#شهدا🌱
اول نماز را بخوانیم
همیشه هرکجا که بود تا صدای اذان را میشنید نمازش رو میخواند. حتی گاهی اوقات در جلسات در حین حرف زدن بوده و تا صدای اذان به گوشش میرسید انگار ملائک در گوشش صدایش کردند به ارامی بلند میشد و از همه ما می خواست اول نماز را بخوانیم وبعد به کار ادامه میدهیم . به مادرش فوق العاده علاقه داشت ،در بسیاری از کارها به خصوص دینش از مادرش کسب تکلیف میکرد،او تمام این اعتقاد ودین و بصیرت را از مادرش گرفته بود.
#از_شهدا_بیاموزیم 🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀🌺🍀
@montzeran
اینجوری نگید که حجاب چیه ؟
که به جوانی شهدا بر میخوره😔
نگید میخواهیم راحت زندگی کنیم که مصادف میشه با ناراحتی #شهدا
#شهدا🌱
* واقعا به عنوان یک مادر راضی شدید؟ آیا به خاطر دل شهید راضی شدید یا نه به یقین رسیدید؟
پاسخ مادر شهید 🔸میتوانم بگویم؛ نه برای دل خودم بود و نه دل حسن. در برابر حرفهایی که میزد
نمیتوانستم نه بگویم.
* یعنی تا این حد دینش کامل بود و به آرزوی شهادت و پاسداری از اسلام رسیده بود؟
پاسخ مادر شهید 🔸بله، آنقدر برای دفاع از ناموس خدا محکم بود که به خودم نمیتوانستم اجازه دهم نه بگویم و قلبا هم راضی شده بودم.
* آیا شهید قاسمیدانا دورههای رزم را هم گذرانده بود؟
پاسخ مادر شهید 🔸بله، ایشان مربی بسیج بود و سلاح های نیمه سنگین را آموزش می داد.
* سربازی ایشان درکجا بود؟
پاسخ مادر شهید 🔸سربازی را در زاهدان گذرانده بود. با اینکه بسیجی فعال بود و میتوانست دو ماه آموزشی را نرود، اما باز هم رفت. بعد هم با اینکه میتوانست در مشهد بماند به مرز طبس رفت و مبارزه با اشرار را یک سال ادامه داد و کاملا در مرز و کمین بود. خلاصه سربازی سختی داشت.
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣
خبر دارید... .
.
هنوز که هنوز است #حمید_باکری از #عملیات فاتحانه خیبر بر نگشته... .
..
خبر دارید که #غلامحسین_توسلی آن دلیرمرد خطه #جنوب مهمان نهنگ های خلیج فارس شد و برنگشت...
.
..از #ابراهیم_هادی خبری دارید... .
..
بعد از اینکه یارانش را از #کانال_کمیل به عقب بازگرداند دیگر کسی او را ندید...
.
از جوانانی که خوراک کوسه های #اروند شدند خبری دارید... .
.
.هنوز از #شلمچه صدای #اذان بچه ها می آید... .
.
.هنوز صدای مناجات #رزمندگان از #حسینیه #حاج_همت به گوش می رسد... .
.
.هنوز وصیت نامه شهدا خشک نشده؛ #خواهرم #حجاب.... #برادرم #نگاه....
..
هنوز که هنوز است #شهدا می ترسند
از اینکه #رهبر رو تنها بگذاریم... .
..
و هنوز که هنوز است شهدا بند پوتینهایشان را باز نکرده اند و منتظر منتقم #حسین علیه السلام هستند تا دوباره در رکابش شهید شوند.....
#یادشهداباصلوات
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
چهاردهم خرداد سالروز ارتحال امام عظیم الشأن انقلاب تسلیت باد...◾◾◾
ما عاشق رهبریم... .
#مقام_معظم_رهبری #حضرت_آقا
#خامنه_ای #امام_خامنه_ای #سیدعلی_خامنه_ای #شهدا_شرمنده_ایم #شهدا #رهبر
#مرجعیت #عاشق_انقلاب
@montzeran
🕌#نماز اول وقت←سفارش#شهدا💫✨
🦋همرزمشهــید بابک نوری:
✨صبح ها در بیابان های بوکمال هوا به شدت سرد بود.☁️بخاطر سرمای شب و بیداری، صبح ها بی رمق بودیم.😅
💫گاهی که برای نماز صبح📿امکان وضو گرفتن نبود تیمم میکردم.
وقتی موقع نماز ظهر📿 که میشد بابک اجبار میکرد:"
🌙قضای نماز صبح هم بخونید چون نماز صبح بجای وضو تیمم کردین" . . {♥️}
#ݜهیدبابڪنوري🌹
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفَرَجَهُمْ 🌹🌹🌹
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣
🍃🌸
#چهره_های_افتخار #شهدا
پادگان دوکوهه
ساعت ۲ نصف شب بود
خیر سرم داشتم میرفتم نماز شب بخونم
رفتم سمت دستشویی ها برای تجدید وضو
شنیدم صدای خس خس میاد
۴ تا توالت از حدود ۲۵ تا رو شسته بود
رفته بود سراغ پنجمی...
کنجکاو شدم که این آدم مخلص کیه؟
پشت دیوار قایم شدم...
اومد بیرون
چند لحظه ای سرش روگرفت رو به آسمان
نور ماه افتاد رو صورتش
تعجب کردم
باورم نمیشد
اسدالله بود، فرمانده گردان...
با یه دست داشت دستشویی ها رو می شست...
تا سحر درگیر بودم با خودم!!!
🍂 فرمانده ۲ تا گردان با یه دست داشت دست شویی های پادگان دوکوهه رو تمیز میکرد ...
🌷🍃🌼
#سردارشهید_اسدالله_پازوکی
▫️فرماندهٔ گردان حمزه ، مسئولآموزش و فرمانده محورلشگر ۲۷محمدرسولالله(ص
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣
بسم رب #الزهرا صلی الله علیک یا #اباعبدلله
🕊زیارت نامه ی #شهــــــدا🕊
اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَصفِیَآءَ اللهِ وَ اَوِدّآئَهُ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصَارَ دینِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَمیرِالمُومِنینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسآءِ العالَمینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی مُحَمَّدٍ الحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ الوَلِیِّ النّاصِحِ ، اَلسَّلامُ عَلَیکُم یا اَنصارَ اَبی عَبدِ اللهِ ، بِاَبی اَنتُم وَ اُمّی طِبتُم ، وَ طابَتِ الاَرضُ الَّتی فیها دُفِنتُم ، وَفُزتُم فَوزًا عَظیمًا ،فَیا لَیتَنی کُنتُ مَعَکُم فَاَفُوزَمَعَکُم 1-رفقاےشهدابہیادشهدا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⚠️ اگر هنوز ⚠️ به این باور ⚠️ قلبی و قطعی ⚠️ نرسیدهاید که⚠️ #شهدا زندهاند ، ⚠️ دیدن این فیلم ⚠️ برای شمـا واجب و ⚠️ ضروری است
💌#شھیدانہ
✍روایتگری یاد وخاطره شهدا
فرهاد راوی جنگ دفاع مقدس بود،یک ماه مانده به اینکه سال کهنه جای خود را به سال نو دهد فرهاد راهی #سرزمینهاینور می شد و از رشادت های جوانان و نوجوانانی میگفت که شاید هیچ کدام از آن ها را ندیده بود...
به من همیشه میگفت : من تو و محمد و همه زندگی ام رو از همین #شهدا گرفتم و این تنها خدمتیه که من براشون انجام میدم،که با #روایتگری یاد و خاطره شهدا رو زنده نگه میدارم...
شرط اولیه ازدواجمان هم همین بود که در این مسیر همراهش باشم ، نه اینکه مانع باشم و من در همه سفر ها همراهش بودم.
📚راوی:همسرشهید
🌹#شهید_فرهاد_خوشهبر
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣
🌹 شهید همت:
متنفر هستم از انسان های سازشکار و بی تفاوت!
🔹🔶🔹🔶🔹
⁉️استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است!؟
📲 با ابزارهای نوین دیجیتالی!
❌سازشکار ،می ماند و همراهی میکند!
❌بیتفاوت می بیند و رد می شود!!
♦️ولی چاره ای نیست، باید مبارزه و جهاد کرد برای ساختن نسلی پاک
❌اینها سد راه انقلاب اسلامی اند
🔷پس سد راه اسلام باید برداشته شوند تا راه تکامل طی شود..
کناری نشستن و میدان را خالی کردن
خیانت است به خون شهداست.
#شهدا #بی_تفاوت_نباشیم #شهید_همت
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣
#حاج_حسین_یکتا:
امروز وقتی شما در #فضای_مجازی قرار می گیرید #شهدا شما را نگاه می کنند، پس باید با #وضو باشید و ذکر «ما رمیت اذ رمیت» بخوانید.
شما الان بالای دکل #دیده_بانی قرار گرفتهاید و بخواهید یا نه، #وسط میدان هستید.
#شهدا_می_بینند...
منتظران گناه نمیکنند
اگر میخواهید امشب یه کار خیری کرده باشید که اون دنیا به دردتون بخوره اینه که امشب و فردا که سالروز شهادت شهید نوید صفری هست تا جایی که میتونید این شهید عزیز رو به دوستان و آشنایان و کانال هاتون معرفی کنید
مطمئن باشید شهید کم نمیزاره😍
زنده نگه داشتن یاد#شهدا کمتر از شهادت نیست!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
هدایت آتش توسط حضرت زهرا (س)
🎬 روایت استاد عالی از هدایت شهید برونسی توسط حضرت زهرا(س) در حضور امام خامنهای و شهید حاج قاسم سلیمانی
🗓 ۲۳ اسفند، سالروز شهادت #شهید_عبدالحسین_برونسی
🔹#شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات
@montzeran
هدایت شده از السلام علیک یا امام رئوف
سر کلاس جواب معلمش را نمی داد.
می گفت: «تا حجاب نداشته باشی ما صحبتی با هم نداریم»
فرمانده سپاه خرمشهر، #شهید_محمدعلی_جهانآرا
#شهدا
هدیه به ارواح طیبه همه شهدا فاتحه وصلوات💐💐💐💐💐
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣
🌹 #وصیت_نامه_شهید_بسیجی_محمد_رضا_رحمانی
#حفظ_حجاب
#خواهرانم، حجاب اسلامى را کاملاً رعايت كنيد كه #حجاب_سنگر است و در سنگر ماندن #عبادت. #برادران، با دشمنان اسلام دشمن و با دوستان اسلام دوست باشيد، بار سنگين و طاقتفرسای وظيفه را مردانه به منزل برسانيد. در صورت شهادت آنان كه پيرو #خط_سرخ_امام_خمينى نيستند و به ولايت او اعتقاد ندارند بر من نگريند و سر جنازه من حاضر نشوند اما باشد كه دما #شهدا آنان را متحول سازد و به رحمت الهى نزديكشان كند
🌱 شهید علی طباطبایی
📜 ای مردم در صحنه باشید و افرادی را انتخاب کنید که ثمره خون شهیدان را پایمال نکنند که در این صورت شما مسئول خواهید بود.
#انتخابات #شهدا
هدیه به ارواح طیبه همه شهدافاتحه وصلوات💐💐💐💐💐
#ازشهدابیاموزیم❣❣❣❣❣
سوال 👇
چه تضمینی هست اگه من رای دادم
نمایندهها به #وعدههاشون عمل کنن؟
جواب👇
مگه #شهدا وقتی داشتن به وظیفهشون
عمل میکردن از کسی تضمین خواستن؟
بله ما که به حرمت خون شهدا به وظیفه مون عمل میکنیم ولی خوب میدونیم فردای انتخابات ، رفتگران #وعده_های نامزدهای انتخابات رو جارو میزنن و.......به غیر از #عده_اندکی دیگه کی یادش میمونه که چه وعده ای داده...واین قصه پرغصه ادامه داره.............
بدا به حال اون مسئولینی که از رای و اعتماد مردم سوء استفاده میکنن و مستضعفین و مستمندان رو یاری نمیکنن و قلب امام زمان رو به درد میارن
خدایا خودت اصلی ترین وبهترین کاندید دنیا روبرسون🤲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔺خواهرم
این آزادی که می بینی در ایران هست هر جور میخوای می گردی میگی به کسی مربوط نیست به اینهامربوط میشه 😔👆
این سرزمین امنیتش و آزادیش که تو می بینی و باز هم انکار می کنی نتیجه رشادتها و از خود گذشتگی این عزیزان است.😔
#حجاب
#امنیت
#شهدا
#مدافعان_حرم
✍ #فرازی_از_وصیت_نامه_شهید_سرهنگ_مقامی
🌷« پشتیبان #ولی_فقیه باشید .اسلام از همه چیز مهمتر است .ما میرویم ولی مسئولیت این امر و تداوم انقلاب بر دوش شماست ،با تمام توان ادامه دهید و شانه خالی نکنید ،که فردای قیامت در برابر #شهدا سر بزیر نباشید »🌷
هدیه به ارواح طیبه همه شهدافاتحه وصلوات
اللهم صل علی محمد وآل محمد💐💐💐💐💐
#ازشهدابیاموزیم❣❣❣❣❣
*سه درس ولایت پذیری از سه شهید*
*🌹شهیـد حاج قاسم سلیمانی:*
*«اگـر کسی صدای رهبـر خود را نشنود به طور یقین صدای امامزمانِ (عج)خود را هم نمیشنود؛و امروز خط قرمز بایدتوجه تمام واطاعت از ولی خود،رهبریِنظام باشد.»*
*🌹شهید مصطفی صدرزاده :*
✔️ *سخنان مقام معظم رهبری را حتما گوش کنید، قلب شما را بیدار می کند و راه درست را نشانتان می دهد.*
*🌹شهید حسین معز غلامی :*
✔️ *در بدترین شرایط اجتماعی و اقتصادی و .. ، پیرو ولی فقیه باشید و هیچگاه این سید مظلوم حضرت آقا سید علی آقا را تنها نگذارید...*
#امام_زمان
#شهید_جمهور
#شهدا
#انتخابات
هدیه به ارواح طیبه همه شهدافاتحه وصلوات💐💐💐💐💐
#ازشهدابیاموزیم❣❣❣❣❣
📚کتاب
#آخرین_نماز_در_حلب
خاطرات شهید مدافع حرم، عباس دانشگر
اثر: مومن دانشگر
📝متن یادداشت:
باسمه تعالی
نام شهید عباس دانشگر را شنیده بودم چند سال پیش جزوهای از این شهید عزیز خواندم که خیلی جالب بود، فکر کنم پدر ایشان آن را نوشته بود. اما این کتاب آن خورده اطلاعات را کامل کرد.
نمیدانم چه شده قبلاً که کتب شهدای دفاع مقدس را میخواندم اصلاً چنین حس حقارتی نداشتم زیرا تصورم این بود که آنها دهه ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ هستند و من دهه ۶۰ ، اما شهدای مدافع حرم که دیگر دهه ۷۰ بودند. چه بیچارهای هستم من.
این شهید عزیز با انتخاب دقیق خود و سپاهی شدن شهادت را برای خود برگزید و درود بر چنین مادر و پدری و همچنین [درود] بر همسر بزرگوارش
📆تاریخ یادداشت:
۱۴۰۲/۲/۲۰
یادداشتهای حجت الاسلام راجی در ابتدای کتاب
#شهدا #خاطرات_شهدا
۲۰خرداد سالروز شهادت شهید مدافع حرم عباس دانشگر🥀
هدیه به ارواح طیبه همه شهدافاتحه وصلوات اللهم صلی علی محمد و آل محمد 💐💐💐💐💐💐
#ازشهدابیاموزیم❣❣❣❣❣
❇️چادری ها همیشه در سنگرند.
❇️حسین ها که رفتند، زینب ها کارشان شروع شد.
اگر شهیدان به حسین (ع) اقتدا کردند و جان دادند، خانمها باید به حضرت زینب (س) اقتدا کنند.
👈این چادر فقط یک حجاب نیست. لباس رزم است.لباس آنهایی که مشغول مبارزه اند.
همان هایی که راهشان راه زینب کبری است.
#حجاب #عفاف #چادری
#زینب س #حسین ع
#شهدا #سنگر #محرم
دختر خانما #حتما بخونن...😊🔽
اقا پسرا #باید بخونن....😊🔽
💠+به قول حاج حسین یڪتا:
دنیا دنیای تیپ زدنه!❤️
فقط مهم اینه که کی، برای کی تیپ میزنه! شهدا یه جوری تیپ زدن که خدا نگاهشون ڪرد🦋 ...
☝️اما فقط یه چیزی:
آقا پسر؟! الگوت حضرت علی(ع) بود، حواست هست؟ همون امیرالمومنین ڪه به دخترای جوون سلام نمیڪرد..
❌مگه قرار نبود صحبت با نامحرم در حد ضرورت باشه⁉️ پس این چت📲 ڪردنا و... چی میگه؟؟
🌾 +دختر خانوم؟! وارث ارثیه حضرت زهرا (س) ! شما چی❓حواست هست❓خود حضرت فاطمه جلوی یه مرد ڪور حجابشو رعایت میڪرد؛...
چشمات قشنگه، صورتت زیباعه، میدونم همه ی اینارو....😇
ولی قرار نبود زیبایی هاتو بزاری برای هر ڪسی؛...
پس این پروفایل و اینا چی میگه؟؟؟🥀
جایی ڪه با چند تا لمس صفحه ی گوشی ڪلی مرد میتونن ببیننش...
_قرار بود #یار باشیم...
_قرار بود #منتظر باشیم...
_قرار بود راه #شهدا رو ادامه بدیم..
_قرار بود برای #رفیق شهیدمون مرام بزاریم...
ولی قرار نبود به مجازی #باخت بدیم...
💥اومدیم تو صحنهی جنگ دشمن تا #مقاومت ڪنیم، گفتیم جنگ نرم؛
ولی نرم نرم خودمون داریم وا میدیدم💔
بخاطر دل امام زمان رعایت کنیم!!
منتظران گناه نمیکنند
خیلی عجیبه!! یلدا لبخند تمسخر آمیزی زد و گفت:چادری؟؟ با جدیت گفتم:نه یلدا...چادری ها اون قدر هم آدم
داستان دو راهی
قسمت3
از کار من در شرکت می گذرد با آن دختر چادری بیشتر آشنا شدم اما فقط از نظر کلامی...هیچ چیز هنوز هم ازش نمیدانم خیلی در این مدت با هم، هم کلام شدیم واقعا خوش صحبت و با وقاره...
پشت میز نشسته بودم کار توی قسمت بایگانی واقعا عذابم می داد...
کاش میتونستم جای آن دختر چادری پشت صندوق بنشینم...
بی حوصله بلند شدم مثل هر روز آستین هایم را بالا دادم موهایم را پخش کردم روی صورتم و رفتم به طرف صندوق...
سرش شلوغ بود ولی تا مرا دید از روی صندلی بلند شد لبخند عمیقی زد و گفت:
-سلام عزیزم...حالت خوبه؟؟
-سلام ممنونم شما خوبی؟
-الحمدلله...
صورتم را کج کردم و گفتم:
-الحمدلله؟؟؟ ینی چی؟!
خندید و گفت:
-یعنی شکر خدا...
-آهااا خب همون فارسی خودمونو میگفتی دیگه...
باهم خندیدیم...باز هم به تیپ بد من نگاهی نمی کرد...من رو به روی دختری ایستاده بودم که زمین تا آسمان با من فرق داشت...
دختری که تا به حال با امثالش برخوردی نداشتم...
دستم را روی صورتم گذاشتم و دست دیگری ام را زیرش...نگاهم کرد و گفت:
-چیزی میخوای بگی؟؟؟
-نه نه!! مزاحمت نمیشم...من برم سرکارم.
نگاهی بهم کرد و گفت:
-امروز وقت داری؟؟
-برای چی؟؟؟
-بعد از سرکار میخوام برم جایی اگر مایلی بیا بریم.
از خوشحالی بال در آورده بودم آن دختر واقعا برایم جذاب بود و دوستش داشتم در حالی که در عمرم از تمام چادری ها متنفر بودم ولی گویی این یکی فرق داشت افکار من راجع به چادری ها افراد خشک و نچسب بود ولی انگار چادری ها هم دوست داشتنی هستند...
لبخندی زدم و گفتم:
-باعث افتخار منه که با شما بیرون برم...
نگاه محبت بارش را به چشمان من دوخت و گفت:
-عزیزم...لطف داری...پس بعد از تموم شدن ساعت کاری میبینمت...
-چشم.
راهم را کج کردم و پشت میزم برگشتم.
چند ساعت بعد...پایان وقت کاری...
وای برام خیلی عجیبه!
چطور یک دختر چادری با یک دختر مانتویی این برخورد خوب را دارد!
تا این اندازه که پیشنهاد دهد باهم بیرون بروند...
مشغول جمع کردن وسایل هایم شدم تا بروم سمت آن دختر، هنوز هم اسمش را نمیدانستم!
لحظه ای بعد متوجه دستی روی شانه ام شدم...دستش را روی شانه ام گذاشت نگاهم به نگاهش گره خورد با همان لبخند همیشگی به من زل زده بود...گفت:
-آماده ای؟؟؟
لبخندی زدم این لبخند روی لبم را از او یاد گرفته ام...گفتم:آماده ام.
-پس بریم.
از شرکت خارج شدیم تاکسی گرفتیم و تا مسیر دربست رفتیم.
بین راه با هم حرف های زیادی زدیم او از من پرسید و من از او...
او از علایق من و من از علایق او...
آستین های مانتوم همچنان بالا بود و موهایم در باد پریشان!
بعد از یک ساعت رسیدیم...
از ماشین پیاده شدم به اطرافم نگاهی انداختم و گفتم:
-اینجااا!!!اینجا کجاست؟؟؟!!!
چشم هایش را بست نفس عمیقی کشید و گفت:
-بعضی وقتا که دلم می گیره میام اینجا!
نگاهی بهش کردم و گفتم:
-آخی...خوشبحالت! إم! تنها میای؟؟
اخم هایش در هم فرو رفت و گفت:
-نه مکان مناسبی برای تنها اومدن نیست...
-اینجا خیلی عجیبه!!!
نگاهی به تیپم کردم و گفتم:
-چقدر چادری!!! جای مناسبی برای من هست؟
لبخند همیشگی روی لبش بود و گفت:
-عزیزم این چه حرفیه!!! دل پاک تو...باعث شده اینجا باشی...#شهدا طلبیدن...
ابروهایم را بالا انداختم و گفتم:
-شهدا؟!
جوابی نداد...راه افتادیم جای عجیبی بود شبیه بهشت زهرا...
رو کردم بهش و گفتم:
-ببخشیدا ولی!!! دلت که میگیره...میای بالا سر این قبرا میشینی؟؟؟!!!
نگاهش با چشم های عسلی اش در مردمک چشم هایم فرو رفت لبخندش هنوز هم بر روی لبش بود...
-اینا...فقط چند تا قبر نیستن، اینجا بهشته...آرامش اینجا رو هیچ جا نداره...بهشت زهرا...قطعه شهدا...
راه افتادیم، از بین قبر ها عبور می کردیم...
بالای سر چند مزار ایستادیم و فاتحه خواندیم برایم عجیب بود وقتی از او پرسیدم که چرا برای این قبر ها فاتحه می خواند...جوابم را با لبخند داد...
مگر این همه شهید را می شناسد؟؟؟
مسیر را طی می کردیم و سر قبر هر شهیدی برایم خاطره ای می گفت...
رسیدیم بالای قبر یک شهید روی سنگ مزارش نوشته بود شهید احمدعلی نیری...
آنجا نشست...من هم نشستم!
روی سنگ مزارش را با گلاب خیس کرد دستی روی سنگ مزارش کشید و چشم هایش پر از اشک شد...
رو بهش گفتم:
-ببخشید...ایشون با شما نسبتی داشتن؟؟؟
با چشم های عسلی رنگش که در اشک قرمز شده بود نگاهم کرد لبخند همیشگی را زد و گفت:
-من با خودش نه...ولی چادرم با خونش نسبت داره...
ابروهایم را بالا دادم و گفتم:
-یعنی چی؟؟؟
-من هر وقت دلم میگیره با این #شهید درد و دل می کنم...
-دردو دل میکنی؟؟؟وا!!! با یه مرده؟؟؟؟!!!