آشوب، سیل سهمگین خاطراتی است
که قلبت را با خود میبرد
آشوب، آوارِ به جا مانده از رفتن است
یاد تمامِ حرفهای نگفته
آشوب حضوریست که نیست
و آی که نیست میکند
آشوب، دلهره پیوست شده
به تنهایی ست
هراسم نیست که آشوبم
و
فاتح یا نعش
یا نشئه ی باخته به چشمهات
باز میگردم
هراسم این است
که این کلماتِ آخر بعد از من به تو برسد
″اسکارلت دهه شصت، سجاد افشاریان″
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر که را می نگری مرکز پرگار غم است
کیست در دایره ی چرخ مسلم باشد؟
من با خودم فکر میکردم: اگر راست است که هر کسی یک ستاره روی آسمان دارد، ستاره ی من باید دور، تاریک و بی معنی باشد؛ شاید من اصلا ستاره نداشته ام!
″بوف کور ، صادق هدایت″
#بخش_علایق
Homayoun ShajarianHomayoun Shajarian - Abr Mibarad (320).mp3
زمان:
حجم:
9.9M
باید گوشهی دنجی داشت برای صبحهای جمعه، با صدای شجریان و کتاب شعر که قهوه را آنجا نوشید.
نشست و به ذهن اجازه ی جولان داد.
دلتنگ شد برای او که در طول هفته هر چه تصویرش آمد جلوی چشممان پسش زدیم.
مرور کرد خاطراتی را که اگر نادیدهشان نمیگرفتیم از پس کارهای روزمره برنمیآمدیم.
جمعه است دیگر، بگذار کمی بیتحرک بنشینیم و در گذشته سیر کنیم.
فقط که اشک نیست، گاهی هم به یاد خندهاش لبخند مینشیند روی لبمان.
بس است دیگر، باید چای دم کرد برای بقیه.
غم چشمها هم وصل میشود به دلگیری غروب جمعه.
عشق را جمع و جور میکنیم، و از فردا باز میجنگیم برای زندگی.
″هدی تاج″
حرفِ منّت نیست اما صد برابر پسگرفت
گردش دنیا اگر چیزی به ما افزوده بود...
″فاضل نظری″
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بند سکوت هیچ گه از لب بی هنر مجوی
قابلِ مهر کِی شود،شیشه که بی شراب شد