eitaa logo
موج نور
163 دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
3.7هزار ویدیو
21 فایل
امواج نور را به شما هدیه می‌دهیم. @Mohammadsalari : آیدی آدمین
مشاهده در ایتا
دانلود
2.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❀ ﴾﷽﴿ ❀ 🎥: بازسازی حرم ائمه بقیع علیهم السلام و مخالفت آیت الله گلپایگانی با بازسازی حرم ائمه بقیع علیهم السلام ⚘اَݪٰلّہُـمَّ؏َجِّل‌ݪِوَلیِّڪَ‌الفَرَجـ‌⚘        ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید
🌼 امام على علیه‌السلام : 🍃حريص، همواره در رنج است🍃 🍂الحَريصُ تَعِبٌ🍂 📚غرر الحكم، ص ۲۶ ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید 🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼
یَسَع علیه‌السلام یکی از پیامبران خدا بود و ذی الکفل از اصحاب او به شمار می‌رفت. یسع علیه‌السلام در اواخر عمرش به اصحابش گفت: «من با شما عهدی می‌کنم. هریک از شما که این عهد را بپذیرد و به کار بندد، جانشین من خواهد بود. عهد من این است که هنگام خشم، خویشتن دار باشید و از شیطان پیروی نکنید.» ذی الکفل که از خودش مطمئن بود، قول داد و عهد کرد که هیچگاه غضب شیطانی نکند. به همین دلیل به مقام نبوت رسید و چون عهد بسته بود که بیهوده خشمگین نشود، شیطان می‌کوشید به هر ترتیب شده او را به خشم آورد. ولی آن بزرگوار چون کوه ایستادگی می‌کرد. روزی شیطان نعره‌ای کشید و یارانش را جمع کرد و گفت: من از دست ذی الکفل عاجز شده‌ام. هر کار می‌کنم او را خشمگین کنم و عهدش را نقض نمایم، نمی توانم. » شیطانکی به نام «اَبیض» گفت: «این مأموریت را به من بسپار. من او را خشمناک می‌کنم.» از خصوصیات این پیغمبر این بود که شب اصلا نمی‌خوابید و تمام شب سرگرم ذکر و یاد خدا بود، روز هم تا قبل از ظهر سرگرم کارهای شخصی و کارهای مردم بود و ظهر مقدار کمی می‌خوابید و عصرگاهان دوباره سرگرم کارهای مردم می‌شد. هنگام ظهر بود و پیغمبر خوابیده بود که شیطانک در را به شدت کوبید. دربان پرسید: «چکار داری؟ » او گفت: «دعوایی دارم و برای داوری خواستن، آمده‌ام.» دربان گفت: «اکنون پیغمبر خوابیده است، فردا صبح بیا. » شیطانک صدایش را بلند کرد و فریاد زنان گفت: «راهم دور است و نمی‌توانم فردا بیایم.» بالاخره پیغمبر از صدای فریاد بیدار شد. در را باز کرد و گفت: «برو به طرف دیگر دعوا بگو که فردا به اینجا بیاید تا من به کارتان رسیدگی کنم.» شیطان گفت: «او نمی‌آید. » پیامبر فرمود: «این انگشتر مرا به عنوان مدرک ببر و به او بگو که ذی الکفل ترا می‌طلبد. » آن روز، ذی الکفل نتوانست به خواب رود. شیطانک روز بعد، هنگام ظهر آمد و دوباره شروع به داد و فریاد کرد. باز هم پیامبر از خواب پرید و در کمال خونسردی و ملایمت او را رد کرد. بدین ترتیب که نامه‌ای نوشت و به او داد که برود و آن شخص را بیاورد. آن روز هم پیامبر به خواب نرفت و شب تا صبح نیز برای عبادت بیدار بود. روز سوم فرا رسید و پیامبر که سه روز بود نخوابیده بود بسیار خسته شده بود. دوباره ظهر شیطانک از راه رسید و داد و فریاد راه انداخت و گفت: «نامه‌ات را بردم، قبول نکرد. » و باز هم صدایش را بلندتر کرد، تا شاید وی را عصبانی سازد. بالاخره شیطان گفت: «اگر خودت همین الان بیایی، کار ما اصلاح می‌شود. » در آن موقع، آفتاب به قدری داغ و سوزان بود که اگر تکه گوشتی را در بیابان می‌انداختند بریان می‌شد. پیامبر فرمود: «بسیار خوب، برویم.» در آن هوای گرم به راه افتادند. مقداری که رفتند، شیطانک که از خشمناک کردن وی مأیوس شده بود، پا به فرار گذاشت. 📚 داستان‌های شهید دستغیب ره ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید 🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼
7.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎 دو مثلث🔺 ارتباطی مهم در خانواده 🎙 استاد عزیزی ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید 🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼
7.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠موشن گرافیک زندگی با آیه ها: عروسک بازی (بت) ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید 🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼
2.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📖تفسیر قرآن کریم با داستان📖 ✳️ خودستایی ممنوع. 🌴فَلَا تُزَكُّوا أَنفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَىٰ🌴 (نجم: ۳۲) 🍂ﭘﺲ ﺧﻮﺩﺳﺘﺎﻳﻲ ﻧﻜﻨﻴﺪ. ﺍﻭ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﻱ ﭘﻴﺸﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺁﮔﺎﻩﺗﺮ ﺍﺳﺖ🍂 ✅ سگ گر! ✍ روایت شده است که خداوند به حضرت موسی علیه‌السلام وحی فرمود: «این بار وقتی که برای مناجات می‌آیی، کسی که خودت را از او برتر و بالاتر می‌دانی، با خودت بیاور.» حضرت موسی شروع به جستجو نمود، اما به هر کدام از مردم که توجه نمود، جرأت نکرد که خودش را از او برتر بداند، به ناچار به سراغ حیوانات رفت و شروع به جستجو در میان آنها نمود تا اینکه به سگ مریضی رسید که بیماری گری داشت. با خودش گفت: «این را همراه خودم می‌برم.» طنابی به گردن سگ بست و او را همراه خود برد. چون قدری راه رفت، پشیمان شد. بند را باز کرد و سگ را رها نمود. وقتی که به محل مناجات رسید، خداوند وحی فرمود: «آیا کسی را که امر کرده بودیم، با خود آوردی؟» حضرت موسی عرض کرد: «خداوندا، چنین کسی را نیافتم.» خداوند فرمود: «به عزت و جلالم سوگند، اگر کسی را می‌آوردی، نامت را از دیوان پیامبران پاک می‌کردم. 📚 داستان‌های شهید دستغیب ره ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید
4.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 تاریخچه بقیع از ابتدا تا تخریب آن توسط وهابیان سعودی ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید
11.82M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴السلام علیکم یا اهل بیت النبوة آه، سلام الله علی اولاد زهرا آه، ندارن زائری این روز و شبها آه، به جز گرد و غبار و خاک صحرا 🎙کربلایی محمد فصولی ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید
2.87M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❀ ﴾﷽﴿ ❀ 🎥: بازسازی حرم ائمه بقیع علیهم السلام و مخالفت آیت الله گلپایگانی با بازسازی حرم ائمه بقیع علیهم السلام ⚘اَݪٰلّہُـمَّ؏َجِّل‌ݪِوَلیِّڪَ‌الفَرَجـ‌⚘        ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید
🌼 امام على علیه‌السلام : 🍃حريص، همواره در رنج است🍃 🍂الحَريصُ تَعِبٌ🍂 📚غرر الحكم، ص ۲۶ ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید 🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼
یَسَع علیه‌السلام یکی از پیامبران خدا بود و ذی الکفل از اصحاب او به شمار می‌رفت. یسع علیه‌السلام در اواخر عمرش به اصحابش گفت: «من با شما عهدی می‌کنم. هریک از شما که این عهد را بپذیرد و به کار بندد، جانشین من خواهد بود. عهد من این است که هنگام خشم، خویشتن دار باشید و از شیطان پیروی نکنید.» ذی الکفل که از خودش مطمئن بود، قول داد و عهد کرد که هیچگاه غضب شیطانی نکند. به همین دلیل به مقام نبوت رسید و چون عهد بسته بود که بیهوده خشمگین نشود، شیطان می‌کوشید به هر ترتیب شده او را به خشم آورد. ولی آن بزرگوار چون کوه ایستادگی می‌کرد. روزی شیطان نعره‌ای کشید و یارانش را جمع کرد و گفت: من از دست ذی الکفل عاجز شده‌ام. هر کار می‌کنم او را خشمگین کنم و عهدش را نقض نمایم، نمی توانم. » شیطانکی به نام «اَبیض» گفت: «این مأموریت را به من بسپار. من او را خشمناک می‌کنم.» از خصوصیات این پیغمبر این بود که شب اصلا نمی‌خوابید و تمام شب سرگرم ذکر و یاد خدا بود، روز هم تا قبل از ظهر سرگرم کارهای شخصی و کارهای مردم بود و ظهر مقدار کمی می‌خوابید و عصرگاهان دوباره سرگرم کارهای مردم می‌شد. هنگام ظهر بود و پیغمبر خوابیده بود که شیطانک در را به شدت کوبید. دربان پرسید: «چکار داری؟ » او گفت: «دعوایی دارم و برای داوری خواستن، آمده‌ام.» دربان گفت: «اکنون پیغمبر خوابیده است، فردا صبح بیا. » شیطانک صدایش را بلند کرد و فریاد زنان گفت: «راهم دور است و نمی‌توانم فردا بیایم.» بالاخره پیغمبر از صدای فریاد بیدار شد. در را باز کرد و گفت: «برو به طرف دیگر دعوا بگو که فردا به اینجا بیاید تا من به کارتان رسیدگی کنم.» شیطان گفت: «او نمی‌آید. » پیامبر فرمود: «این انگشتر مرا به عنوان مدرک ببر و به او بگو که ذی الکفل ترا می‌طلبد. » آن روز، ذی الکفل نتوانست به خواب رود. شیطانک روز بعد، هنگام ظهر آمد و دوباره شروع به داد و فریاد کرد. باز هم پیامبر از خواب پرید و در کمال خونسردی و ملایمت او را رد کرد. بدین ترتیب که نامه‌ای نوشت و به او داد که برود و آن شخص را بیاورد. آن روز هم پیامبر به خواب نرفت و شب تا صبح نیز برای عبادت بیدار بود. روز سوم فرا رسید و پیامبر که سه روز بود نخوابیده بود بسیار خسته شده بود. دوباره ظهر شیطانک از راه رسید و داد و فریاد راه انداخت و گفت: «نامه‌ات را بردم، قبول نکرد. » و باز هم صدایش را بلندتر کرد، تا شاید وی را عصبانی سازد. بالاخره شیطان گفت: «اگر خودت همین الان بیایی، کار ما اصلاح می‌شود. » در آن موقع، آفتاب به قدری داغ و سوزان بود که اگر تکه گوشتی را در بیابان می‌انداختند بریان می‌شد. پیامبر فرمود: «بسیار خوب، برویم.» در آن هوای گرم به راه افتادند. مقداری که رفتند، شیطانک که از خشمناک کردن وی مأیوس شده بود، پا به فرار گذاشت. 📚 داستان‌های شهید دستغیب ره ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید 🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼
7.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💎 دو مثلث🔺 ارتباطی مهم در خانواده 🎙 استاد عزیزی ╭═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╮         @mojnoor3 ╰═━⊰🍂🌺🌺🍂⊱━═╯ ما را به دوستان خود معرفی کنید 🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼