گفت: طوبی یه نفر! خانوم طوبی میری؟
سرم را بالابردم که بگویم نه نمیروم؛
چشمم به پشتِ شیشهی ماشینَش خورد؛ نوشته بود:
"پریشان شدهی چهرهی ماهِ قمریم".
خوش به حالش!
خیر بُرد برایِ خودش از دلی تنگ..
°
°
@naahiit
هدایت شده از Metanoya.
کاش خدا یه خط داشت، هروقت میخواستم سوالی ازش بپرسم دو دیقه زنگ میزدم.
بدونِ مکالمه، عشق به جان کندن میافتد.
یک عاشقانه آرام/ نادر ابراهیمی
°
°
@naahiit
"خاطرهی نور"
برای نگاه کردنت زمان شتاب گرفتهست.
که من، حالا نه پالتِ رنگ به دست دارم و نه سیزده سالهام.
نه بویِ تینِر میدهم و نه
دست به پیراهنِ بابا انداختهام و دورِ پاهاش میپلکم!
بیست و هفت هشت سالهم که،
کنجِ خاک گرفتهای از یک حجرهی خیاطی میبینمت!
بابا منتظر است تا قدِ شلوارش را کوتاه کنند.
خیاط، نخ سیگاری کنجِ لبش دارد و دستمالِ زرد رنگی دورِ سرش پیچیده. کلافه است؛ معلوم است حوصلهمان را ندارد!
تو همینجایی. دارم ازت عکس میگیرم.
بابا صدایَم میزَند. کارش تمام شده، باید برویم.
برمیگردم، بابا نگاهت میکند و چیزی زیر لب میگوید..
فاطمهکاشانی
°
°
@naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
بدونِ مکالمه، عشق به جان کندن میافتد. یک عاشقانه آرام/ نادر ابراهیمی ° ° @naahiit
که نگفتن، همان دروغ گفتن است.
قدری کثیفتر..
°
°
@naahiit
النَّــحیط | فاطمه کاشانی
که نگفتن، همان دروغ گفتن است. قدری کثیفتر.. ° ° @naahiit
دوام، دوام بانوی من!
عظمت و اقتخار در استمرار است و دوام.
عاشق شدن مسئلهای نیست؛ عاشق ماندن مسئلهی ماست. بقای عشق نه بروز عشق.
عشق به اعتبار مقدار دوامش عشق است، نه شدت ظهورش.
°
°
@naahiit
بر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشین،
تا به بویَت زِ لحد رقصکنان برخیـزم ..
حضرت حافظ
°
°
@naahiit
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
اینترنتهایتان که وصل شد، با احتیاط وارد فضایمجازی شوید. در روزهایی که نبودید عدهای از شادی کشتهشدن کودکان ما در میناب رقصیدند و کمرشان را تکاندند. وقتی میناب را دوباره زدند، آرزو کردند که کاش مدرسهها باز بود و دوباره کودکانی تکهتکه میشدند. و خندیدند. اینترنتتان که وصل شد، خواهید دید که مردی از کشتهشدن سه سرباز آمریکایی تأسفخورد و به پرزیدنتشان تسلیتگفت ولی از قتل هزاران ایرانی ککش هم نگزید. وقتی اینترنت وصل شد خواهید دید که ترامپ نوشت ناو دنا در وضعیت جنگی نبود؛ ولی زدنش جنگ را بامزهتر میکرد. و دختر آن مرد برایش کامنت تنکیو گذاشت. اینترنشنالی که دنبال میکردید، از آمریکا میخواست که روی سرتان بمب بریزد. قطعهقطعهتان کند و عزیزانتان را بکشد. خواهید دید که دلشان برای اعراب حاشیه خلیجفارس سوخت و برای شما نه. ویدیوهایی خواهید دید که وقتی شهر و خیابان شما بمباران میشد و زنان و دخترانتان جیغمیکشیدند و پیکر همسایههایتان به خیابان میافتاد، عدهای خلبان را تشویق میکردند و برایش بوس میفرستادند. وقتی زمزمه ورود زمینی دشمن به خاک ما شد، عدهای برای شانههای پهن سربازان دشمن غشوضعف کردند و آرزو کردند که سربازهای آمریکایی انتخابشان کنند. حالا که اینترنتهایتان وصل شده، جنگ را برایتان وارونه روایت نکنند. ناگهان دلسوز شما نشوند. اینها آرزوی مرگ شما، جنگزدگی و آوارگی خانوادههایتان و ویرانی کشورتان را میکردند!
«مهدی مولایی»
@m_molaie110