eitaa logo
مراسلات
46 دنبال‌کننده
105 عکس
22 ویدیو
7 فایل
در حال نوشتن... . مشق شاعری و پریشانی .
مشاهده در ایتا
دانلود
شمایی که پیام من رو می‌بینید استغاثه یادتون نره. دعا یادتون نره. دعا برای ظهور، از ته دل. از ته دل. همون توصیه‌های حضرت آقا. محکم باشید. دل‌داری بدید. افق روشن آینده‌ی پیش‌رو رو به همه بگید و فضا رو روشن کنید. یادتون نره که پیروزی از خداست، مال خداست، نصرت خدا به دوستای خدا می‌رسه. ما هم تو جبهه‌ی خداییم. شرکت کنید. توی تجمعات شرکت کنید. توی محله‌های خودتون هم باشید. کار سختی نیست. مسجد برید. موکب بزنید و و و کارهای مختلفی که می‌شه انجام داد. ما باید به خدا خودمونو نشون بدیم که خدا! ما هستیم. اگر ابتلا، اگر امتحان سخت، ولی ما هستیم و منتظر ظهور. فکر نکنید اثر نداره باور کنید که داره باور کنید یه جمله هم یه جمله است. وظیفه‌ی من بود به همین شما چند نفر بگم. وظیفه‌ی شماست که به بقیه بگید. بسم الله.
/ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ
پیرزن از درِ خانه‌اش بیرون آمده بود و کمی این‌طرف‌تر، کنار خیابان ایستاده بود. چادر مشکی‌اش را به دندان گرفته بود و پرچم کوچک ایران را به دست گرفته بود و با صدای ضعیف رو به کاروان خودرویی ما، الله اکبر می‌گفت. کسی او را در این تاریکی شب نمی‌دید که پاسخش بدهد. صدایم گرفته بود اما دستم را از پنجره بیرون آوردم، دست‌هایم را به سمتش گرفتم و با همه‌ی وجود الله‌اکبر گفتم. انگار جان روی پیمانه‌ی نصفه‌ی جانش ریخته باشند، سرش را بالا آورد و با شور بیشتر دستش را به سمتم دراز کرد و پرچم را بالاتر گرفت و الله‌اکبر جان‌دارتری گفت. این روزها همه را دریابیم. ما همه با هم هستیم پشت ولایت هستیم.. عجب شعاری...
مراسلات
پیرزن از درِ خانه‌اش بیرون آمده بود و کمی این‌طرف‌تر، کنار خیابان ایستاده بود. چادر مشکی‌اش را به دن
استوری من را لایک کرده! تعجب که نه، حیرت می‌کنم از این کارش. استوری قبلی‌ام را هم دیده بود؛ اگر مخالفتی داشت دیگر نگاه نمی‌کرد، یا پایینش جوابم را می‌داد و حتما هم شروع می‌کرد به تکرار حرف‌هایی که همه می‌زنند. من منتظر بودم ناسزا بنویسد! اما حالا باز هم استوری‌های من را باز می‌کند و قلب می‌گذارد! از همان دخترهایی است که زن‌زندگی‌آزادی بوده‌اند این سال‌ها. از همان‌ها که متن پروفایلشان "برای..." بود. فکر می‌کنم از این به بعد از هیچ‌چیزی نباید تعجب کنیم. غربال‌های آخر است. فقط مهره‌های سیاه هستند که در کیسه‌ی آنان می‌ریزند. بقیه به تعبیر خود آقایمان "بچه‌های ما هستند". این روز و شب‌ها، نگاه‌های متحیر و دل‌های مردد را دریابیم. تا آقایمان بود که «وحدت» را به سخره گرفتند بعضی‌ها.. از این‌جا به بعد را محکم بگیریم.
هدایت شده از مراسلات
«ای سید ما ای مولای ما تو دعا کن برای ما..»
چرا میگیم مجلس خبرگان رهبری هرکسی رو معرفی کنه بدون درنگ، سمعاً و طاعتاً باهاش بیعت می‌کنیم؟ علت رو توی حرف‌های امام خمینی رضوان الله علیه جستجو کنیم که بارها در جواب پرسش‌ها و اِن‌قُلت‌های اطرافیان، مستقیم و غیرمستقیم اشاره فرمودن که این انقلاب رو منِ سید روح‌الله خمینی به وجود نیاوردم. این انقلاب رو خود خداوند متعال طراحی کرده و به اجرا درآورده و نتیجه‌اش هم با خودشه. وقتی دستوری دادن، مثلا فراخوان حضور مردم در خیابان‌ها، با دستور شخص امام زمان بوده! بارها فرمودن به این مضامین که امام زمان علیه السلام رهبر اصلی ما هستند و ایشون توجه کامل به مسائل کشور و انقلاب دارند و گرداندن امور با خودشونه. خود آقای ما هم درباره‌ی این موضوع صحبت کرده‌اند که می‌تونیم رجوع کنیم و بخونیم. {از کانال آقا} بحث ولایت فقیه بحث انتخاب مطلق من و شما نیست. بله به نوعی این انتخاب، انتخاب مردمه (چون مردم اعضای خبرگان رو تعیین می‌کنند و اون‌ها رهبر رو) اما این‌جا جمع بین دین و مردم‌سالاری است. کار دست خداست. ولی فقیه، نائب امام عصر عجل الله فرجه است. خب نائب یعنی چی؟ نائب امام رو کی می‌تونه تعیین کنه جز خود امام؟ مثلا نائب رو آدمای معمولی تعیین می‌کنن بعد هم میان میگن خب امام زمان! ما براتون مشخص کردیم دیگه بفرمایید اینم نائبتون!؟ این شکلیه؟ نه‌خیر! همون‌طور که تصورش خیلی ساده‌انگارانه و کودکانه است پس در مقام عمل هم همچین چیزی رخ نمی‌ده. پس... به شایعات توجه نکنیم. اهمیت ندیم نام هرکسی در رسانه‌ها به عنوان رهبر برده میشه. گمانه‌زنی نکنیم. صبر کنیم. دعا کنیم. و هر زمان هرکسی رو مجلس خبرگان معرفی کرد، چه خوش داشته باشیم چه نه، چه بشناسیم چه نه، با تمام وجود و اطمینان قلبی به هدایت مستقیم امام زمانمون، می‌پذیریم و بیعت می‌کنیم!
آدم بعضی وقت‌ها در کار دلش می‌مانَد. خودش هم نمی‌داند چرا این‌گونه آتش به جانش است و این‌طور اصرار می‌کند. چرا آسمان را به زمین می‌دوزد و زمین را به آسمان. چرا این‌طور شیفته و دل‌داده می‌شود و دیگر هیچ‌چیزی را نمی‌بیند و نمی‌خواهد جز همان خواسته را. آدم از کار دلش در حیرت می‌مانَد. من چه می‌دانستم دو ماه و نوزده روز بعد از دیدارتان، برای همیشه حسرت یک دیدارِ دیگر به دلم می‌مانَد...
هدایت شده از KHAMENEI.IR
14.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 | امشب؛ اشک‌های رهبر انقلاب هنگام خواندن شعری برگرفته از آخرین مکالمه بیسیم شهید حاج احمدکاظمی با شهید آقامهدی باکری در چهلمین سالروز شهادت شهید باکری در دیدار امشب شاعران 💗 احمد کجایی؟ کاش اینجا می‌شدی ای کاش یک دم شریک محفل ما می‌شدی ای کاش احمد در اینجا چیزهایی تازه می‌بینم با من دمی گرم تماشا می‌شدی ای کاش احمد بیا بیسیم مهدی از نفس افتاد مهدی شفیع محشر ما می‌شدی ای کاش اسفند روز بیست و پنجم سال ۶۳ ۴۰ سال رفت ای کاش پیدا می‌شدی ای کاش 📥 مطلب مرتبط: نماهنگ مهدی؛ احمد؛ بهشت | نماهنگ اکسیری که باکری را ساخت 💻 Farsi.Khamenei.ir