📛 #خطر #نفوذ ماهوارهها در #خانوادهها
💢 #اختلافات بین همسران
⚠️ از #تبعات حضور بدون کنترل و حتی با کنترل ماهواره در خانواده ها، #سست شدن #بنیان_خانواده می باشد.
🚷 ورود ماهواره به خانه را می توان به منزله ورود یک فرد #نامحرم ولاابالی دانست که دوست ناباب برای اعضای خانواده می باشد و درصدد اختلاف افکنی بین زن و شوهر است، به #ناموس افراد چشم طمع دارد، دین افراد را می گیرد، مرزها و حریم های خانواده را می شکند، به آسانی #حقیقت ها را وارونه جلوه می دهد، دزد وقت افراد است و اگر بتواند سری هم به کیف #پول افراد خواهد زد.
🚯 خرید و استفاده از ماهواره ، به منزله دعوت این #شیطان و #دوست_خطرناک به منزل است.
🚻 مجاز شمردن #خیانت زن به شوهر و بالعکس و زشتی زدایی روابط قبل از ازدواج و حتی حاملگی و سقط جنین بدون روابط قانونی، نفوذ بر زندگی روزمره افراد از طریق الگو دادن نادرست، همه و همه باعث شده فیلم ها و #سریال های ماهواره ای به طور هدفمند #عفت و #اخلاق را نشانه گیری کنند.
❎ خانواده کانون توجه حملات ابزارهای مدرن #تهاجم فرهنگی است که با تضعیف آن بسیاری از اهداف دشمنان #محقق می شود. #خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی نقش اصلی را بر عهده دارد.
🔵 دشمنان #فرهنگی در قالب برنامه های تفریحی، فیلم های تلویزیونی، سعی دارند رویکرد افراد خانواده را تغییر دهند.
برنامه های #تلویزیون به مثابه یک دانشگاه عظیم که هم تاثیر کوتاه مدت دارد و هم دراز مدت، عمل میکند.
برنامه های هفتگی بیگانگان با #تبلیغات و آموزش های غیر مستقیم و مستقیم خود، در قالب برنامه های تلویزیونی، عکس ها و ...، سعی در تغییر بنیان های فکری افراد دارند که این امر در اغلب موارد به اختلافات ارزشی خانواده ها و عدم توانایی آنها در پذیرش یکدیگر منجر می شود، به طوری که دامنه این اختلافات گاهی تا طلاق نیز گسترش می یابد.
📈 تحقیقات نشان می دهد که #سازمان_سیا، بودجه مالی را از ۲۵۰۰۰۰۰۰ دلار در سال ۱۳۹۰، به ۷۵۰۰۰۰۰۰ دلار در سال ۱۳۹۱ افزایش داده است، این یعنی افزایش #تهاجم تا سه برابر علیه اسلام و مسلمانان و اعتقادات آنها می باشد.
👁 ماهواره به #راحتی افراد را دعوت به نگاه #آلوده می کند. 👁
⭕️ امام باقر عليه السلام می فرماید: «لعن رسول الله رجلا ينظر إلى فرج إمرة لا تحل له و رجلا خان اخاه في امراته و رجلا محتاج الناس الى لنعه فسالهم الرشوه؛ رسول خدا لعن کرد مردی را که نگاه کند به فرج زنی که حلال او نمی باشد و مردی که #خیانت کند به زن برادرش و مردی که مردم به او محتاج شوند و در مقابل از مردم رشوه بخواهد»
🌐 #سست کردن بنیان خانواده یا #اختلافات بین همسران، #طلاق و جدایی از ثمرات شبکه های #ماهواره می باشد.
💌 خداوند متعال می فرماید: «یا ایها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهلیم نارا؛ برای کسانی که ایمان آوردهاید!
خود و خاندان خود را
از آتش حفظ کنید».
#خانواده
#همسرانه
#آسیب_شناسی
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
🤔 @mojaradan
24.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #شوخی_با_نامحرم
🔻 حکایت جالب #امام_ باقر(ع) و معلم قرآنی که با نامحرمی #شوخی کرد!
👈 مواظب باش #آلوده نشی!
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
⛔️⛔️🚫🚫⛔️⛔️
@mojaradan
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
👇👇👇
#کنترل_شهوت
#بخش_دهم
🔻فکر و خیال #آلوده ...
یکی از بزرگترین دلایل هیجانات جنسی است.
🔻کنترل التهابات جنسی،
در گروی #کنترل_فکر، خصوصا در #خلوتهاست!
چگونه فکرمان را #کنترل کنیم؟
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
••࿐@mojaradan
#اندڪے_تامل
☝️ فرقے نمیکنه #کجا...
💻 صفحہ ے #مانیتور، #خیابون یا #موبایل❗️
👀 مراقب #نگاهت باش❗️
🚫 #گناه ارزش دیدن ندارد...
🙏 فراموش نڪن #خدا ناظر همہ ے چشمـ هاست...
❤️ و خدا برایت کافیست...
😍 چشمـ و دلت را واگذار ڪن بہ خدا❗️
🙂 تو خودت انتخاب میکنے چشمت #پاڪ باشد یا #آلوده بہ گناه❗️
☝️اما دقت ڪن #حیا و عفت تو بہ انتخابت وابستہ است...
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
🙃 @mojaradan
مجردان انقلابی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 از_روزی_که_رفتی قسمت ۴۹ و ۵۰ صدرا اخم کرد و ارمیا سر به زیر انداخت. سیدمحمد رنگ به رنگ شد
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
از_روزی_که_رفتی
قسمت ۵۱ و ۵۲
_نه از بابام یاد گرفتم؛ حالا گوشی رو میدی به رهایی؟
صدرا به رها اشاره کرد صحبت کند:
_سلام احسان جونم، خوبی آقا؟
احسان کودکانه خندید:
_سالم رهایی، کجایی؟ اومدم خونهتون نبودی، رفتین ماه عسل؟
صدرا قهقهه زد:
_احسان؟!
رها خجالت کشیده بود و سرش را پایین انداخته بود.
+خب بابا میگه!
رها: _نه عزیزم یکی از دوستام حالش بده، من اومدم پیشش، زود برمیگردم!
احسان: _حال منم بده!
رها: _چرا عزیزم؟
احسان با بغض گفت:
_دیشب بابا از رستوران غذا گرفت، مسموم شدم.
دردانه فرزندش این کار را میکند؟
رها عصبانی شد. کدام مادری در حق دردانه فرزندش، این کار میکند؟ احسان خودش را لوس میکرد و رها نازش را میکشید. مادری میکرد، برای کودکی که مادری میخواست.
صدرا گوش سپرده بود ،
به مادرانههای زنی که زنش بود و هرگز مادر فرزندش نمیشد، دلش پدرانه میخواست. چیزی که از آن محروم بود،
رویا هرگز بچه نمیخواست؛
شرط کرده بود که هرگز بچهدار نشوند، صدرا هم پذیرفته بود که پدر نشود؛ آیا میتوانست خود را از این لذت محروم کند؟ کودکش ناز کند و همسرش ناز بکشد و صدرا پدرانههایش را خرج کند.
لحظهای به همسر رها بودن اندیشید. به احسان که پسرک آنهاست، قلبش تپش گرفت و غرق لذت شد.
پدر نشدن محال بود...
آنهم وقتی مادر کودک اینگونه عاشقانه نوازشگری بداند!
صدرا: _از احسان برام بگو.
رها لبخند زد و اخم صدرا را در هم برد :
_پسر خوبیه، خیلی مهربون و دوستداشتنیه! دلش پاکه، وقتی با چشمای قشنگش نگام میکنه دلم ضعف میره براش.
رنگ از رخ صدرا رفت و وقتی برگشت بیشتر کبود بود.
رها ادامه داد:
_اولین باری که دیدمش دلم براش سوخت! کوچولو و با صورت کثیف...چطور امیر و شیدا میتونن این کارو با این بچه انجام بدن!
نفس رفته بازگشت، رگ غیرت خوابید.
رها با شنیدن نام احسان، یاد نامزدش نکرد، یاد احسان کوچک همخون او افتاد؛ یعنی واقعا رها اهل خیانت نبود؟!
حتی در ناخودآگاهش؟!
حتی بعد از تماس رویا که همهاش را شنیده بود؟
صدرا: _رها... من منظورم نامزدته!
این بار رنگ از رخ رها رخت بست:
_خب چی بگم؟
صدرا: _دیگه ندیدیش؟
_برای سه ماه رفته بود عسلویه، میخواست یه سر و سامونی به خودش و زندگیش بده و بیاد برای عقد و... هیچ خبری ازش ندارم.
صدرا: _به هم تلفن نمیزنید؟
رها: _نه؛ #محرم نبودیم که... #ارتباط داشتن با نامحرم به مرور باعث #شکستن یه حریمهایی میشه، نمیخواستم احساسم با هوس #آلوده بشه!
صدرا: دوستش داری؟
رها سکوت کرد.
صدرا دلش لرزید:
_دوستش داری؟
رها سرش را به سمت شیشه برگرداند و گفت:
_چیزی بود که گذشت، بهش فکر نمیکنم، اگه حسی هم داشتم چالش کردم و اومدم تو خونهی شما!
مقابل در خانه حاج علی پارک کردند.
رها و صدرا خود را به حاج علی و آیه و ارمیا رساندند و وارد خانه شدند.
خانهی حاج علی ساده و کوچک بود.
وسایل خانه نو نبود اما تمیز بود.حاج علی برای آیه و رها و سایه در تنها اتاق خواب خانه رختخواب گذاشت و در هال سه دست رختخواب برای مردها.
صدرا از رها پرسید:
_این خونهشونه؟
رها لبخند زد:
.•°``°•.¸.•°``°•
@mojaradan •.¸ ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´