eitaa logo
مجردان انقلابی
12.9هزار دنبال‌کننده
8.6هزار عکس
9.8هزار ویدیو
183 فایل
#آتش_به_اختیار یک عده جوون انقلابی 🌷 ادمین کانال ↶ @mojaradan_adm (تبلیغات انجام میشود) متخصص عروسی مذهبی 🔰کپی مطالب باصلوات آزاد🔰 آدرس محفل 🤝 eitaa.com/rashidianamir_ir eitaa.com/mojaradan 👈 آدرس ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
🔘 ما در ♦️ دنیا و فضایی که برخلاف برداشت سطحی از عنوان آن از اول هم نبود! بلکه بود در کنار سایر واقعیت‌‌های زندگی روزمره ما،! حقیقتی واقعی و تاثیرگذار که با مجازی انگاشتن آن هیچ تاثیری در کاستن فراوانش نمی‌توان داشت. البته نگارنده منکر فواید نیست لکن در یک برآیند کلی معتقد است، عدم درست این فوایدش را قربانی مفاسدش خواهد کرد. 🔹 وقتی در مورد فضای مجازی سخن می‌گوییم در در مورد همه چیز سخن گفته‌ایم چون فضای مجازی تکنولوژی و ظرفی است که با ولع شدید در صدد این است که تمام مسائل انسان عصر مدرنیته از سیاست گرفته تا و و را مظروف خود ساخته و حتی به عقاید و پدیده‌ها معنا بخشی کند. 🔸 گرچه پشتیبان تکنولوژی فضای مجازی خواستگاهی غیر توحیدی و الحادی دارند و همین امر موجب افزایش ضریب آلودگی آن می‌باشد اما دلیل اصلی آسیب‌های این فضای به اصطلاح مجازی ریشه در استفاده از نعمتی به نام اختیار دارد که توسط انسان‌های واقعی دنیای حقیقی صورت می‌پذیرد. ♦️ فضای مجازی امروز همان دیروز است که به خاطر آشکار و پنهان و سوء مدیریت مسئولین، اکنون به اربده کشی بی و یاغی تبدیل شده که همچون فرزندی ناخلف و نافرمان عقاید و فرهنگ، امنیت و حتی اقتصاد خانواده ایرانی را تهدید می‌کند. عدم فهم و درک درست ما از این تکنولوژی به مثابه یک خشت کج می‌باشد که اگر راست نشود ممکن است مسیر انقلاب و مردم را کج بکند. 🆔 @mojradan
🔴 چرا یک روز ملی است و چرا آن لازم است؟‼️ 1⃣ ۹ دی یک مناسبت حزبی نیست بلکه حقیقتا یک ملی است. در روز ۹ دی، حامیان یک نامزد به خیابان نیامدند، بلکه مردم با ذائقه‌های متفاوت فکری و به خیابان آمدند و پاییندی همگان به قانون را مطالبه کردند. 2⃣ در ۹ دی مردم دیدند که پای خود را از حریم یک نامزد فراتر گذاشته‌اند و گام در مرحله براندازی و در برابر جمهوری اسلامی برداشته‌اند و در این مسیر از هتک حرمت به قانون اساسی، جایگاه ولی فقیه، عاشورای حسینی و خدشه به ملی، امنیت ملی و وحدت ملی ابا ندارند. 3⃣ در ۹ دی مردم هم چنگ و دندان و نیشخند دشمنان ایران اسلامی را از ۸۸ می‌دیدند، هم تلاش‌شان برای حمایت از فتنه‌گران با تحمیل و بی‌سابقه را و هم بی‌تفاوتی و بی‌خیالی و اصرارشان به طی مسیر خائنانه فتنه و دیگر نمی‌توانستند بپذیرند این اقدام در جهت احقاق حق یا خدمت به مردم یا حتی خدمت به کسانی باشد که به ایشان رأی داده‌اند. 4⃣ در #۹_دی مردم از ذائقه‌های خود گذشتند و حول محور منافع ملی و قانون اساسی و امام (ع) جمع شدند و این خروش پر شور باعث شد تا فتنه‌گران متوجه شوند که حنای‌شان دیگر حتی نزد حامیان‌شان رنگی ندارد و ساکتان نیز بفهمند که دیگر مهی برای پرسه در آن وجود ندارد. 5⃣ آری! ۹_دی نه تنها برای فتنه‌گرانی که با بی‌ظرفیتی در برابر رأی مردم شورش کردند، پیامی قاطع داشت بلکه هم بود برای همه کسانی که در آینده بخواهند در برابر رأی مردم بایستند و از بدعت خطرناک تبعیت کنند. 6⃣ البته در کشور بی‌ظرفیتی داریم که همواره به غیر از راه قانونی و صحیح، دوست دارند از گزینه‌های غیرقانونی و فتنه‌گرانه علیه حاکمیت و آرای مردم، در آنجا که به نفعشان نباشد، استفاده کنند و بدیهی است این جریانات می‌کوشند قباحت فتنه را بپوشانند و خیانت فتنه‌گران را یا در حد همان رقابت قبل از توجیه کنند! 7⃣ آری! امروز اگر چه ١٠ سال از فتنه ۸۸ گذشته است اما "٩ دی" به عنوان نماد روزی که همه مردم در از قانون اساسی، مقدسات، منافع ملی و ملی و وحدت ملی ایستادند، در تاریخ ماندگار شد، و بزرگداشت این یوم الله باعث میشود تا هیچ شخص و جریانی، دیگر به فکر شورش در برابر آرای مردم و قانون اساسی نباشد. 8⃣ ۹ دی روزی است که عظیم فتنه گران علیه جمهوریت و اسلامیت نظام شکست خورد و شکست ۸۸ همانند تشکیل و در همان راستا امری فرخنده و مبارک است که اگر بزرگ داشته نشود چه بسا زحماتی که برای کشیده شده است و آثار و آن را به راحتی فراموش کنیم و به حفظ آن اهتمام لازم را نداشته باشیم. ‌‌ 🆔 @mojaradan
6.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗯 گفت‌وگوی ویژه در اخبار شبانگاهی 💥 سیاست ناجوانمردانه در به اشتراک گذاری اطلاعات خصوصی کاربران 😱 ------------------ 🖋 پی‌نوشت: ❓ مگر از ابتدا داشته که الان قرار باشد شود؟ ✅ پاسخ : 1⃣ امثال واتس‌اپ هیچ‌گاه لازمه را نداشته اند و گرگی بوده‌اند در نقاب میش! دقیق و زیرکانه، به صورت پنهانی و مخفی با سازمان‌های جاسوسی همکاری‌ها کرده و سعی در مخفی‌کاری داشته اند تا اعتماد سازی کنند. این و نداشتن بصیرت‌رسانه‌‌‌ای لازم توسط کاربران سبب سخت شدن فهم مخاطب از این قبیل اتفاقات می‌شود. 👈 اما امروز سیاستِ گردانندگان این پلتفرم عوض شده است. در حالی که اعتماد سازی و اعتیاد سازی صورت گرفته و در سراسر جهان واتس‌اپ شناخته شده می‌باشد و بسیاری از کاربران توان جدایی از واتس‌اپ را نخواهند داشت، لذا این جدید را اعمال کرده‌اند. بسیاری از کاربران اکانت را حذف کرده و با واتس‌اپ وداع می‌کنند اما افراد بسیار زیادی توان جدایی از واتس‌اپ را به دلایل متعدّد (اقتصادی، فرهنگی، ورزشی، سیاسی و...) ندارند و مجبورند بمانند حتی با وجود نداشتن امنیت ! 2⃣ اهدافی همچون و قبح شکنی از مسائلی که تاکنون فطرت، عقل و دین انسان، آن‌ها را نمی‌پذیرد، در پسِ این ماجراست. 3⃣ ، واتس‌اپ واینستاگرام سال‌ها است که ایمان، اعتقاد،عواطف‌خانوادگی،اخلاق، فرهنگ و... را از خانواده‌ها ربوده‌اند و این فیلم جدیدی که راه انداخته‌اند، می‌تواند تنها به جهت سلب مسئولیت از‌ خود‌ باشد. 💠 @mojaradan
1.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ در ⚠️ 〽️یک سری از ساده هستن، اما به قدری مهم هستن که ب بهشون باعث میشه اتفاقات بدی بیفته😓 ✊🏻 @mojaradan
🔰بخش مهمی از بیانیه پیرامون اغتشاشات اخیر 🔴 تلاش تروریست ها برای ترور یکی از مسئولین ارشد کشور 🔴 طرح بمب گذاری در میدان شهدای 🔴طرح بمب گذاری در یکی از هیئات مذهبی ❌دستگیری ۵ عضو گروهک‌های تکفیری ـ تروریستی همراه با ۳۶ کیلوگرم مواد منفجره که با استفاده از فرصت اغتشاشات، درصدد بمب‌گذاری در محافل مردمی و نیز در جمع آشوب‌گران و انتساب انفجارها به طرف‌های مقابلِ هر یک، برای تشدید نزاع و درگیری طرفین بودند. ❌تروریست‌های یادشده علاوه بر طرح ترور یکی از مسئولین ارشد کشور، طرح‌های بمب‌گذاری در یکی از هیآت عزاداری شیراز و در میدان شهدای مشهد را داشتند که با عنایت اهل‌بیت علیهم‌السلام خنثی شدند. 🍀 : اگر تلاش شبانه روزی و مخلصانه دستگاه های امنیتی کشور در دفع توطئه عناصر تروریست نبود، بسیاری از مردم این روزها که از خانه خارج می شدند دیگر هرگز بر نمی گشتند.. و خیلی ها عزادار عزیزانشان می شدند... قدر را بدانیم و فرصت سوءاستفاده را از دشمنان بگیریم. @nabardema ⭕️ @mojaradan
🍃🌸 ✍زن زندگی باشید تا حسش را به شما بگوید 💥یك راز بزرگ را برای‌تان فاش می كنیم. 👈🏻مرد‌ها نه دوست دارند خیلی‌خیلی رمانتیك و احساساتی باشند و نه این‌كه احساسات‌شان را كاملا پنهان و سركوب كنند. ✅یك مرد برای این‌كه از احساساتش حرف بزند، باید در مقابل همسرش احساس كند. 💓او باید فكر كند، احساساتش برای شما ملموس و قابل‌پذیرش است و بدون این‌كه در موردشان قضاوت كنید آن‌ها را می‌شنوید. ⬅️در بسیاری مواقع مرد‌ها فكر می‌كنند، با همسرشان زبان مشتركی ندارند و حرف زدن از احساسات‌شان به قیمت یك سوء تفاهم بزرگ تمام می‌شود.😳 👈به‌همین دلیل آن‌ها تا نشانه‌های درست نبودن این موضوع را در شما و زندگی‌شان نبینند، از آنچه درون‌شان می‌گذرد حرف نمی‌زنند. @mojaradan
🔴 💠 سیستم ساعت به این شکل است که دو ظرف شیشه‌ای متصل به یکدیگر به نوبت شن‌های ظرف دیگر است و وقتی شنها و بار ظرف بالا خالی شد شیفتشان عوض شده و دیگری به زیر بار ظرف بالایی می‌دهد. در واقع مکمّل یکدیگر هستند و تا وقتی مسئولیت خود را به نوبت انجام دهند به ساعت شنی می‌دهند. 💠 یکی از اصول مهم در زندگی مشترک این است که زن و شوهر مثل یک ساعت شنی بارِ مشکلات و سختیها را از دوش همسر خود بردارند و پذیرای احساسات و یکدیگر باشند. 💠 زن یا مرد در مواقعی نیاز به کمک جسمی، و یا فکری همسر پیدا می‌کنند و مشکلات و گرفتاریهای زندگی، آنها را خسته و کلافه می‌کند در اینگونه مواقع باید مثل سیستم ساعت شنی، برای یکدیگر بگذاریم و شانه به زیر بار مشکلات همسر بدهیم و مانند ساعت شنی که به نوبت ظرفیت خود را در اختیار ظرف دیگر قرار می‌دهد بالای خود را در اختیار همسر قرار دهیم تا ذهن او را از افکار آشفته و پریشان کرده و با دیدن پشتیبانی و حمایت ما به آرامش، آسودگی خاطر و روانی برسد. .•°``°•.¸.•°``°•                               @mojaradan            •.¸        ¸.•       °•.¸¸.•°`       ¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)      (¸.·´    (¸·´   .·´ ‌‌
_باید_بدانند 🔰 ازدواج با مهرطلب ها مجاز است؟ یک تیپ شخصیت است که اگر شدید باشد، می تواند به شخصیتی نزدیک شود. اما این تیپ حتی اگر شدید هم نباشد باز برای دردسرهای زیادی درست می کند. ازدواج با مهرطلب ها، یعنی همیشه بودن، همیشه منبع تغذیه روانی فرد دیگر بودن و البته از دادن استقلال کامل! یک رابطه فرسایشی مهرطلبی یکی از انواع تیپ های شخصیتی است که متاسفانه در ما به عنوان نوعی رفتار پسندیده شناخته می شود. در ابتدای آشنایی با یک مهرطلب، ممکن است خیلی تاثیر بی حد و مرز او قرار گیرید اما همین که وارد یک رابطه جدی و ازدواج با او شوید، می بینید که همه چیز بسیار فرساست. کم کم همه خونتان، انرژی، فردیت، هویت، آرامش و تان مکیده می شود ولی چون همه چیز در قالب اتفاق می افتد، نمی توانید به راحتی از فرد مهر طلب بگیرید. تیپ های مهرطلب یا کمک کننده آنهایی هستند که مرتب به دیگران اند. خودشان را به و آتش می زنند تا به دیگران کمک کنند. توانایی گفتن ندارند و همین موضوع سبب می شود که همیشه به فرمان دیگران باشند. در نهایت تخریبی و بسیار بدی را تجربه می کنند. نیاز بسیاری به محبت و توجه دارند.از شدن و تنها ماندن به شدت می ترسند.وابستگی و بیش از اندازه به دیگران دارند. مهرطلب ها در بعضی مواقع بسیار می شوند و از دیگران انتظار دارند که کارهای را برایشان انجام دهند. بنابراین در ازدواج با افراد مهرطلب باید کرد. در پایان لازم به ذکر است هر تیپ شخصیتی هایی دارد که با شناخت و آگاهی از آنها فرد میتواند شخصیت خود را کند و حتی شخصیت مهر طلب نیز گزینه مناسبی برای ازدواج باشد. .•°``°•.¸.•°``°•                               @mojaradan            •.¸        ¸.•       °•.¸¸.•°`       ¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)      (¸.·´    (¸·´   .·´
🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖 قسمت ۱ و ۲ مقدمه: تقدیم به از جان گذشتگانی که این سرزمین شدند. آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریه‌های کودکان و زنان بی‌دفاع می‌دیدند. ✨تقدیم به مردان سبز پوش سرزمینم✨ امروز که دنیا درگیر و دار نبردِ بی‌سرانجام ِ قدرت است،... امروز که غرب دست در دست اشرار داده و امنیت قاره‌ی کهن را در خطر انداخته است،.... امروز که برای خواب آسوده‌ی کودکانمان هشت سال زیر گلوله‌ باران همان قدرت‌ها سپری کردیم و امنیت را در جای جای این خاک نقش زدیم،... و برای همین ، همین آرامش، همین خنده‌ها، مردانی را فدا میکنیم که کودکانشان هنوز عطر تن پدر را به جان نکشیده‌اند... ««آیه»»قصه‌ی زنان به جا مانده از مردانی است که جان دادند و تن به خفّت ندادند؛ ««آیه»»قصه‌ی کودکانی است که پدر ندیده‌اند، که پدر میخواهند؛ ««آیه»» قصه‌ی زنان و کودکان سرزمینی است که در طی هشت سال یتیم‌های بسیاری برایش ماند. قصه ی مردانی که هویت گم کرده‌اند.... قصه‌ی زنانی که بالِ پروازِ مردانشان می‌شوند و... بهشت همین نزدیکی‌‌هاست..... بسم الله الرحمن الرحیم برف آنقدر بارید تا تمام جاده را سپید پوش کرد و راهها را بست. جاده چالوس در میان انبوهی از برف فرو رفت و خودروهای زیادی در میان آن زمینگیر شدند. در راه ماندگان، به هر نحوی سعی در گرم کردن خود و خانواده هایشان داشتند. جوان بلند قامتی به موتور سیکلت عظیم‌الجثهاش تکیه داده و کاپشن موتور سواری‌اش را بیشتر به خود می‌فشرد تا گرم شود، کسی به او توجهی نداشت؛ انگار سرما در دلشان نشسته بود که نسبت به همنوعی که از سرما در حال یخ زدن بود بی‌تفاوت بودند. با خود اندیشید: "کاش به حرف «مسیح» گوش داده بودم و با موتور پا در این جاده نمی‌گذاشتم!" مرد شصت ساله‌ای از خودروی خود پیاده شد. بارش برف با باد شدیدی که می‌وزید سرها را در گریبان فرو برده بود. صندوق عقب را باز کرد و مشغول انتقال وسایلی به درون خودرو شد. سایه‌ای توجهش را جلب کرد و باعث شد سرش را کمی بالا بگیرد و به جوان در خود فرو رفته نگاه بیندازد؛ لختی تامل کرد و بعد به سمت جوان رفت. _سلام؛ با موتور اومدی تو جاده؟! +سلام؛ نمیدونستم هوا اینجوری میشه. _هوا سرده، بیا تو ماشین من تا راه باز بشه! جوان چشمان متعجبش را به مرد روبه‌رویش دوخت و تکرار کرد: +بیام تو ماشین شما؟! _خب آره! و دست پسر را گرفت و با خود به سمت خودرو برد: _زود بیا که یخ کردیم؛ بشین جلو! خودش هم در سمت راننده را باز کرد و نشست. وقتی در را بست، متوجه زن جوانی شد که روی صندلی عقب نشسته. آرام سلام کرد و گفت: _ببخشید مزاحم شدم. جوابی از دختر نشنید. آنقدر سردش بود که توجهی نکرد. مرد پتویی به دستش داد و گفت: _اسمم علیِ... «حاج علی» صدام میکنن؛ اسم تو چیه پسرم؟ طعم شیرینی داشت این پسرم گفتن حاج علی؛ طعم دهانش که شیرین شد، قلبش را گرم کرد. _«ارمیا» هستم... «ارمیا پارسا» حاج علی: _فضولی نباشه کجا میرفتی؟ ارمیا: _راستش داشتم برمیگشتم تهران؛ برای تفریح رفته بودم جواهرده. حاج علی: _توی این برف و سرما؟! ما هم میرفتیم تهران. ارمیا: _اینجور وقتا خلوته؛ تهرانی هستید؟ صدای زمزمه مانند دختر را شنید: _جواهر ده رو دوست داره، روزایی که خلوته رو خیلی دوست داره. حاج علی با چشمان غمگینش به زن نگاه کرد: _هنوز که چیزی معلوم نیست عزیز بابا، بذار معلوم بشه چی شده بعد با خودت اینجوری کن! «آیه» در خاطراتش غرق شده بود.... و صدایی نمی‌شنید.صدای صحبت‌های ارمیا و حاج علی محو و محوتر می‌شد و صدای مردی در گوشش زنگ میزد: 🕊_وای آیه... انگار اینجا خود بهشته! آیه با لبخند به مردش نگاه کرد و با شیطنت گفت: _شما که تا دیروز میگفتی هرجا که من باشم برات بهشته، نظرت عوض شد؟ 🕊_نه بانو؛ اینجا با حضور تو بهشته، نباشی بهشت خدا هم خود جهنمه! آیه مستانه خندید به این اخم و جدیّتِ صدای مَردش...‌. صدای حاج علی او را از خاطرات به بیرون پرتاب کرد: _آیه جان... بابا! بیا این آب‌جوش رو بخور گرمت کنه! به لیوان میان دستان پدر نگاه کرد. لیوان را گرفت و بخارش را نفس کشید و گفت: _لذت خوردن یه چایی خوب، به اینه که اول عطرشو نفس بکشی.مخصوصًا وقتی چای زنجبیل باشه! استکان را به بینی‌اش نزدیک کرد و نفس عمیقی کشید و با لذت چشمانش را بست. حاج علی لیوان چای را به سمت ارمیا گرفت: _بفرمایید، چای دارچینه، بخور گرم شی! لیوان را گرفت و تشکر کوتاهی کرد. نگاهی به اطراف انداخت. بارش برف قطع شده بود..... نویسنده؛ سَنیه منصوری .•°``°•.¸.•°``°•                               @mojaradan            •.¸        ¸.•       °•.¸¸.•°`       ¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)      (¸.·´    (¸·´   .·´
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 شکسته_هایم_بعد_تو 🇮🇷قسمت ۲۷ و ‌۲۸ موقع خرید، آیه تمام مدت دنبال پیدا کردن لباسی مناسب برای زینب بود و ارمیا نگاهش به روسری ارغوانی رنگ داخل ویترین مغازه روبه‌رو! زینب که لباس را پرو میکرد ، سریع رفت و آن را خرید. آیه که برای زینب روسری میخرید، نگاه ارمیا به مانتوهای پشت ویترین مغازه‌ی کناری بود. به آیه نزدیک شد: _میخوای اون مانتوها رو ببینی؟ به نظرم قشنگن! آیه نگاه به آن مغازه انداخت: _مانتو دارم! ارمیا سرش را پایین انداخت: _میخوام براتون یه چیزی بخرم، لطفا بیایید دیگه! _باشه. ارمیا لبخند زد و دست زینب را گرفت ، و آیه را به آن سمت هدایت کرد. آیه چند مانتو را پرو کرد و یکی را که قهوه‌ای سوخته بود از میانشان برداشت. ارمیا دستی به مانتوی دیگری کشید و گفت: _این آبی هم قشنگه‌ها، اینم بردار. آیه اصلاح کرد: _آبی نفتی! ارمیا شانه ای بالا انداخت: _آبیه دیگه. آیه ریز خندید و آن مانتو را هم برداشت. شب که به خانه بازگشتند، ارمیا عجیب حس خوشبختی میکرد... زینب خواب بود. سرش را روی شانه‌اش گذاشت و به نرمی او را به آغوش کشید. آیه در خانه را باز کرد ، و وارد واحد خودشان که شدند به سمت اتاق خواب رفتند؛ لامپ را روشن کرد ، و هر دو دم در اتاق خشکشان زد. تمام قاب عکس‌هایی که روی دیوار بود و نقشی از آیه و سیدمهدی را در خود داشتند جایشان را به عکس‌های آیه و ارمیا در روز عقد داده بودند. عکسهای دسته‌جمعی و دو نفره و سه نفره... رها خوب کارش را بلد بود.... ارمیا با صدای زمزمه مانندی گفت: _عکسای عقدمون؟ آیه: _کار رهاست! ارمیا لبخند تلخی زد: _دلشون برام سوخت؟ _نه! قرار شد عکسا رو جمع کنه، گفت قبل از برگشتن ما انجامشون میده! این ایده از خودش بود، اما ایده‌ی خوبی بود. عکسای عقد رو ندیده بودی نه؟ _نه؛ وقت نشد! _زینب رو بذار روی تخت بیا با هم ببینیم! ارمیا زینب را روی تخت آیه گذاشت و به سمت قاب عکسها رفت. تک‌تک را نگاه کردند و لبخند زدند. ارمیا گفت: _من باید پس فردا برم، حالا با این اوضاع باید چطوری تنهاتون بذارم؟ آیه خواست جواب بدهد که صدای در زدن آمد: _حتماً رهاست. در رو باز میکنی تا من لباس عوض کنم؟ ارمیا سری به تایید تکان داد و خواست از اتاق خارج شود که آیه گفت: _وسایلتو از اون خونه آوردی؟ ارمیا سرش را به پشت چرخاند و گفت: _آره؛ گذاشتم تو اتاق زینب تا بهم بگی کجا بذارمشون! بعد از اتاق رفت و در را باز کرد. صدای احوالپرسی ارمیا با رها و صدرا آمد؛ حتما رها به صدرا گفته و او را هم نگران کرده! لباسهایش را عوض کرد و از اتاق خارج شد: _سلام! خوش اومدید، شب‌نشینی اومدید؟ صدرا: _یه جورایی، از اونجایی که خیلی دیر کردید پسرم خوابید، مجبوریم زود برگردیم! آیه: _برید بیاریدش بذارید روی تخت پیش زینب، اینجوری دیگه عجله ندارید! رها: _اومدیم صحبت کنیم، من جریان ظهر رو برای صدرا گفتم. آیه: _بزرگش نکنید، چیزی نیست! ارمیا: _بزرگه... خیلی بزرگ؛ صدرا من پس فردا دارم میرم ماموریت، با این اوضاع حواسم اینجاست. صدرا اخم کرد: _دوباره داری میری سوریه؟ ارمیا: _مجبورم، یه ماه دیگه برمیگردم؛ اما الان باید چیکار کنم که یه دیوونه که سابقه‌ی اقدام به قتل رو هم داره تهدید خانواده‌م شده! صدرا: _چرا دوباره میری؟ ارمیا: الان موضوع مهم آیه و زینبه، اینو بفهم صدرا! صدای ارمیا بالا رفته بود ، و صدای گریه‌ی زینب بلند شد. ارمیا به سمت اتاق رفت و زینب را بغل کرد تا به خواب رفت. وقتی کنار صدرا نشست آرام گفت: _ببخشید صدامو بالا بردم، نمیدونم چیکار کنم! صدرا: _من هستم، حواسم بهشون هست! _این اتفاق تقصیر منه و حالا باید تنهاشون بذارم! آیه دخالت کرد: _فعلا که بستریه، تا یکی دو ماه آینده هم بستری میمونه؛ وقتی هم مرخص بشه حالش بهتره و خطرش کمتر، ترس نداره که! رها: _من همه سعیمو میکنم که اوضاعو بهبود بدم. ارمیا: _برای خود شما هم خطرناکه. آیه: _به بابا میگم بیان اینجا، اگه این خیالتو راحت میکنه. ارمیا: _تا حالا انقدر نترسیده بودم! اعتراف سنگینی بود برای مردی که خط‌مقدم بوده، چه کرده‌ای بانو که نقطه ضعف شده‌ای برای این مرد! صدرا: _حواسمون به زن و بچه‌ت هست، تو حواست به خودت باشه و دیگه هم نیومده بار سفر نبند! ارمیا لبخندی پر درد زد ، و به چشمان صدرا نگاه کرد؛ صدرا خوب درد را از چشمان ارمیا خواند، دردی که روزی در چشمان خودش هم بود... ارمیا: _برگشتم یه سفر بریم مشهد، صبح به محمد زنگ زدم بهش گفتم..... ❤️‍🩹 نویسنده؛ سَنیه منصوری .•°``°•.¸.•°``°•                               @mojaradan            •.¸        ¸.•       °•.¸¸.•°`       ¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)      (¸.·´    (¸·´   .·´ 🌸🌸🌸🌸🌸🌸
به آنها كه داريد بگوييد چرا، بگوييد كِى، بگوييد چه شد كه دوستشان داشتيد. بگوييد كجا دلتان ، بگوييد و به زندگى در آدم ها را زياد كنيد. بگوييد و ته حرفهايتان اضافه كنيد كه با همه ى آن دليل ها، بى دليل دوستشان داريد. بگوييد حتى اگر ديگر نباشند ايرادى ندارد. ايرادى ندارد اگر روزهايى از زمين و زمان بنالند، ايرادى ندارد اگر گاهى برايتان فقط خستگى و بى حوصلگى داشته باشند، ايرادى ندارد اگر وقتهايى بهم ريخته و كلافه باشند، ايرادى ندارد اگر گاهى تنها چيزى كه ميخواهند تنهايى باشد. حواستان باشد به آنها كه دوستشان داريد بيشتر از ، بدهيد. .•°``°•.¸.•°``°•                               @mojaradan            •.¸        ¸.•       °•.¸¸.•°`       ¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)      (¸.·´    (¸·´   .·´
_باید_بدانند 🔰 ازدواج با مهرطلب ها مجاز است؟ یک تیپ شخصیت است که اگر شدید باشد، می تواند به شخصیتی نزدیک شود. اما این تیپ حتی اگر شدید هم نباشد باز برای دردسرهای زیادی درست می کند. ازدواج با مهرطلب ها، یعنی همیشه بودن، همیشه منبع تغذیه روانی فرد دیگر بودن و البته از دادن استقلال کامل! یک رابطه فرسایشی مهرطلبی یکی از انواع تیپ های شخصیتی است که متاسفانه در ما به عنوان نوعی رفتار پسندیده شناخته می شود. در ابتدای آشنایی با یک مهرطلب، ممکن است خیلی تاثیر بی حد و مرز او قرار گیرید اما همین که وارد یک رابطه جدی و ازدواج با او شوید، می بینید که همه چیز بسیار فرساست. کم کم همه خونتان، انرژی، فردیت، هویت، آرامش و تان مکیده می شود ولی چون همه چیز در قالب اتفاق می افتد، نمی توانید به راحتی از فرد مهر طلب بگیرید. تیپ های مهرطلب یا کمک کننده آنهایی هستند که مرتب به دیگران اند. خودشان را به و آتش می زنند تا به دیگران کمک کنند. توانایی گفتن ندارند و همین موضوع سبب می شود که همیشه به فرمان دیگران باشند. در نهایت تخریبی و بسیار بدی را تجربه می کنند. نیاز بسیاری به محبت و توجه دارند.از شدن و تنها ماندن به شدت می ترسند.وابستگی و بیش از اندازه به دیگران دارند. مهرطلب ها در بعضی مواقع بسیار می شوند و از دیگران انتظار دارند که کارهای را برایشان انجام دهند. بنابراین در ازدواج با افراد مهرطلب باید کرد. در پایان لازم به ذکر است هر تیپ شخصیتی هایی دارد که با شناخت و آگاهی از آنها فرد میتواند شخصیت خود را کند و حتی شخصیت مهر طلب نیز گزینه مناسبی برای ازدواج باشد. .•°``°•.¸.•°``°•                               @mojaradan            •.¸        ¸.•       °•.¸¸.•°`       ¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)      (¸.·´    (¸·´   .·´