نظرات ارسالی قشر آسیب پذیر:
بنده خدایی تو دانشگاه اومد در مورد ازدواج با من حرف زد شرایط خاص منو میدونست منم بهش علاقه مند شدم بعد از سه چهار ماه آشنایی یکهو گفت پدرش یکسری مشکلات داشته که تو بچگی از مادرش جدا شده والان نیست و برای رضایت ازدواج باید به دادگاه مراجعه کرد، منم بواسطه شرایط شغلی پامو نمیتونستم دادگاه بگذارم، و نشد که نشد.
پدرشون زندان رفته بودن و علاوه بر اون مادرشون طلاق هم گرفته بودن و ایشون تا سه ماه از اشنایی به من نگفت!!
حالا 4 سال گذشته از این ماجرا که دوسالشو داشتم تلاش میکردم فرجی بشه و بتونم با ایشون ازدواج کنم....
اما ایشون یکساله ازدواج کرده....
و علی مونده و حوزش
حالا من با شغل خوب و تحصیلات عالی از دانشگاه عالی تو سن 26، انقدر از این جریان ضربه خوردم که اصلا به هیچکس نمیتونم فکر کنم
ای کاش از اول بهم میگفت که دلبستگی پیش نیاد...
#دکتری_حقوق
#نظرات_دوستان
#سوال_42
۳ خرداد ۱۴۰۲