موسسه محکمات
📌جایگاه روش تربیت در طرح #نظام_جامع_اندیشه_اسلامی پاسخ حجه الاسلام سید مهدی موسوی به این پرسش: سلا
🔱 جایگاه روش تربیت در طرح #نظام_جامع_اندیشه_اسلامی
⚜طرح نظام جامع اندیشه اسلامی مبتنی بر یک نگاه تربیتی به دین و معارف اسلامی است و معتقد است که اگر ما می خواهیم مخاطب مان اعتدال در اندیشه و رفتار خود داشته باشد طبیعتا باید یک نظمِ فکریِ جامع نسبت به کل معارف اسلامی داشته باشد تا بتواند اصل را از فرع جدا کند، بنیاد ها را از فروعات تشخیص دهد و بر اساس آن اصول و بنیاد ها حیات اجتماعی خود را سامان دهد.
⚜در طرح نظام جامع اندیشه اسلامی به لحاظ محتوایی هم تربیت لحاظ شده است و روش تربیت همان بازگشت کثرات به وحدت است؛ به این معنا که بسیاری از مشکلات و آسیب هایی که امروز جامعه اسلامی و افراد به آن گرفتار هستند ناشی از این است که گرفتار کثرتی در برنامه ها، ایده ها، آرمان ها و نگرش های نسبت به دین و معارف دینی هستند و خود این کثرت به نوعی حیرت و تشتت رفتاری و اندیشه ای را به همراه می آورد؛ اما اگر بتوانیم به مخاطب نشان دهیم که کل دستگاه اسلام برای اقامه #توحید است و همه معارف دین ذیل توحید است و انسان باید توحید را در جان و دل و ذهن و فکر خودش درونی سازی کند ، این #جهان_بینی_توحیدی و #انسان_شناسی_توحیدی و نظام اخلاقی و اجتماعی توحیدی ارکانی برای #تربیت_توحیدی انسان می شوند.
بنابراین در نظام اندیشه اسلامی یک #جهان_معنایی_توحیدی خلق می شود که اگر انسان در درون این جهان معنایی توحیدی خودش را بیابد، به صورت یکجا آن معارف تربیتی اسلام در جان او تجلی پیدا می کند، که این همان مبنایی است که حضرت امام خمینی(رحمه الله) در دستگاه تربیتی خودشان بیان کرده اند و همچنین علامه طباطبایی(رحمه الله) در جلد اول المیزان ذیل تفاوت میان دستگاه تربیتی یونان و انبیا و قرآن ، به دستگاه تربیتی توحیدی اشاره می کنند.
⚜ به صورت خاص یکی از نظاماتِ نظام جامع اندیشه اسلامی همان نظام اخلاقی و تربیتی انسان است که ابتدا به صورت #نظام_اخلاقی ترسیم می شود و بعد در #نظام_خانوادگی این نظام اخلاقی پیاده میشود و شخص بر اساس آن تربیت می شود و همچنین در #نظام_اجتماعی نشان داده می شود که این انسان به عنوان یک کنشگر اخلاقی، یک کنشگر مجاهد و مسئول در برابر خود، خدا و طبیعت چگونه باید جامعه پیرامون خودش را سامان دهد. در بخش دوم نظام جامع اندیشه اسلامی که بخش نظامات اندیشه اسلامی است محوریت تربیت اسلامی رعایت شده است و حتی در نظام اجتماعی هم فرهنگ به عنوان اساس حیات اجتماعی معرفی شده است.
⚜ در مبحث #تطبیقات نظام جامع اندیشه اسلامی به دنبال این هستیم که انسان را در متن تاریخ و در نسبت وجودی با انبیا الهی و اتصال وجودی با اهل بیت معصومین و علمای بزرگ اسلام از یک سو و از سوی دیگر در گسست از #جبهه_باطل و گسست از جریانی که در برابر حق قرار دارد، ترسیم کنیم؛ یعنی کنشگری انسان و مسئولیت پذیریِ او یا در اتصالِ با #جبهه_حق است که ادامه جبهه حکما و فقها و در ادامه جبهه ائمه معصومین(علیهم السلام) و ادامه #نهضت_تکاملی_انبیا قرار دارد یا گسست از اینها پیدا می کند و در جبهه باطل قرار می گیرد.
این فضایی است که بر کلِ نظام جامع اندیشه اسلامی از حیث تربیت حاکم است، خلاصه اینکه یک جهان معنایی و یک دستگاه توحیدی را پیشنهاد می دهد که در صدر و ذیل آن #عقلانیت و #مسئولیت نهفته است.
✍نگارش: محمد چیت ساززاده
@mohkamatqom
هدایت شده از امتداد حکمت قرآنی و فلسفه الهی
📌 قواعد عام مقایسهی اندیشهها
قاعده اول:
مقام اندیشه مقام نقد و بررسی آرا و اندیشه هاست نه مقام تایید و یا رد افراد و گروهها؛ گروهبندی و حزبگرایی. بررسی حسن فاعلی افراد و گروهها و همچنین تایید یا تخریب آنها و جبههسازی و حزبگرایی از حوزهی نقد و بررسی اندیشهها خارج است و متعلق به حوزه اخلاق و سیاست است.
قاعده دوم:
نقد و بررسی اندیشهها دو مقام دارد: گاه معطوف به کلیت و نظام یک اندیشه است که به صورت و نحوه چینش اجزا و عناصر معرفتی میپردازد و گاه ناظر به تک تک گزارهها و قضیهها از حیث صدق و کذب. هر کدام از این دو مقام، اقتضائات متفاوتی دارد. البته هیچ کدام نافی دیگری نیستند اما هر کدام کاربست متفاوتی دارند. لذا قبل از ورود به نقد و بررسی میبایست مقام بحث خود را مشخص کرد.
قاعده سوم:
نقد و بررسی یک نظام و شبکهی معرفتی به معنای بسیط بودن و عدم امکان تجزیهی آن نیست آنچنان که برخی ساختارگرایان میگویند. اما باید توجه داشت که اساس یک اندیشه و نوآوری آن، در نوع نظام و نحوهی چینش اجزا و عناصر معرفتی است که به نتایج و تجویزهای بدیعی منتهی میشود. بنابراین برای شباهت سنجی و قرابتسنجی حتما باید ابتدا دو نظامواره را در سطح نظام و هیأت کلی بررسی کرد پس از آن به شباهتها و تمایزها، قرابتها و تباعدهای گزارهای پرداخت.
قاعده چهارم:
ادعای شباهت یک اندیشه با یک اندیشهی دیگر یا ادعای هماهنگی یک گوینده با یک متفکر مشهور، زمانی صحیح است که شباهت و قرابت آن دو در مقام نظام و شبکهی معرفتی اثبات شود نه صرفا برخی شباهتهای جزئی و گزارهای. چرا که هر اندیشهای با اندیشهی رقیب خود اشتراکات معرفتی مختلفی دارد و الا امکان مقایسه وجود ندارد. آنچه شباهت و قرابت را اثبات یا رد میکند مقایسه در سطح نظاموارهی اندیشه است.
قاعده پنجم:
نظامات مختلف اندیشه، در عین اختلاف و تضاد ممکن است مکمل یکدیگر در اثبات یک نتیجه و ظهور یک پدیدهی اجتماعی باشند. به طور مثال، اخلاقگرایی افراطی به معنای نفی فقه و شریعت و همچنین منسکگرایی افراطی با نفی اخلاقگرایی و القای تقابل اخلاق با دین، هر دو در تقلیل معرفت دینی به یک ساحت واحد مشترک هستند. هر دو در القا "غیراخلاقی بودن امر دینی" مشترک هستند.
قاعدهی ششم:
هر نظام اندیشهای و مکتب فکری، حداقل دو سطح دارد: مبانی و مسائل؛ اصول و فروع. قوام هر مکتب و نظام اندیشه به مبانی معرفتشناسی، هستیشناسی و انسانشناسی آن است. قرابت و شباهت زمانی میان دو دستگاه فکري و نظام اندیشه برقرار است که از حیث مبانی سهگانهی مذکور، شباهت و قرابت داشته باشند و الا هرچقدر در مسائل و فروع شباهت داشته باشند نمیتوان آنها را یکی دانست و یا در یک خط و مسیر طبقهبندی کرد. بلکه باید تمایزات و اختلافات آنها را به رسمیت شناخت و به بهانههای مختلف سعی در تحمیل یکی بر دیگری نداشت. البته هر کدام از حیث معرفتی محترم هستند و قابل نقد و بررسی.
قاعده هفتم:
علاوه بر مبانی، توجه به شبکه ی مفهومی هر دستگاه فکری بسیار مهم است. اساسا هر گوینده و نویسنده ای، شبکه ای از معانی و مفاهیم به هم پیوسته دارد که از طریق آنها به تصور واقعیت و فهم آن می پردازد. لذا برای فهم معنای دقیق واژگان و مفاهیم به کار گرفته در دستگاه اندیشه ای او باید آن شبکه ی مفهومی را به درستی شناخت. صرف شباهت لفظی و واژگانی در دو دستگاه دلیلی بر اشتراکی معنایی و مفهومی آن واژگان نیست. بخصوص اینکه، شبکه ی مفهومی بر نوعی تفکر استعاره ای و انگاره های تصویری استوار است که حاصل انباشت تاریخی و فرهنگی است که از طرق مختلف وارد ذهن گوینده و نویسنده شده است و در بسیاری موارد ناهشیارانه و غیر آگاهانه است.
#نظام_جامع_اندیشه_اسلامی
#تفکر_انتقادی
#عقلانیت
✅ #امتداد_حکمت_و_فلسفه
https://eitaa.com/hekmat121
شیخ مفید در کلام متفکران انقلاب اسلامی
⚜آیت الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی):
📌عقلانيت مستقل، هيچ گاه با عقلانيت نقلي و ولايي در ستيز نيست؛ بلكه مشعل فروزان و راه گشا و ابزاري است كه همواره مشكلات اسلام را حل كرده است.
زيرا برهان عقلي، هرگز مخالف با نقل و ولايت نيست، چه رسد به آن كه محارب با آن ها باشد؛ هرچند گاهي با آن ها اختلاف دارد. اختلاف، زمينه زيبايي علم و تنوع انديشه است.
📌آنچه مباين با هماهنگي است، همانا مخالفت است، نه اختلاف، و هرگز استقلال برهان عقلي به معناي مباينت با نقل نيست.
📌به گفته شيخ مفيد عقل و نقل، دو كليد براي يك قفل و صندوق است و اسلام گاهي از كليد عقل، و زماني از كليد نقل و گاهي نيز از هر دو بهره مي گيرد.
(أوائل المقالات، مصنفات شيخ مفيد، ج4، ص44.)
#شیخ_مفید
#عقلانیت
#عقل
#پرونده_ویژه_شیخ_مفید
________________________
🌐کانال موسسه محکمات
@mohkamatqom