لطفاً اگر رخدادهای پیچیدهی این روزها، جنگ و تهدیدات دشمنان ایران شما را نگران کرده و به نظرتان میرسد که این کشتی انقلاب میانهی راه خواهد شکست و ما سر سلامت به مقصد نخواهیم بُرد، اگر احساس میکنید زندگی سراسر ناکامی است و ما این میان دستمان به جایی بند نیست و قربانیان حوادثیم، اگر ناامیدی در خیالتان جولان میدهد و هزار اگرِ دیگر که نقطهی مقابل امید و پویایی است، این کتاب را حتماً بخوانید و طوری هم بخوانید که هرروز جملههای به حقّ آن مقابل چشمانتان باشد.
با خواندن این کتاب، دانستم که اگر آن «بزرگْ مَردِ شهيد» توصیهی مُدامش امید بود و انگیزه و حرکت و اطمینان به این مسیر، و اگر در کلامهای پنهان و آشکارش و خطوط چهرهاش هرگز اثری از تردید نبود، اگر میفرمود «نزدیک قلّهایم؛ خستگی ممنوع؛ ناامیدی ممنوع»، به این خاطر بود که کلمه به کلمهای که به ما میگفت از عمق باور و ایمان قلبیاش برمیخاست. او به معنای واقعی کلمه امید بود و امیدبخش و امیدآفرین. امیدی ایستاده بر پایههای محکم حقیقت عالَم.
/از شیرینترین کتابهایی که خواندم..
#مکتوبات | در آغوش نیل
اما من یک روز مقابل آن نور مطلق خواهم ایستاد، درحالی که بند از پاهایم گشوده است و به هیچچیز جز تو تعلّق ندارم. آن زمان، من به تو ملحق شدهام و هیچچیز حائل میان ما نیست؛ نه بُعد مسافت و نه حصار تن. آن روز که چندان هم دیر نخواهد بود و به چشم بر هم زدنی فرا میرسد، قالب پیکر را خواهم درید و با حرارت به سوی تو پرواز خواهم نمود و سر بر دامان تو خواهم نهاد. و من، روزها و شبها را به شوق آن اتفاق، و لحظه لحظهی عمر را به امید دیدار تو سپری میکنم. خوشا آن لحظه؛ خوشا...
#مناجات
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
پاسخ_رهبر_انقلاب_اسلامی_به_نامه_بیعت_دبیرکل_و_رزمندگان_حزبالله.pdf
حجم:
246.9K
📖 پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان
🔗 Rahbar.ir/s/1672
💻 Rahbar.ir | 📲 @Rahbar_ir
«بنا نبود که عاشق کنی محل ندهی»
*/وین اتروحین؟ الکربله/ لازم انروح/ شسمچ حبیبتي؟/ «طلع شباب من الخیم گومی یزینب هلهلی»/ أکل الحمامات؟!/ ایران، صاروخ، حرب، اسرائیل، مقاومون، ماشاءالله...
*/چه شد مرور خاطرات شد تمام سهم من..؟
*/باز هم بهت سر میزنم ببین کی گفتم...
اربعین_۱۴۰۴
#ذکریات
همسایه، عزیز از دست داده. و دقایقی است بیوقفه، صدای شیون و فغان، جیغهای جگرخراش زنانه و فریادهای امانبریدهی مردانه از کف کوچه میرسد. در حالی که دوست دارم بروم به تسلّا و شاید آغوشی برای یکی از این دخترکان رنگینموی رنگپریده، اگرچه که خود و قلب خود را از این توان تهی میدانم، صحبتی از آن فرزانه به خاطرم میآید که همین سه روز پیش میشنیدم که «صبر بر سه نوع است؛ صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت، صبر بر معصیت. و پایینترین مرتبهی آن صبر بر مصیبت است. که در هنگام بلاء دیدن، صبر کنی و جزع و فزع نکنی...» به راستی که آدمی به وقت سنجش ایمان و صبر، در مییابد چقدر بر بالین آسودگی، تمرین صبر نموده که حالا بر خاکستر گداختهی مصیبت، صبر را نه با خویش که از خویش داشته باشد. «صبر»... و ما در پایینترین مرتبهاش در کار خویش ماندهایم. پناه بر تو از بیصبریهایم...
#یاد_داشت