دیگر نمیخواهم غصه بخورم. هرچیز شده، باید میشده و هرچیز نشده، نباید میشده،
میخواهم بعد از این زیاد فکر نکنم و زیاد دقیق نباشم و زیاد توجه نکنم...
میخواهم آرام باشم؛ مگر چقدر زنده میمانم که تمام عمرم به فکر و خیال بگذرد؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
👳 @mollanasreddin 👳
خار و میخك - قسمت ۷.mp3
9.32M
🎙#روایت_شب| مقاومت و امید
🔸روزگار سخت است، اما امیدمان به آیندهای بهتر، مانند نخلهای سرزمینمان، ریشه در اعماق وجودمان دارد...
🖼 قسمت هفتم کتاب خار و میخک، نوشتۀ شهید یحیی سنوار
👳 @mollanasreddin 👳
میانِ اینهمه گرفتاری و روزمرگی
مگر آدم چه میخواهد
جز یک "دلِ" گرم
و فنجان چای شیرین که
بدونِ فکروخیال نوشید و آرام گرفت...
صبحتون بخیر و شادی
👳 @mollanasreddin 👳
#عربیات
لاتیأس...
إنماتَفيصدركَغُصنٌ،
غدًاسيزرعاللّهلكبُستان.
#ناامیدنشـو ...
اگرشاخهایدرسینهاتبمیرد،
فرداخداوند،باغیبرایتخواهدکاشت💐
👳 @mollanasreddin 👳
#ضربالمثل
(حَلوای لَن ترانی،تا نخوری ندانی) :
حَلوای لَن ترانی تا نخوری ندانی
یعنی تا این بلا سرت نیاید نمیفهمی . تا دچار این درد یا این وضع نشوی درک نمیکنی. حلوا خوردن معمولا" آدمی را به یاد مراسم ختم کسی میاندازد و حلوای کسی را خوردن یعنی مردن او.
از آنجا که مردم خواندن واژهی لَن تَرانی را درست در نیافته بودند ؛ هرکسی آن را به گونهای خوانش میکرد . یکی تَنتَنانی دیگری به گونهای دگر . امّا لن ترانی درست است .
لن ترانی اشاره به داستان موسی و قومش در قرآن است که قوم موسی از او میخواهند خدا را به ایشان بنمایاند و هرچه موسی بدیشان میگوید شدنی نیست ؛ همچنان مردم پافشاری میکردند و آیه « لن ترانی یعنی هرگز مرا نخواهی دید » فرود میآید .
{قالَ رَبِّ أرِنـی أنظُر إلَیکَ . قالَ لَن تَرانی ولکِن انظُرْ إلی الجَبَلِ فَإن استَقَرَّ مَکانَـهُ فَسَوفَ تَرانی.} 143 أعراف
گفت پروردگارا خودت را به من نشان بده . گفت هرگز مرا نخواهی دید ولی به کوه بنگر . اگر در جایش ماند؛ مرا خواهی دید.
مردم همراه موسی (ع) برای دیدن خدا به سوی کوه راه میافتند که با جلوه گر شدن خدای به کوه آذرخشی میآید و جز موسی همگان نابود میشوند و موسی به درگاه خدا ناله میکند که من چگونه نزد قوم برگردم و چه بگویم . آیا بگویم همه کشته شدند؟ و ...
پس این زبان زد ( ضرب المثل) ریشه از این داستان دارد .
این زبان زد را وقتی به کار میبرند که بخواهند به کسی هشداری دهند و بگویند تو که نمیدانی با انجام این کار چه بر سرت خواهد آمد و چه خواهد شد.
👳 @mollanasreddin 👳
#تیکه_کتاب
سوال: اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید که بیست کیلو چاق شدهاید نگران نمیشوید؟
البته که میشوید! سراسیمه به بیمارستان تلفن میزنید: الوو، اورژانس؟ کمک، کمک، من چاق شدهام!
اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد، یک کیلو این ماه، یک کیلو ماه آینده و…
آیا باز هم همین عکس العمل را نشان میدهید؟ نـه! با بیخیالی از کنارش میگذرید.
برای کسانی که ورشکسته میشوند، اضافه وزن میآورند یا طلاق میگیرند یا آخر ترم مشروط میشوند این حوادث دفعتاً اتفاق نمیافتد. یک ذره امروز، یک ذره فردا و سر انجام یک روز هم انفجار و سپس میپرسیم: چرا این اتفاق افتاد؟
زندگی ماهیّت انبار شوندگی دارد. هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده میشود، مثل قطرههای آب که صخرههای سنگی را میفرساید.
اصل قورباغهای به ما هشدار میدهد که مراقب شرایطی که به آن عادت میکنید باشید!
ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم: به کجا دارم میروم؟ آیا من سالمتر، مناسبتر، شادتر و ثروتمندتر از سال گذشتهام هستم؟ و اگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم.
📕 #آخرین_راز_شاد_زیستن
✍🏻 #آندرو_ماتیوس
👳 @mollanasreddin 👳
#داستانک
پذیرش
هیچکس پدربزرگ را نمیدید.
از نادیده گرفتنه شدن متنفر بود.
خواست جلب توجه کند.
عکس قدیمی را روی میز دخترش گذاشت. دختر اعتنا نکرد. خشمگین شد. عکس را روی یخچال چسباند، در جیب نوه گذاشت و آنقدر تکرار کرد که خانه را عوض کردند.
پدربزرگ نمیپذیرفت. نمیپذیرفت مرده.
|ماهان ابوترابی|
👳 @mollanasreddin 👳
nahaee.mp3
10.44M
#موسیقی_بیکلام
به من نگو...
اهل کدام شهر دنیایی؟
به همین زودیها
جهان از دهکده خالی خواهد شد
با چشمه و درخت و کوه
با دلی کاهگلی
منتظرت هستم ...
#رضا_نظری_ایلخانی
👳 @mollanasreddin 👳
چند غلط املایی در فضای مجازی
غلط 👇 درست👇
پرهیزگار پرهیزکار
مطمعن مطمئن
پلمپ پلمب
راجب راجع به
تُ تو
باش باشه
بزار بذار
#غلط_ننویسیم
👳 @mollanasreddin 👳
📚#معرفی_کتاب
🌟عنوان:در کربلا چه گذشت🌟
✍️به قلم:شیخ عباس قمی
🖨ناشر:انتشارات کتاب جمکران
📜🔹📜🔹📜🔹📜🔹📜🔹
کتاب در کربلا چه گذشت در ۵ بخش نوشته شده است:
📓باب اول: در مناقب امام حسین (ع) و ثواب گریستن بر آن حضرت،
🖋باب دوم:وقایع پس از بیعت مردم با یزیدبن معاویه
📓باب سوم:در وقایع پس از شهادت
🖋باب چهارم:پس از شهادت حضرت ابیعبداللهالحسین (ع)
📓باب پنجم:در ذکر فرزندان امام حسین (ع) و زوجات آن حضرت
🖋خاتمه:درشرح حال توّابین وخروج مختار
واقعهٔ کربلا جنگی بود که در تاریخ ۱۰ محرم سال ۶۱ هجری قمری (برابر با۱۳ اکتبر ۶۸۰ میلادی) اتفاق افتاد.روز نبرد به روز عاشورا معروف شده است.این جنگ میان سپاه کمتعداد «حسین بن علی»، نوهٔ پیامبر اسلام و سپاه اعزامی از سوی «یزید»، خلیفهٔ اموی و در نزدیکی محلی به نام «کربلا» رخ داد.دلیل «یزید بن معاویه» برای جنگ، بیعتنکردن حسین بن علی با او بود. در مقابل حسین بن علی حکومت و زمامداری یزید بن معاویه را غیرشرعی و غیرقانونی میدانست؛ حکومتی که برخلاف پیمان صلح «امام حسن مجتبی» و «معاویه بن ابیسفیان» بود و بهشکلی مورثی به یزید رسیده بود. امام حسین (ع) حکومت اموی را ظالم و گمراه میدانست و برای تغییر جهت جامعهٔ اسلامی بهسوی مسیری دیگر قیام کرد.
📜🔹📜🔹📜🔹📜🔹📜🔹
👳 @mollanasreddin 👳
#شعر
باید روسری سپید را
در گندم گیسوانت ، گره می زدی .
تا خورشید از موج
ساقه های بلند آن
به روز سلام می کرد .
بهار را تو به ایوان می آوردی
در پیراهنی سبز و چین دار .
با شکوفه هایی
که سنجاق می کردی ، کنار موهایم.
#مهتاب_میرقاسمی
👳 @mollanasreddin 👳
#طنز_جبهه
شب توی سنگر نشسته بودیم و چرت می زدیم
شب مهتابی زیبایی بود
فرمانده اومدتوی سنگر و گفت:
اینقدر چرت نزنین ، تنبل میشن
به جای این کار برید اول خط ، یک سری به بچه های بسیجی بزنین
بلند شدیم و رفتیم به طرف خاکریز های بلندی که توی خط مقدم بود
بچه های بسیجی ابتکار خوبی به خرج داده بودن
مقدار زیادی سنگ و کلوخ به اندازه ی کله ی آدمیزاد روی خاکریز گذاشته بودند
که وقتی کسی سرش را از خاکریز بالا می آورد
بعثی ها آن را با سنگ و کلوخ اشتباه بگیرند و اون رو نزنن
اما بر عکس ما خیال می کردیم که این سنگ ها همه کله ی رزمنده هاست
رزمنده هایی که پشت خاک ریز کمین کرده اند و کله هایشان پیداست
یک ساعت تمام با سنگ ها و کلوخ ها سلام و علیک و احوالپرسی کردیم
و به آنها حسابی خسته نباشید گفتیم و بر گشتیم !
صبح وقتی بچه ها متوجه ماجرا شدن تا چند روز ، بهمون می خندید
👳 @mollanasreddin 👳