eitaa logo
"مونلایت-
385 دنبال‌کننده
235 عکس
38 ویدیو
3 فایل
Attends-moi یه‌چیزی‌خالیه شب و روز به آسمون خیره میشم،دست باد رو میگیرمو با بارون میرقصم ، من خودمو تو تموم شهر از اتوایل تا کنکورد رها کردم... شاید زیر آب‌ شاید‌ کنار ابر شایدم‌ تو شانزالیزه ،کسی‌چه‌میدونه
مشاهده در ایتا
دانلود
بازگشت ِ بید. بید ِ پر مشغله.
تکه پاره های من اینجا، درست همینجا به خاک افتاده اند اما لجوجانه چانه‌شان را رو به آسمان بالا میگیرند، آسمان سبز تو.
بی دلیل یخ کردم و قطره قطره آب شوره که داره از چشمام میریزه، بینیم میسوزه و گلوم انگار صدساله زخمه. میشنوی عزیزدل‌من؟
چه شبی شد شبستون.
من همونی ام که از کراشم توقع تعهد دارم اونم وقتی که تنها حرکت مثبتی که نسبت بهش انجام دادم اینه که چندبار بدون اخم نگاهش کردم.
|•|
جسممان میرفت اما روحمان می‌ایستاد.
من به قدری درگیر و خمار که چه عرض کنم، پاتیل و خراب ِ توعم که به بقیه حتی نمیتونم فکر کنم، چه برسه که بپذیرمشون. و اینطوریه که دونه دونه لگد میزنم به تمامی انتخاب های ممکن. به هنگامی که انعطاف قلب مرا با سختی تیغه خویش آزمونی میکند، نه نه، تردیدی برجای نمانده است مگر قاطعیت وجود تو که تو آن جرعه آبی. تو عزیز ِدل ِمنی. آن هرزه علف ها که به دست ریشه‌کن میکنم از مزرعه ِروز تو آفتابی در آسمانی آسمان ِ مزرعه. آفتابی که عمق در ریشه وجود ِ خاک دارد. پس مارپیچ تنگ و تنگ تر میشه.
من خیلی خیلی sick of you جناب.