eitaa logo
نرگِث
1.4هزار دنبال‌کننده
495 عکس
23 ویدیو
3 فایل
,اتفاقاً ما شرقی شادیم. اگر انگولکمان نکنند. کامران ولش‌کن. @narqaf ,🧋
مشاهده در ایتا
دانلود
نرگِث
بنظرم..... قوی بودن یعنی تو. ولی گاهی همه کم میارن اشکالی نداره اشکالی نداره کم بیاری تنها چیزی که م
چالش ها و رنج ها جز لاینفک انسان بودن هست . واکنش منطقی شما به همه این اتفاقات نشانه قوی بودن هست.
نرگِث
چالش ها و رنج ها جز لاینفک انسان بودن هست . واکنش منطقی شما به همه این اتفاقات نشانه قوی بودن هست.
- میدونی خیلی قوی بودنم خوب نیست، میخوای خودت همه چی و حل کنی میخوای کسی نفهمه چی داره بهت میگذره، ولی خودمونیم یه وقتایی نمیشه تنهایی از پس یه سری مشکلات بر بیای یه وقتا یه کسی که بهت امید بده واقعا بهش اعتماد داشته باشی نیازه ولی خب این درونگرا بودن اجازه این کار و نمیده ...
هدایت شده از - دلدادھ مٺحول -
خوش‌نوایِ جنوبی. heydoo_hedayati_gatare_khali.mp3
زمان: حجم: 8.9M
بلندتر بخند یادِ خونه بیفتُـم.
درک است آنچه در هر محلک است درک است بی‌خودان را معرک است چپک است دَرَکِ زین روزگار چپک است؛ - صفر دو | ناجی
امّا عزیزم؛ می‌دونی عواقب همیشه شنونده بودن چیه؟ می‌شه این‌شکلی که همه همهٔ غماشون باتوئه، وقتی که کسی دورشون نباشه تو می‌شی نقطه برای صحبت. و تو اگه قلب رئوفی داشته باشی به سادگی با این موضوع کنار می‌ای. قلب رئوفت تو رو سوق می‌ده سمت " همیشه حواسش به همه هست " بودنه نباید زیادی شنوا باشی اگه واقعاً عواقبش دل‌پذیره باش و گوش کن. قلبت زیادی زلال و رقیقه اگه شنونده*‌ای - بیست و یک و چهل و نه دقیقه
هدایت شده از  خاور‌میانه‌زدگی
سدّی که از غم‌های‌ ما محافظت می‌کرد تا مبادا سرازیر شوند، حالا شکسته.
دی‌ماه خیلی عجیب رقم خورد، بر خلاف پیشینه و رزومهٔ خرابش این‌بار قشنگ بود و عسل.
نرگِث
هجران؛
هجران با حاء؛ فراق با غین چه فرقی می‌کنن؟ با هر صامت جایگاه غم‌آلودش به پائین سقوط نمی‌کنه و ثابته، می‌فهمی عزیزم؟ ثابـت
خدای لیلةالرغائب‌ها، خدای " انا عند قلوب المنکسرة "
تکذیب است و روا نیست که گفته شود آخر شاهنامه خوش است. اول داستان گل‌هایی دارد سرخ عنابی و همتای زر ناب؛ گل‌ها به ساز هوهو باد می‌رقصند و قاصدک‌ها قصد سفر می‌کنند. آفتاب بوسه بر دیدهٔ چشمه‌ساز می‌زند و در آئینهٔ قلبش نقره‌زلف‌هایش شانه می‌زند. به یک‌باره خزان می‌شود و زمینهٔ " آخر داستان " مهیا؛ خزان‌ها دل‌چسبند و دل‌فریب. پهنهٔ مِی آراسته و لب شعر گشوده می‌کند تا موسم سرما قدم بر عرصه گذارد، تا زمستان قدمی گذاشت و جایی گرم کرد و پشتی نرم کرد و عرقی خشک، همه‌جا یخ می‌زند. درست مثل " آخر داستان‌ها " - کوچهٔ چهل و هشت ارغوان | نرگس‌