واقعاً فکر کردی آسمون وا شده افتادی تِلپی زمین و اوههَ، چه چیز خارقالعادهای
بشر دوپا، تو واقعاً هیچچی نیستی
"
هر سال، عذاب وجدان زنده موندن دارم.
بعد از شب سوم محرم
بعد از ۵ ام صفر
هرسال زنده از هیئت بیرون میام.
خجالتزدم و روسیاه رقیه حسین
ء
خب نه نرگس، روزها ثابتن و
این آدمیزادها هستن که
خلق شدن تو نوسان باشن.
این روزم مثل مابقی روزا؛
لبخند بزن و شمع و خیلی
ریلکس فوت کن.
بعد دست بکش رو موهای یکی
در میونِ سفیدت.
5.22