شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر
«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»
دلا در عاشقی ثابتقدم باش
که در این رَه نباشد کار بیاجر
من از رندی نخواهم کرد توبه
و لو آذَیْتَني بِالْهَجرِ و الْحَجر
برآی ای صبحِ روشندل خدا را
که بس تاریک میبینم شبِ هَجر
دلم رفت و ندیدم رویِ دلدار
فَغان از این تَطاول، آه از این زَجر
وفا خواهی، جفاکَش باش حافظ
فَاِنَّ الرِّبْحَ و الْخُسرانَ فِي التَّجْر
« قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به ارادهی ملّتها و ایستادگی ملّتها ارتباط پیدا میکند. شما بحمدالله ایستادگی را نشان دادید و ارادهی خودتان را نشان دادید. در قضایای مختلف باز هم نشان بدهید. دشمن را مأیوس کنید. تا دشمن مأیوس نشود، در معرض آزار و اذیت قرار میگیرند یک ملّت. باید دشمن را مأیوس کرد. »
- حضرت آقا ؛ امروز
«ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور»
/آقا فرمود: این نوح کشتیبان، امام زمان ارواحنا فداه است..
#الله_اکبر
اینکه مرجع فکری آدم چهار نفر باشن که پول گرفتن تا استوری و پست بذارن و از منبعِ «جون عمم» چنددههزار کشته اعلام کنن و روی آمار پول خون ملت رو بخورن؛ اینکه هر حرفی بقیه زدن رو تکرار کنی بدون اینکه بدونی از کجا اومده؛ اینکه تاریخ که نخونی هیچ، حرف آدمهایی که دورهی قبل از این انقلاب رو دیدن و از «حلبیآبادها» و «تورم ۷۰۰درصدی به نقل از خود پهلوی» میگن رو نخوای بشنوی که هیچ، حتی حاضر نباشی بری یه تحقیق ساده بکنی و فیلمهاشو ببینی؛
اینا افتخار و روشنفکری نیست؛ سطحی و مقلّد بودنه!
اگه خیلی مَردی و ادعای خوشفکر بودنت میشه، نترس. اگرچه تو جمع ضدانقلابها فحش رکیک میدن و چادری و بسیجی رو کتک میزنن، اما نگران نباش، توی راهپیمایی ۲۲ بهمن کسی بهت کاری نداره. شجاع باش و بیا ببین حق با کیه. ساندیس گرفتی هم منو خبر کن بیام باهم بخوریم.
مَرد اونیه که تو روزگاری که همه فقط بلدن حرفایی که میشنون رو تکرار کنن، بیاد و از حرف حق بشنوه و دفاع کنه.
مرد اونی بود که امشب نترسید و الله اکبر گفت! خدا بزرگترینه. بزرگتر از همهی ناوهای آمریکایی. میگی نه؟ خواهیم دید چه خواهد شد.
#الله_اکبر
پروردگارا از تو ممنونیم که در زمانهای ما را قرار دادی تا آنچه دیگران میشنیدند، ما ببینیم و با یقین منتظر تماشای صحنهی غرق شدن فرعون باشیم.
#الله_اکبر
تفاوت حقیقت و مَجاز اینهها.
توی رسانهها و لابهلای حرفهایی که دهن به دهن میچرخه، همه ضد نظام هستند و هیچکس با انقلاب نیست و حکومت داره سقوط میکنه یا کرده و کلاً رژیم عوض شده! [القای حس ناامیدی]
ولی وقتی میایم بیرون و این جمعیت عظیم، واقعا عجیب و بزرگ و گسترده رو توی تمام شهرها و شهرستانها و روستاها میبینیم، با واقعیت مواجه میشیم.
همینقدر فاصله...
#الله_اکبر
مراسلات
عزیزترین عزیز من؛ هرچه سر به سجده بگذاریم و برای خون دلهایت بگرییم کم است. تویی و چند یار که بوی حا
آن روز که او را دیدم، تا روزها بعد مدام با خودم فکر میکردم که ای کاش بیشترِ عمرم پیش از این صرف شده بود، آنهم در کنار این مرد! اولین بار بود که آرزو میکردم میانسال باشم! میگفتم کاش او را سالها پیش از این شناخته بودم و همدل و همفکر و همراه با او بودم. مثلا آن زمان که سیّدی لاغر بود با ریش بیشتر مشکی که در مسجد کرامت یا امامحسن مشهد سخنرانی میکرد. یا آن روزها در جبههها رزمندهای بودم، یا مبارزی که او را از همین جبههها میشناسد و او نیز. یا یک شاعر یا نویسنده بودم از آنها که او خوب میشناسدشان و با آنها خاطره دارد و شعرها و تُپُقهای نوشتههایشان را از بَر است.. از ته دل غبطه خوردم به اطرافیان او، به کسانی که از اول عمر او را شناختند و جانشان به جانش بسته بود.. من، حتی غبطه میخوردم به سرباز اتاقک مقابل حسینیه که البته شاید صدای آقا هم به گوشش نمیرسید اما سربازی بود از سربازان او که شاید خاطرهی شیرینی از تفقّد آقا داشته باشد..
این روزها که تازه اول شکوفه دادن عمر من است، در سایه نشسته، تنهی سخت و محکمی را با حسرت مینگرم که برِ آفتاب تکیه زده و قانون اهالی جنگل را به هم زده..
این روزهای انقلاب، این روزها که تکان تکانهای شدید غربال را حس میکنم، حیرت میکنم از مردانگی و استواری او. از چشم تیزبین او. از صحبتهای او که از پیش از انقلاب یک شخصیت شخیص و با ثبات است تا امروز. من روز به روز بیشتر حیرت میکنم از او.
قرار نبود این متن طولانی باشد امّا دلدادگی چه کارها که نمیکند..
مراسلات
« قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به ارادهی ملّتها و ایستادگی ملّتها
«ملت عزیز ایران! دشمنان را مأیوس کردید.»
- حضرت آقا؛ امروز