eitaa logo
محبان المهدی شهید قدرت الله جعفری
126 دنبال‌کننده
12.6هزار عکس
5.2هزار ویدیو
104 فایل
ترک واجبات و انجام محرمات، حجاب ونقاب دیدار ما از حضرت مهدی (عج) است کپی از مطالب به شرط احترام به پدر و مادر حلال است
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ ما جا نماندیم ... خودمان خواستیم که حسرت بکشیم، اما حسرت به دل امام مان نماند .... 🔅ما جا نماندیم ... خودمان خواسته ایم، از میان لذت چای مشایه و نوای هلبیکم یا زوار .... لذت غریبانه جنگیدنی را بچشیم که هیچ کس جز تو، آنرا نمی بیند! 🔅ما جانماندیم آقا جان؛ ما ماندیم که گوشه‌ی گهواره عالم را بگیریم و آنقدر تنـــد و محکم تکان دهیم؛ تا همه قدرت و عظمت دولت کریمه تو را در همان جاده خاکی ببینند ... 🔅ما جا نماندیم آقا جان ماندیم به تو تمامِ غیرتمان را ثابت کنیم .. ماندیم تا تو را، کنیم... 🔅ما جا نماندیم آقاجان؛ ماندیم، تنهایی ات را تمام کنیم... به والله ... که تمام میکنیم... هیچ بُحرانی، هیچ مصیبتی، هیچ نکبتی پایمان را از میدانت جدا نخواهد کرد. 🔅ما جا نماندیم آقاجان اصلاً خودمان ماندیم که؛ از تو جــــا نمانیـــم ❗️
✍ و .... امروز، در اولین روز از دی‌ماه، فصل زمستان را پاگشا می‌کنیم به نامِ نامیِ * مادری از عرش*. ▪️ ویژه مجموعه‌ی ، از امروز تا بعد از شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، مهمان دلهای شما خواهد بود. نوش جان هرآنکه، این جامِ بی‌بدیل را، لاجرعه سَــر توانَد کشید! بسم الله الذی خلق النّورَ مِنَ النّور 💫
✍ ببخشید که امشب نشد پست رو، تقدیم‌تون کنیم! نویسنده‌‌ی هم، یه شبهایی باید بشینه این ها رو مرور کنه ! تا خیـــلی چیزا، یادش بمونه 😅. ان‌شاءالله جبران می‌کنیم. 🌛
✍ تمام گرفتاری بشر از نقطه‌ای آغاز شد که نفهمید کیست وکجای عالم ایستاده! دنیا را یک‌ کُره‌ی گِرد دید، وسط کهکشانی بزرگ که ‌می‌تواند در آن بخورد و بیاشامد، تفریح کند، ازدواج کند، علم بیاموزد، وغیره ... نفهمید او یک زن یا یک مرد نیست، نفهمید زمین فقط یک کُره‌ی گِرد نیست، بلکه خانه‌ای است شبیه رحم‌ِ مادر،‌ که او را احاطه کرده برای مدتی معلوم، تا بتواند روح انسانی او را به تکامل برساند؛ چونان جنینی که در رحم مادر مراتبی را از نطفه تا انسانی کامل طی می کند، و در پایان چهل‌هفتگی، زمانیکه آماده‌ی استفاده از نعمتها و امکانات دنیا شد، به دنیا متولد می‌گردد. 💥 انسان از همانجا به هر الگوی عجیب و غریبی که رسید، دلش را به او داد و به سمت ناکجا آباد رفت؛ که یادش نماند، می‌تواند شبیه خدا جاودانه باشد، و در آرامش و نشاطی دائم غرق شود، و برای رسیدن به چنین تکاملی نیاز به یک مربی کارآزموده دارد که خود این مسیر راطی کرده باشد. 💥تمام گرفتاری بشر از آنجا شروع شد که ؛ را شروع نکرد! باهـــم بسراغ جنگِ جهل می‌رویم با مجموعه‌ی لازم، واجب و ضروریِ ! بسم‌الله، لا حولَ و لا قوّه الّا بالله 💫
✍ قصۀ تولد جشنواره‌ی "انسانِ تمام" ☁️ آنقدر دنیا شلوغ‌پلوغ شد، که خودِ بزرگـــمان، همان حقیقتِ بلند و بی‌نهایتــمان، وسط روزمرگی‌ها، به سمت فراموشی می‌رفت! 🌥 آنقدر مدل گردش روزگار، سخت‌تر و تنگ‌تر شد، که فراموش کردیم، برای چه اینجاییم و روی زمین چه‌کار داریم؟ ⛅️ مشغول تأمین نیازهای این چهارچوب جسمانی شدیم، تا کم‌کم چشم‌اندازمان از زندگی، کوچک و کوچکتر شد! انگار بی‌نهایتِ پیش‌رویمان داشت در قدّ و قوارۀ همین نیازها، تعریف می‌شد! 🌤 گاهی مسیر زندگی‌مان هم، وسط همین شلوغی‌ها، به سمت جاده‌های خاکی منحرف شد، و ندانستیم به مقصد ناکجاآباد در حرکتیم! هدف که اشتباه شود، جاده هم انحرافی می‌شود! ☀️ همۀ قیمت آدمیزاد به مربیّانی است که او را پروریده‌اند! فراموشمان شد مقصد زندگی، تکامل انسانیِ ماست و ما باید این تکامل را بیاموزیم! 🌞 این جشنواره متولد شد، تا یادمان بیاورد تمامِ انسانیت در ما ظهور خواهد کرد، اگر در کلاسِ یک «انسانِ تمام» زانو بزنیم. تا یادمان بیاورد؛ «انسان، بدون او ناتمام می‌ماند»
✍ اینکه روزبروز، فرزندان‌مان، در خانه‌های خودمان، نااَمن‌تر می‌شوند و هر روز هزاران-هزارشان، در قتلگاهِ شبکه‌های اجتماعی قتلِ عام می‌شوند ... ➖ اینکه خیانت‌های همسران، (آنچه که عمری از تکرار کلماتش نیز حیا می‌کردیم) به یک اتفاق رایج تبدیل شده ... ➖ اینکه در خانه‌هایی رفاه هم اگر هست، دیگر آرامش، کیمیایی نایاب است ... ➖ اینکه زن، که دامنش، بسترِ عروج مردان است؛ به نقطه‌ی مرکزیِ حمله‌ی دشمن، برای از هم گسستنِ خانواده‌ها تبدیل شده ... ➖ اینکه نوجوان و جوان، ارزشهای الهی را دیگر، باور ندارند ... 💥 و فقط یک دلیل دارد؛ ما ارزان فروش شده‌ایم! و این ارزان فروشی، از "فقر آگاهی" بوجود آمد. اگر مان، کامل بود، اگر قیمتِ خودمان، را باور کرده‌ بودیم، اگر مقصود خدا را از خلقتمان شناخته بودیم؛ گران فروش میشدیم ... زمان، انرژی، استعداد، عمر، جوانی و ... در یک کلام، تمامِ خودمان را حراج نمی‌کردیم! سهمی را نگه میداشتیم برای بزرگ شدن همان روحی که از خدا، در درونمان، امانت است! و باید روزی آنرا به کاملترین و زیباترین مدلِ ممکن، به صاحبِ امانت برگردانیم! همه‌ی فقـــر ما، برای این است که؛ نمی‌دانیم؛ ـ که هستیم، و در زمین چه می‌کنیم؟ 🔺خبرهای خوبی داریم ... و تولیداتی که از جنس " انسان شناسی اَند برای هَمه " و خدا منّت گذاشت و به ثمر نشست! برایتان از آنها حرف خواهیم زد!
اول شعبان. ✍ دو قلب، دو جان، دو روح، دو .... تا برای هم نگویند و نشنوند، باهم مأنوس نمی‌شوند. گفت وگویی از تهِ دل، از عمق جان، و شنیدنی با تمامِ وجود .... 💫 گفت‌وگو با آسمانیان هم راه و رسم دارد! باید بلد باشی فنون استخدام کلماتی را، که تا آغوششان پروازت دهد. این فنون را باید آموخت؛ پای درسِ آنان که به راهِ آسمان، آشناتر از زمینند! و عالی‌ترین تمثیل از گفت و گو با خدا، همانجاست که زینتِ عابدانِ عالَم و سیدِ ساجدانِ زمین، بر سجادهٔ راز می‌نشیند. همانجاست که باید با چراغ و آینه در دست سراپا گوش شد، و نظم و ترتیب و راه سخن گفتن را آموخت. 👈 از امروز اول شعبان، به استقبال میلاد امامِ عارفان، حضرت زین‌العابدین علیه‌السلام، مجموعه‌ی (که شرحی خودمانی بر فرازهایی از صحیفه جامعه سجادیه است) را هر صبح، سر سفره دل، می‌چینیم ... شما بفرمایید؛ نوش جان کنید!
۱۴۰۰ ✍ اینکه یک‌سال از عمر دنیایمان گذشت، از فرصتی که مخصوصِ ماست برایِ " شُدن "... شاید کمی دردناک باشد، امّـــا ؛ برای آنان که یکسال، با سختی‌های مسیرِ " شُدن " گلاویز شده‌اند و یکی‌یکی موانعِ یکساله را برداشته‌اند و امروز، در جایی ازجاده‌ی "شُدن "، بسیار جلوتر از سال گذشته ایستاده‌اند ؛ اصلاً دردناک نیست! درست شبیهِ دانش‌آموزی کارنامه بدست و راضی، که چشمانش از آنچه گذشته، می‌خندد! 💫 اِلهِ جان! یکسال گذشت، با همه‌ی بالا بلندی‌هایش ... تمامِ زورمان را زدیم که، بِشَویم ؛ یکی کمی بیشتر رسید و یکی کمی کمــتر ... بخر همه‌مان را باهم ... این جاده، تنهایی رسیدنش، قشنگ نیست، می‌چسبد همه باهم برسیم به چشم‌اندازی که تو برایمان نقاشی کرده‌ای! چشم‌اندازی بنامِ تـــــو .... بنامِ عشـــــق ! امروز را تا لحظه‌ی تحویلِ سال، باشید کنارمان، می‌خواهیم برسیم به همان ثانیه‌ای که باید برای آمدن کسی دعا کنیـــم که؛ تنـــها معلّم زمین است برای " شُــدن " ❤️. دنیای بی معلّم؛ دنیای بی‌خبری از آسمان است! همینی که هست و... نباید باشد!
محبان المهدی شهید قدرت الله جعفری
#استوری ⚠️ سهم بعضی‌ها از سال‌ها روزه‌داری، فقط و فقــط گرسنگی و تشنگی است! زیرا ... 🌙 ویژه‌ی ماه
سلام، و آخرین تنفس‌های ماه شعبان‌مان ، بخیر و نور ... ✍ منبعِ استوری بالا، مجموعه‌ی صوتی جدیدی است که از امروز، تقدیم حضورتان می‌گردد . این مجموعه‌ که بصورت فشرده و کپسولی در هشت قسمت تولید شده،دوره‌ی فشرده‌ای از خودشناسی ویژه‌ی ضیافت رمضان است. اولین شماره‌ی مجموعه ۱۴۰۱ خدمت شما 👇
✍ کمتر از دو روز به آغاز مانده، به بارش ویژه‌ی ابر مهربانی خدا! برای ورود به این بزم آماده ایم یا نه؟ ※ برای بالا گرفتن پیمانه‌ها و پُر کردن آنها، ※ برای نزدیک شدنی که پر از شرمساری است اما اشتیاقی قدمهایت را به جلو می‌راند! ※ برای از نو شروع شدن، ※ برای از نو عاشق شدن، ※ برای از نو عاشق تر شدن، ※ برای عزم دوباره، ※ برای خسته نشدن و ادامه دادن... و .... کمتر از یک هفته به "لیله الرغائب" باقی است! ※ شب مهندسی آرزوها، ※ همان شبی که می‌کوبند و دوباره می‌سازند قلبی را که یکسال در میان رغبت‌ها و دغدغه‌های کوچک، هرزه ‌گردی کرده است! ※شبی که باید بسازند تو را ... ※ و بسازی خود را! دقیق مطابق آیه ۲۴ سوره توبه! که خدا صدرنشین قلبت باشد، و بعد خانواده‌ی آسمانی‌ات و بعد یاری این خاندان ... باید ساخته شوی؛ تا انسان شوی، تا در شعبان به رفاقت انسانهای کامل برسی، و در رمضان، مَحرم این خانه باشی... تا در بگشایند به رویت و از جامی بنوشانندت که مَحرَمان آسمان می‌نوشند و مست می‌کنند! ※ رجب در راه است ... ※ ساده‌تر بگوییم؛ رمضان در راه است، برایش باید خویشتنِ خویش را شُست و پیراست!
※ گاهی از راهرویی، اتاقی، کوچه‌ای، رد می‌شوی، بوی یک عطر خاص مشامت را در دام می‌اندازد و می‌فهمی فلانی از آنجا رد شده! ※ گاهی هم می‌دانی او هرگز نمی‌توانسته در چنین مکانی باشد، اما تو آن عطر را ، با این عزیزت می‌شناسی و ذهن و قلبت با استشمامش، تا او سفر می‌کند. ※ بهار، فصلِ عجیبی است! انگار خدا جهان را قرق کرده برای ما، و آنقدر جلوه‌گری می‌کند تا این قلبهای به خواب زمستانی رفته‌مان تکانی بخورند، بیدار شوند، چشم باز کنند، او را ببینند، ببویند، ببوسند .... مثل عطر این یاس که برای بو کشیدن او کافی‌ست. ※ بهار فصل عجیبی است، گویی خدا نمایشگاهی براه انداخته، بــــرایِ 💫
• این روزها چقدر حرف، برای زدن هست، نمی‌دانم چقدرشان را می‌شود گفت! این روزها هجوم می‌آورند تمام حرفهایی که باید وسط مجالس عزاداری، علِت اصلی همه گریه‌ها باشند! • داشتم با خودم فکر می‌کردم : همین الآن وسط تمام هیئت‌ها و مجالس عزاداری، که بندِ محکم زمینند به آسمان و هر سال قلبهای مرده‌ی زیادی را احیاء می‌کنند: هزار نیّت و دعا و حاجت، از قلبها می‌گذرد! حق دارند عزاداران... کسی را جز این خاندان ندارند، که دست یاری دراز کنند! یکی زیر مشکلات زندگی کمرش خم شده، و قرضها که روی قرض تلنبار شده، آرامشش را گرفته! یکی از سقوط اخلاقی نوجوان و جوانش هراسان است و نور امید و هدایت میخواهد! یکی بیمار دارد و زیر فشارهای مریض‌داری برای شفای بیمارش دعا می‌کند! • داشتم با خودم فکر می‌کردم: ۱۴ قرن است شیعه مفتخر است به عزاء. عزایی که آب حیات است در رگهای انسانیِ او. عزایی که انسانیت را زنده نگه داشته! ولی نتوانسته این را درک کند، که هر چه می‌کِشد از همین عاشوراست که قرن‌هاست برایش رخت عزا به تن میکند. • هنوز شیعه فقط حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را صاحب عزا می‌داند؛ در حالی که صاحب عزای اصلی خودِ اوست!  که امروز مجبور است بنشیند و برای چیزهایی نگران باشد که اگر دنیا صاحب داشت، اگر مسیر درست را طی می‌کرد، این مشکلات نبود که گلوی او را سفت بگیرد و بفشارد. جهان در تمدن خویش به فنا رسیده است و نیاز به تمدنی دارد که صفر و صدش درست چیده شده باشد ! همان تمدنی که امام حسین علیه‌السلام حذف شد، تا این تمدن جهان را نگیرد! تمدنی که انسان را می‌بیند، نه این زن و مرد را، و صفر و صدش را بر مبنای نگاه خدا به این انسان می‌چیند. • وسط هیئتها نشسته‌ایم، و نمی‌دانیم اگر تمدن حاکم بر جهان، تمدن امام معصوم می‌بود قطعاً صفر و صدش معصومانه چیده میشد، یعنی همانطور که خدا می‌خواست، و اینگونه فقر در تمام ابعادش ما را به ستوه نمی‌آورد: ـ فقر در اقتصاد ـ فقر در فرهنگ و اخلاق ـ فقر در سلامت ـ فقر در .... ما به فقر رسیدیم، چون منبع این تمدن را داشتیم و نفهمیدیم چگونه باید دنیایمان را بر اساس آن اداره کنیم. • این تمدن، در جهان، بزودی براحتی فراگیر می‌شود زیرا : ـ تمدن جهان به نهایت سقوطش رسیده، ـ و خستگی بشر برای درک یک زندگی آرام، آخرین روزهای بلوغ خود را طی میکند! ✘ کاش هیئتها همه می‌دانستند: یک هیئت، آنجا گلِ آخر را میزند که عزادارانش به اداراک این برسند اگر همین الآن دغدغه‌ی نام و  نان و سلامتی و ... دارند یعنی صاحب عزا آنهایند! و باید برای تمدنی انسانی، که دغدغه‌ها هم در آن انسانی‌اند، تلاش کنند. برای حاکم کردن آخرین متخصص معصوم که صفر و صد تمدنش را معصومانه ببندد تا " عدالت " ساده ترین خروجی این تمدن باشد.