★ به بهانه یه لبخند مهدی فاطمه★ لینک کانال در پیام رسان ایتا👇 @modafeanzuhur ویا https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مشاهده در ایتا
دانلود
مدافعان ظهور
💞 #آخرین_عروس💞 #حضرت_نرجس_خاتون_و_تولد_آخرین_موعود #قسمت8⃣2⃣ #مليكا همين طور #گريه مى كند و اشك م
🎊 🎊 🌺 ⃣2⃣ از جا برمى خيزد و به سوى پنجره مى رود، نگاهى به آسمان مى كند. چشمانش به روشنى خيره مى ماند. او با خود سخن مى گويد: بار ! مرا براى چه برگزيده اى؟ بين اين همه كه در اين سوى جهان بى خبر و غافل زندگى مى كنند مرا انتخاب كردى تا به دست بانويم (ع) مسلمان بشوم. اين چه بزرگى است! او بى اختيار به مى رود تا را شكر كند. او است تا شب فرا برسد و به ديدارش بيايد. نسيم میوزد و بوى مى آيد. (ع) به ديدار آمده است. ــ آقاى من! دل مرا اسير خود كردى و رفتى! ــ اگر من به ديدارت نيامدم براى اين بود كه تو هنوز نشده بودى، بدان كه هر شب تو خواهم بود. از آن شب به بعد هر شب، (ع) به ديدار مى آيد. در خواب او را مى بيند و با او سخن مى گويد. ... https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مدافعان ظهور
🎊 #آخرین_عروس 🎊 #حضرت_نرجس_س_و_تولد_آخرین_موعود🌺 #قسمت9⃣2⃣ #مليكا از جا برمى خيزد و به سوى پنجره
⃣3⃣ 💞 💞 کم كم مى فهمد كه حسن(ع)، امام است، او با مقام آشنا مى شود و مى فهمد كه همه هستى را در دستِ قرار داده است. حالِ روز به روز بهتر مى شود، خبر به مى رسد. او خيلى خوشحال مى شود. مليكا ديگر با اشتها مى خورد و بعد از مدّتى كامل خود را به دست مى آورد. او هر شب خود را مى بيند، اگر چه اين يك رؤياست; امّا آن، كمتر از واقعيّت نيست. او تمام روز است تا شب فرا برسد و به ديدار نائل شود. روزها مى گذرد و او در وصال است.24 🎀🏳🎀 امشب فكرى به ذهن مى رسد، او بايد حرف دلش را به (ع) بگويد. او تا كى مى خواهد در بسوزد؟ بايد از بخواهد كه او را پيش خود ببرد. ... https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مدافعان ظهور
💞 #آخرین_عروس 💞 #حضرت_نرجس_خاتون_و_تولد_آخرین_موعود #قسمت2⃣3⃣ به راستى او چگونه مى تواند از اين #ق
🎀 😘 ⃣3⃣ ديگر تاريك شده است. چند سربازى كه همراه بودند خيال مى كنند كه امشب مى خواهد در اينجا بماند صبح سپاه حركت مى كند، آن سربازها هر چه مى شوند از خبرى نمى شود، نمى دانند چه كنند. به هر كس مىگويند كه دختر كجا رفت، همه به آنها مى خندند و مى گويند: "شما ديوانه شده ايد؟ دختر در اين بيابان چه مى كند؟ سپاه به پيش مى رود و با هر قدم به خود نزديك و نزديك تر مىشود.25 ! آنجا را نگاه كن، مسلمانان به اين سو مى آيند، جنگ سختى در مى گيرد. در اين هياهو من ديگر را نمى بينم! نمى دانم چه سرنوشتى در اوست اسبها شيهه مى كشند، صداى به گوش مى رسد، تيرها از هر سو مى آيند، عدّه اى بر روى مى افتند و در خون خود مى غلتند هيچ كارى از دست ما برنمى آيد، اگر اينجا بمانيم خيال مى كنند كه ما هم از سربازان هستيم. بيا تا اسير نشده ايم با هم فرار كنيم! ما بايد به سوى برويم، گويا اين ملكوتى فرجام زيبايى دارد ... https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مدافعان ظهور
#آخرین_عروس 🎀 #حضرت_نرجس_س_و_تولد_آخرین_موعود😘 #قسمت3⃣3⃣ #هوا ديگر تاريك شده است. چند سربازى كه
💞 💞 ⃣3⃣ چند روز میگذرد🌀🌀 ما الآن پشت دروازه هستيم، متأسفانه دروازه شهر بسته است، مثل اينكه بايد تا اينجا بمانيم. نظر تو چيست⁉️ نمى دهى. وقتى نگاهت مى كنم مى بينم كه برده است. من هم سرم را زمين مى گذارم و مى خوابم. صداى مى آيد، بلند مى شويم، مى خوانيم. من كه خيلى ام دوباره مى خوابم; امّا تو مى مانى تا دروازه شهر باز شود. بعد از لحظاتى، دروازه باز مى شود، از بيرون مى آيد. او را مى شناسى. به سويش مى روى، مى كنى. حال او را مى پرسى. ــ آقاى ، چقدر مى خوابى؟ بلند شو! ــ بگذار اوّل ، كمى بخوابم! ــ ببين چه كسى به آمده است؟ ــ خوب، معلوم است يكى از برادرانِ اهل است كه مى خواهد اوّل به كارش برسد. مى گويد: "از كى تا به حال ما شده ايم؟". اين صدا، آشنايى است. چشمانم را باز مى كنم. اين همان "بِشر انصارى" است كه قبلاً چند روزى او بوديم. ... https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مدافعان ظهور
#آخرین_عروس 💞 #حضرت_نرجس_س_و_تولد_آخرین_موعود #قسمت9⃣3⃣ هنوز وقتش نشده است. امروز سه شنبه است; م
💜 😘 ⃣4⃣ ــ من آن را مى خواهم بخرم! ــ براى خريدن آن چقدر پول مى دهى؟ ــ سيصد سكّه ! ــ باشد، قبول است، سكّه هاى را بده تا بشمارم. ــ بيا اين هم سه كيسه ! در هر كيسه، صد سكّه . صدايى به گوش مى رسد: آهاى مردِ عرب! اگر زمان هم باشى به تو در نمى آيم. پول خود را بيهوده خرج نكن! به سراغ ديگر برو. نحّاس تعجّب مى كند، اين رومى به عربى هم سخن مى گويد. او جلو مى آيد و به مى گويد: ــ درست شنيدم، تو به زبان عربى سخن مى گويى؟ ــ آرى. ــ نكند تو هستى؟ ــ نه، من هستم. ولى زبان را ياد گرفته ام. مرد تاجر جلو مى آيد و به مى گويد: حالا كه اين كنيز حرف مى زند، حاضر هستم پول بيشترى برايش بدهم. بار ديگر صداى به گوش مى رسد: يك بار به تو گفتم من به تو در نمى آيم. رو به كنيز مى كند و مى گويد: ــ يعنى چه؟ آخر من بايد تو را بفروشم و پول آن را تحويل دهم. اين طور كه نمى شود. ــ چرا عجله مى كنى؟ من كسى هستم كه او خواهد آمد. ... https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مدافعان ظهور
#آخرین_عروس 💜 #حضرت_نرجس_س_و_تولد_آخرین_موعود😘 #قسمت0⃣4⃣ ــ من آن #كنيز را مى خواهم بخرم! ــ بر
💞 ⃣4⃣ ــ چه كسى خواهد آمد؟ نكند هستى كه جناب براى خريدن تو بيايد؟ ــ به زودى كسى براى خريدن من مى آيد كه از هم بالاتر است. تعجّب مى كند، نمى داند چه بگويد، در همه عمرش اين گونه نديده است. اكنون از جاى خود بلند مى شود. او الآن يقين كرده است كه گمشده خود را يافته است. خودش است. او را يافته است! !! تعجّب نكن! او براى اين كه شناسايى نشود نام خود را تغيير داده است. اگر مى فهميدند كه او دخترِ است هرگز نمى گذاشتند به محبوب خود برسد. من فكر مى كنم كه در آن ديدارهاىِ شبانه، از او خواسته است تا نام را براى خود انتخاب كند. وقتى او اسير شد و از نام او سؤال كردند و او در جواب همين نام جديد را گفت. آرى، تاريخ ديگر اين نام را هرگز فراموش نمى كند، به زودى مايه افتخار هستى خواهد شد! ما هم ديگر نبايد را به نام اصلى اش صدا بزنيم; زيرا با اين كار خود باعث مى شويم تا همه به او پى ببرند. ما از اين لحظه به بعد او را به نام جديدش مى خوانيم: ! چه نام زيبايى! بِشر به سوى مى رود: من اين خانم را خريدارم. صداى به گوش مى رسد: وقت و مال خويش را تلف نكن. ... https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مدافعان ظهور
#آخرین_عروس💞 #حضرت_نرجس_س_و_تولد_آخرین_موعود😘 #قسمت0⃣5⃣ شايد او به فشارهايى كه ساليان سال #شيعيا
💞 ⃣5⃣ با خود مى گويى حالا كه نمى شود به خانه برويم چقدر خوب است كه ما به خانه (عمّه امام عسكرى(ع)) برويم و از او در مورد امام سوال كنيم. رو به من مى كنى و مى گويى: ــ يادت هست سال قبل كه به اينجا آمديم، چه ساعتى در كوچه با برخورد كرديم؟ ــ فكر مى كنم ساعت چهار بود. ــ خوب است امروز عصر به همان كوچه برويم و به بهانه كمك كردن به او به اش برويم. ــ چه فكر خوبى! آن وقت مى توانيم از او در مورد (ع) و بانو سؤال كنيم. ما هستيم تا عصر فرا برسد. را شكر مى كنيم كه دوباره در خانه حكيمه هستيم. روى تخت وسط حياط نشسته ايم و خواهر آفتاب شده ايم. امروز هم روزه است. همه دوستانِ خوب خدا در ماه روزه مى گيرند; امّا من و تو مسافر هستيم، و مسافر نمى تواند روزه بگيرد. براى ما سخن مى گويد: "سن زيادى از من گذشته است، نمى دانم زنده خواهم بود تا فرزند (ع) را ببينم يا نه؟". بعد آهى مى كشد و مى گويد: "من هر وقت به خانه آن مى روم از مى خواهم به او پسرى عنايت كند". در اين هنگام، صداىِ در خانه به گوش مى رسد. چه كسى در مى زند؟ از جاى خود بلند مى شود و به سمت در مى رود. بعد از لحظاتى برمى گردد. لبخند مى زند و خوشحال است. من از علّت خوشحالى او مى پرسم. پاسخ مى دهد: (ع) از من دعوت كرده است تا امشب به خانه او بروم". ... https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مدافعان ظهور
#آخرین_عروس 💞 #حضرت_نرجس_س_و_تولد_آخرین_موعود #قسمت3⃣5⃣ شايد او به فشارهايى كه ساليان سال شيعيان
💞 ⃣5⃣ امروز روز چهاردهم است و ما مدّتى است كه در اين شهر هستيم. آرامش دوباره به باز گشته است و مردم به زندگى عادى خود مشغولند. مى دانم خيلى دلت مى خواهد امام را ببينى. امّا نمى دانى چه كنى؟ با خود مى گويى حالا كه نمى شود به خانه برويم چقدر خوب است كه ما به خانه (عمّه امام عسكرى(ع)) برويم و از او در مورد امام سوال كنيم. رو به من مى كنى و مى گويى: ــ يادت هست سال قبل كه به اينجا آمديم، چه ساعتى در كوچه با برخورد كرديم؟ ــ فكر مى كنم ساعت چهار بود. ــ خوب است امروز عصر به همان كوچه برويم و به بهانه كمك كردن به او به اش برويم. ــ چه فكر خوبى! آن وقت مى توانيم از او در مورد (ع) و بانو سؤال كنيم. ما هستيم تا عصر فرا برسد. را شكر مى كنيم كه دوباره در خانه حكيمه هستيم. روى تخت وسط حياط نشسته ايم و خواهر آفتاب شده ايم. امروز هم روزه است. همه دوستانِ خوب خدا در ماه روزه مى گيرند; امّا من و تو مسافر هستيم، و مسافر نمى تواند روزه بگيرد. براى ما سخن مى گويد: "سن زيادى از من گذشته است، نمى دانم زنده خواهم بود تا فرزند (ع) را ببينم يا نه؟". بعد آهى مى كشد و مى گويد: "من هر وقت به خانه آن مى روم از مى خواهم به او پسرى عنايت كند". در اين هنگام، صداىِ در خانه به گوش مى رسد. چه كسى در مى زند؟ از جاى خود بلند مى شود و به سمت در مى رود. بعد از لحظاتى برمى گردد. لبخند مى زند و خوشحال است. من از علّت خوشحالى او مى پرسم. پاسخ مى دهد: (ع) از من دعوت كرده است تا امشب به خانه او بروم". ... https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0 🍃🍃🍃🍃🍃🍃
مدافعان ظهور
#آخرین_عروس 💞 #حضرت_نرجس_س_و_تولد_آخرین_موعود😘 #قسمت9⃣5⃣ #خداوند به بنى اسرائيل وعده داده بود كه ب
💞 ⃣6⃣ آنها بايد هر روز به خانه امام عسكرى(ع) بروند و همسر آن حضرت را زير نظر داشته باشند. وظيفه آنها اين است كه اگر اثرى از حامله بودن در نرجس ديدند سريع گزارش بدهند البته خوب است بدانى كه اين جاسوسان، زنان معمولى نيستند، آنها زنان قابله هستند. زنانى كه فقط با نگاه كردن به چهره يك زن مى توانند تشخيص بدهند او حامله است يا نه. آنها مى توانند حتّى هفت ماه قبل از تولّد يك نوزاد، حامله بودن مادر او را بفهمند خليفه نقشه هايى در سر دارد و مى خواهد اگر نرجس حامله شد هر چه زودتر او را همراه با فرزندش به قتل برساند او مى خواهد نقش فرعون را بازى كند. مگر فرعون هفتاد هزار نوزاد پسر را به قتل نرساند؟ اين حكومت براى باقى ماندنش حاضر است هر كارى بكند. البته خليفه فكر مى كند تا هفت ماه ديگر، هيچ فرزندى در خانه امام عسكرى(ع) به دنيا نخواهد آمد. اين گزارشى است كه زنان قابله به او داده اند. 🔆🏳🔆 وقتى امام عسكرى(ع) ماجراى تولّد موسى(ع) را براى حكيمه مى گويد حكيمه متوجّه مى شود كه ماجرا چيست دشمنان نبايد از تولّد نوزاد آسمانىِ امشب باخبر بشوند; براى همين خدا كارى كرده است كه هيچ كس نتواند حامله بودن نرجس را حدس بزند مى خواهد نزد نرجس برود. او با خود فكر مى كند كه نرجس مقامى آسمانى پيدا كرده است بوسه اى بر دست نرجس مى زند و مى گويد: ! تعجّب مى كند و مى گويد: فداى شما بشوم، چرا اين كار را مى كنى؟ شما دختر (ع)، خواهر امام هادى(ع) و عمّه (ع) هستى. من بايد دست شما را ببوسم. احترام شما بر من لازم است، شما بانوىِ من هستيد. لبخندى مى زند. چگونه به او جواب بدهد. عزيزم! من فدايت شوم! همه دنيا فداى تو! ديگر گذشت زمانى كه تو بوسه بر دستم مى زدى و مرا شرمنده لطف خود مى كردى. حالا ديگر من بايد بر دستت بوسه بزنم و احترام تو را بيشتر بگيرم; زيرا تو امشب بانوىِ همه زنان دنيا مى شوى! تو مادر پسرى مى شوى كه همه پيامبران آرزوى بوسه بر خاك قدم هايش را دارند فرزند توست كه براى اهل آسايش را به ارمغان مى آورد و ظلم و ستم را نابود مى كند خدا تو را براى مادرى خودش انتخاب نموده و اين تاج افتخار را بر سر تو نهاده است تو امشب را به دنيا مى آورى كه آقاىِ همه هستى است.🎀 ساعتى ديگر تا نمانده است. گويا تمام هستى در انتظار است. شب هم آفتابِ امشب است آسمان مهتابى است و نسيم میوزد، همه شهر آرام است; امّا در اين خانه، حكيمه آرامش ندارد، او در است گاهى از اتاق بيرون مى آيد و به ستاره ها نگاه مى كند، گاهى به نزد نرجس مى آيد و به فكر فرو مىرود به نرجس نگاه مى كند. نرجس در مقابل خدا به نماز ايستاده است. حكيمه به نرجس نزديك تر مى شود; امّا هنوز هيچ خبرى نيست كه نيست! به راستى تا سحر چقدر مانده است؟ با خود فكر مى كند كه خوب است نماز شب بخوانم. سجاده اش را پهن مى كند و مشغول خواندن نماز مى شود و با خداى خويش راز و نياز مىكند ساعتى مى گذرد، بار ديگر به نزد نرجس مى آيد، نگاهى به او مى كند و به فكر فرو مى رود. https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
مدافعان ظهور
#آخرین_عروس #حضرت_نرجس_س_و_تولد_آخرین_موعود #قسمت 0⃣8⃣ خداوند مى خواست تا همه اهل آسمانها، مقام پيا
1⃣8⃣ من هستم كه در وجود اين گل، زيبايى همه گل ها را نهاده ام من مى خواهم با يك ، بهار بياورم، آن هم كه خزانى ندارد ! همه بر او سلام كنيد كه او هستى است. رسم است وقتى به دنيا مى آيد او را روى دست فاميل و دوستان قرار مى دهند و هر كسى هديه اى به عنوان چشم روشنى مىدهد معلوم است هر كس كه اين را بيشتر دوست داشته باشد هديه و چشم روشنىِ بهترى مى دهد هيچ كس (عج) را به اندازه خدا دوست ندارد خدا از هستى، منتظر آمدن اين گل بود. به همه مژده آمدن او را داده بود اكنون، (عج)، مهمان خدا شده است. به راستى به او چه هديه و چشم روشنى خواهد داد؟ متحيّر ايستاده است، فرشتگان منتظرند، همه هستى، است (عج) در پيشگاه خدا ايستاده است. كه ناگهان، از غيب صدايى مىرسد "مَرحَباً بِكَ عَبْدى خدا با (عج) با زبان عربى سخن گفت. مى دانم دوست دارى بدانى معناى اين جمله چه مىشود ! ترجمه اين جمله اين است: خوش آمدى بنده من! مى بينم كه نگاهم مىكنى؟ تو به اين ترجمه ساده قانع نمى شوى و دارى تا اين جمله را براى تو بيشتر توضيح بدهم. عزيزم! براى اين عبارت بايد مثالى بزنم: فرض كن چند روزى است كه با يك نفر آشنا شده اى. يك روز در خانه نشسته اى و صداى زنگ را مىشنوى بلند مى شوى و در را باز مى كنى. مى بينى همان جديد توست. او را به داخل دعوت مى كنى و به او مى گويى: خوش آمدى امّا يك وقت است يك دارى كه سال هاست او را مى شناسى. او عزيزترين توست. او در زندگى بارها در مشكلات به تو كمك مادى و كرده است. تو خيلى مديون او هستى و مدّتى است او را نديده اى و دلت برايش تنگ شده است فرض كن كه او الآن درِ را مىزند، برمى خيزى و به سوى درِ مى روى. باور نمى كنى. ذوق مى كنى. او را در بغل مى گيرى. شوق مى ريزى و با تمام وجودت مى گويى خوش آمدى تو به هر دو نفر خوش آمد گفتى; امّا اگر تو زبان بودى، براى اين دو موقعيّت هرگز از يك جمله استفاده نمى كردى! ... 🌐آیدی عضویت در کانال ایتا:👇👇 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
⁉️سوال؛ براساس آموزه های اسلامی مهمترین دوران در راستای تربیت دینی فرزند کدام زمان است؟ 🖋پاسخ از استاد محمودی 🔸بر اساس آموزه های اسلامی، دوران در امر تربیت فرزند، دوران شیردهی مادر است. شیخ انصاری یکی از علمای برجسته اسلام است که محضر امام زمان (عجل الله) نیز تشرف یافت، اما زمانی که به مادر ایشان گفتند خوش به حالت که چنین فرزندی تربیت کرده ای. پاسخ داد من انتظار بیشتری داشتم! زیرا هیچ گاه به این فرزند شیر ندادم جز آن که با وضو بودم. 🔸این نکته که مادران به فرزند خود شیر دهند و از آرامش لازم برخوردار باشند و یا هنگام شیر دادن به یاد خداوند و اهل بیت علیهم السلام باشند، در تربیت و شکل گیری شخصیت فرزند است. ✅رعایت این نکات، موجب تربیت می شود که ان‌شاءالله امام زمان (عجل الله) را یاری خواهند کرد. ❌اگر مادری نیز در حالت آلودگی به فرزند شیر دهد یا در فکر گناه و معصیت باشد و یا به موسیقی حرام گوش دهد یا فیلمی حرام را مشاهده کند، مطمئناً نسلی را تربیت خواهد کرد که هیچ سود و فایده ای برای دین و اسلام ندارد و حتی ممکن است به دشمنی با آن نیز برخیزد. 🔸در روایات مطرح شده است که مادران و زنان در منزل، زمانی که بنا دارند غذا طبخ کنند نیز باید به یاد خداوند باشند و سوره‌های قرآن را تلاوت کنند و با وضو باشند که تمامی این نکات در تربیت یک نسل و تاثیرگذار است. @modafeanzuhur 🌹 کانال مهدوی مدافعان ظهور 🌹 https://eitaa.com/joinchat/3280666642C9b9ebd02e0
به یاد کلام ان الهی افتادم که فرمودند جرقه یمن باشید که مقدمه ظهور حضرت است