اگه با خانواده بودم احتمال زیاد نمیتونستم این کارو کنم ولی حالا که خودم تنهام واقعا خیلی خوشحال هم میشم.👀
آخه چون خودم تنهام و دوست و آشنا ندارم اونجا و تو کاروان هم اکثر خانوما از من بزرگترن و اینحرفا...🤧
من واقعا خیلی دوست دارم دوست جدید پیدا کنم ولی بسیار آدم کمرویی هستم متاسفانه. اینطوری نگام نکنید اینجا روم خیلی بازه😂
والا عرضم به حضور شما که اینترنتم واقعا داغون و ضعیفه، همونطور که اعصابم هست، و خب اعصابم نمیکشه سه ساعت برای هر یه چیزی که باز میکنم صبر کنم تا بیاد بالا. برای همین..😔
حالا یخورده درس هم کنارش میخونیم.
_عیب نداره
امیدوارم درست شه
مینویسی مثل قبل؟
+خدا از دهنت بشنوه😔
انشاالله.
والا نوشتن که...فعلا فقط داستانم، اونم هروقت فرصت کنم. حالا اتفاقا امروز تو فکر بودم یه چندتا از متنام و پیامامو از اینجا پاک کنم. چون نمیخوام اینجا بمونن. نمیخوام دیده بشن درواقع. یعنی خب...حالا بعدا شاید یکم بیشتر توضیح دادم. ولی خب احتمال داره یه چندتا چیز رو پاکشون کنم...آره خلاصه.
برام دعا کنید حال روحیم برگرده به دورانی که مینوشتم...