🔘 #خشت_کج ما در #فضای_مجازی
♦️ دنیا و فضایی که برخلاف برداشت سطحی از عنوان آن از اول هم #مجازی نبود! بلکه #حقیقتی بود در کنار سایر واقعیتهای زندگی روزمره ما،! حقیقتی واقعی و تاثیرگذار که با مجازی انگاشتن آن هیچ تاثیری در کاستن #آسیبهای فراوانش نمیتوان داشت. البته نگارنده منکر فواید #فضای_مجازی نیست لکن در یک برآیند کلی معتقد است، عدم #مدیریت درست این #تکنولوژی فوایدش را قربانی مفاسدش خواهد کرد.
🔹 وقتی در مورد فضای مجازی سخن میگوییم در #اصل در مورد همه چیز سخن گفتهایم چون فضای مجازی تکنولوژی و ظرفی است که با ولع شدید در صدد این است که تمام مسائل #زندگی انسان عصر مدرنیته از سیاست گرفته تا #فرهنگ و #اقتصاد و #امنیت را مظروف خود ساخته و حتی به عقاید و پدیدهها معنا بخشی کند.
🔸 گرچه #تئوریهای پشتیبان تکنولوژی فضای مجازی خواستگاهی غیر توحیدی و الحادی دارند و همین امر موجب افزایش ضریب #استعداد آلودگی آن میباشد اما دلیل اصلی آسیبهای این فضای به اصطلاح مجازی ریشه در #سوء استفاده از نعمتی به نام اختیار دارد که توسط انسانهای واقعی دنیای حقیقی صورت میپذیرد.
♦️ فضای مجازی امروز همان #نوزاد دیروز است که به خاطر #خیانتهای آشکار و پنهان و سوء مدیریت مسئولین، اکنون به اربده کشی بی #تربیت و یاغی تبدیل شده که همچون فرزندی ناخلف و نافرمان عقاید و فرهنگ، امنیت و حتی اقتصاد خانواده ایرانی را تهدید میکند. عدم فهم و درک درست ما از این تکنولوژی به مثابه یک خشت کج میباشد که اگر راست نشود ممکن است مسیر انقلاب و مردم را کج بکند.
#فضای_مجازی
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
🆔 @mojradan
🔴 چرا #نه_دی یک روز ملی است و چرا #بزرگداشت آن لازم است؟‼️
1⃣ ۹ دی یک مناسبت حزبی نیست بلکه حقیقتا یک #یوم_الله ملی است. در روز ۹ دی، حامیان یک نامزد به خیابان نیامدند، بلکه مردم با ذائقههای متفاوت فکری و #سیاسی به خیابان آمدند و پاییندی همگان به قانون را مطالبه کردند.
2⃣ در ۹ دی مردم دیدند که #فتنه_گران پای خود را از حریم یک نامزد #انتخاباتی فراتر گذاشتهاند و گام در مرحله براندازی و #عقدهگشایی در برابر جمهوری اسلامی برداشتهاند و در این مسیر از هتک حرمت به قانون اساسی، جایگاه ولی فقیه، عاشورای حسینی و خدشه به #منافع ملی، امنیت ملی و وحدت ملی ابا ندارند.
3⃣ در ۹ دی مردم هم چنگ و دندان و نیشخند دشمنان ایران اسلامی را از #فتنه_۸۸ میدیدند، هم تلاششان برای حمایت از فتنهگران با تحمیل #تحریمها و #فشارهای بیسابقه را و هم بیتفاوتی و بیخیالی #فتنهگران و اصرارشان به طی مسیر خائنانه فتنه و دیگر نمیتوانستند بپذیرند این اقدام در جهت احقاق حق یا خدمت به مردم یا حتی خدمت به کسانی باشد که به ایشان رأی دادهاند.
4⃣ در #۹_دی مردم از ذائقههای #سیاسی خود گذشتند و حول محور منافع ملی و قانون اساسی و #بیرق امام #حسین(ع) جمع شدند و این خروش پر شور باعث شد تا فتنهگران متوجه شوند که حنایشان دیگر حتی نزد حامیانشان رنگی ندارد و ساکتان #فتنه نیز بفهمند که دیگر مهی برای پرسه در آن وجود ندارد.
5⃣ آری! #حماسه_۹_دی نه تنها برای فتنهگرانی که با بیظرفیتی در برابر رأی مردم شورش کردند، پیامی قاطع داشت بلکه #هشداری هم بود برای همه کسانی که در آینده بخواهند در برابر رأی مردم بایستند و از بدعت خطرناک #سران_فتنه تبعیت کنند.
6⃣ البته در کشور #جریانات بیظرفیتی داریم که همواره به غیر از راه قانونی و صحیح، دوست دارند از گزینههای غیرقانونی و فتنهگرانه علیه حاکمیت و آرای مردم، در آنجا که به نفعشان نباشد، استفاده کنند و بدیهی است این جریانات میکوشند قباحت فتنه را بپوشانند و خیانت فتنهگران را یا در حد همان رقابت قبل از #انتخابات توجیه کنند!
7⃣ آری! امروز اگر چه ١٠ سال از فتنه ۸۸ گذشته است اما "٩ دی" به عنوان نماد روزی که همه مردم در #حمایت از قانون اساسی، مقدسات، منافع ملی و #امنیت ملی و وحدت ملی ایستادند، در تاریخ ماندگار شد، و بزرگداشت این یوم الله باعث میشود تا هیچ شخص و جریانی، دیگر به فکر شورش در برابر آرای مردم و قانون اساسی نباشد.
8⃣ ۹ دی روزی است که #شورش عظیم فتنه گران علیه جمهوریت و اسلامیت نظام شکست خورد و شکست #فتنه ۸۸ همانند تشکیل #جمهوری_اسلامی و در همان راستا امری فرخنده و مبارک است که اگر بزرگ داشته نشود چه بسا زحماتی که برای #انقلاب کشیده شده است و آثار و #برکات آن را به راحتی فراموش کنیم و به حفظ آن اهتمام لازم را نداشته باشیم.
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
🆔 @mojaradan
6.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🗯 گفتوگوی ویژه در اخبار شبانگاهی
💥 سیاست ناجوانمردانه #واتساپ در به اشتراک گذاری اطلاعات خصوصی کاربران 😱
------------------
🖋 پینوشت:
❓ مگر #واتساپ از ابتدا #امنیت داشته که الان قرار باشد #ناامن شود؟
✅ پاسخ :
1⃣ امثال واتساپ هیچگاه #امنیت لازمه را نداشته اند و گرگی بودهاند در نقاب میش! دقیق و زیرکانه، به صورت پنهانی و مخفی با سازمانهای جاسوسی همکاریها کرده و سعی در مخفیکاری داشته اند تا اعتماد سازی کنند. این #اعتمادسازی و نداشتن بصیرترسانهای لازم توسط کاربران سبب سخت شدن فهم مخاطب از این قبیل اتفاقات میشود.
👈 اما امروز سیاستِ گردانندگان این پلتفرم عوض شده است. در حالی که اعتماد سازی و اعتیاد سازی صورت گرفته و در سراسر جهان واتساپ شناخته شده میباشد و بسیاری از کاربران توان جدایی از واتساپ را نخواهند داشت، لذا این #سیاست جدید را اعمال کردهاند. بسیاری از کاربران اکانت را حذف کرده و با واتساپ وداع میکنند اما افراد بسیار زیادی توان جدایی از واتساپ را به دلایل متعدّد (اقتصادی، فرهنگی، ورزشی، سیاسی و...) ندارند و مجبورند بمانند حتی با وجود نداشتن امنیت #اطلاعات!
2⃣ اهدافی همچون #عادیانگاری و قبح شکنی از مسائلی که تاکنون فطرت، عقل و دین انسان، آنها را نمیپذیرد، در پسِ این ماجراست.
3⃣ #مالکانفیسبوک، واتساپ واینستاگرام سالها است که ایمان، اعتقاد،عواطفخانوادگی،اخلاق، فرهنگ و... را از خانوادهها ربودهاند و این فیلم جدیدی که راه انداختهاند، میتواند تنها به جهت سلب مسئولیت از خود باشد.
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
💠 @mojaradan
1.75M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ #امنیت در #فضای_مجازی⚠️
〽️یک سری از #نکات ساده هستن، اما به قدری مهم هستن که ب#یتوجهی بهشون باعث میشه اتفاقات بدی بیفته😓
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
✊🏻 @mojaradan
🔰بخش مهمی از بیانیه #وزارت_اطلاعات پیرامون اغتشاشات اخیر
🔴 تلاش تروریست ها برای ترور یکی از مسئولین ارشد کشور
🔴 طرح بمب گذاری در میدان شهدای #مشهد
🔴طرح بمب گذاری در یکی از هیئات مذهبی #شیراز
❌دستگیری ۵ عضو گروهکهای تکفیری ـ تروریستی همراه با ۳۶ کیلوگرم مواد منفجره که با استفاده از فرصت اغتشاشات، درصدد بمبگذاری در محافل مردمی و نیز در جمع آشوبگران و انتساب انفجارها به طرفهای مقابلِ هر یک، برای تشدید نزاع و درگیری طرفین بودند.
❌تروریستهای یادشده علاوه بر طرح ترور یکی از مسئولین ارشد کشور، طرحهای بمبگذاری در یکی از هیآت عزاداری شیراز و در میدان شهدای مشهد را داشتند که با عنایت اهلبیت علیهمالسلام خنثی شدند.
#لطفا_رسانه_باشید
🍀 #تلنگر: اگر تلاش شبانه روزی و مخلصانه دستگاه های امنیتی کشور در دفع توطئه عناصر تروریست نبود، بسیاری از مردم این روزها که از خانه خارج می شدند دیگر هرگز بر نمی گشتند.. و خیلی ها عزادار عزیزانشان می شدند... قدر #امنیت را بدانیم و فرصت سوءاستفاده را از دشمنان بگیریم.
#سید_مسعود_موسوی
#نبرد_ما
#پایگاه_اجتماعی_مجردان_انقلابی
⭕ @nabardema
⭕️ @mojaradan
🍃🌸
#همسرداری
✍زن زندگی باشید تا حسش را به شما بگوید
💥یك راز بزرگ را برایتان فاش می كنیم.
👈🏻مردها نه دوست دارند خیلیخیلی رمانتیك و احساساتی باشند و نه اینكه احساساتشان را كاملا پنهان و سركوب كنند.
✅یك مرد برای اینكه از احساساتش حرف بزند، باید در مقابل همسرش احساس #امنیت كند.
💓او باید فكر كند، احساساتش برای شما ملموس و قابلپذیرش است و بدون اینكه در موردشان قضاوت كنید آنها را میشنوید.
⬅️در بسیاری مواقع مردها فكر میكنند، با همسرشان زبان مشتركی ندارند و حرف زدن از احساساتشان به قیمت یك سوء تفاهم بزرگ تمام میشود.😳
👈بههمین دلیل آنها تا نشانههای درست نبودن این موضوع را در شما و زندگیشان نبینند، از آنچه درونشان میگذرد حرف نمیزنند.
@mojaradan
🔴 #زندگی_به_سبک_ساعتشنی
💠 سیستم ساعت #شنی به این شکل است که دو ظرف شیشهای متصل به یکدیگر به نوبت #پذیرای شنهای ظرف دیگر است و وقتی شنها و بار ظرف بالا خالی شد شیفتشان عوض شده و دیگری #شانه به زیر بار ظرف بالایی میدهد. در واقع مکمّل یکدیگر هستند و تا وقتی مسئولیت خود را به نوبت انجام دهند به ساعت شنی #معنا میدهند.
💠 یکی از اصول مهم در زندگی مشترک این است که زن و شوهر مثل یک ساعت شنی بارِ مشکلات و سختیها را از دوش همسر خود بردارند و پذیرای احساسات و #عواطف یکدیگر باشند.
💠 زن یا مرد در مواقعی نیاز به کمک جسمی، #روحی و یا فکری همسر پیدا میکنند و مشکلات و گرفتاریهای زندگی، آنها را خسته و کلافه میکند در اینگونه مواقع باید مثل سیستم ساعت شنی، برای یکدیگر #وقت بگذاریم و شانه به زیر بار مشکلات همسر بدهیم و مانند ساعت شنی که به نوبت ظرفیت خود را در اختیار ظرف دیگر قرار میدهد #ظرفیت بالای خود را در اختیار همسر قرار دهیم تا ذهن او را از افکار آشفته و پریشان #خالی کرده و با دیدن پشتیبانی و حمایت ما به آرامش، آسودگی خاطر و #امنیت روانی برسد.
.•°``°•.¸.•°``°•
@mojaradan •.¸ ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´
#انچه_مجردان _باید_بدانند
🔰 ازدواج با مهرطلب ها مجاز است؟
#مهرطلبی یک تیپ شخصیت است که اگر شدید باشد، می تواند به #اختلالات شخصیتی نزدیک شود. اما این تیپ حتی اگر شدید هم نباشد باز برای #ازدواج دردسرهای زیادی درست می کند.
ازدواج با مهرطلب ها، یعنی همیشه #بدهکار بودن، همیشه منبع تغذیه روانی فرد دیگر بودن و البته از #دست دادن استقلال کامل!
یک رابطه فرسایشی
مهرطلبی یکی از انواع تیپ های شخصیتی است که متاسفانه در #فرهنگ ما به عنوان نوعی رفتار پسندیده شناخته می شود. در ابتدای آشنایی با یک مهرطلب، ممکن است خیلی #تحت تاثیر #محبت بی حد و مرز او قرار گیرید اما همین که وارد یک رابطه جدی و ازدواج با او شوید، می بینید که همه چیز بسیار #طاقت فرساست. کم کم همه خونتان، انرژی، فردیت، هویت، آرامش و #امنیت تان مکیده می شود ولی چون همه چیز در قالب #مهربانی اتفاق می افتد، نمی توانید به راحتی از فرد مهر طلب #فاصله بگیرید.
تیپ های مهرطلب یا کمک کننده آنهایی هستند که مرتب به #فکر دیگران اند. خودشان را به #آب و آتش می زنند تا به دیگران کمک کنند. توانایی #نه گفتن ندارند و همین موضوع سبب می شود که همیشه #گوش به فرمان دیگران باشند. در نهایت #احساسات تخریبی و بسیار بدی را تجربه می کنند.
نیاز بسیاری به محبت و توجه #دیگران دارند.از #طرد شدن و تنها ماندن به شدت می ترسند.وابستگی و #اتکای بیش از اندازه به دیگران دارند.
مهرطلب ها در بعضی مواقع بسیار #پرتوقع می شوند و از دیگران انتظار دارند که کارهای #خاصی را برایشان انجام دهند. بنابراین در ازدواج با افراد مهرطلب باید #احتیاط کرد.
در پایان لازم به ذکر است هر تیپ شخصیتی #تله هایی دارد که با شناخت و آگاهی از آنها فرد میتواند شخصیت خود را #تعدیل کند و حتی شخصیت مهر طلب نیز گزینه #صلی_الله_علیک_یا_ابا_عبدالله مناسبی برای ازدواج باشد.
.•°``°•.¸.•°``°•
@mojaradan •.¸ ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#از_روزی_که_رفتی 💖
قسمت ۱ و ۲
مقدمه:
تقدیم به از جان گذشتگانی که این سرزمین شدند. آنان که دنیا را جا گذاشته و خدا را در گریههای کودکان و زنان بیدفاع میدیدند.
✨تقدیم به مردان سبز پوش سرزمینم✨
امروز که دنیا درگیر و دار نبردِ بیسرانجام ِ قدرت است،...
امروز که غرب دست در دست اشرار داده و امنیت قارهی کهن را در خطر انداخته است،....
امروز که برای خواب آسودهی کودکانمان هشت سال زیر گلوله باران همان قدرتها سپری کردیم و امنیت را در جای جای این خاک نقش زدیم،...
و برای #حفظ همین #امنیت، همین آرامش، همین خندهها، مردانی را فدا
میکنیم که کودکانشان هنوز عطر تن پدر را به جان نکشیدهاند...
««آیه»»قصهی زنان به جا مانده از مردانی است که جان دادند و تن به خفّت ندادند؛ ««آیه»»قصهی کودکانی است که پدر ندیدهاند، که پدر میخواهند؛
««آیه»»
قصهی زنان و کودکان سرزمینی است که در طی هشت سال یتیمهای
بسیاری برایش ماند.
قصه ی مردانی که هویت گم کردهاند....
قصهی زنانی که بالِ
پروازِ مردانشان میشوند و...
بهشت همین نزدیکیهاست.....
بسم الله الرحمن الرحیم
برف آنقدر بارید تا تمام جاده را سپید پوش کرد و راهها را بست. جاده چالوس در میان انبوهی از برف فرو رفت و خودروهای زیادی در میان آن زمینگیر شدند.
در راه ماندگان، به هر نحوی سعی در گرم کردن خود و خانواده هایشان داشتند.
جوان بلند قامتی به موتور سیکلت عظیمالجثهاش تکیه داده و کاپشن
موتور سواریاش را بیشتر به خود میفشرد تا گرم شود،
کسی به او توجهی نداشت؛
انگار سرما در دلشان نشسته بود که نسبت به همنوعی که از سرما در حال یخ زدن بود بیتفاوت بودند.
با خود اندیشید:
"کاش به حرف «مسیح» گوش داده بودم و با موتور پا در این جاده نمیگذاشتم!"
مرد شصت سالهای از خودروی خود پیاده شد. بارش برف با باد شدیدی که میوزید سرها را در گریبان فرو برده بود.
صندوق عقب را باز کرد و
مشغول انتقال وسایلی به درون خودرو شد. سایهای توجهش را جلب کرد و باعث شد سرش را کمی بالا بگیرد و به جوان در خود فرو رفته نگاه بیندازد؛
لختی تامل کرد و بعد به سمت جوان رفت.
_سلام؛ با موتور اومدی تو جاده؟!
+سلام؛ نمیدونستم هوا اینجوری میشه.
_هوا سرده، بیا تو ماشین من تا راه باز بشه!
جوان چشمان متعجبش را به مرد روبهرویش دوخت و تکرار کرد:
+بیام تو ماشین شما؟!
_خب آره!
و دست پسر را گرفت و با خود به سمت خودرو برد:
_زود بیا که یخ کردیم؛ بشین جلو!
خودش هم در سمت راننده را باز کرد و نشست.
وقتی در را بست، متوجه زن جوانی شد که روی صندلی عقب نشسته.
آرام سلام کرد و گفت:
_ببخشید مزاحم شدم.
جوابی از دختر نشنید. آنقدر سردش بود که توجهی نکرد. مرد پتویی به دستش داد و گفت:
_اسمم علیِ... «حاج علی» صدام میکنن؛ اسم تو چیه پسرم؟
طعم شیرینی داشت این پسرم گفتن حاج علی؛ طعم دهانش که شیرین
شد، قلبش را گرم کرد.
_«ارمیا» هستم... «ارمیا پارسا»
حاج علی: _فضولی نباشه کجا میرفتی؟
ارمیا: _راستش داشتم برمیگشتم تهران؛ برای تفریح رفته بودم جواهرده.
حاج علی: _توی این برف و سرما؟! ما هم میرفتیم تهران.
ارمیا: _اینجور وقتا خلوته؛ تهرانی هستید؟
صدای زمزمه مانند دختر را شنید:
_جواهر ده رو دوست داره، روزایی که خلوته رو خیلی دوست داره.
حاج علی با چشمان غمگینش به زن نگاه کرد:
_هنوز که چیزی معلوم نیست عزیز بابا، بذار معلوم بشه چی شده بعد با
خودت اینجوری کن!
«آیه» در خاطراتش غرق شده بود....
و صدایی نمیشنید.صدای صحبتهای ارمیا و حاج علی محو و محوتر میشد و صدای مردی در گوشش زنگ میزد:
🕊_وای آیه... انگار اینجا خود بهشته!
آیه با لبخند به مردش نگاه کرد و با شیطنت گفت:
_شما که تا دیروز میگفتی هرجا که من باشم برات بهشته، نظرت عوض شد؟
🕊_نه بانو؛ اینجا با حضور تو بهشته، نباشی بهشت خدا هم خود جهنمه!
آیه مستانه خندید به این اخم و جدیّتِ صدای مَردش....
صدای حاج علی او را از خاطرات به بیرون پرتاب کرد:
_آیه جان... بابا! بیا این آبجوش رو بخور گرمت کنه!
به لیوان میان دستان پدر نگاه کرد. لیوان را گرفت و بخارش را نفس کشید و گفت:
_لذت خوردن یه چایی خوب، به اینه که اول عطرشو نفس بکشی.مخصوصًا وقتی چای زنجبیل باشه!
استکان را به بینیاش نزدیک کرد و نفس عمیقی کشید و با لذت چشمانش را بست.
حاج علی لیوان چای را به سمت ارمیا گرفت:
_بفرمایید، چای دارچینه، بخور گرم شی!
لیوان را گرفت و تشکر کوتاهی کرد. نگاهی به اطراف انداخت. بارش برف قطع شده بود.....
نویسنده؛ سَنیه منصوری
.•°``°•.¸.•°``°•
@mojaradan •.¸ ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
شکسته_هایم_بعد_تو
🇮🇷قسمت ۲۷ و ۲۸
موقع خرید، آیه تمام مدت دنبال پیدا کردن لباسی مناسب برای زینب بود و ارمیا نگاهش به روسری ارغوانی رنگ داخل ویترین مغازه روبهرو!
زینب که لباس را پرو میکرد ،
سریع رفت و آن را خرید. آیه که برای زینب
روسری میخرید، نگاه ارمیا به مانتوهای پشت ویترین مغازهی کناری بود.
به آیه نزدیک شد:
_میخوای اون مانتوها رو ببینی؟ به نظرم قشنگن!
آیه نگاه به آن مغازه انداخت:
_مانتو دارم!
ارمیا سرش را پایین انداخت:
_میخوام براتون یه چیزی بخرم، لطفا بیایید دیگه!
_باشه.
ارمیا لبخند زد و دست زینب را گرفت ،
و آیه را به آن سمت هدایت کرد. آیه چند مانتو را پرو کرد و یکی را که قهوهای سوخته بود از میانشان برداشت.
ارمیا دستی به مانتوی دیگری کشید و گفت:
_این آبی هم قشنگهها، اینم بردار.
آیه اصلاح کرد:
_آبی نفتی!
ارمیا شانه ای بالا انداخت:
_آبیه دیگه.
آیه ریز خندید و آن مانتو را هم برداشت.
شب که به خانه بازگشتند، ارمیا عجیب حس خوشبختی میکرد... زینب خواب بود. سرش را روی شانهاش گذاشت و به نرمی او را به آغوش کشید.
آیه در خانه را باز کرد ،
و وارد واحد خودشان که شدند به سمت اتاق خواب رفتند؛
لامپ را روشن کرد ،
و هر دو دم در اتاق خشکشان زد. تمام قاب عکسهایی که روی دیوار بود و نقشی از آیه و سیدمهدی را در خود داشتند جایشان را به عکسهای آیه و ارمیا در روز عقد داده بودند. عکسهای دستهجمعی و دو نفره و سه نفره...
رها خوب کارش را بلد بود....
ارمیا با صدای زمزمه مانندی گفت:
_عکسای عقدمون؟
آیه: _کار رهاست!
ارمیا لبخند تلخی زد:
_دلشون برام سوخت؟
_نه! قرار شد عکسا رو جمع کنه، گفت قبل از برگشتن ما انجامشون میده! این ایده از خودش بود، اما ایدهی خوبی بود. عکسای عقد رو ندیده بودی نه؟
_نه؛ وقت نشد!
_زینب رو بذار روی تخت بیا با هم ببینیم!
ارمیا زینب را روی تخت آیه گذاشت و به سمت قاب عکسها رفت. تکتک را نگاه کردند و لبخند زدند.
ارمیا گفت:
_من باید پس فردا برم، حالا با این اوضاع باید چطوری تنهاتون بذارم؟
آیه خواست جواب بدهد که صدای در زدن آمد:
_حتماً رهاست. در رو باز میکنی تا من لباس عوض کنم؟
ارمیا سری به تایید تکان داد و خواست از اتاق خارج شود که آیه گفت:
_وسایلتو از اون خونه آوردی؟
ارمیا سرش را به پشت چرخاند و گفت:
_آره؛ گذاشتم تو اتاق زینب تا بهم بگی کجا بذارمشون!
بعد از اتاق رفت و در را باز کرد.
صدای احوالپرسی ارمیا با رها و صدرا آمد؛ حتما رها به صدرا گفته و او را هم نگران کرده!
لباسهایش را عوض کرد و از اتاق خارج شد:
_سلام! خوش اومدید، شبنشینی اومدید؟
صدرا: _یه جورایی، از اونجایی که خیلی دیر کردید پسرم خوابید، مجبوریم زود برگردیم!
آیه: _برید بیاریدش بذارید روی تخت پیش زینب، اینجوری دیگه عجله ندارید!
رها: _اومدیم صحبت کنیم، من جریان ظهر رو برای صدرا گفتم.
آیه: _بزرگش نکنید، چیزی نیست!
ارمیا: _بزرگه... خیلی بزرگ؛ صدرا من پس فردا دارم میرم ماموریت، با این اوضاع حواسم اینجاست.
صدرا اخم کرد:
_دوباره داری میری سوریه؟
ارمیا: _مجبورم، یه ماه دیگه برمیگردم؛ اما الان باید چیکار کنم که یه دیوونه که سابقهی اقدام به قتل رو هم داره تهدید خانوادهم شده!
صدرا: _چرا دوباره میری؟
ارمیا: الان موضوع مهم #امنیت آیه و زینبه، اینو بفهم صدرا!
صدای ارمیا بالا رفته بود ،
و صدای گریهی زینب بلند شد. ارمیا به سمت اتاق رفت و زینب را بغل کرد تا به خواب رفت.
وقتی کنار صدرا نشست آرام گفت:
_ببخشید صدامو بالا بردم، نمیدونم چیکار کنم!
صدرا: _من هستم، حواسم بهشون هست!
_این اتفاق تقصیر منه و حالا باید تنهاشون بذارم!
آیه دخالت کرد:
_فعلا که بستریه، تا یکی دو ماه آینده هم بستری میمونه؛ وقتی هم مرخص بشه حالش بهتره و خطرش کمتر، ترس نداره که!
رها: _من همه سعیمو میکنم که اوضاعو بهبود بدم.
ارمیا: _برای خود شما هم خطرناکه.
آیه: _به بابا میگم بیان اینجا، اگه این خیالتو راحت میکنه.
ارمیا: _تا حالا انقدر نترسیده بودم!
اعتراف سنگینی بود برای مردی که خطمقدم بوده، چه کردهای بانو که نقطه ضعف شدهای برای این مرد!
صدرا: _حواسمون به زن و بچهت هست، تو حواست به خودت باشه و
دیگه هم نیومده بار سفر نبند!
ارمیا لبخندی پر درد زد ،
و به چشمان صدرا نگاه کرد؛ صدرا خوب درد را از چشمان ارمیا خواند، دردی که روزی در چشمان خودش هم بود...
ارمیا: _برگشتم یه سفر بریم مشهد، صبح به محمد زنگ زدم بهش گفتم.....
❤️🩹 نویسنده؛ سَنیه منصوری
.•°``°•.¸.•°``°•
@mojaradan •.¸ ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
به آنها كه #دوستشان داريد بگوييد چرا، بگوييد كِى، بگوييد چه شد كه دوستشان داشتيد. بگوييد كجا دلتان #لرزيد، بگوييد و #اميد به زندگى در آدم ها را زياد كنيد. بگوييد و ته حرفهايتان اضافه كنيد كه با همه ى آن دليل ها، بى دليل دوستشان داريد.
بگوييد حتى اگر ديگر #زيبا نباشند ايرادى ندارد. ايرادى ندارد اگر روزهايى از زمين و زمان بنالند، ايرادى ندارد اگر گاهى برايتان فقط خستگى و بى حوصلگى داشته باشند، ايرادى ندارد اگر وقتهايى بهم ريخته و كلافه باشند، ايرادى ندارد اگر گاهى تنها چيزى كه ميخواهند تنهايى باشد.
حواستان باشد به آنها كه دوستشان داريد بيشتر از #عشق، #امنيت بدهيد.
#مجردان_انقلابی
.•°``°•.¸.•°``°•
@mojaradan •.¸ ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´
#انچه_مجردان _باید_بدانند
🔰 ازدواج با مهرطلب ها مجاز است؟
#مهرطلبی یک تیپ شخصیت است که اگر شدید باشد، می تواند به #اختلالات شخصیتی نزدیک شود. اما این تیپ حتی اگر شدید هم نباشد باز برای #ازدواج دردسرهای زیادی درست می کند.
ازدواج با مهرطلب ها، یعنی همیشه #بدهکار بودن، همیشه منبع تغذیه روانی فرد دیگر بودن و البته از #دست دادن استقلال کامل!
یک رابطه فرسایشی
مهرطلبی یکی از انواع تیپ های شخصیتی است که متاسفانه در #فرهنگ ما به عنوان نوعی رفتار پسندیده شناخته می شود. در ابتدای آشنایی با یک مهرطلب، ممکن است خیلی #تحت تاثیر #محبت بی حد و مرز او قرار گیرید اما همین که وارد یک رابطه جدی و ازدواج با او شوید، می بینید که همه چیز بسیار #طاقت فرساست. کم کم همه خونتان، انرژی، فردیت، هویت، آرامش و #امنیت تان مکیده می شود ولی چون همه چیز در قالب #مهربانی اتفاق می افتد، نمی توانید به راحتی از فرد مهر طلب #فاصله بگیرید.
تیپ های مهرطلب یا کمک کننده آنهایی هستند که مرتب به #فکر دیگران اند. خودشان را به #آب و آتش می زنند تا به دیگران کمک کنند. توانایی #نه گفتن ندارند و همین موضوع سبب می شود که همیشه #گوش به فرمان دیگران باشند. در نهایت #احساسات تخریبی و بسیار بدی را تجربه می کنند.
نیاز بسیاری به محبت و توجه #دیگران دارند.از #طرد شدن و تنها ماندن به شدت می ترسند.وابستگی و #اتکای بیش از اندازه به دیگران دارند.
مهرطلب ها در بعضی مواقع بسیار #پرتوقع می شوند و از دیگران انتظار دارند که کارهای #خاصی را برایشان انجام دهند. بنابراین در ازدواج با افراد مهرطلب باید #احتیاط کرد.
در پایان لازم به ذکر است هر تیپ شخصیتی #تله هایی دارد که با شناخت و آگاهی از آنها فرد میتواند شخصیت خود را #تعدیل کند و حتی شخصیت مهر طلب نیز گزینه #صلی_الله_علیک_یا_ابا_عبدالله مناسبی برای ازدواج باشد.
#مجردان_انقلابی
.•°``°•.¸.•°``°•
@mojaradan •.¸ ¸.•
°•.¸¸.•°`
¸.·´¸.·´¨) ¸.·*¨)
(¸.·´ (¸·´ .·´