eitaa logo
آقای ایکس
310 دنبال‌کننده
78 عکس
123 ویدیو
0 فایل
معرفی مجموعه کتاب های "در دست چاپ" آقای ایکس کپی ممنوع 🚫 🇮🇷 خون طلایی: https://eitaa.com/mrxcollection/4587 ناشناس مون https://eitaa.com/mrxcollection/1457 تقدیمی ها بعد از چند ساعت ، میره اینجا: https://eitaa.com/Tamrxcollection
مشاهده در ایتا
دانلود
وقتی فهمیدند بقیه بچه ها با پول هاشون حتی می‌تونستند تا ماه سفر کنند ولی اونا نهایتا بتونند تا پارک سر کوچه برن، انگیزه شون برای انتقام حتی بیشتر هم شد... خیلی بیشتر. @mrxcollection
آقای ایکس
#ماجراهای_منو_ویراستارم _خب، بگو... +الان اخه؟ نمیشه مردم دور و بر مونن! _مردم همیشه دور و بر مونن‌
_بیا قسمت اول این سریاله رو ببینیم، دو ماه پیش قرار بود تموم کنیم هنوز شروع هم نکردیم. +باشه ببینیم (تیتراژ پخش میشه) سه دقیقه از فیلم نرفته که میزنم رو استُپ؛ +چت شد پس؟ _این چی گفت الان؟ +چی گفت؟ _اسم دختره لورن بود؟ +خب؟ _اسم خوبیه بذار بنویسمش تو یادداشت هام واسه کتاب اسم زیاد میخوایم. +فیلم هم نمیذاری در آرامش ببینیم! @mrxcollection
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داری نسخه ی دوم کتابت رو ویرایش میکنی که یهو یه اسمی میبینی که کلا یادت رفته بود همچین کاراکتری وجود داره😔🤣 @mrxcollection
باراد و توفان میتونستند با هم کنار بیان؛ البته وقتی تو یه شیشه هوای خلأ میذاشتیشون و اون شیشه ها رو تو دوتا سیاره جدا نگه داری میکردی! @mrxcollection
راشا از موقعی که شنید سال قبل یه نفر وقتی سیبل رو نگه داشته بوده، بر اثر برخورد گلوله کشته شده، با کامپیوترش صمیمی تر شده بود! @mrxcollection
راشا، باراد و توفان رشته دانشگاه‌شون رو انتخاب کرده بودند و بهش علاقه داشتند؛ ولی آدرین، چند باری انصراف داده بود، چندین بار هم اخراج شده بود و هر دفعه یه رشته جدید و انتخاب کرده بود، پس هنوز نمی دونستند وقتی میخوان دنبالش بگردن؛ تو کدوم دانشکده ها پیداش می کنند! @mrxcollection
داریم از رمان لذت میبریمههههخ ـــــــــــ خداروشکررر وقتی خواننده ها بهمون از رضایتشون میگن انگار از وسط گرمای تابستون وارد یه فضای بسیار خنک و خوب شدم همینقدر انرژی بخش و خوشحال کننده